سلفی‌گری و وهابیت،این‌بار در ایران


فهرست مطالب۱ مقدمه۲ گروه‌هاي سلفي افراطي۲٫۱ مجاهدين خلق بلوچ۲٫۲ جندالله۲٫۳ جيش‌العدل۲٫۴ انصارالفرقان۲٫۵ سپاه صحابه۲٫۶ جيش عمر۲٫۷ انصارالاسلام۲٫۸ توحيد و جهاد۲٫۹ کتائب کردستان۲٫۱۰ انشعابات کتائب۲٫۱۰٫۱ جيش صحابه۲٫۱۰٫۲ احفاد صلاح‌الدين۳ گروه‌هاي سلفي معتدل در ايران۳٫۱ جماعت دعوت و تبليغ۳٫۲ مکتب قرآن۳٫۳ جماعت دعوت و اصلاح۳٫۳٫۱ رابطه جماعت با نظام۳٫۴ شمس۳٫۴٫۱ مطالبات شمس۳٫۴٫۱٫۱ مطالبات و خواسته‌هاي عمومي۴ وهابيت […]




 


مقدمه

ايران کشوري شيعه‌نشين است و بيش از ۴۰۰ سال است که تشيع اثني‌عشري، مذهب رسمي‌ مردم ايران است اما در همه اين مدت، اقليتي سني مذهب نيز در ايران بوده‌اند. بر اساس آمارهاي موجود، در حال حاضر حدود ۱۱درصد از جمعيت ايران، اهل سنت هستند که عمدتاً‌ در چند استان مرزي زندگي‌ مي‌کنند. اهل سنت‌ ايران در شرق، به لحاظ فقهي، پيرو مذهب حنفي و در غرب و جنوب، پيرو مذهب شافعي هستند. به لحاظ گرايش‌هاي فکري سياسي نيز اهل سنت شرق، عمدتاً تحت تأثير اهل سنت پاکستان و اهل سنت غرب، تحت تأثير اهل سنت عراق هستند.

اهل سنت‌ ايران معمولاً با شيعيان روابط خوبي داشته و دارند. هر دو معتقد به مسلماني يکديگر هستند و در کنار هم بدون هيچ مشکلي زندگي مي‌کنند. اهل سنت‌ ايران در رژيم پهلوي نسبت به بقيه مردم ايران، در محروميت فرهنگي و اقتصادي بيشتري به سر مي‌بردند که به لطف انقلاب اسلامي، مانند مردم بقيه مناطق، وضعيت بسيار مناسب‌تري پيدا کردند. به همين جهت، آنان خود را وامدار انقلاب و نظام اسلامي مي‌دانند و با تفکرات و تهديدات ضد انقلاب، نظام اسلامي و تشيع، مخالفند.

نمونه‌اي از اين که اهل سنت ايران خود را وامدار انقلاب مي‌دانند، مجاهدت مردان و زنان مسلمان کرد، بر ضد گروه‌هاي معاندي مانند کومله و دمکرات است. مبارزه‌اي که به شهادت هزاران تن از مردم مسلمان مظلوم کردستان انجاميد. در رأس اين مبارزه، نيز تعداد زيادي از روحانيت اهل سنت کردستان هستند که جان بر سر پيمان خويش گذاشتند. نام روحانيون شهيدي همچون ملا‌هاشم کريم پاوه، ملامحمد کريميان و سيدسلمان حسيني بر تارک شهيدان کرد مي‌درخشد و حکايت‌گر دفاع اهل سنت، از انقلاب اسلامي ايران است. اين مسأله خاص اهل سنت کردستان نيست، بلکه در ديگر مناطق نيز اهل سنت، شهيدان بسياري در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي تقديم کردند.

پس از انقلاب، سلفي‌ها به خصوص وهابي‌ها، سعي فراواني در جذب اهل سنت و تحريک آن‌ها، ضد نظام اسلامي داشته‌اند اما عموم اهل سنت ايران با تفکر سلفي‌گري و وهابيت مخالفند؛ حتي عده زيادي از علماء اهل سنت ايران، بيزاري خود را از اعمال و رفتار وهابيت اعلام کرده‌اند و به‌طور جدّي از فعاليت وهابي‌ها نگرانند. ايشان اعلام کرده‌اند که عقايد خود را از جانب آموزه‌هاي افراطي آن‌ها در خطر مي‌بينند و حتي از نظام جمهوري اسلامي ايران انتظار دارند که با وهابي‌ها برخورد کند. لذا انگ سلفي‌گري و وهابي‌گري نسبت به عموم و يا حتي اکثريت اهل سنت ايران يا نسبت دادن اعمال و رفتار افراطي و تکفيري به آنان ، بي‌انصافي است اما تعداد کمي ‌راه انحراف را پيموده و با وهابيت و گروه‌هاي تروريستي همکاري‌هايي داشته‌اند. خوشبختانه اين عده کم، هيچ‌گاه در بين اهل سنت جايگاهي نداشته و ندارند.

گروه‌هاي سلفي افراطي

برخي گروه‌هاي افراطي اهل سنت ايران، در دوره بعد از انقلاب عبارتند از:

مجاهدين خلق بلوچ

اين گروه که امروزه ديگر نامي ‌از آن نيست، در کويته پاکستان حضور داشتند و گاهي به ‌ايجاد ناامني در برخي مناطق مرزي اقدام مي‌کردند. مجله‌اي تند و افراطي به نام «اذان مجاهد» نيز داشتند که در شماره‌اي از آن‌که بعد از زلزله رودبار منتشر شد، رسماً به مسلمانان تبريک گفت؛ چرا که خداوند با يک حرکت زمين، اين تعداد شيعه را به درک واصل کرد.

جندالله

گروه «جندالله» يا «جنبش مقاومت مردمي ايران» به رهبري عبدالمالک ريگي در جنوب شرق، يکي از گروهاي افراطي اهل سنت بود که بعد از دستگيري و اعدام عبدالمالک ريگي، تا حدودي پراکنده شد. در آذرماه سال ۱۳۹۱ نيز انشعابي در اين گروه به وجود آمد و گروهي تحت عنوان «حرکت انصار ايران» و گروه کوچک‌تري به نام «جيش ‌الحسين» از آن جدا شدند.

جيش‌العدل

اخيراً گروهي به نام «جيش‌العدل» در جنوب شرق ايران شکل گرفته است. فردي به نام عبدالرحيم ملازاده، اهل راسک، با نام مستعار صلاح الدين فاروقي رهبري گروه را برعهده دارد. وي به اتهام شرکت در شهادت مولوي جنگي زهي متواري شد و پس از مدتي موجوديت گروه جيش‌العدل را اعلام نمود.‌

اين گروه تازه تأسيس در سال ۱۳۹۲ دو عمليات داشت که در يکي چند مرزبان ايراني را در سراوان شهيد کرد و در ديگري، چند مرزبان را در همان منطقه به گروگان گرفت. از ديگر اقدامات اين گروه، جذب کودکان اهل سنت و تعليم آنان براي اهداف خويش است.

انصارالفرقان

انصارالفرقان از اتحاد دو گروه تروريستي «انصار ايران» و «فرقان» به وجود آمد. گروه تروريستي «انصار ايران» يکي از شاخه‌هاي جدا شده از گروهک «جندالله»، پس از اعدام عبدالمالک است. اين گروه در اوائل بهار ۱۳۹۴ به چند برنامه تروريستي در جنوب شرق کشور اقدام کرد اما در يک عمليات در اوائل ارديبهشت، هشام عزيزي معروف به ابوحفص البلوشي فرمانده سياسي ـ نظامي گروه، به همراه دو نفر از همراهانش به هلاکت رسيد و ضربه مهلکي به گروه وارد شد.

سپاه صحابه

سپاه صحابه از گروه‌هاي تکفيري ـ جهادي پاکستان است اما در منطقه بلوچستان ايران نيز اعلام موجوديت کرده است. رهبري اين گروه را شخصي به نام حاجي محمد بلوچ معرفي کرده‌اند که معلوم نيست، واقعي باشد.

جيش عمر

بر اساس برخي اعلاميه‌هاي منتشر شده، در منطقه شمال شرق کشور، گروهي به نام «جيش عمر» در مناطقي مانند مشهد، تايباد، خواف و تربت جام اعلام موجوديت نمود. برخي گزارش‌ها نيز از فعاليت‌هاي اين گروه منتشر شده است اما وجود چنين گروهي، هنوز مشخص نشده و احتمال دارد که اعلاميه‌هاي مذکور توسط يک يا دو نفر و با يک نام ساختگي منتشر شده باشد.

اخيراً شب‌نامه‌هايي از سوي اين گروه در منطقه خواف منتشر شده بود که در آن‌ها خواستار تغيير کتب درسي براساس عقايد اهل سنت، منصوب کردن استاندار و مسئولان سني مذهب در اين منطقه شده‌اند. اگر شب‌نامه‌هاي مورد اشاره واقعيت داشته باشد، حاکي از تفکر فوق‌العاده افراطي اين گروه دارد.

انصارالاسلام

انصارالاسلام يکي از گروه‌هاي افراطي غرب کشور است که شاخه‌اي از انصارالاسلام عراق است. انصارالاسلام به دو مرحله از اقدام قائل است؛ مرحله غيرعملياتي و مرحله عملياتي.

در مرحله کنوني که مرحله غيرعملياتي است، فعاليت اين گروه در کردستان ايران عمدتاً در محورهاي زير انجام مي‌گيرد:

  1. دعوت (که عبارت است از ترويج و تبليغ)؛

۲. تذکر و در موارد حادّ تهديد و ارعاب گمراهان و مخالفين؛

٣. آموزش عقيدتي و نظامي؛

۴. سازماندهي مؤمنان جدي و ثابت قدم؛

۵. جمع‌آوري کمک‌هاي مالي؛

۶. تشکيل هسته‌هاي مخفي عملياتي براي مرحله بعدي که مرحله ظهور و حضور قدرتمند مؤمنان و جهاد با کفار و منحرفين خواهد بود.

توحيد و جهاد

يکي از گروه‌هاي افراطي غرب کشور است که در سال‌هاي ۸۸ تا ۹۰ چندين نفر را ترور کرد.‌ اين گروه علاوه بر ترور افرادي از قوه قضائيه، نيروي انتظامي ‌و محيط‌باني، چند روحاني برجسته اهل سنت کرد را نيز ترور کرد که از جمله آن‌ها يکي ماموستا شيخ الاسلام، نماينده کردستان در مجلس خبرگان و ديگري ماموستا برهان عالي بود. کاوه شريفي، فرمانده‌ اين گروهک تروريستي دستگير شده و پرونده‌ اين گروه تروريستي نيز پايان يافته است. اما اخيراً مؤسسه‌اي تبليغي به نام «مؤسسه الفرقان للانتاج الاعلامي» در فضاي مجازي فعال شده و مدعي ادامه راه «توحيد و جهاد» است.

کتائب کردستان

اين گروه خود را شاخه ايراني «کتائب کردستان» عراق مي‌داند. اين گروه ابتدا در مناطق مختلف کردستان‌ ايران، از جمله سنندج، مريوان، سقز و بوکان فعاليت تبليغاتي داشت و حتي در مساجد نيز نماز جماعت برگزار مي‌کرد اما بعدها فعاليت آن‌ها در‌ ايران ممنوع شد و امير آن‌ها که پيش از آن، آزادانه در سنندج زندگي مي‌کرد و مديريت گروه را به عهده داشت، دستگير شد اما شاخه‌اي از آن اخيراً در سقز فعال شده است.

انشعابات کتائب

برخي از اعضاي گروه کتائب، با‌ اين بهانه که تشکيلات کتائب، تحت تاثير فشارهاي دولت ايران قرار گرفته، به رهبران خود اعتراض کردند و اين باعث انشعاب در کتائب شد. از انشعاب کتائب دو گروه به نام‌هاي «جيش صحابه» و «احفاد صلاح‌الدين» به وجود آمد.

جيش صحابه

در سال ۱۳۸۷شمسي، گروهي از اعضاي کتائب، جدا شدند و نام خود را «جيش صحابه» گذاشتند. اين گروه فعاليت تبليغاتي در کردستان ايران داشته و موفق به جذب تعدادي از کردهاي ايران شده است. هرچند اکثريت قاطع «جيش صحابه» با کردهاي ايران است اما اکثر کادر رهبري و تاثيرگذار آن را کردهاي عراق تشکيل مي‌دهند.

احفاد صلاح‌الدين

تعدادي از جداشدگان از کتائب، نام خود را «احفاد صلاح‌الدين» گذاشته و خود را به صلاح‌الدين ‌ايوبي منتسب کردند.

گروه‌هاي سلفي معتدل در ايران

در ايران گروه‌هاي ديگري نيز هستند که گرايش سلفي معتدل دارند. مهم‌ترين آنها عبارتند از:

جماعت دعوت و تبليغ

«جماعت دعوت و تبليغ» يک شبکه جهاني است که گروه‌هاي تبليغي براي ترويج اسلام سني، به مناطق مختلف سني‌نشين اعزام مي‌کند. بنيان‌گذار اين شبکه «شيخ محمد الياس‌بن شيخ محمد اسماعيل حنفي ديوبندي چشتي کاندهلوي» است که چون بعداً مقيم دهلي شد، به دهلوي مشهور شد، وي به لحاظ فقهي حنفي و به لحاظ مشرب فکري، صوفي و به لحاظ کلامي، ‌ماتريدي است. او بضاعت علمي کم ولي غيرت ديني بالايي داشت و علاقه‌مند به تبليغ بود و حرکت جماعت تبليغ را در هند بنيان گذاشت. وي از شاگردان و مريدان شيخ رشيد احمد کنکوهي و شيخ اشرف ‌علي تهانوي است.

دهلوي اين جماعت را در سال ۱۹۲۶ بنيان گذاشت و هدف از تشکيل آن، تبليغ مذهب حنفي بود. مقر جماعت قريه «نظام‌الدين» نزديک دهلي است اما در بسياري از کشورها فعال است. گفته مي‌شود ده ميليون عضو دارد. سالانه دو همايش دارد که يکي در پاکستان و ديگري در بنگلادش برگزار مي‌شود و بين يک تا دو ميليون نفر شرکت‌کننده دارد.

شاخه‌اي از اين جماعت نيز در ايران فعال است که مرکز آن در زاهدان و رهبري آن را مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي، امام جمعه و جماعت مسجد مکي زاهدان، برعهده دارد. اين جماعت به صورت فصلي، طلابي را از سوي مدارس علوم ديني بلوچستان، مانند مدرسه مکي، حوزه علميه دارالعلوم زاهدان و مسجد عزيزي به نقاط سني‌نشين، مخصوصاً مناطق کردنشين، براي تبليغ اسلام سني اعزام مي‌کند.

اين تشکيلات بخش‌هاي متعدد و متنوعي دارد که عبارتند از:

  1. مجمع فقهي اهل‌سنت که در سال ۱۳۷۷ تشکيل شد و در برگيرنده علما و فقهاي اهل‌سنت همه مناطق ايران است و به بررسي مسائل جديد مي‌پردازد.
  2. فصلنامه «نداي اسلام» که مدرسه دارالعلوم زاهدان صاحب امتياز آن است و در مناطق سني‌نشين در دسترس عموم قرار مي‌گيرد.
  3. مرکز تحقيق و ترجمه که در سال ۱۳۸۲ افتتاح گرديد.
  4. انتشارات صديق و کتابخانه حوزه علميه که در سال ۱۳۶۵ تأسيس و اکنون در ۳۰۰ متر مربع و ۲۰ هزار جلد کتاب دارد.
  5. دفتر تبليغات و امور مکاتب که بر اساس نياز مناطق مختلف، جهت تبليغ و بيان احکام و ملاقات با مردم، مُبلغ اعزام مي‌کند.

مکتب قرآن

مجموعه مکتب قرآن توسط احمد مفتي‌زاده تأسيس شد. وي در بهمن ‌ماه ۱۳۱۱ در سنندج متولد شد و در ۲۰ بهمن ۱۳۷۱ در تهران از دنيا رفت. او استاد دانشگاه تهران بود که در زمان پهلوي به علت عضويت در حزب دموکرات اخراج شد اما تا پايان رژيم شاه، در کردستان قاضي بود. بر اساس اسناد ساواک با‌ اين اداره همکاري داشته است. وي با انقلاب اسلامي ايران به شدت مخالف بود. ابتدا گرايشات خاصي داشت؛ هم برخي آموزه‌هاي کمونيستي را قبول داشت و هم آموزه‌هاي ليبراليستي و به تعبير خودش، به دنبال تفسيري مدرن از اسلام بود اما در نهايت به تفکرات وهابيت گرايش پيدا کرد.

مشهورترين چهره‌ سلفي در کردستان ايران، يکي ملامحمد مردوخ (۱۲۵۶-۱۳۵۴ش) بود که فردي ضد شيعه، مشروطه‌خواه و سپس به شدت شاه‌دوست و طرفدار سرسخت پهلوي و مخالف شديد حضرت امام خميني(ره)، بود. قصيده بلندي در مدح شاه سرود[۱] و نامه‌اي توهين آميز به حضرت امام(ره) نوشت.[۲] چهره دوم سلفي‌گري در کردستان ايران احمد مفتي‌زاده است.

جماعت دعوت و اصلاح

جماعت دعوت و اصلاح ايران يک تشکل سياسي‌ـ مذهبيِ سني ايراني است که خود را پيرو مباني فکري جنبش «اخوان‌المسلمين» توصيف مي‌کند. مقدمات تشکيل آن، توسط گروهي از طلاب ايراني تحصيل‌کرده در حلبچه عراق، فراهم شد که در رأس آنان ناصر سبحاني قرار داشت. وي در اواخر دهه ۶۰ اعدام شد. اين جماعت در سال ۱۳۷۵ شمسي رسماً اعلام موجوديت کرد.

دبيرکل فعلي جماعت عبدالرحمن پيراني است. وي در هر سه کنگره جماعت که در سال‌هاي ۱۳۸۰، ۱۳۸۵ و ۱۳۸۹شمسي، به اتفاق آراي اعضاي کنگره، به عنوان دبيرکل جماعت انتخاب شده‌است. وي هم اکنون عضو هيأت رئيسه «اتحاديه جهاني علماي مسلمين» است.

اعضاي شوراي مرکزي به ترتيب تعداد آراء عباراتند از:

۱.عبدالرحمن پيراني ۲.سعدالدين صديقي ۳.محمدعلي آريانژاد ۴.مصطفي اربابي ۵.مقداد پيرصاحب ۶.کشف‌الدين محمديان ۷.داود نارويي ۸.حسين تيباش ۹.ستار‌ اينه‌پور ۱۰.محمدرسول ابوالمحمدي ۱۱.يوسف جمالي ۱۲.عبدالباقي خاکزاد

اين جماعت در ابتداي تشکيل، با تشکيلات مفتي‌زاده متحد شد و از پروژه خود مختاري کردستان حمايت کرد. پايگاه اطلاع رساني «اصلاح»[۳] متعلق به اين جماعت است

جماعت، تمام مناطق سني‌نشين ايران را به عنوان حوزه فعاليت خود مي‌شناسد اما عملاً اکثر رهبران آن کرد هستند. محل استقرار دفتر جماعت، تهران است. جماعت ‌ايدئولوژي خويش را تلفيقي از اسلام سني و ناسيوناليسم و شعار خود را «آزادي، عدالت و برادري» اعلام کرده است.

رابطه جماعت با نظام

«جماعت دعوت و اصلاح» در سال‌هاي اخير سعي کرده خود را نسبت به نظام موافق جلوه دهد، گرچه برخي سران آن اظهار مي‌کنند که مورد بي‌مهري نظام هستند و به برخي برخورد‌هاي نظام اعتراض دارند، مانند بستن دفتر جماعت در مشهد و يا تذکر به برخي هواداران، مانند تذکر به امام جماعت «سروآباد»، «دهگلان» و امام جماعت يکي از مساجد ديوان‌دره.

در انتخابات ۱۳۸۸ اين گروه، در پي توافق با موسوي و انعکاس مواضع ۸ ماده‌اي وي در مورد «قوميت‌ها» و «اقليت مذهبي سني»، از موسوي حمايت کرد و تبليغات پرهزينه‌اي نيز براي او انجام داد. آقاي پيراني در مصاحبه با «الشرق الاوسط» اعلام کرد: «مواضع تشکيلات به اصلاح‌طلبان نزديک‌تر است».

شمس

«شمس» يا «شوراي مرکزي سنت» در سال ۱۳۶۰ با هدف «دفاع از حقوق اهل تسنن ايران» تشکيل شد. بنيان‌گذاران اوليه آن عبارت بودند از: احمد مفتي‌زاده، مولوي عبدالعزيز ملازاده، ناصر سبحاني، ملاعبدالله محمدي. مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي نيز عضو اين شورا بود. شورا در حال حاضر غيرقانوني است اما در فضاي مجازي کاملاً عليه نظام جمهوري اسلامي فعال است. سايت گروه شمس نيز در ‌اينترنت فعال است.[۴]

مطالبات شمس

شمس در اطلاعيه‌اي که در سوم اسفند ماه سال ۱۳۸۸ منتشر نمود، اعلام کرد:

شوراي مرکزي سنت (شمس) به عنوان اولين جنبش سراسري اهل سنت در ايران، با داشتن مطالبات زير، در صورت اعلام مواضع صريح و شفاف سران جنبش سبز در قبال حقوق اقليت‌هاي قومي ‌و مذهبي،‌ پشتيباني خود را اعلام مي‌نمايد و بر‌ اين باور است که اهتمام ندادن به حقوق اقليت‌هاي قومي ‌و مذهبي، مانع فراگيري جنبش خواهد شد.

مطالبات و خواسته‌هاي عمومي

١. تدوين قانون اساسي جديد، براساس به رسميت شناختن حقوق متساوي اقليت‌هاي قومي ‌و مذهبي، با حضور نمايندگاني از آنان و به رفراندم گذاشتن آن؛

٢. حق انتخاب سيستم اداري حکومت و مسئولين اجرايي آن توسط مردم؛

٣. تفويض و واگذاري مسئوليت‌هاي اداري و اجرايي هر استاني به افراد بومي ‌آن استان؛

٤. آزادي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي؛

٥. توزيع عادلانه ثروت در تمامي مناطق مختلف کشور؛

وهابيت در خوزستان

سابقه مذهب تسنن در منطقه خوزستان به کمتر از يک چهارم قرن مي‌رسد. بر اساس برخي اطلاعات، از سال ۱۳۶۹ حدود ده نفر از عناصر «خلق عرب» که به دنبال جدايي خوزستان از ايران و تشکيل دولت مستقل عربي موسوم به «الاحواز» بودند، در روستاي کوت سيدصالح اهواز گرد هم مي‌آيند و تصميم به تغيير مذهب مي‌گيرند تا بتوانند از حمايت‌هاي سياسي و مالي کشورهاي عربي برخوردار شوند و به همين منظور جريان موسوم به «حرکه السُنّي» را پايه‌گذاري مي‌نمايند، چرا که سران برخي دول عربي و کانون‌هاي سلفي فعال در منطقه، حاضر به حمايت از گروه‌هاي مدعي تشيع بر ضد انقلاب اسلامي نبودند. آنان با القاء اين شبهه که «مذهب شيعه ساخته و پرداخته قوميت فارس و جمهوري اسلامي»، عناصر «خلق عرب» را به تغيير مذهب تحريک و تحريص نمودند.

رهبر اين گروه فردي به نام عبدالحميد صالح‌النزاري مشهور به سيدعبد نزاري بود. اين مرد ۶۵ ساله که در حال حاضر به آمريکا متواري شده، از اواسط دهه ۱۳۶۰ به مذهب اهل سنت گرويده بود. اعضاء گروه ابتدا تقيه مي‌کردند و جلسات خود را با پوشش کلاس‌هاي قرآن برگزار کردند.[۵]

در سال‌هاي ۱۳۷۲ يا ۱۳۷۳ براي اولين بار در يک روستا به نام «سويسه» از توابع شهرستان کارون، چهار نفر به صورت دست بسته نماز خواندند و با‌ اين اقدام تغيير مذهب و سني شدن خويش را اعلام نمودند[۶] و همين سرآغاز پيدايش تفکر سني در منطقه شد.

اين گروه از ابتدا رنگ وهابيت و افراط‌گرايي داشتند و موفق به جذب تعدادي از مردم منطقه و اقدام به انجام چند انفجار در سال ۱۳۸۴ شدند. البته اقدامات دولت اصلاحات و گروه‌هاي وابسته بدان و مشخصاً اقدامات «جبهه مشارکت» در تشکيل «لجنه الوفاق» و نقش آن در تقويت تفکر وهابي در خوزستان را نبايد نا ديده گرفت.[۷]

 

برگرفته از کتاب جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران به قلم مصطفی اسکندری

 

پی نوشت:

[۱]. ر. ک: مرکز بررسي اسناد تاريخي، قيام ۱۵ خرداد به روايت اسناد ساواک، جلد سوم؛ زندان، چاپ اول، تهران، مرکز بررسي اسناد وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، ص۵۱۲٫

[۲]. ر. ک: منبع پيشين، ص۵۰۹٫

[۳] . http://www.islahweb.org

[۴]. http://www.shams.org

[۵]. ر. ک: «رد پاي تعصبات قومي ‌در اعتقادات شبه مذهبي»، ماهنامه راهنما (مطالعات بين‌المللي تروريسم، سال دوم، شماره هشتم، ۱۳۹۱شمسي، ص۱۰۶٫

[۶]. حيدري، محسن، «مردم عرب خوزستان همواره روحيه ايراني خود را حفظ کرده‌اند»، ماهنامه راهنما (مطالعات بين‌المللي تروريسم، سال دوم، شماره هشتم، ۱۳۹۱شمسي، ص۲۲٫

[۷]. همان، ص۲۳٫