علما، نیروهای مذهبی و دغدغه‌ها(بخش پنجم)

آیت اللّه سید عبدالحسین لاری، پیشگام عمل به نظریه ولایت فقیه


مرحوم لاری از شاگردان میرزای شیرازی بود و با همکاری اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی، حکومتی بر مبنای ولایت فقیه در منطقه لارستان برقرار کرد. وی با استناد به آیات و روایات، مبارزه با ظلم را ضروری می‌دانست و خواهان مشروطه مشروعه تحت نظر ولایت فقیه بود.






مقدمه:

درباره نقش دین در تحولات معاصر ایران، به علمای اصولیِ تأثیرگذار بر روند تحولات سیاسی ـ اجتماعی در ایران معاصر اشاره شد. برخی از اقدامات این گروه عبارت است از: حضور در جنگ‌های ایران و روس و صدور فتواهایی در این خصوص، اعتراض مردم به رهبری میرزا مسیح مجتهد که به قتل گریبایدوف و همراهانش منجر شد و فعالیت‌های سید محمدباقر شفتی در اصفهان. داستان تنباکو را می‌توان اوج وقایع فوق تا پیش از مشروطه به شمار آورد که قدرت علمای شیعه را به اوج خود رساند. تحریم تنباکو پانزده سال قبل از انقلاب مشروطه اتفاق افتاد. برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، فتوای میرزای شیرازی به صورت فوری صادر نشد، بلکه از حدود دو سال پیش از آن، میرزا با ناصرالدین شاه درگیر بود و حاصل همه این درگیری‌ها، ارسال نامه‌ها، پیام‌ها و … ، فتوای آن مرجع بزرگ مبنی بر تحریم تنباکو بود.

گفتار چهارم: نقش علما در تحولات ایران معاصر

تقسیم‌بندی علما در مشروطه

متأسفانه در نهضت مشروطه، علمای ما از لحاظ سیاسی، به دو دسته عمده تقسیم شدند:

۱ . گروه مشروطه‌خواه

۲ . گروهی که به مخالفان مشروطه مشهور شدند.

دو دسته فوق، هم در ایران و هم در نجف حضور داشتند. از کسانی که در نجف بودند و به مشروطه‌خواه مشهور گردیدند، می‌توان افراد ذیل را نام برد:

در واقعه قیام مسلمانان بر ضد نیروهای انگلیسی، که پس از جنگ جهانی اول وارد عراق شده بودند و با عثمانی‌ها می‌جنگیدند، سید محمدکاظم یزدی علیه آنها فتوای جهاد صادر کرد.

ملامحمدکاظم آخوند خراسانی، شیخ عبداللّه مازندرانی، حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی و آیة اللّه شیخ محمدحسین نائینی. نائینی که در واقعه مشروطه نامدارتر از دیگران است، در آن مقطع، شاگرد سه عالم قبلی به شمار می‌آمد. مهمترین کسی که در نجف به مخالفت با مشروطه مشهور شد، سید محمدکاظم یزدی بود. در خصوص دیدگاه‌ها و عملکرد سیاسی ایشان کار چندانی صورت نگرفته است. مهمترین سندی که می‌توان درباره مواضع ایشان ارائه کرد، خاطرات آقانجفی قوچانی در سیاحت شرق می‌باشد. آقانجفی قوچانی از شاگردان آخوند خراسانی و طرفدار مشروطه بود.

در واقعه قیام مسلمانان بر ضد نیروهای انگلیسی، که پس از جنگ جهانی اول وارد عراق شده بودند و با عثمانی‌ها می‌جنگیدند، سید محمدکاظم یزدی علیه آنها فتوای جهاد صادر کرد. نکته درخور توجه آن است که مخالفت وی با مشروطه نمی‌تواند در ردیف مخالفت شیخ فضل اللّه با مشروطه قرار گیرد، زیرا شیخ فضل اللّه که در ابتدا مشروطه‌خواه بود، بعد از مدتی خواهان مشروطه مشروعه گردید و سپس به دلایلی که قبلاً گفتیم، به مخالفت قطعی با مشروطه پرداخت. آیة اللّه سید عبداللّه بهبهانی و آیة اللّه سید محمد طباطبایی از موافقان مشروطه در تهران بودند. سید عبداللّه بهبهانی در سال ۱۹۱۰م در منزلش ترور شد و سید حسن تقی‌زاده به قتل ایشان متهم گردید، لذا از ایران فرار کرد. مشهورترین مخالف مشروطه در ایران نیز شیخ فضل اللّه نوری بود.

موضع‌گیری علمای اصولی در داستان مشروطه

پس از داستان مشروطه، علمای اصولی به دو دسته تقسیم شدند:

گروهی به مشروطه بی‌اعتماد شدند و دسته دیگر همچنان آن را پی‌گیری می‌کردند. از کوشاترین افراد دسته دوم می‌توان به آیة اللّه سید حسن مدرس و آیة اللّه سید ابوالقاسم کاشانی اشاره کرد.

به دنبال جنگ جهانی اول، نیروهای انگلیسی به عراق و بین النهرین اعزام شدند. بر این اساس، در حدود یک میلیون سرباز، که غالباً از هند و دیگر مناطق جهان اجیر شده بودند، وارد عراق شدند تا علیه عثمانی‌ها نبرد کنند. در جنگ جهانی اول، چهار تن از علمای بزرگ شیعه بر ضد انگلیسی‌ها و به نفع عثمانی‌ها فتوای جهاد صادر کردند.

این عالمان عبارت بودند از:

۱ . سید محمدکاظم یزدی؛

۲ . میرزا محمدتقی شیرازی که به عنوان رهبر انقلاب ۱۹۲۰ م عراق معروف است؛

۳ . شیخ الشریعه اصفهانی؛

۴ . آیة اللّه سید مصطفی کاشانی، پدر سید ابوالقاسم کاشانی که خود در ۱۹۱۶م در جنگ با انگلیسی‌ها مجروح شد؛

در میان عالمانی که در ایران با انگلستان به نبرد پرداختند، می‌توان از این شخصیت‌های برجسته نام برد:

۱ . شیخ محمدحسین برازجانی در بوشهر؛

۲ . شیخ جعفر محلاتی؛

۳ . آیة اللّه سید عبدالحسین لاری، مشهور به مجتهد لاری؛

مرحوم لاری پیشگام نظریه ولایت فقیه

مرحوم لاری از شاگردان میرزای شیرازی بود و با همکاری اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی، حکومتی بر مبنای ولایت فقیه در منطقه لارستان برقرار کرد. وی با استناد به آیات و روایات، مبارزه با ظلم را ضروری می‌دانست و خواهان مشروطه مشروعه تحت نظر ولایت فقیه بود. بر این اساس، از ایشان به مثابه پیشگام عمل به نظریه ولایت فقیه یاد می‌شود.

از جمله روحانیونی که در سطح پایین‌تری قرار داشتند و در ایران به مبارزه سیاسی پرداختند، می‌توان این افراد را نام برد:

۱-میرزا کوچک خان جنگلی:

نام وی میرزا یونس بود. او جنبش جنگل را در سال ۱۹۱۷ م به راه انداخت. میرزا از جمله کسانی بود که خواهان تز اتحاد اسلام بود؛

۲- شیخ محمد خیابانی:

وی حزب دموکرات را در تبریز تأسیس کرد.

هر دو طلبه فوق حکومت تشکیل دادند. خیابانی، حکومت آزادستان را در تبریز و کوچک‌خان، حکومت جمهوری شوروی جنگل را در گیلان برقرار کرد. شوروی به آن نوع از جمهوری گفته می‌شود که با نظام شورایی اداره می شود؛ بنابراین آنچه برخی گمان کرده‌اند که این دو تن از طرفداران اتحاد جماهیر شوروی بوده اند، صحیح نیست. نکته دیگر اینکه هر چند بروز برخی خطاهای آنان را نمی‌توان انکار کرد، دغدغه اصلی آنان اسلام بوده است.

نقش علما در عصر رضاشاه

کودتای رضاخان و سید ضیا در سوم اسفند ۱۲۹۹ (۱۹۲۱ م) به وقوع پیوست. در این دوره، همه جنبش‌ها و نهضت‌های اسلامی و غیر اسلامی در ایران سرکوب شدند. در سال ۱۳۰۴، رضاخان پس از چهار سال به رضاشاه تبدیل شد، قانون اساسی تغییر کرد و سلطنت پهلوی جایگزین سلطنت قاجاریه شد. پس از رحلت مراجع بزرگ عراق، مراجع دیگری وارد صحنه سیاسی این کشور شدند و با حضور استعمار انگلیس به مخالفت پرداختند: از جمله آنها آیت اللّه نائینی (م ۱۳۱۶)، سید ابوالحسن اصفهانی (م ۱۳۲۵) و شیخ محمدمهدی خالصی (م ۱۳۰۲) می‌باشند. این سه عالم به دلیل اعتراض بر پادشاه دست نشانده انگلیس، به ایران تبعید شدند. پس از ورود آنها به قم، رضاخان از اولین کسانی بود که به دیدار آنها آمد. در آن زمان، در تهران داستان جمهوری بر سر زبان‌ها جاری بود. رضاشاه نیز این بحث را مطرح می‌کرد که باید سلسله قاجار برکنار و سپس نظام جمهوری تأسیس شود. الگوی وی نیز در این باره، کشور ترکیه بود. به هر حال، رضاخان به حضور این سه عالم در قم رسید و از جایگاه فردی که داعیه‌دار مذهب است، به گفتگو با آنان پرداخت. نتیجه این مذاکرات به توقف جمهوری‌خواهی انجامید.

تحولات مذهبی در دوره رضا شاه

به گواهی اسناد موجود، شیخ عبدالکریم حائری بیش از هر چیز اهتمام خود را بر مسائل فرهنگی، خصوصاً گسترش و تقویت حوزه علمیه قم، متمرکز ساخت. ایشان سعی می‌کرد که در امور سیاسی کمتر دخالت کند.

به گواهی اسناد موجود، شیخ عبدالکریم حائری بیش از هر چیز اهتمام خود را بر مسائل فرهنگی، خصوصاً گسترش و تقویت حوزه علمیه قم، متمرکز ساخت. ایشان سعی می‌کرد که در امور سیاسی کمتر دخالت کند. مهمترین مخالف رضاشاه، آیة اللّه سید حسن مدرس بود که پس از چند ترور نافرجام، سرانجام در سال ۱۳۱۶ در تبعیدگاهش، شهر کاشمر در خراسان، به شهادت رسید.

برخی از اقدامات مهم رضاشاه که با مخالفت علما و نیروهای مذهبی مواجه شد یا دست کم بهانه مخالفت ایشان را فراهم کرد، عبارت است از:

۱- تصویب قانون نظام وظیفه عمومی در سال ۱۳۰۴؛

۲- تصویب قانون مدنی در ۱۳۰۷ که البته با واکنش چندانی مواجه نشد؛

۳- تصویب قانون برگزاری امتحانات طلاب در سال ۱۳۱۰ که با هدف نظارت بیشتر بر حوزه‌ها صورت گرفت؛

۴- قانون تعیین حدود حاکم شرع به مسائل خانواده در سال۱۳۱۱؛

نکته شایان ذکر اینکه به لحاظ تاریخی دو نوع محاکم در تاریخ ایران وجود داشته است:

الف) محاکم عرفی که در سیطره دولت بود.

ب) محاکم شرعی که در خدمت علما بود.

با محدود شدن محاکم شرعی به مسائل خانواده سعی می شد که قدرت حقوقی و قضایی علما محدود گردد.

۵- قانون کشف حجاب در ۱۳۱۴٫

۶- در سال ۱۳۱۵ قانون محرومیت علما و روحانیون از منصب قضاوت با کسوت و لباس روحانی به تصویب رسید.

۷- واگذاری موقوفات به دولت در سال ۱۳۱۳ و خروج آن از دست علما.

قیام‌های مهم در دوره رضاشاه

قیام‌های مهمی که در این دوره بر ضد حکومت رضاشاه انجام شد، از این قرار است:

۱- اولین قیام علیه رضاخان، در سال ۱۳۰۳ صورت گرفت که تا ۱۳۰۵ ادامه یافت. این قیام به رهبری آقا نوراللّه اصفهانی و ملاحسین فشارکی روی داد که از علمای مشروطه‌خواه بودند. به دنبال تصویب قانون نظام وظیفه در سال ۱۳۰۴، مبارزه آنان گسترده شد. آقا نوراللّه اصفهانی از اصفهان به قم مهاجرت کرد و عده‌ای از علما نیز به قم آمدند. از این رو رژیم ناگزیر شد از ورود علما به قم جلوگیری کند. سرانجام آقا نوراللّه دچار کسالت شد و پس از آنکه تحت درمان پزشکان دولتی قرار گرفت، به طرز مشکوکی رحلت کرد.

۲- در سال ۱۳۰۷ قیام تبریز به رهبری دو تن از علما به نام های شیخ ابوالحسن انگجی و میرزا صادق آقا صورت گرفت.

۴- در سال ۱۳۰۷، قیام محدودتری نیز به رهبری شیخ محمدتقی بافقی در قم به وقوع پیوست. در نوروز این سال، خانواده رضاشاه به قم آمدند و بدون حجاب وارد حرم حضرت معصومه علیها السلام شدند. این کار با مخالفت شیخ محمدتقی بافقی روبه رو گردید. به دنبال این واقعه، رضاشاه به قم آمد و شخصاً به ضرب و شتم آقای بافقی پرداخت و سپس وی را به شهر ری تبعید کرد. امام خمینی بارها به دیدار وی در شهر ری می رفته و در اشعار خویش از او یاد کرده است.

۵- در سال ۱۳۱۴، قیام حاج آقا حسین قمی در مشهد اتفاق افتاد که به قیام گوهرشاد مشهور شد. در کنار حاج آقا حسین قمی، طلبه جوان دیگری نیز به نام شیخ محمدتقی، معروف به بهلول، حضور داشت. ایشان به دنبال این واقعه از ایران به افغانستان رفت و به دلیل توهین به داود شاه، به مدت سی سال زندانی شد. او سپس به مصر رفت و در آنجا یک رادیو علیه رژیم شاه راه اندازی کرد. وی پس از آن به ایران آمد. بهلول همواره از دوست‌داران امام خمینی به شمار می آمد.

ادامه دارد …

منبع: کتاب تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر(نجف لک زایی)

 

در شماره قبل خواندیم:

انگلستان به منظور قطع نفوذ روسیه و کنار زدن قوانین اسلام، مشروطه را منحرف کرد

مقدمات و ادله مرحوم نائینی در دفاع از مشروطه

بررسی چالش اصولی‌ها و اخباری‌ها و پیامدهای آن

نقش علما در تشیع ایرانیان