اتحاد با روحانیت، رمز تشکیل دولت اسلامی


اگر نهاد روحانیت و مدرسین اصحاب محراب و منبر و اصحاب حوزه و تدریس، با تشکل حزب اللهی قرین شوند کارها و راه‌ها، آسان طی خواهد شد و مشکلات با سرعت حل می‌شوند.




 


اشاره: پیروزی انقلاب اسلامی ایران حاصل هدایت و رهبری امام خمینی(ره) و زحمات و ایثارگری اقشار مختلف مردم در مسیر سرنگونی رژیم طاغوت و برپایی حکومت اسلامی است. در این میان علما و روحانیت به عنوان هادیان امت، جلودار این مسیر بودند و دانشجویان، اصناف و بازاریان به عنوان تأمین کنندگان بخشی از هزینه‌های مادی و معنوی نهضت، در شرایط سخت مبارزه کنار یکدیگر به مبارزه علیه طاغوت پرداختند.

یکی از گروه‌هایی که در این میان سابقه‌ای درخشان در مبارزه علیه دستگاه حکومت شاه را داشت و با اطاعت از امام خمینی(ره) بار سنگینی از نهضت را بر دوش گرفت، هیئت‌های موتلفه اسلامی بودند. هیئت‌های مؤتلفه اسلامی یا همان جمعیت مؤتلفه اسلامی که بعد از انقلاب به حزب مؤتلفه اسلامی مشهور شد، یکی از گروه‌هایی بود که در سال ۴۲ از ترکیب چند هیئت مهم تهران شکل گرفت و به علت نفوذ در بازار تهران، هدایت بازار را بر عهده گرفت.

شهدای گرانقدری همچون شهید بخارایی، صفار هرندی، نیک‌نژاد، صادق امانی، مهدی عراقی و اسدالله لاجوردی تعدادی از شهدای شاخص مؤتله به‌شمار می‌روند.

اما انقلابی که به رهبری امام خمینی(ره) با تلاش همه توده‌ها و اقشار جامعه به پیروزی رسید و  حال دهه چهارم حیات خود را سپری می‌کند، علی‌رغم همه پیشرفت‌ها هنوز با آرمان‌ها و اهداف خود فاصله زیادی داشته و از طرفی رهبر معظم انقلاب از ضرورت‌های اصلی رسیدن به این اهداف و آرمان‌ها را تشکیل دولت اسلامی می‌دانند.

در همین رابطه دکتر اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه در یادداشتی اختصاصی برای پایگاه تخصصی جریان‌شناسی اسباط به نقش احزاب و حوزویان در دولت‌سازی اسلامی اشاره کرده که متن آن در ذیل به خوانندگان تقدیم ‌می‌گردد.

نقش علماء و روحانیون، قبل و بعد از انقلاب

انقلاب اسلامی ایران بر پایه دین اسلام و رسالت دینی، تعبد و تعهد به اسلام و انجام تکالیف و وظایف شرعی در هر شرایطی، با انگیزه استحضار برای دفاع از اسلام، با رهبری مرجعیت تقلید، در چارچوب نظام امت و امامت و حضور مردم مسلمان با مدیریت معنوی روحانیت و علمای اسلام و روش و استراتژی «پیروزی خون بر شمشیر» و خط عاشورایی، در سال ۱۳۴۱ توسط امام خمینی(ره)، با همراهی و همکاری مراجع تقلید وقت شروع شد.

در این سال استکبارجهانی ضد اسلام یعنی آمریکا، انگلیس و صهیونیسم، تصور کردند که با رحلت مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی، محوریت مرجعیت مقتدر در ایران دچار تفرّق مرجعیت دینی شده و با رحلت مرحوم آیت‌الله کاشانی، مرجعیت سیاسی اسلامی، از بین رفته و با تسلط استبداد و دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی و سلطه شبکه فراماسونری و فرهنگ غربی، برای براندازی اسلام و تشیع عاشورایی و مهدوی مساعد شده و می‌توانند در پوشش اصلاحات! ملوکانه و انقلاب شاه و مردم و همه پرسی ملی (رفراندم) زمینه را برای لغو متمم قانون اساسی مشروطه که دین رسمی کشور را اسلام و مذهب را شیعه اثنی عشری اعلام کرده و آن را اصل لایتغیر تا ظهور امام زمان(عج) دانسته است مساعد کنند تا یک نظام غیر دینی(لائیک) در ایران حاکمیت یابد و برای همیشه از مزاحمت اسلام، قرآن، عاشورا و مهدویت راحت شوند.

این برنامه که مورد حمایت و تأیید دولت آمریکا بود توسط نخست‌وزیر، اسدالله عَلَم که خود و پدرانش نوکران انگلستان در ایران بودند با پوشش لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز گردید.

امام خمینی(ره) به سرعت توطئه را شناخت و با مراجع تقلید در نشست منزل مرحوم آیت‌الله حائری در قم موضوع را به بررسی نهاد و توافق روحانیت را برای مقابله جدی با این توطئه شوم براندازی اسلام کسب نمود و سپس حرکت مردمی خود را با مردم متعهد مسلمان مطرح فرمود که اسلام در خطر است و من برای حفظ اسلام، یاری می‌طلبم. مردم مسلمان و متعهد نیز با رهبری امام خمینی(ره) در صحنه حضور یافتند و ظرف دو ماه نهضت روحانیت به پیروزی مقدماتی رسید. شاه و عَلَم و اربابان آن‌ها عقب‌نشینی کردند و لایحه مذکور با اعلام رسمی دولت لغو شد.

این قیام اولین قیام مردمی اسلامی ایران پس از کودتای آمریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد سال۳۲ بود که با رهبری مرجعیت و حضور روحانیت و قیام مردم متدین به پیروزی رسید و نقش روحانیت در این پیروزی نقش اوّل بود.

امام خمینی پس از این رویداد هشدار داد که این یک آزمایش بود و رژیم به‌زودی برنامه اصلی توطئه را شروع می‌کند و از مردم خواست تا صفوف مجاهدان مردمی فشرده‌تر باشد.

شاه در دی‌ماه سال ۴۱ این توطئه را شخصاً شروع کرد یعنی با تمام قوا وارد جنگ با اسلام شد و امام با بسیج مردم متدین به مقابله برخاست و ظرف ۱۶ سال نظام ستمشاهی را پایان داد و نظام جمهوری اسلامی آغاز گردید.

رهبری این انقلاب با مرجعیت و مدیریت اصلی در توده‌های مردم با روحانیت بود و الا گروه‌ها و احزابی مثل جبهه ملی و نهضت آزادی و سازمان مجاهدین خلق یا چریک‌های کمونیست هیچکدام قادر به رهبری مردم ایران نبودند.

بنابراین روحانیت، همان‌طور که امام بارها فرموده‌اند نقش مهم و ارزشمندی در همه نهضت‌های قبل از انقلاب و درون انقلاب اسلامی داشته‌اند و امام در برابر خطوط منهای روحانیت و مخالف روحانیت بارها هشدار دادند که روحانیت سد محکم در مقابل استعمار و استکبار و همه ضد ارزش‌هاست و شما این سد را نشکنید و قدر بدانید.

کیفیت مواجهه روحانیت پس از رحلت امام با مسئله ولایت فقیه

امام خمینی تحولی عمیق در حوزه‌ها و در روحانیت پدید آورد و رابطه روحانیت و مردم را نیز دگرگون نمود.

نگاه انقلاب اسلامی، نگاه همجوشی با مردم، نگاه سیاسی حکومتی، نگاه استوار و مقاوم بودن در برابر همه مشکلات و توطئه‌ها و اصولاً نگاهی نو و همه جانبه به فقه اسلام و وظایف مسلمانان و روحانیت اسلام بود و همه اینها از دستاوردهای حرکت و اندیشه امام خمینی(ره) بود.

اصل ولایت فقیه در قرون گذشته به عنوان اصلی مهم در اسلام مطرح بود؛ اما امام این اصل را به جایگاه اصلی آن که همان «ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط» بود برگرداند و ولایت فقیه عادل را محور اصلی در نظام اسلامی و انقلاب اسلامی قرار داد.

بدیهی بود قبل از انقلاب، رژیم طاغوت با این اصل و اصولاً با فقه و حاکمیت آن و فقها دشمن بود لذا علمای محافظه‌کار و گاه عافیت‌طلب و بخش متحجر با انقلاب مخالفت نمی‌کردند امّا همراهی هم نداشتند.

علمای مبارز و روشن‌اندیش و نسل جوان روحانیت با راهنمایی امام، این اصل سرنوشت‌ساز را شناختند و آن را برای مردم تبیین کردند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی که مجلس خبرگان قانون اساسی، اصل ولایت فقیه را مطرح کرد، تفکرات التقاطی و گروه‌های ملی‌گرا و غرب‌گرا، به شدت با این اصل مخالفت کردند و افرادی مانند بنی‌صدر و دولت موقت کوشیدند که حتی مجلس خبرگان را منحل کنند ولی نتوانستند و این اصل آزادی‌آور و استقلال آور در قانون اساسی آمد و ثمرات آن در این چهار دهه کاملاً اثبات شده است.

پس از رحلت امام، اصل ولایت فقیه مورد حمایت بود و خبرگان در انتخاب شایسته خود شایسته‌ترین را برای ولایت انتخاب کردند.

مواضع ارزشمند مراجع تقلید و علمای بزرگ و حتی مرجع بزرگی چون مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی در مورد ولایت امر امام خامنه‌ای، بیانگر حمایت هوشمندانه، از روی درایت و تقوای این بزرگان است.

ویژگی‌های روحانیت اصیل

روحانیت در اسلام مطلق نیست، شرایطی در اسلام تعیین شده که حافظاً لدینه، صائناً لنفسه، مخالفاً لهواه، مطیعاً لامر مولاه شروط اصلی هستند. فقیهی که علاقمند و شیفته رسیدن به مقام مرجعیت باشد، صلاحیت تقلید از وی وجود ندارد. عالم سوء، عالم فاسد، عالم در خدمت حاکمان ستمگر، در نظر اسلام مضرّ، مفسد و کاملاً مطرود است لذا عملکرد روحانیت متفاوت است.

عملکرد روحانیتی چون شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر، مفتح، محلاتی، شاه آبادی، قدوسی و مرحومانی چون آیت‌الله مهدوی کنی، مشکینی، محمدی گیلانی، انواری، و سایر بزرگان روحانی، تضمین کننده انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، عدالت و تقواست و عملکرد سیاست بازان و سوء استفاده کنندگان در لباس روحانیت، غیر قابل قبول است چراکه آن‌ها روحانی واقعی اسلام نیستند.

حضور روحانیت در قوای مختلف جهت حل مشکلات مردم

در طول این چهار دهه، روحانیت نقش پاسداری از انقلاب اسلامی را داشته است. اما اداره امور مملکت بیشتر به دست عناصر غیر روحانی و گاه منهای روحانیت و گاه مخالف روحانیت بوده گرچه برخی از مردم، همه مشکلات را به گردن روحانیت می‌اندازند و آن‌ها را مقصر می‌دانند.

ارزیابی دقیق و مستدل و واقع‌گرایانه از عملکرد روحانیت در این چهار دهه نیازمند بحث جداگانه و مستقلی است و جای آن هم خالی است.

حضور روحانیت در قوای مختلف، متفاوت است. در مجلس خبرگان، غلبه با روحانیت و خبرگان مجتهد است. در شورای نگهبان، فقها، همه روحانی هستند و در بین حقوقدانان غلبه با غیر روحانی بوده و هست.

در مجلس شورای اسلامی روحانیت همواره بخشی از نمایندگان مجلس بوده و در مجلس دهم غلبه با تعداد غیر روحانی می‌باشد.

در قوه قضائیه رؤسای قوه و دادستان‌ها روحانی بوده و هستند لکن معاونین رئیس قضا و بسیاری از مسئولان قضایی غیر روحانی می‌باشند.

در قوه مجریه، از ۶ رئیس جمهور چهار نفر در کسوت روحانیت و ۲ نفر غیر روحانی هستند. در بین وزرا و معاونین رئیس جمهور و مسئولان حکومتی تعداد روحانی همواره در اقلیت بوده است. در بین استانداران، تعداد روحانی به اندازه انگشتان دست هم نمی‌باشد.

در دستگاه‌های نظامی و نیروهای مسلح، حضور روحانیت حضور تبلیغی است و مسئولیت‌ها به‌عهده غیر روحانی می‌باشد.

نقش روحانیت در تحقق دولت اسلامی

حال در ارزیابی عملکرد روحانیت باید به واقعیت‌های ذیل توجه داشت:

  • تعداد روحانیت در بدنه نظام افزایش یافته است نه کاهش؛
  • در آینده نظام جمهوری اسلامی، روحانیت حضور خواهد داشت اما کیفیت این حضور و تأثیرگذاری آن بستگی به خود روحانیت دارد و البته به شرایط و مقتضیات آینده؛
  • در داخل ایران جریانات سکولار، موقعیتی ندارند و فعلاً تا ده‌ها سال آینده نخواهند داشت. پیشرفت اسلام در جهان و منطقه و همچنین یادگاران شهدا و فداکاران و دلسوزان نظام زمینه را برای آن‌ها ناهموار ساخته است. در سطح جهان نیز تفکر دینی در حال پیشرفت است و در نتیجه نبرد سکولاریست‌ها شدت می‌گیرد ولی شکست می‌خورند.
  • دولت اسلامی، دولت کریمه است که همه در آن با عزت و کرامت زندگی می‌کنند.
  • دولت اسلامی دولت نه‌شرقی، نه‌غربی است؛ دولت چپگرائی مذهبی، راستگرایی مذهبی، مسئولان التقاطی و انحرافی نیست؛ دولت گرفتار مقام پرستان و سودجویان ولو با حقوق‌های نجومی نیست. دولت اشرافیگری و کاخ نشینی و زهدگرایی ریایی نیز نیست.
  • دولت اسلامی، حاکمیت صدق، حاکمیت ارزش‌ها، حاکمیت عفاف، حاکمیت جوانمردی و سخاوت و شجاعت و عدل و قسط می‌باشد. اکنون زمان و زمینه اجتماعی برای این دولت کریمه اسلامی آماده شده است.

تجربه دولت لیبرال‌ها، دولت چپ‌گراها، دولت تکنوکرات‌ها، دولت اصلاحات غربی، دولت شعاری و تندروی، دولت اعتدال غرب پسند، برای ملت ما درس‌های بزرگی بوده و دولت شهید رجایی و باهنر، اثبات کرد که می‌توان با تمسک به عروة الوثقای الهی محبوب‌ترین دولت را در سخت‌ترین شرایط داشت.

دولت اسلامی در نظام جمهوری اسلامی با رأی مردم به رجایی گونه‌ها و لاجوردی منش‌ها شکل می‌گیرد. و روحانیت در پیدایش این دولت اسلامی نقش مهمی را می‌تواند ایفا کند.

بیشترین نقش روحانیت در ساحت دولت اسلامی تبیین این دولت و چگونگی تحقق آن» برای مردم است تا مردم با رأی آگاهانه و آزادانه خود آنرا مستقر سازند. در این میان احزاب خدا محور(حزب الله) می‌توانند دولت اسلامی خدا محور را مطرح و تدارکات لازم را پدید بیاورند اما احزاب غیرخدامحور در این زمینه یا نقشی ندارند یا نقش مخرب دارند.

نقش حزب مؤتلفه در ساخت دولت اسلامی

یاران حزب مؤتلفه اسلامی در سال ۴۱ به فرمان امام در یاری اسلام لبیک گفتند. امام خلوص و کار جهادی و سازمان‌یافته آن‌ها در راه مبارزه را شناخت به ویژه در روز فیضیه. لذا در اردیبهشت ۴۲ آن‌ها را در منزل خود در اطاق خویش، دیدار داد و فرمود: «شما برای خدا کار می‌کنید، مؤتلف شوید» و تشکل مؤتلفه اسلامی تنها تشکلی است در ایران که امام دستور به تشکیل آن داده است. ۵۵ سال است که مؤتلفه در خط امام، ولایت، فقاهت و روحانیت در تمام فراز و نشیب‌ها با سلامت مالی و اخلاقی و سیاسی و فرهنگی در خدمت انقلاب و نظام است.

در این نزدیک به ۶ دهه، مؤتلفه همواره با مراجع تقلید، حوزویان و علمای بلاد ارتباط تنگاتنگ داشته است و تنها تشکلی است که شورای روحانیت با تأیید امام بر آن نظارت داشته‌اند.

و اکنون هم مؤتلفه اسلامی با جامعه محترم مدرسین و جامعه روحانیت مبارز، روابط دقیق و مستمر دارد و روحانیت سراسر کشور و مراجع محترم تقلید به آن اعتماد دارند.

مؤتلفه معتقد است که باید حزبی خدا محور و متعهد به موازین اسلام و احکام شرعی دولت را تشکیل دهد و بر مبنای دولت کریمه کشور را اداره نماید. زیرا جامعه با یک تشکل الهی و حزبی که مردم را در سراسر کشور با هم مرتبط و هماهنگ می‌سازد و برنامه‌های اداره کشور را طراحی می‌نماید و تیم کارشناسی و هماهنگ برای مدیریت کشور دارد بهتر اداره می‌شود تا شخصیتی مشهور بر سر کار آید و بدون پشتوانه تشکیلاتی حزبی، بخواهد با افراد یا مجموعه‌های باندی کشور را اداره کند.

مؤتلفه اسلامی از آغاز در پی تشکیل دولت کریمه اسلامی، و جامعه نمونه اسلامی بوده و هنوز برای آن تلاش دارد.

اتحاد با روحانیت، جهت عبور از بحران‌ها

مؤتلفه اسلامی برای تشکیل دولت اسلامی که بتواند در شرایط حساس فعلی و شرایط پس از برجام و شرایط پس از تحریم مضاعف جهانی آمریکا با موفقیت فعال شود و فتح و نصر الهی را به دست آورد معتقد است باید با روحانیت که پشتوانه مذهبی مردم را به کمک دولت اسلامی می‌آورد و با همه نیروهای دلسوز و متعهد مانند بسیج، تعامل و یگانگی داشته باشد و بتواند با تشکیل دولت رجایی و باهنر گونه، کشور و مردم را از این مشکلات و تنگناها عبور دهد و به اوج شکوفایی و رفاه عادلانه و پیشرفت برساند و این جز با توکل به خدای متعال و ولایت‌پذیری و عمل صادقانه به رهنمودهای امام خامنه‌ای و کار کارشناسی مردمی و حمایت همه علاقمندان به اسلام و ایران و تشکیل یک دولت اسلامی مقتدر حاصل نخواهد شد که فلاح و رستگاری و غلبه بر مشکلات دشمنان را به ارمغان می‌آورد.

الا اِنّ حزب الله هم المفلحون (مجادله ۲۲) فإنّ حزب الله هم الغالبون (مائده ۵۶)

نکته قابل توجه این است که:

روحانیت به علت اینکه یک «نهاد» است و حزب نمی‌تواند باشد، جایگزین حزب نمی‌شود.

حزب محل تجمع همه قشرهای اجتماع از افراد عادی، کشاورزان، کارگران، کارمندان، کسبه، بازاریان و … و افراد روحانی می‌باشد.

نهاد روحانیت، جای مردم غیر روحانی نیست و روحانیت برای تشکل یافتن مردم در کنار خود تشکل‌های مردمی و مردم غیر تشکیلاتی را باید داشته باشد.

امام خمینی که تحول آفرین قرن معاصر است در همان سال ۴۲ پس از دعوت عام مردم به حضور در صحنه، دو نهاد جامعه روحانیت و جامعه مدرسین را شکل داد و در کنار این دو تشکل مردمی، مؤتلفه اسلامی را دستور داد تأسیس شود و تشکل مؤتلفه اسلامی در این۶ دهه همراه با روحانیت و مدرسین، هماهنگ در صحنه جهاد حاضر بوده و هست.

علت این استمرار در مسیر، آن است که مؤتلفه صادقانه به روحانیت اعتقاد داشته و دارد.

پس از این هم اگر نهاد روحانیت و مدرسین اصحاب محراب و منبر و اصحاب حوزه و تدریس، با تشکل حزب اللهی قرین شوند کارها و راه‌ها، آسان طی خواهد شد و مشکلات با سرعت حل می‌شوند.

 

اسدالله بادام‌چیان

۱۲/۵/۹۷