احزاب و گروه های متاثر از لیبرالیسم| حزب اعتدال و توسعه




 

مسلمانان متاثر از لیبرالیسم و شخصیت‌های تأثیرگذار آن


حزب اعتدال و توسعه در سال ۱۳۷۸ به رهبري حسن روحاني تأسيس شد. دبير کل حزب، محمدباقر نوبخت است و مشهورترين بنيان‌گذاران اين حزب عبارتند از: 

محمدباقر نوبخت، محمدرضا نعمت‌زاده، اکبر ترکان، فاطمه ‌هاشمي ‌رفسنجاني، محمود واعظي، حسين موسويان، سيداحمد زرهاني، مرتضي محمدخان، مجيد قاسمي، صلاح‌الدين دلشاد، محمد حسن تولايي و زهرا پيشگاهي‌فرد.

در اولين گنگره حزب که بهمن ماه سال ۱۳۸۲ برگزار شد، کاظم جلالي نماينده شاهرود، حميدرضا حاجي‌‌بابايي که آن زمان نماينده همدان بود، مرتضي بانک، غلامعلي دهقان و حميدرضايي قلعه، به عضويت شوراي مرکزي درآمدند. البته، کاظم جلالي و حميدرضا حاجي ‌بابايي پس از کمتر از ۴ سال از حزب کناره‌گيري کردند.

اين حزب در انتخابات مجلس ششم، با شعار «مي‌خواهم شاد، سرافراز و در رفاه زندگي کنم» وارد انتخابات شد. ليست آنان رأي نيارود اما محمدباقر نوبخت براي چهارمين بار از رشت وارد مجلس شد. او در مجلس ششم، فراکسيون اعتدال را به همراه جمعي از هم‌فکرانش تشکيل داد.

حزب اعتدال و توسعه در انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري، از سيدمحمد خاتمي و در انتخابات نهمين دوره از‌هاشمي ‌رفسنجاني حمايت کرد و حتي محمدباقر نوبخت، سخنگوي ستاد انتخاباتي وي شد اما ‌هاشمي ‌رأي نياورد و اين حزب به يکي از منتقدان جدي احمدي‌نژاد تبديل شد. در دهمين انتخابات رياست جمهوري نيز از موسوي حمايت کرد.

حزب اعتدال و توسعه در انتخابات مجلس هشتم، ليستي متشکل از افراد زير را معرفي کرد: 

سيدمحمود دعايي، مجيد انصاري، سيدمحمد ميرمحمدي، اسحاق جهانگيري، بهزاد قره‌ياضي، سيدرضا اکرمي، عباسعلي زالي، ابوالفضل حسن‌بيگي، علي عباسپور، سهيلا جلودارزاده، نيره‌اعظم خوش خلق سيما، فاطمه کروبي، الهام امين‌زاده، رسول منتجب‌نيا، عادل آذر، مسعود سلطاني‌فر، محمدرضا راه چمني، محمد اشرفي اصفهاني، حسين مظفر، الياس حضرتي، وحيد محمودي، اسدالله کيان ارثي، اسماعيل گرامي‌مقدم، رضا طلايي‌نيک، حسين ميرمحمدصادقي، عليرضا محجوب، علي‌اکبر سيبويه، سلمان صفوي، اميررضا خادم و علي فتح‌الله‌زاده.

هرچند در آن انتخابات، از ليست ذکر شده، تنها چند نفر موفق به کسب آرا شدند اما دولت يازدهم به طور کامل در اختيار‌ اين حزب است. در بين اعضاي حزب، محمدرضا نعمت‌زاده که پست وزارت صنعت، معدن و تجارت را در اختيار دارد، از ثروتمندترين افراد کشور است. نام او به عنوان رئيس يا عضو هيأت مديره ۳۳ شرکت به چشم مي‌خورد.

همان‌طور که از نام اين حزب پيداست، خود را «ميانه‌رو» و «اعتدالي» معرفي مي‌کند و شعار حسن روحاني، رهبر حزب، در انتخابات رياست جمهوري نيز «اعتدال» بود. شعاري که گرچه هيچ‌گاه مفهومش از جانب مدعيان، درست تبيين نشده است ولي کسي نمي‌تواند منکر حُسن ظاهري آن شود. اميد مي‌رفت که در دولت مدعي اعتدال، آرامش و عقلانيت بر فضاي کشور حاکم شود و هر نگاه و نظر دلسوزانه‌اي که هم‌راستا با ميل آنها نيست، به چماق «افراط» رانده نشود اما چنين نبود؛ از حزب و دولتي که شعارش اعتدال است، اميد مي‌رفت که آستانه صبر و تحملش مقداري بالاتر باشد.

دولتي که مسئولش در مناظره‌هاي انتخاباتي به کنايه مي‌گفت: «من سرهنگ نيستم، يک حقوقدان هستم»، بايد به حداقل حقوق شهروندي مخالفان پاي‌بند باشد. دولتي که رئيس‌جمهورش در مراسم تنفيذ رياست جمهوري اعلام کرد: «خدايا به تو پناه مي‌برم از استبداد رأي و عجله در تصميم‌گيري و تقدم نفع شخصي و گروهي به منافع مردم. هم‌چنين به تو پناه مي‌برم از بستن دهان منتقدان و رقيبان». انتظار تحمل مخالفان و رقيبان از سوي وي، حداقل انتظار است اما از عجايب روزگار اين است که دولت اعتدال، در عمل خلاف اين را ثابت کرد. رفتار دولت با مخالفان نشانگر اين است که اصلاً به اين شعارها پاي‌بند نيست.

تنها نگاهي گذرا به برخي از سخنان رئيس دولت، ميزان پاي‌بنديِ دولت به چنين شعارهاي فريبنده‌اي را روشن مي‌کند. وي از ۱۶ مهر ۱۳۹۲ تا ۱۶ آذر ۱۳۹۳ در مناسبت‌ها و سخنراني‌هاي مختلف، مخالفان خود را با چنين صفاتي نوازش کرده است: 

افراطي، تندرو، کم سواد، ترسو، بزدل، هراسان، اهل سر و صدا، غوطه‌ور در فساد، تخريب‌گر، حامي ‌شکاف قوميتي، عقب‌مانده، تازه به‌دوران رسيده، اقليت، گروه کوچکِ حامي‌ افراط، سوء استفاده‌گر، هوچي‌باز، بي‌شناسنامه، بي‌هويت، دروغ‌پراکن، کاسبان تحريم، دلالان تحريم، از برداشتن تحريم‌ها عصباني هستند چراکه لطمه مي‌خورند؛ چون از اين تحريم‌ها سوءاستفاده مي‌کردند، ناراضي از لغو تحريم‌ها، ناراحت از لغو تحريم‌ها، اقليتي تندرو که از توافق هسته‌اي ناراضي‌اند، مي‌خواهند اميد مردم را کمرنگ کنند، عليه خواست عمومي حرکت مي‌کنند، به رأي مردم بي‌احترامي ‌مي‌کنند، عصر حجري‌‌اند، متوهمند، دين را نمي‌شناسند، با شعر و شعار دنبال انحرافند، عادت دارند از ديوار بالا بروند، خطاي ديد دارند، با پول بيت‌المال تخريب مي‌کنند، کار دولت را خراب مي‌کنند، از شکوفايي اقتصاد کشور خوشحال نيستند، زندگيشان در تفرقه است، پول گرفتهاند تا زيرآب اين دستاورد شگرف را بزنند، وارد اتاق عملياتي عليه دولت شده‌اند، عده معدودي که از جاي خاصي تغذيه مي‌شوند، از پيشرفت مذاکرات هسته‌اي نگرانند، اقليتند، از خلقت خداوند هم ايراد مي‌گيرند، در تحريم‌ها منافع شخصي دارند، تازه انقلابي شده‌اند، کودکند، از کارهاي مثبت دولت ناراضي‌اند، خجل خواهند شد، بروند به جهنم و…!

حزب اعتماد ملي

اين حزب در سال ۱۳۸۴شمسي، به دنبال شکست کروبي در انتخابات رياست جمهوري و کناره‌گيري او از دبيرکلي مجمع روحانيون مبارز، توسط مهدي کروبي تأسيس شد.

رسول منتجب‌نيا، سيدابراهيم اميني، جواد اطاعت، عبـدالحسين مـقـتدايـي، مـحمد جـواد حـق‌شـنـاس، اليـاس‌ حـضرتي، رضـا حجـتـي، سـيدرضا نـوروززاده، اسـماعيل گـرامي ‌مـقدم، محـمدرضا خبـاز، محمدباقر ذاکري، آزادي آزادمنش، رسول مهرپور، مـهدي آيتي، مهرانگيز مروتي، رضا انصاري، محمدصادق جوادي حصار، محمد زماني قمي، سيدرسول موسوي و عبدالرضا سپهوند برخي از اعضاي اين حزب هستند. دبير کل حزب نيز مهدي کروبي است. Bildergebnis für ‫حزب اعتماد ملی‬‎

خط‌مشي حزب، بر اساس آنچه کروبی اعلام کرد، چنين است: 

اساس و ريشه حزب ما، تفكر امام، قانون اساسي و مردمسالاري است… ما ميخواهيم در جمهوري اسلامي از يك طرف اسلام حاكم باشد، قوانين و مقررات اسلامي با ديد مترقيانه، منطبق با نيازهاي روز و مبتني بر رأي مردم پياده شود. ميگوييم جمهوري اسلامي با آراي مردم، اين‌كه مردم سرنوشت خودشان را تعيين كنند. همان كه امام هميشه ميگفت: ميزان رأي مردم است

روزنامه اعتماد ملي و سايت سحام‌نيوز، رسانه اين حزب است. حزب اعتماد ملي بعد از انتخابات رياست جمهوري سال ۱۳۸۸ رسماً در برابر نظام‌ ايستاد، برخي اعضاي آن دستگير شدند و دبير کل آن نيز محصور گرديد.

علي‌رغم ‌اين‌که فعاليت حزب اعتماد ملي غيرقانوني است اما عصر روز دوشنبه ۲۱ مهرماه سال ۱۳۹۳ برابر با ۱۸ ذي‌الحجه ۱۴۳۵ در سالن اجتماعات مؤسسه الهادي به رياست ‌هادي غفاري، همايشي با نام «امتداد اعتماد» برگزار کرد. در اين همايش حزبي، محمدرضا عارف، رسول منتجب‌نيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي، محمدجواد حق‌شناس، محسن رهامي، الياس حضرتي،‌ هادي غفاري،‌ مصطفي کواکبيان،‌ عليرضا محجوب، عيسي سحرخيز و… شرکت کرده بودند و پيام رئيس دولت اصلاحات هم به مناسبت عيد غدير قرائت شد.

هنگامي که رسول منتجب‌نيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي، پشت تريبون قرار گرفت، به دفاع از سران فتنه پرداخت و خواستار رفع حصر آن‌ها شد، اين سخنان منتجب‌نيا در همايش حزب متبوعش، با واکنش احزاب، فعالان سياسي و اعضاي سابق و فعلي کميسيون ماده ده احزاب روبه‌رو شد به طوري‌که احمد بخشايش اردستاني عضو سابق کميسيون ماده ده احزاب، حزب اعتماد ملي را حزبي غيرقانوني معرفي کرد، چراکه تلاش دارد ادامه دهند راه مشارکت، مجاهدين و دبيرکل خود باشد.

همايش حزب اعتماد ملي که خروجي آن حمايت مجدد از سران فتنه بود نه‌تنها با واکنش برخي از اعضاي اين حزب و روزنامه‌هاي زنجيره‌اي روبه‌رو نشد، بلکه روزنامه اعتماد (از رسانه‌هاي نزديک و همسو با حزب اعتماد ملي) روز سه شنبه ۲۲ مهرماه ۱۳۹۳ خبر برگزاري اين همايش را در صفحه ويترين خود قرار داد، تا براي اين حزب که پنج سال هيچ‌گونه فعاليت رسمي نداشت، سنگ تمام بگذارد. 

مجمع روحانيون مبارز

مجمع روحانيون مبارز در سال ۱۳۶۶ با انشعاب از جامعه روحانيت مبارز، تأسيس شد. دبيرکل آن، تا سال ۱۳۸۴، مهدي کروبي و بعد از او سيدمحمد خاتمي و اکنون سيدمحمد موسوي خوئيني‌ها است.

اعضاء فعلي آن عبارتند از: 

علي‌اکبر آشتياني، سيد‌هادي خامنه‌اي، سيدمحمدعلي ابطحي، سيدمهدي امام جماراني، مجيد انصاري، محمدعلي انصاري، سيدمحمد موسوي بجنوردي، اسدالله بيات، سيدمحمد خاتمي، محمدعلي خسروي، سيدتقي درچه‌اي، محمدعلي رحماني، سيدمحمد رضوي، فاضل فردوسي، اسدالله کيان‌ارثي، سيدعلي‌اکبر محتشمي‌پور، محمد مقدم، سيدسراج‌الدين موسوي، سيدمحمد موسوي خوئيني‌ها، سيدعبدالواحد موسوي لاري، محمدعلي نظام‌زاده، سيدمجتبي نورمفيدي، عيسي ولايي، سيدمحمد‌هاشمي و سيدعلي محمد دستغيب. 

اين تشکل ابتدا مشي چپ‌گرايانه داشت ولي بعدها به مشي ليبرال روي آورد. اعضاي مجمع، داعيه خط امام و انقلابي‌گري دارند و اعلام کردند: «معيار کلي تقوا و در خط امام بودن و مطيع محض ولايت فقيه بودن است»  اما بعد از امام، بارها در برابر ولايت فقيه، مهم‌ترين يادگار امام ‌ايستادند.

برخي اقدامات مجمع به صورت خلاصه عبارت است از:Bildergebnis für ‫مجمع روحانیون مبارز‬‎

اول: «بحران سازي براي نظام» 

اعضاي اين مجمع در بلواي ۱۸ تير سال ۱۳۷۸ بسيار مؤثر بودند. زمينه‌سازي اين فتنه را با دو کار طراحي کردند: 

الف: انتشار بيانيه در مورد طرح «اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس پنجم.

ب: پيوند زدن طرح «اصلاحيه قانون مطبوعات» با قتل‌هاي زنجيره‌اي، با انتشار سندي جعلي و طرح اين ادعا که «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.» 

دوم: درخواست ابطال انتخابات دهم رياست جمهوري

در بيانيه مجمع روحانيون مبارز که پس از جلسه فوق‌العاده اين تشکل منتشر شد، آمده بود: 

مجمع روحانيون مبارز در جلسه‌اي فوق‌العاده به‌ اين نتيجه رسيدکه براي دفاع از جمهوريت اسلامي نظام و بازگرداندن اعتماد عمومي و نگاهباني از موج آشتي ملي با صندوق‌هاي رأي، ابطال اين انتخابات و تجديد آن در فضايي عادلانه‌تر و منطقي‌تر راهکار مناسب است.  

سوم: اعلام راهپيمايي روز ۳۰ خرداد ۸۸

بعد از نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ که به امامت رهبر معظم انقلاب برگزار شد، اعلام راهپيمايي در روز شنبه ۳۰ خرداد، توسط مجمع و «لغو ديرهنگام اين تجمع از سوي مجمع روحانيون مبارز که لحظاتي پيش از آغاز تجمع از سوي اين تشکل در سايت‌هاي خبري قرار گرفت، از سوي آگاهان سياسي فرار به جلوي سران مجمع براي فرار از عواقب تلخ اين تجمع تفسير شد.»  

دعوت مجمع روحانيون مبارز از مخالفان براي حضور در خيابان‌ها، پيامدهايي به دنبال داشت:

– سوختن دو مسجد لولاگر و اميرالمومنين در آتش اغتشاشگران؛

– انفجار بمب در حرم مطهر امام خميني(ره)؛

– قتل خانم ندا آقا سلطان در حوالي خيابان اميرآباد تهران و بازتاب گسترده آن در رسانه‌هاي غربي؛

– دستگيري ۵ تن از اعضاي خانواده آقاي هاشمي ‌رفسنجاني با حکم مرجع قضايي.

اين مجمع در اول تير ۱۳۸۸ بيانيه‌اي صادر کرد که در واقع ادامه اشتباهات گذشته بود و در تنور نا آرامي‌ها دميد. محورهاي بيانيه مجمع روحانيون مبارز در اين روز عبارت است از:

۱٫ نا آگاهانه خواندن حضور مردم پاي صندوق‌هاي رأي؛ 

۲٫ زير سؤال بردن راهکارهاي قانوني از جمله شوراي نگهبان؛ 

۳٫ خودجوش خواندن آشوب‌هاي پس از انتخابات و نفي دخالت بيگانگان در اين آشوب‌ها؛

۴٫ تقدير از موسوي و تشبيه شهر به پادگان نظامي؛ 

۵٫ درخواست آزادي همه عناصر و فعالان فتنه؛ 

۶٫ درخواست از صداوسيما براي انتشار نظرات و خواسته‌هاي فتنه‌گران؛ 

۷٫ زير سؤال بردن راهکارهاي قانوني و درخواست تشکيل هيأت بي‌طرف، براي بررسي اعتراضات. 

مجمع اسلامي بانوان

مجمع اسلامي بانوان پس از کسب مجوز از وزارت کشور، در ۶ دي ۱۳۷۷ اعلام موجوديت کرد. دبير کلي‌ اين حزب از ابتدا تا کنون، بر عهده فاطمه کروبي، همسر مهدي کروبي بوده‌است. اين تشکل پس از جدايي مهدي کروبي از مجمع روحانيون مبارز و ائتلاف دوم خرداد و تشکيل حزب اعتماد ملي، از احزاب اقماري حامي ‌اعتماد ملي به شمار مي‌رود.

 

 

برگرفته از کتاب« جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه‌دار در ایران»