اصول‌ فکری جریان مدعی اصلاحات




 

مهم‌ترین دیدگاه‌ها و مبانی فکری گروه‌های اصلاحات را می توان در این موارد برشمرد؛ محور قرار دادن اصلاح و تحول، قانون‌گرایی، شایسته سالاری، افزایش تطبیق پذیری نظام یا خواست‌ها و اهداف و...اما مدعیان اصلاح‌طلبی هرگز به این اصول وفادار نماندند. قدرت‌طلبی مدعیان اصلاحات آنان را به سمت مواضع متناقض در دوره‌های مختلف کشاند بطوری‌که امروز رسانه‌های خود این جریان اذعان و اعتراف دارند که دیگر نمی‌شود با این فضاسازی و شعارها مردم را فریب داد و نتیجه دوباره گرفت! جریان مدعی اصلاح‌طلبی به رهبری آقای خاتمی دارای اصول فکری خاصی است که بدون توجه به آنها نمی‌توان این جریان را شناخت. در این بخش به برخی از مهم‌ترین این اصول که گاهی خود در عمل نیز به آن پای‌بند نبودند اشاره می‌شود.


جریان غربگرا (بخش ششم)

اصول‌ فکری جریان مدعی اصلاحات

گرایش به پلورالیسم و اعتقاد به قرائت‌های مختلف از دین

یکی از اعتقادات شاخص جریان اصلاح‌طلب و از جمله آقای خاتمی، پذیرش نظریه پلورالیسم و اعتقاد به قرائت‌های مختلف از دین است این جریان به شدت پلورالیسم را ترویج می‌کرد و ادعا می‌نمود ما نباید به دنبال یک نظر به عنوان نظر نهایی باشیم و به آن ملتزم شویم. ایشان با اعتقاد به نسبی بودن حقیقت می‌گفتند حقیقت نزد همگان است و هر کسی با بخشی کوچکی از آن آشناست هر فردی متناسب با معارف خود برداشتی از اسلام دارد و هیچ کس هم حق اعتراض به او را ندارد! نتیجه این دیدگاه، ترویج شعار تسامح و تساهل در جامعه مذهبی ایران بود. همان تسامح و تساهلی که در غرب تبلیغ و از لوازم مدرنیته و سکولاریسم برای تنظیم رفتارهای دینی، اخلاقی و سیاسی شناخته می‌شد.

در سایه ترویج تسامح و تساهل، حمله به احکام اسلامی و ایجاد تردید و تشکیک در آن‌ها توسط مطبوعات زنجیره‌ای دوم خردادی بدون هیچ محدودیتی، احکام قطعی دینی چون «قصاص» به عنوان مجازاتی خشن، غیر انسانی و موهن معرفی شدند؛

نگاه نسبی‌گرایانه و پلورالیستی جریان اصلاح‌طلب از تساهل و تسامح، تفکر و گرایشی را در جامعه گسترش داد که رنگ و بوی گذر از مرزهای عقیدتی و مقدسات نظام اسلامی را داشت. هدف مهمتر برای این جریان، فراهم شدن زمینه ظهور آزادی‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه اسلامی ایران بود.(۱۱) آقای سروش وجود تساهل و تسامح را علاوه بر تأثیر در رشد آزادی فردی، باعث عقلانیت دین در کنار عقلانیت مدرن می‌دانست و معتقد بود پلورالیسم را علاوه بر اخلاق و ارزش‌ها به منابع و قطعیات دینی هم می‌توان سرایت داد یعنی هر کس اختیار دارد به حسب طاقت و وسع خود و وضعیت روحی‌اش به انجام احکام عملی و فرایض دینی اقدام کند!(۱۲) در سایه ترویج همین تسامح و تساهل، حمله به احکام اسلامی و ایجاد تردید و تشکیک در آن‌ها توسط مطبوعات زنجیره‌ای دوم خردادی بدون هیچ محدودیتی شدت یافت. احکام قطعی دینی چون «قصاص» به عنوان مجازاتی خشن، غیر انسانی و موهن معرفی شدند؛ حکم مرتد منافی حقوق انسانی قلمداد شد و…(۱۳)

در راستای همین دیدگاه پلورالیستی و اباحی‌گرایانه، شعار «ایران برای همه ایرانیان» مطرح شد و تاکید گردید هر ایرانی با هر عقیده و آرمانی در تعیین مسیر حرکت جامعه مسلمان ایران سهم دارد پس باید به تمام ایرانیان با هر عقیده و دیدگاهی آزادی داد تا سلیقه خود را در امور اجتماعی اعمال کنند گرچه مخالف مکتب مورد پذیرش اکثریت نیز باشد. بدیهی است لازمه‌ای این امر به حاشیه رانده شدن دین و ایمان از متن جامعه است. بر اساس این دیدگاه دین را باید به صورت یک امر شخصی درآورد نه یک دستورالعمل زندگی در عرصه اجتماع؛ باید معیارها و ملاک‌های دینی را برای گزینش افراد در مناصب مختلف برداشت و پست‌های مختلف را بر روی تمام افراد با هر گرایش و عقیده‌ای گشود تا بتوان ایران را برای همه ایرانیان دانست!

اباحی‌گری در دین به گونه‌ای در این دوره پیش رفت که مقام معظم رهبری وضعیت این دوره را به زمان مشروطه تشبیه نمود و نسبت به پیامدهای آن هشدار داد:

یکی از عواملی که موجب شکست مشروطیت در ایران شد این بود که متدینین بعد از مدتی احساس کردند که کار دارد به سمت بی‌دینی پیش می‌رود جنجال زیاد مطبوعاتی که آن وقت همة انگیزه در صفوف اول مبارزه مشروطیت بودند به تدریج دلسرد شدند و کنار نشستند… مسئولین نباید بگذارند چنین حالتی در مؤمنین به وجود آید… مظهر این تهاجم، همان اباحی‌گری است که از راه خدشه در اعتقادات،‌ تشویق جریان‌های خلاف اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد می‌شود این‌ها چیزهایی است که مسئولان کشور باید به آن خیلی توجه کنند.(۱۴)

قدیمی دانستن سنت‌های دینی و لزوم تطبیق آنها با اندیشه‌های مدرن

جریان مدعی اصلاحات مدعی بود در جهان مدرن امروزی اندیشه‌های دینی مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش کارایی ندارد. جالب این که این‌ جریان وقتی با سنت‌های بسیار قدیمی و حتی گاه خلاف مبنای عقل و منطق همچون چهارشنبه سوری مواجه می‌شوند به شدت از آن‌ها دفاع می‌کنند و حفظ این سنت‌ها را به عنوان «میراث کهن ملی» ضروری می‌شمرند اما وقتی به احکام اسلامی می‌رسند آن‌ها را قدیمی، از مد افتاده و ناکارآمد برای دنیای جدید امروز و اداره کشور معرفی می‌کنند و معتقدند باید طبق سنت کشورهای پیشرفته و صنعتی در این زمینه عمل کرد!(۱۵). مقام معظم رهبری با نفاق دانستن این دیدگاه می‌فرمود:

این‌که ما نگاه کنیم ببینیم شرق و غرب در مفاهیم حکومتی و مفاهیم سیاسی حرفشان چیست، آن‌ها چه می‌گویند، ما هم سعی می‌کنیم خودمان را آن جور تطبیق بدهیم، این مثل همان خلافت عثمانی‌هاست. مثل خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس است.

این‌که ما نگاه کنیم ببینیم شرق و غرب در مفاهیم حکومتی و مفاهیم سیاسی حرفشان چیست، آن‌ها چه می‌گویند، ما هم سعی می‌کنیم خودمان را آن جور تطبیق بدهیم، این مثل همان خلافت عثمانی‌هاست. مثل خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس است. آن‌ها هم اسمشان خلیفه پیغمبر بود، اسمشان حاکم اسلامی بود، امام رسم و عملشان حکومت کسری و قیصر و حکومت پادشاهان بود. همان‌طور که آن‌ها عمل می‌کردند. این‌ها هم همان طور عمل می‌کردند. اسممان حکومت علوی و حکومت اسلامی باشد. بعد برویم سراغ سرمایه‌داری غرب سراغ حکومتی که سرمایه‌داران و کمپانی‌داران و زشت‌روترین ظالمان و ستمگران عالم او را دارند اداره می‌کنند؟! این درست است؟ این همان نفاق خواهد شد. پرچمی را با یک نامی بلند کنیم، آن وقت در زیر این پرچم برویم سراغ چیزهای دیگر؟!»(۱۶)

عدم اعتقاد به اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر

جریان مدعی اصلاحات در عمل عقیده‌ای به نظارت بر اجرای احکام اسلامی ندارد بلکه حتی مخالف تظاهر به بی‌دینی در سطح جامعه هم نیست. آقای عبدالله نوری در کتاب شوکران اصلاح‌، خواهان اختیاری شدن مسأله حجاب اسلامی گردید و استدلال وی نیز در این زمینه این است که همانطور که اجباری برای نماز و روزه و سایر فروع دین نیست برای حجاب نیز نباید اجباری در کار باشد!(۱۷) بطور کلی از دیدگاه این جریان هیچ مسئولیتی برای حکومت اسلامی در قبال دین و اخلاق و معنویت مردم وجود ندارد در حالی که مقام معظم رهبری بارها هشدار داده‌اند:

همه وظایف ما، در وظایف اقتصادی و سیاسی خلاصه نمی‌شود. ما در مقابل معنویات مردم هم مسئولیت داریم. اگر مردم از لحاظ روحی و اخلاقی عقبگرد داشته باشند، نمی‌شود بگوییم در جامعه هیچ کس مسئول این نیست. … یقیناً مسئولان کشور نمی‌توانند خودشان را بر کنار بدانند. هر کدام یک طور به نحوی مسئولیت دارند. پس مسئولیت معنویات مردم هم بر دوش مدیران کشور در طبقات مختلف – از بالا تا پایین – است.(۱۸)

آرمان جریان مدعی اصلاحات به رهبری آقای خاتمی، پیاده نمودن «جامعه مدنی» با همان اصول و قواعد نظام لیبرال دموکراسی غرب در ایران بود.

در مجموع آرمان جریان مدعی اصلاحات به رهبری آقای خاتمی همان گونه که بارها به آن تصریح نموده بود، پیاده نمودن «جامعه مدنی» با همان اصول و قواعد نظام لیبرال دموکراسی غرب در ایران بود. آقای خاتمی گرچه مدعی تطبیق جامعه مدنی با مدینه النبی گردید(۱۹) اما واقعیت این است که در جامعه مدنی مورد ادعای ایشان، همان اصول بنیادین نظام لیبرالیستی شامل فردگرایی، سودگرایی، سکولاریسم، پلورالیسم، تکثرگرایی و … هم وجود داشت. چنانکه حبیب‌ا… پیمان در جمع‌بندی تعریف جامعه مدنی مورد نظر آقای خاتمی آن را این‌گونه تبیین می‌نماید: «(اصلا‌طلبان) ایجاد جامعه مدنی را بر محور اصلی توسعه سیاسی قرار دادند… بیش از هر چیز در تبلیغ و ترویج آزادی‌های مدنی و به طور کلی ستایش لیبرالیسم قلم زدند. جامعه مدنی مورد نظر آنان همان بود که در نظام لیبرال–بورژوازی پدید آمد و از سوی متفکران لیبرال در غرب توصیف و تبیین شده بود».(۲۰)

اما نکته‌ اصلی که آقای خاتمی در هدف خود مبنی بر پیاده نمودن جامعه مدنی در ایران به آن توجه نداشت این بود که اساسا اجرای چنین هدفی توسط دولت، با روح «جامعه مدنی» سازگار نیست؛ زیرا جامعه مدنی مورد نظر غرب، نهادی واسطه بین مردم و دولت تلقی می‌گردد و نمی‌تواند وابسته به قدرت سیاسی و دولت باشد؛ چگونه ایشان معتقد بود دولت مسئولیتی در قبال دین مردم ندارد اما بر خلاف روح جامعه مدنی خود را مسئول اجرای این پدیده غربی در ایران می‌دانست؟! این اشکالی است که برخی از همفکران آقای خاتمی نیز آن را وارد دانسته‌اند. عزت الله سحابی می‌گوید: «به نظر برخی از اصلاح‌طلب‌ها، تشکیل جامعه مدنی به هیچ وجه جزء وظایف دولت آقای خاتمی نیست. جامعه مدنی ورای دولت شکل می‌گیرد… اگر دولت به این کار اهتمام ورزد دیگر جامعه مدنی نیست»(۲۱)

در هر حال هر چه بود تبلیغ این‌گونه اصطلاحات غربی از سوی جریان مدعی اصلاحات حاکی از گرایش این جریان به غرب و علاقه آنان به فرهنگ اجتماعی حاکم بر آن دیار بود. ایشان در مواجهه با نسخه‌های سیاسی-فرهنگی غرب و مؤلفه‌های نظام لیبرال دموکراسی طوری مجذوب آن گردیده و تلاش می‌نمودند آن نسخه‌ها را در جامعه اسلامی ایران پیاده کنند که گویا اصلا نه به عیوب و ایرادات آن نسخه‌ها توجه داشتند و نه تفاوت فرهنگی دو جامعه را مورد توجه قرار می‌دادند. همان اشتباهی که در واقعه مشروطیت در ایران از سوی جریان روشنفکری روی داد و تلاش مشروطه‌خواهان برای پیاده نمودن حکومت مناسب ایران را با شکست مواجه ساخت. از این رو مقام معظم رهبری در ابتدای دوره چهار ساله دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی با هشدار به این وضعیت در دیدار با جوانان استان اصفهان فرمودند:

مهم‌ترین نقاط ضعفی که در زمینه مسئولان وجود دارد چند چیز است: یک مسئله سستی بینش و ایمان انقلابی و اسلامی در بعضی از مسئولان است. این‌ها مجذوب نسخه‌های سیاسی غرب هستند، آن هم نسخه‌های غلط از آب درآمده. لیبرال دموکراسی غرب که یک روز گفته می‌شد اوج تکامل فکر و عمل انسان است و بالاتر از آن چیزی وجود ندارد… امروز به دست خود، خودش را رسوا کرده است این لیبرالیسم، همان چیزی است که امروز ماجرای افغانستان و سال‌هاست که مسئله فلسطین را به وجود آورده است. این اومانیسم دروغین غرب همان چیزی است که پنجاه سال ملت فلسطین را ندیده می‌گیرد و می‌خواهد آن را به کلی حذف کند… امروز اومانیسم و لیبرالیسم و دموکراسی آن‌ها به اختناق و خفقانی رسیده است که حتی نمی‌خواهند به یک رسانه خارجی اجازه دهند که اخبار افغانستان را پخش کند! این، جریان آزاد خبر از نظر غرب است. این نسخه، رسوا شده و غلط از آب درآمده است! (۲۲)

 

ادامه دارد…

 

——————————————————————————————————————————————————————————–

پی‌نوشت‌ها:

  1. محسن کدیور، دغدغه‌های حکومت دینی، ص ۴۴۸ – ۴۴۷٫
  2. عبدالکریم سروش، ماهنامه زمان، دی ۱۳۷۸، ش ۵۹، ص ۳۳٫
  3. روزنامه صبح امروز، ۸/۷/۷۸، ص ۲٫
  4. بیانات رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، ۱۱ مرداد ۸۰٫
  5. رک؛ تبلیغات گسترده‌ روزنامه‌های اصلاح‌طلب برای چهارشنبه سوری در اسفند ۷۸٫
  6. بیانات رهبر انقلاب در دیدار عمومی با مردم به مناسبت روز میلاد حضرت علی (ع) ۳۰ شهریور ۸۱٫
  7. علی مطهری، اصلاح‌طلبی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۹، ص ۴۵٫
  8. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، ۴ دی ۷۸؛ و نیز رک؛ خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۲۸/۲/۸۰٫
  9. سخنرانی آقای خاتمی در افتتاحیه کنفرانس اسلامی، ۱۸/۹/۱۳۷۶٫
  10. حبیب الله پیمان، مجله نامه، ش ۳۹، تیر ۱۳۸۴٫
  11. عزت الله سحابی، بیم‌ها و امیدها، ص ۱۳۲٫
  12. بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جوانان اصفهان، ۱۲ آبان ۱۳۸۰٫