الیگارشی یهود حاکم بر یثرب (مدینه)




 



 

درآمد

در بخش اولِ پاسخ به مدعیات دکتر فیرحی، عرض شد ادعای ایشان مبنی بر اینکه مدل دولت شهر مکه، مدلی «دیکتاتوری» بود، مطابق با فکت‌ها و واقعیات تاریخی نیست،  اثبات شد که مدل حاکمیتی در دولت شهر مکه، «الیگارشی» مبتنی بر حاکمیت قریش بود. ضمن اینکه عرض شد دموکرات‌‌ترین حرکت تروریستی در طول تاریخ بشریت را در مکه شاهد بودیم، زمانیکه در «دارالندوه» جمع شدند و تصمیم گرفتند تا از هر قوم و قبیله یک نفر برای کشتن پیامبر (ص) اقدام کنند. لذا با این شواهد تاریخی اثبات شد مدعای دکتر فیرحی مبتنی بر واقعیت و فکت تاریخی نیست.

اما در بخش دوم این مقاله یکی دیگر از مدعیات دکتر فیرحی را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد، ایشان در ادعایی، باز هم بدون دلیل و مدرک تاریخی، مدعی می‌شوند که مدل حاکمیتی قبل از ورود حضرت رسول (ص) به یثرب، مدل شورایی بود و حضرت رسول(ص) برای اداره جامعه خود، هیچ مدل تاسیسی ارائه نکرده و همین مدل را امضا نمودند، اما سقیفه غلبه مدل مکی (یا بنا‌بر قول ایشان مدل دیکتاتوری مکی) بر مدل مدنی (یعنی مدل شورایی و دموکراتیک) بود.

پس یکی از مدعیات اصلی ایشان این است که مدل یثربی (البته ایشان می‌گویند مدل مدنی و عنایت ندارند که یثرب بعد از ورود حضرت به آن شهر تغییر نام داده شد) مدلی شورایی و دموکرات بود.

متاسفانه همانطور که در بخش قبلی هم بیان شد، ایشان باز هم به روش علمی و متد منطقی و اصولی پایبند نبوده و بدون دلیل و مدرک این مساله را بیان می‌کنند.

شواهد نشان می‌دهد که مدل دولت شهر یثرب هم مدلی الیگارشی منتها مبتنی بر حاکمیت یهود بر این شهر بود. برای بررسی بهتر این مساله قدری راجع به تاریخچه و ویژگی‌های یثرب توضیح خواهیم داد.

برخی از ویژگی های یثرب

۱ _یثرب بر خلاف مکه که اقتصادش بر پایه سوداگری وتجارت بنا نهاده شده بود، اقتصادی فئودالی و مبتنی بر زراعت و باغداری و کشاورزی داشت. (برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به: آثار المدینة المنوره، ص۲۱۰ )

۲_ در یثرب دو قبیله عرب به نام‌های اوس و خزرج که خزرج جمعیتی بسیار بیشتر از اوس داشت زندگی می‌کردند؛ در کنار این دو قبیله عمده عرب، سه قبیله یهودی که در مجاورت مدینه حضور داشتند، زندگی می کردند، آنها عبارت بودند از: بنی نضیر، بنی قریظه و بین قینقاع(برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به: آثار المدینة المنوره، ص۲۱۰ )

۳_ قبایل اوس و خزرج هر کدام محلی برای شور سران خود داشتند که به سقیفه مشهور بود. چیزی شبیه به دارالندوه مکه، منتها باز هم تنها مردان آزاد و بالغ حق اظهار نظر داشتند که البته اظهار نظر آنها در برابر شیخ و بزرگ قبیله،کان لم یکن بود. (برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به: معالم المدینة المنوره، ج۱، ص۴۵۹.)

 

استثمار اوس و خزرج از سوی یهودیان حاضر در یثرب

شیوه اقتصادی حاکم بر مدینه فرصت بسیار مغتنمی برای یهودیان ایجاد کرد که با ایجاد اختلاف و درگیری بین دو قبیله عرب حاضر در یثرب یعنی اوس و خزرج، آنها را سرگرم جنگ و نزاع و درگیری و ناامنی کرده و خود مشغول زراعت و کشاورزی و عمران و آبادانیِ مزارع و باغات و استحکام حصونشان شوند. ضمن اینکه آنها در کنار اشتغال به زارعت در صنعت اسلحه‌‌سازی نیز تبحر یافته و با ایجاد نزاع و درگیری بنیان‌افکن بین اوس و خزرج، که منجر به جنگ می شد، بازار بسیار بزرگی برای فروش اسلحه های خود ایجاد می‌کردند. (ر.ک: حضارة العرب في عصر الجاهلية، ص ۱۷۸)

با سرگرم شدن اوس و خزرج به جنگ و درگیری، که لازمه آن ناامنی و عدم رشد اقتصادی بود، بیش از پیش نیاز به پول برای خرید مایحتاج زندگی و اسلحه پیدا کردند، این نیاز آنها را به سمت یهودیان می‌کشاند و یهودیان هم با یک شیوه همیشگی یعنی دادن قرض ربوی به آنها پول مورد نیازشان را تامین می‌کردند و جالب اینکه برای خرید محصولات کشاورزی و البته اسلحه باز هم باید سراغ یهودیان می‌رفتند، یعنی یهودیان به آنها قرض ربوی می‌دادند و مجدد پولی که قرض داده بودند را خود گرفته و در مقابلش اسلحه و مایحتاج زندگی به اوس و خزرج می‌فروختند.

از طرفی اوس و خزرج توانایی بازپرداخت آن قرض ربوی را نداشتند و یهودیان در مقابل قرض خود، زمین‌های آنها را صاحب می‌شدند و بعد هم برده و فرزندان آنها را، در نتیجه اوس و خزرج بعد از یک پروسه زمانی کاملا به خاک سیاه نشانده و استثمار کامل شده بودند.

 

الیگارشی یهود حاکم بر یثرب

قدرت اقتصادی و البته خباثت یهودیان که مدام سعی در ایجاد تفرقه بین اوس و خزرج داشتند، منجر به ایجاد قدرت سیاسی فراوان برای یهودیان شد و عملا دولت شهر یثرب هیچ اختیاری از خود نداشت و به مثابه یک شهر استعمارزده و استثمارشده کاملا در اختیار اراده و سیاست های یهودیان قرار گرفت. قرآن این وضعیت رقت انگیز و افتراق شدید در آستانه سقوط کامل را اینگونه تشریح می‌کند و به یاد انصار مدینه می‌اندازد و می‌فرمایند:

سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۰۳:

«وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا وَاذكُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ كُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخوانًا وَكُنتُم عَلى شَفا حُفرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَكُم مِنها  كَذالِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تَهتَدونَ»

و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت‌)، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.

این آیه شریفه بر این نکته تاکید ویژه دارد که اوس و خزرج در تفرقه شدیدی به سر می‌بردند که آنها را در لبه پرتگاهی از حفره آتش قرار داده بود، اما به برکت اسلام آنها از زیر بار سلطه الیگارشی یهود نجات یافته و تبدیل به إخوَه و برادر شدند.

ضمن اینکه در مقام هشدار به مسلمین است که مراقب نفوذ مجدد یهودیان در بین خود باشند چون آیات قبل می‌فرماید:

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاءُ  وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ( ال عمران/۹۹)

ترجمه: بگو: «اي اهل كتاب! چرا افرادي را كه ايمان آورده‏ اند، از راه خدا باز مي‏داريد، و مي‏خواهيد اين راه را كج سازيد؟! در حالي كه شما (به درستي اين راه) گواه هستيد؛ و خداوند از آنچه انجام مي‏دهيد غافل نيست.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ (ال عمران/۱۰۰)

ترجمه:

اي كساني كه ايمان آورده‏‌ايد! اگر از گروهي از اهل كتاب (كه كارشان نفاق افكني و شعله‌ور ساختن آتش كينه و عداوت است) اطاعت كنيد شما را پس از ايمان به كفر باز مي‏گردانند.

این آیات به خوبی نشان می‌دهد که یهودیان بعد از ورود پیامبر به یثرب که نام آن شهر را به مدینه تغییر داده و مقر حکومت خود کرده بودند، در صدد بودند تا مجدد سلطه و نفوذ خود را بازیابند و این آیات قرآن در مقام هشدار به مسلمین و یادآوری گذشته استثمارزده و افتراق و زندگی رقت آمیز آنهاست.

 

جمع بندی

با توجه به آنچه بیان شد، و استنادات قرآنی، مدعای دکتر فیرحی مبنی بر اینکه مدل حکومتی در یثرب مدلی «شورایی و دموکرات» بود، کاملا خلاف واقعیات و فکت‌های تاریخی است. اساسا یکی از دلائل دعوت از پیامبر (ص) برای حضور در یثرب از سوی اوس و خزرج این بود که آنها دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند و کاملا استثمار شده بودند، لذا در پی یک منجی بودند تا آنها را از این وضعیت رقت بار و ذلیلانه نجات دهد.

لذا نه مکه دیکتاتوری محض مورد نظر دکتر فیرحی بود و نه یثرب مدل شورایی و دموکرات مورد نظر ایشان، بلکه هم مکه و هم یثرب هر دو الیگارشی بودند. الیگارشی قریش در مکه و الیگارشی یهود در مدینه! و پیامبر اسلام با هردوی این الیگارشیها مبارزه کردند و مدلی خاص و ویژه برای حکومت بنا نهادند که در بخش بعدی این مقاله به آن خواهیم پرداخت.

 

به قلم: محمد علی رنجبر