ایستادگی بر اصول و مبانی، عامل اثرگذاری و ماندگاری در تاریخ




 



خطر را هم می‌شناخت؛ می‌دانست میدان، میدان مین است. هر آنی، هر ساعتی بیم از دست دادن جان هست؛ لیکن در عین حال بی‌محابا، با نگاه به هدف، در این راه پیش می‌رفت و نمی‌هراسید.

به گمان من، از جمله‌ی برترین‌های این راه، شهدای هفتم تیر بودند. بسیاری از این‌ها را ما از نزدیک می‌شناختیم؛ یا در جریان مبارزات، یا در جریان حوادث بعد از پیروزی انقلاب، این‌ها را آزموده بودیم، دیده بودیم، شناخته بودیم؛ حقیقتاً جان، بر کف دست داشتند و آماده‌ی شهادت بودند. اگر به آن‌ها خبر می‌رسید که در این راه شهید خواهند شد، نه فقط مرعوب نمی‌شدند، خائف نمی‌شدند، بلکه خرسند می‌شدند؛ بشارتی بود برای آن‌ها.

در رأس همه‌ی آن‌ها هم، شهید بزرگوار و عزیز ما، شهید آیةاللَّه بهشتی بود؛ یک انسان معتقد، مؤمن، مخلص، صادق، جدی در کار؛ آن‌چه می‌‌گفت، معتقد بود؛ و به آن‌چه معتقد بود، در عمل ملتزم بود. خطر را هم می‌شناخت؛ می‌دانست میدان، میدان مین است. هر آنی، هر ساعتی بیم از دست دادن جان هست؛ لیکن در عین حال بی‌محابا، با نگاه به هدف، در این راه پیش می‌رفت و نمی‌هراسید.

یکی از خصوصیات این شهید عزیز این بود. منطقی بود، پایبند به اصول و مبانی بود؛ یک اصولگرای به معنای حقیقی کلمه محسوب می‌شد. بر سر اصول با کسی ملاحظه نمی‌کرد. ما می‌دیدیم؛ بعضی‌ها سعی می‌کردند با حیله و ترفند و روش‌های متعارف و معمول، او را جذب کنند یا از مواضع خود تنزل بدهند، او را وادار به مماشات کنند؛ لیکن او بر سر مواضع خود محکم ایستاده بود.

شخصیت‌های تاریخی و اثرگذار، این‌جور شکل می‌گیرند؛ این‌جور در جامعه ظهور می‌کنند و ماندگار می‌شوند؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا»(۱) گفتن، آسان است؛ عمل کردن، دشوار است؛ استمرار عمل، بمراتب دشوارتر است. بعضی فقط می‌گویند؛ بعضی این گفته را در عمل هم نشان می‌دهند، اما نمی‌توانند در مقابل حوادث عالم، در مقابل طوفان‌ها، در مقابل تمسخرها، در مقابل طعنه‌زدنها، در مقابل دشمنی‌های غیرمنصفانه طاقت بیاورند، لذا متوقف می‌شوند؛ بعضی به این اکتفاء هم نمی‌کنند که متوقف بشوند، عقب‌گرد می‌کنند؛ می‌بینید دیگر.

آن کسی که می‌گوید، از سر اعتقاد خالص و جازم؛ و می‌ایستد بر سر گفته‌ی خود، از سر تصمیم مؤمنانه و شجاعانه؛ و استمرار می‌دهد این حرکت را با صبری که خدای متعال در قرآن فرموده است: «و اللَّه یحبّ الصّابرین»(۲) مایه‌ی محبت خدای متعال است – این ارزش پیدا می‌کند؛ این می‌شود شخصیتی که نام او اثر می‌گذارد، راه او برای رهروان دستور راه می‌شود و چهره‌ی او باقی می‌ماند.

رحمت خدا بر شهید بهشتی؛ رحمت خدا بر آن کسانی که با او به شهادت رسیده‌اند؛ رحمت خدا بر شهدای راه اسلام. و اثر نقد و فوری این شهادت این بود که نظام اسلامی در آنِ واحد، هم خلوص بیشتری پیدا کرد، هم حقانیت او ثابت شد، هم واقعیت او در جامعه استقرار پیدا کرد. خاصیت این شهادت، این بود.

نقاب‌ها از چهره‌ها افتاد، منطق مستحکم جمهوری اسلامی و منطق امام بزرگوار تثبیت شد و نظام نوپای جمهوری اسلامی، آن روز استحکام پیدا کرد؛ توانست حرکت کند. در آن شرائط دشوار، در حالی که دشمن – دشمن نظامی، متجاوز – خود را در بخش مهمی از منطقه‌ی حساس خاک جمهوری اسلامی پهن کرده بود – ببینید چه شرائطی بود آن شرائط دشوار، و چه حادثه‌ی بظاهر تکان‌دهنده‌ای بود – اما این شهادت، چه تأثیر سازنده و عظیمی را بر انقلاب گذاشت.

عزیزان من! تا وقتی در قاموس ما، در فرهنگ ما، در منطق ما، شهادت بر همین سطح از اعتبار وجود داشته باشد، بدانید هیچ قدرتی – چه قدرت‌های مستکبر کنونی، و چه بمراتب قوی‌تر از این‌ها – نخواهد توانست بر جمهوری اسلامی و ملت ایران فائق بیاید.

 

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس و مسئولان قوه‌ی قضائیه/ ۱۳۸۹/۰۴/۰۷