جریان تجدیدنظر طلب در عقاید شیعه (قسمت چهارم)

بررسی اندیشه‌های تجدیدنظر طلبانه محمد خالصی‌زاده و شریعت سنگلجی


شیخ محمد خالصی‌زاده و شریعت سنگلجی از جمله تجدیدنظر طلبان عصر پهلوی هستند که با حمایت رضاخان و محمدرضا شاه آزادانه به ترویج تفکرات خود می‌پرداختند و به بسیاری از اعتقادات تشیع هجمه می‌کردند.

 

اشاره: در عصر رضاخان، همزمان با اوج‌گیری گرایش به غرب و گرایشات ضددینی رضاخان، فعالیت‌هایی در عرصه انتقاد از دین تحت عنوان خرافه‌زدایی از فرهنگ عامه آغاز شد، این انتقاد از دین و مذهب از سوی کسانی مطرح می‌شد که اغلب آنان نسبت به اصل دین و مذهب مشکل داشته و از اندیشه‌های غربی جانبداری می‌کردند و برای مشروع نشان دادن مبارزات خود در برخورد با دین، تحت عنوان، برخورد با خرافات، فعالیت می‌کردند. افرادی همانند شریعت سنگلجی، محمد خالصی‌زاده  از این دسته افراد مدعی اصلاح‌گری بودند که در اینجا با اشاره به زندگی‌نامه و فعالیت‌ها و آثار، به بررسی افکار و اندیشه‌های سیاسی آن‌ها می‌پردازیم.


محمد خالصی‌زاده

شیخ محمد خالصی‌زاده از جمله افرادی است که به بسیاری از عقاید و سنن و دیدگاه‌های تشیع انتقاد داشت. وی در دوره محمد رضا پهلوی کم‌کم به سمت انتقاد از علمای شیعه و شعائر شیعی در قالب خرافات و بدعت‌ها نزدیک می‌شود. از آن میان ایرادات وی به برخی دعاها یا تقبیح رسومی چون زنجیر زدن و گل مالیدن در عزاداری سیدالشهداء درخور ذکر می‌باشد. خالصی در وصیت نامه خود از متولیان و دست اندرکاران مدرسه‌اش می‌خواهد تا مردم را نسبت به پرهیز از این امور که از نظر وی بدعت به شمار می‌روند، آموزش دهند. خالصی زاده در بخشی دیگر از وصیت‌نامه خویش با تاکید بر حرمت اقامه مجلس فاتحه برای میت می‌نویسد:

بین مردم متعارف و معمول است که خویشاوندان میت را به اسم مجلس فاتحه نشانیده و تسلی‌دهندگان بر آن‌ها وارد می‌شوند و وارد شونده سوره فاتحه را قرائت می‌نماید و به صدای بلند شعار (فاتحه) می‌دهند و همچنین هر کسی که می‌خواهد از مجلس خارج شود به صدای بلند شعار فاتحه می‌دهد و حاضرین او را در خواندن فاتحه صادر و وارد تبعیت می‌نمایند و قرآن کریم را تجزیه کرده به صورت حزب حزب درآورده بر حاضرین تقسیم می‌کنند تا هر کس حزب خود را قرائت نماید… روضه‌خوان بلند می‌شود بر منبر و غالبا او بدتر از تمام حاضرین است و میت را وصف و تعزیه‌داران را تعریف و توصیف می‌کند به چیزهایی که اهلیت آن را ندارد و دروغ بر خدا و رسول به نام تعزیه‌داری حسین(ع) می‌بندد و غیر ذلک، شکی در حرام بودن این کیفیت به نام مجلس فاتحه برای میت نیست!

خالصی‌زاده در کتاب «حقیقت حجاب در اسلام» دو گروه «طبقه مدعیان تجدد» و «طبقه مدعیان و متظاهرین به دیانت» را مورد حمله قرار می‌دهد؛ دسته دوم را کسانی از «اهل عمائم و بازاری‌ها و کسبه و…» می‌داند که «حقیقتا تابع دین اسلام نیستند بلکه محکوم اوهام و خرافات هستند» و به نظر وی ضرر اینان بر اسلام بیش از ضرر گروه نخست است. در فرازی ضمن مقایسه دو گروه نام‌برده می‌نویسد:

متجددین وقت خودشان را در تماشاخانه‌ها و قمارخانه‌ها و باشگاه‌های رقص و مجالس خمر با زنان اجنبی و سینماها و مجالس موسیقی و استماع انواع الحان فسق و فجور در رادیو صرف می‌کنند… و متدینین وقت خودشان را در مساجد مسقف خالی از نور آفتاب و هوای صاف و مجالس روضه‌خوانی که هیچ ثمره عملی ندارد صرف می‌کنند… متدینین زن را در گور سیاه (چادر) متحرک می‌گذارند و از دیدن فضا و تنفس هوا محروم می‌سازند … متجددین زن را به امراض سوزاک و سفلیس و شانگر مبتلا و علاقه او را نسبت به شوهر و خانه سلب می‌کنند…

خالصی‌زاده از مجموع این مطالب، رویکرد بدبینانه‌ای نسبت به عموم مسلمانان امروزی -اعم از شیعه یا سنی- پیدا می‌کند تا آنجا که نتیجه می‌گیرد امروزه «مسلمانان، مسلمان نیستند»:

آنچه در نظر من مهم است و انظار را بدان متوجه داشته و دعوت می‌کنم آن است که معلوم شود مسلمانان، مسلمان نیستند هر چند آن‌ها را بدین اسم می‌نامیم و شیعه در این ایام پیرو اهل بیت نیستند هر چند بر ایشان لفظ شیعه را اطلاق می‌کنیم و خودشان خود را شیعه می‌نامند!!

خالصی‌زاده در آثار دیگر خود دایره بدعت را به حدی وسیع می‌گیرد که بسیاری از امور از جمله نذر و قسم خوردن به غیر خدا، تشکیل مجالس قانونگذاری و نمایندگی و وضع قوانین توسط این مجالس، ساختن گنبد و بارگاه و تزیین آن‌ها به طلا و نقره، تضرع و طلب دعا نزد قبور ائمه و آوردن اموات نزد ضریح را بدعت و حرام می‌داند.

شریعت سنگلجی

یکی دیگر از تجدیدنظرطلبان عقاید شیعه در ایران عصر پهلوی، شریعت سنگلجی است که در این دوره آزادانه به ترویج عقاید سلفی‌گری و وهابیت می‌پردازد. او به سبک وهابیون حملات تند فراوانی را به بعضی از شعایر مذهبی شیعه مانند توسل، شفاعت و … آغاز کرد که در این مسیر نه تنها با مخالفت رژیم حاکم مواجه نگردید بلکه مورد حمایت ضمنی دیکتاتوری رضاخان نیز قرار گرفت به طوری که حضرت امام خمینی(ره) ضمن اشاره به این واقعیت در کشف اسرار می‌نویسد: «چرا و به چه دلیل وقتی در رد کتاب شریعت (که به نام «اسلام و رجعت» در انکار رجعت نوشته شده بود) کتابی به نام «ایمان و رجعت» نوشته شده اجازه انتشار نمی‌دهند…»

در این فراز ضمن اشاره مختصر به زندگینامه شریعت که به بهانه اصلاح‌‌گری، دیدگاه‌های وهابیت را در ایران ترویج می‌کرد، ویژگی‌های شخصیتی و عقیدتی وی را بیشتر مرور خواهیم کرد.

حاج شیخ رضاقلی سنگلجی، معروف به شریعت سنگلجی، در سال ۱۲۶۹ (یا ۱۲۷۱ ش- ۱۳۱۰ قمري) در تهران به دنیا آمد. پدر وی حاج شیخ حسن سنگلجی از شاگردان حاج شیخ هادی نجم آبادی بود، او همچنین از شاگردان سید اسدالله خرقانی در تفسیر قرآن بود. همچنین گفته می‌شود که وی زمانی از طرف میرزا حسین خان موتمن الملک به حج رفت و همان سال با مطالعه آثار وهابی‌ها به عقاید وهابیت گرایش پیدا کرد(۱۲)

شریعت در شب‌­های پنج­شنبه مجلسی در مسجد حاج شیخ­ حسن سنگلجی داشت که در آن مجلس تعدادی از شاگردان و مریدان وی شرکت می­‌کردند؛کم‌کم با افزایش جمعیت شرکت‌کنندگان در مجلس شریعت سنگلجی که اغلب از افسران ارتش و تحصیل­کرده‌­های جدید بودند، و علاقه به شنیدن مطالب او در نقد مظاهر مذهبی و غربی کردن دین داشتند، مسجد دارالتبلیغ اسلامی را در جای همان مسجد در گذر تقی‌خان بنا کردند و بعدها به دنبال خرابی محله سنگلج دارالتبلیغ دیگری در خیابان فرهنگ تهران بنا شد که مدفن وی نیز در همین مکان واقع است. شریعت پس از ۲۰ سال ترویج افکار و عقاید شبه وهابی خود، در سال ۱۳۶۳ق/ ۱۳۲۲ش در سن ۵۳ سالگی درگذشت.(۱۳)

ویژگی‌های شخصیتی و اعتقادی شریعت سنگلجی

مهمترین مسائلی که شریعت سنگلجی آن‌ها را انکار می کرد عبارتند از: «غیبت امام زمان (عج) »، «رجعت»، «معاد جسمانی»، «معراج»، «شفاعت» و «معجزه‌های انبیا»

تاثیرپذیری شریعت سنگلجی از عقاید وهابیت و سلفیه امری کاملا آشکار می‌باشد؛ وی همانند وهابیون بر پیروی و تقلید بی چون و چرا از سلف تاکید داشت.(۱۴) سنگلجی همانند وهابیون، حملات تندی علیه بسیاری از شعائر مذهبی شیعه به ویژه در مورد توسل و شفاعت داشت و آن‌ها را همچون وهابیون در ردیف خرافات و شرک قلمداد می‌کرد.(۱۵) او تحت تاثیر این افکار به مبارزه با اساس تشیع در ایران زمان رضاخان برخاست. مهمترین مسائلی که شریعت سنگلجی آن‌ها را انکار می کرد عبارتند از: «غیبت امام زمان (عج) »، «رجعت»، «معاد جسمانی»، «معراج»، «شفاعت» و «معجزه‌های انبیا».(۱۶) سنگلجی ضمن مخالفت و درگیری با اندیشه­‌های سنتی شیعه و تفسیر به رای در احکام اسلامی، به خیال خود می‌خواست آن‌ها را با تفکرات جدید مدرنیستی سازگار نماید و از این رو بسیاری از اعتقادات اسلامی را بر اساس مدرنیسم غربی و علوم جدید تفسیر و یا رد می­‌کرد و به همین دلیل وی با استناد به دلایل عقلی ادعای مرده بودن حضرت الیاس، عیسی و حضرت خضر علیهم السلام را داشت؛ و مسئله رجعت و موضوعات دیگری که به ظاهر نمی‌توان آن‌ها را با علوم جدید سازگار یافت، انکار می‌کرد.(۱۷) سنگلجی همچنین در مسئله مهدویت به رد اخبار و روایات مرتبط با ظهور قائم مانند قیام به سیف و ظهور دجال پرداخته است. او در تفسیر قرآن متاثر از  محمد عبده و پیروانش برای به روز کردن مفاهیم قرآنی با مقتضیات عصر جدید و ارائه تأویلی نو از مفاهیم قرآنی بود که در خور فهم مردمان روزگار جدید باشد. برخی معتقدند سنگلجی در کتاب فهم قرآن همان ایده‌آلی را تعقیب می­‌کند که زمانی لوتر، توماس و کالون درباره مسیحیت تعقیب می­‌کردند.(۱۸)

در مجموع با مطالعه آثار شریعت و مقایسه آن‌ها با آثار وهابیون، می‌توان خاستگاه اندیشه ‌های شریعت سنگلجی را به طور گسترده در تعالیم وهابیت جستجو کرد. با مقایسة فهرست کتاب توحید عبادت که از آثار اصلی شریعت سنگلجی به شمار می‌آید، با فهرست کتاب التوحید (تألیف محمد بن عبدالوهاب) می‌توان به همسانی قابل توجهی در مطالب این دو کتاب دست یافت. سنگلجی در پاسخ به یکی از مخالفان خود که او را به رونویسی از کتاب التوحید متهم می کرد، ضمن عدم رد این اتهام، در عین حال گفته بود که بخش ‌هایی از کتاب توحید عبادت را از روی کتاب التوحید محمد بن عبدالوهاب نوشته است؛ نه تمام آن را! بر همین اساس است که برخی شریعت سنگلجی را اوّلین کسی می دانند که عقاید وهابی را در ایران ابراز کرد و از این طریق، عده‌ای دور خود گرد آورد.(۱۹) در سال‌هایی که شریعت سنگلجی به تبلیغات به اصطلاح اصلاح دینی خود مشغول بود، افراد بسیاری در محفل او حضور یافتند یا به نوعی بعدها تحت تأثیر آثار وی قرار گرفتند؛ بسیاری از این افراد در زمره به اصطلاح روشنفکرانی بودند که علاقمند شنیدن مطالب وی در نقد مظاهر مذهبی و غربی‌سازی دین بودند. برخی از مهمترین افرادی که به نوعی تحت تاثیر عقاید وی قرار داشتند و در تاریخ اندیشه دینی ایران معاصر نیز کمابیش تأثیرگذار بوده ‌اند، می‌توان از عبدالحسین آیتی (آواره سابق)، عبدالرحمن بدیع  الزمانی کردستانی، مهندس مهدی بازرگان، حاج میرزا یوسف شعار تبریزی، علی اکبر حکمی‌ زاده، دکتر عباس زریاب خویی، دکتر سید صادق تقوی، مرتضی مدرسی چهاردهی، مهندس عزت  الله سحابی، حیدرعلی قلمداران و … نام برد.

حجت الاسلام والمسلمین محمد ملک‌زاده

 

در شماره قبل خواندیم:

احمد کسروی یک نمونه افراطی از منتقدین عقائد و آداب و رسوم شیعه بود

شیخ هادی نجم‌آبادی روحانی تأثیرگذار بر جریانات انحرافی در تاریخ معاصر ایران

تشدید سخنرانی شخصیت‌های معروف علیه لوایح دولتی با توصیه حضرت امام

 

پی‌نوشت:

۱٫اسلام دباغ، رسائل سیاسی شیخ محمد خالصی‌زاده، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶، ص۱۳۲٫

۲٫محمد خالصی‌زاده، آیا اینان مسلمانند؟! وصیت‌نامه خالصی، ترجمه حیدر علی قلمداران، ناشر: حاج حسنعلی حدادی، بی‌جا، ۱۳۴۴ش، ص۱۵ – ۱۶٫

۳٫همان، ص۴۹-۵۰٫

۴٫رسول جعفریان، رسائل حجابیه، ج۲، قم، دلیل ما، ۱۳۸۶، ص ۷۰۹ – ۷۱۰٫

۵٫همان، ص ۶۹۹ – ۷۰۰ و ۷۱۶٫

۶٫محمد خالصی‌زاده، آیا اینان مسلمانند، پیشین، ص۵۳-۵۴٫

۷٫همان، ص ۷۶-۷۷ و ۱۰۹-۱۱۴٫

۸٫امام خمینی، کشف الاسرار، قم، آزادی، بی تا، ص۳۳۳٫

۹٫محمدحسن شریف  الدین مشکور، «نام و نسب شریعت سنگلجی»، مجله آینده، ش ۱۲، (فروردین ـ خرداد ۱۳۶۳) ص ۷۳٫

۱۰٫مرتضی مدرسی، سیمای بزرگان، تهران، شرق، ۲۵۳۵شاهنشاهی، ص۲۷۴٫

۱۱٫رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران از روی کار آمدن محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب، تهران، خانه کتاب، ۱۳۸۷ش، ص۸۸۲٫

  1. همان، ص ۳۵۴٫
  2. نورالدین چهاردهی، وهابیت و ریشه­های آن، تهران، سازمان چاپ و انتشارات فتحی، ۱۳۶۳، ص۱۵۹-۱۷۶٫

۱۴٫شریعت سنگلجی، کلید فهم قرآن، بانضمام براهین القران، بی جا، موسسه انتشارات دانش،  ۱۳۴۵، چاپ سوم، ص۵-۶٫

۱۵٫شریعت سنگلجی، توحید، عبادت یکتاپرستی، بی جا، موسسه انتشارات دانش، چاپ سوم، ۱۳۴۵ش،ص۲۴٫

  1. عبدالحجت بلاغی، تذکره عرفا، تهران، مظاهری، ۱۳۲۷ش، ص۲۵۷ تا ۲۶۰٫

۱۷٫شریعت سنگلجی، اسلام و رجعت، تهران، بی نا، بی تا، ص ۹۳٫

۱۸٫احسان طبری، ایران در دو سده واپسین، تهران، حزب توده ایران، ۱۳۶۰، ص۲۵۲٫

۱۹٫نورالدین چهاردهی، وهابیت و ریشه های آن، پیشین، ص۱۵۷٫