بررسی مولفه های جریان نواندیش متعهد | بخش دوم




 



اشاره:

جریان شناسی حوزوی یکی از حوزه های مطالعاتی است که سابقه زیادی از عمر آن نمی گذرد. جریان های حوزوی را می توان از جهات مختلف دسته بندی کرد. جریان های عرفانی، جریان های کلامی، جریان های فقهی و اصولی، جریان های تفسیری، جریان های حدیثی و نیز جریان های سیاسی برخی از این وجوه و جهات هستند. در این مقاله می کوشیم به ضرورت جریان شناسی حوزوی، پیشینه و انواع آن اشاره ای داشته باشیم.

در بخش اول از این مقاله ساختار کلی بحث، تعریف و پیشینه جریان شناسی مورد بررسی قرار گرفت. بخش دوم مقاله به بررسی ملاک ها و معیارهای جریان به شمار آمدن جریان ها و نیز ضرورت جریان شناسی پرداختیم. بخش سوم مقاله به بررسی انواع طبقه بندی جریان های حوزوی و نیز مولفه های جریان سنتی پرداخت.

همانطور که گذشت کلان جریان های حوزوی به سه دسته سنتی (یا منجمد)، روشنفکر (متجدد) و روشنفکر دینی (یا مجدد) تقسیم می شوند. در این بخش به ادامه بررسی مولفه های جریان نواندیش متعهد می پردازیم.

مؤلفه‌های جریان نواندیش متعهد (مجدد)

ویژگی‌های جریان نواندیش متعهد را می‌توان از حیث‌های مختلف مورد بررسی قرار داد. روش‌شناسی دین پژوهی، ویژگی‌های رفتاری، عملکرد سیاسی و نسبت با نظام اسلامی، و محتوای دین‌شناسی برخی از این ویژگی‌ها هستند. هرچند باید رابطه‌ای منطقی بین ابعاد گوناگون رفتاری یک جریان با مبانی آن وجود داشته باشد، ولی گاه در خارج رفتار‌های متناقض نیز دیده می‌شود. این تناقض بین رفتار و مبانی طبیعی به نظر می‌رسد. چرا که خصوصیات فردی و شرایط محیطی دست به دست هم داده و عملکردی گاه متناقض با مبانی فرد را شکل می‌دهند. از این روی ما به مؤلفه‌هایی که عموماً و نه دائماً در جریان‌ها قابل مشاهده است، اشاره می‌کنیم.

پاسداشت میراث علمی و فرهنگی حوزه (پاسداشت تراث)

جریان نواندیش متعهد به خلاف جریان نواندیش غرب گرا، اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برای تراث علمی حوزه‌های علمیه قائل است و آن را ناکارآمد و متعلق به تاریخ نمی‌داند. این جریان بر این باور است که میراث فقهی، اصولی، کلامی، فلسفی و عرفانی شیعی، ریشه در قرآن و عترت دارد و محصول مجاهدت‌ها و تیزبینی‌ها و کاوش‌های فراوان عالمانی است که دغدغه‌ای جز تعالی جامعه دینی در سر نمی‌پروراندند. همین میراث گران‌بها بوده که در طول تاریخ پاسخ بسیاری شبهات را داده است و جامعه دینی را از بحران‌های فکری و اجتماعی متعددی به سلامت عبور داده است. حتی با گذشت قرن‌ها از تولید نظریه‌های فلسفی و فقهی و کلامی هنوز بر مبنای بسیاری از همین نظریه‌هاست که عالمان متأخر به رویارویی با دنیای مدرن پرداخته‌اند. پس سخن بر سر کارآمدی و ناکارآمدی نیست، بلکه سخن در نوآوری و روزآمدی است. با پدید آمدن مسائل جدید و شرایط محیطی متفاوت، علم نیز که می‌خواهد در خدمت جامعه باشد خود را بر اساس نیاز‌ها رشد و ارتقا می‌دهد. دانش دینی نیز طی این قرن‌ها با انعطاف در برابر تحول خود را مهیای روزآمدی نموده است.

قرائت حداکثری از کارکرد دین و رسالت روحانیت (دین حداکثری)

جریان نواندیش متعهد بر این باور است که دین تمام شئون حیات بشری را در راستای نیل به کمال و سعادت ابدی مورد توجه و برنامه‌ریزی قرار داده است. چرا شئون فردی و اجتماعی انسان دست در دست هم مجموع رفتار و رویکرد فرد و جامعه را تشکیل می‌دهد. رفتار فردی و رفتار اجتماعی و تأثیر هر یک بر روح آدمی قابل انکار و نیز قابل تفکیک نیست. سعادت و کمال، محصول مجموع رفتار آدمی است نه تنها رفتار عبادی و زندگی فردی او و اگر چنین است دین که می‌خواهد مسیر سعادت را به روی انسان بگشاید باید برای همه این شئون برنامه ارائه دهد. پس دین نیازهای حداکثری انسان در راستای کمال را پاسخ داده است. قرائت حداکثری، رسالت حداکثری برای روحانیت را در پی می‌آورد. رسالت حداکثری روحانیت یعنی نسبت به رفتار اجتماعی، حاکمیت و حیات سیاسی و رخدادهای اقتصادی جامعه دینی بی‌تفاوت نبودن. در این نگاه روحانیت در جایگاه (رهبری) کلان جامع شیعی قرار می‌گیرد. رهبر نسبت به حرکت عمومی و کلان جامعه با همه اجزایش رهبر است. نه تنها در برابر رفتار جزیی افراد جامعه.

رصد تحولات کلان و خرد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه اسلامی و طراحی اقدام متناسب (رصد شرایط)

رویکرد رهبری داشتن نسبت به جایگاه روحانیت در تعامل با جامعه، ادبیات رفتاری خاصی را پدید می‌آورد. رصد تحولات اجتماعی و إتخاذ موضع مناسب، یکی از لوازم جایگاه رهبری است. رهبری جامعه باید در موضعی فعال در برابر اتفاقات آن جامعه قرار داشته باشد. مدیریت راهبردی جامعه اقتضای رصد دقیق تحولات را دارد. در غیراین صورت جامعه روز به روز با موانع و مشکلات جدیدی روبه‌رو می‌شود.

عدم اکتفا به داشته‌ها و نگاه به آینده برای فتح قله‌های جدید (آینده‌نگری و تحول‌خواهی)

رصد آینده جامعه تنها ثمره اجتماعی ندارد؛ بلکه رخدادها و نیازهای روزمره و آتی اجتماعی در تحولات علمی نیز مؤثر است. جریان نواندیش متعهد از تحول‌خواهی هراسناک نمی‌شود. تحول را روی گرداندن از تراث سلف نمی‌داند؛ بلکه پرداختن به تحول با حفظ میراث گذشته را بارور کردن و بالنده‌تر کردن آن‌ها می‌داند. اقتضای آینده نگری، جهت‌گیری‌های تحول‌خواهانه است. چرا که در افق آینده و با پیدایش شرایط و نیازمندی‌های نو و تازه، محتوای متناسب، نیاز خواهد بود. درک نیازمندی با تحول‌خواهی همراهی وثیقی دارد.

برخورداری از سبک زندگی جهادی و انقلابی (زیست جهادی)

جریان نواندیش متعهد، مصداق (مجاهدون بأنفسهم) هستند. در سبک زندگی جهادی، این وظیفه و نیازمندی جامعه اسلامی است که معیار و ملاک عمل فرد قرار می‌گیرد، نه استانداردهای پژوهشکده‌ها و نهادهای رسمی علمی. شأن و شئونات خودساخته اجتماعی نمی‌تواند مانعی برای عمل انقلابی قلمداد شود. تلاش برای تحقق هدف و آرمان در این نگاه ساعت کار و حقوق و مزایا و ارتقای رتبه نمی‌شناسد. حتی دشواری‌ها و تنگناهای زندگی نیز نمی‌تواند مانعی برای حرکت پرشتاب این جریان به‌شمار آید.

افرادی که با اعتقاد به (إن تنصروا الله ینصرکم) گام بر می‌دارند، شامل نصرت الهی می‌شود. مفهوم برکت در علم و وسعت در وقت و روزی در تفکر، در این ادبیات جایگاهی ویژه دارد. ادبیات فرازمینی و الهی سبک زندگی جهادی و انقلابی گشایش‌هایی در زندگی فرد ایجاد می‌کند که در دیگر زندگی‌ها حتی قابلیت درک آن نیز وجود ندارد. تولیدات چشم‌گیر و خیره‌کننده بسیاری از عالمان این جریان که تناسبی با زمان زندگی و موقعیت و تاریخی و توان یک انسان عادی ندارد، مصادیقی از این نوع نگاه و نتایجی برای این رویکرد به‌شمار می‌آیند.