تقی زاده‌های زمان، مروجین سند ۲۰۳۰




 

اشاره: سند 2030 آموزش و پروش، جزئی از یک سند بالادستی سازمان ملل به نام سند توسعه پایدار است. این مجموعه اسناد درصدد سوق دادن جهان به سمت استانداردهای غربی هستند تا همه کشورها بر اساس تعریفی که غرب از انسان و جهان دارد، سامان یافته و اداره شود. سند 2030، توسط دولت يازدهم با همكاري يونسكو تصويب و در ارديبهشت 95 توسط دولت براي اجرا ابلاغ گرديد. پروژه‌اي كه پس از برجام هسته‌اي، به‌عنوان پرژوه عملي نفوذ فرهنگي غرب در ايران و به‌عنوان «برجام فرهنگي» از آن ياد شده است. رهبر فرزانه انقلاب با گلایه از شورایعالی انقلاب فرهنگی به طور صریح نسبت به اجرای این سند هشدار دادند. « اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرایی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست...»


جریان غرب‌گرا و اسناد بین المللی

سند ۲۰۳۰ آموزش و پروش، جزئی از یک سند بالادستی سازمان ملل به نام سند توسعه پایدار است. این مجموعه اسناد درصدد سوق دادن جهان به سمت استانداردهای غربی هستند تا همه کشورها بر اساس تعریفی که غرب از انسان و جهان دارد، سامان یافته و اداره شود. این سند مشتمل بر اجزایی است که برخی از موارد اصلی آن عبارتند از:

  • مقدمه
  • دیدگاه ما
  • اصول و تعهدات مشترک ما
  • جهان امروز ما
  • دستور کار جدید
  • روش‌های اجرا
  • بازبینی و پیگیری
  • فراخوان اقدام برای تغییر در جهان ما
  • اهداف اصلی و فرعی توسعه پایدار (که مشتمل بر ۱۷ هدف اصلی است).

اصرار بر ساختن جهان جدید و تعهد به دستور کار جدید و برشمردن اهداف اصلی و فرعی و نیز دقت در مفاد این اهداف نشان از یک نقشه بلند مدت نگران کننده دارد.

این‌که غرب بخواهد دنیا را زیر سیطره خود قرار دهد و به اصطلاح سیاست جهانی‌سازی فرهنگ و اقتصاد را در دستور کار قرار داشته باشد، امری عجیب نیست. زیرا از مستکبر و مستعمِر انتظاری بیش از این نمی رود. تاریخ معاصر جهان و خونریزی‌ها و کشورگشایی‌های غرب حاکی از یک روح نفسانیت مدار افسار گسیخته است که برای قدرت و ثروت از کشتن و خونریزی و غارت هیچ إبایی ندارد. ماهیت و واقعیت تمدن غرب، که امریکا امروز سردمدار و نماینده و نماد اصلی آن است چیزی جز تجلی نفس أماره عنان از کف داده نیست. جریان جهانی قدرت و ثروت امروز تصمیم گرفته است همه دنیا را فتح کند و بشریت را برده و بنده خود کند و به خیال خام خود بر دنیا خدایی و حکم‌فرمایی مطلق داشته باشد. این دستور کار قطعی شبکه ثروت و قدرت جهانی است.

در این راستا اما سازمان‌ها و نهادهای بین المللی متعددی تشکیل می‌شود تا سیاست‌های ضد انسانی در قالب دلسوزی‌ها و دستورالعمل‌هایی متمدنانه به دنیا القا شود. ظاهر این اسناد بالادستی، کمک به دیگر کشورها برای قرار گرفتن در مسیر توسعه است ولی باطن آن‌ها حرکت در مسیر انحلال قدرت‌های منطقه‌ای در قدرت واحد جهانی غربی – امریکایی است.

انسان تراز جامعه جهانی

اما در این میان آن‌چه موجب حیرت و اعجاب می‌شود، این‌که برخی روشنفکرمآبان و غرب زده‌ها و دولتمردان نیز خود را در اختیار این سیاست استعماری قرار داده اند.

در دولت‌های مختلف از جمله دولت یازدهم جریانی در پی غرب زدگی سیستماتیک کشور باشند و سیاست‌های کلان را ذیل سیاست‌های جهانی تعریف نمایند. یکی از این تئوریسین‌ها، دکتر محمود سریع القلم یکی از چهره‌های نزدیک به حسن روحانی است.

جریان غرب‌گرا و غرب زده بر این پندار خام است که قله کمال، غرب و تمدن غربی است. اگر ایران نیز بخواهد در مسیر توسعه و پیشرفت مدرن قرار گیرد باید استانداردهای غربی را بپذیرد. این استانداردها تنها در حوزه اقتصاد نبوده بلکه شامل عرصه تربیت و آموزش و پرورش هم می‌شود، زیرا ما باید «انسان تراز جامعه جهانی» تربیت کنیم تا بتواند استانداردها و دستورالعمل‌های این جهان مدرن را رعایت کند. همین رویکرد سبب شد در دولت‌های مختلف از جمله دولت یازدهم جریانی در پی غرب زدگی سیستماتیک کشور باشند و سیاست‌های کلان را ذیل سیاست‌های جهانی تعریف نمایند. یکی از این تئوریسین‌ها، دکتر محمود سریع القلم یکی از چهره‌های نزدیک به حسن روحانی است. کسی که از او به عنوان مشاور روحانی یاد شده و روحانی نیز بر کتاب وی مقدمه‌ای نگاشته است.

سریع القلم بر این باور است که نسل آینده ایران باید تغییر کند. نسل فعلی نمی‌تواند دستورکارهای جهانی را اجرا کند. نسل جدید نیز مختصات ویژه‌ای دارد از جمله این‌که به شدت غیر ایدئولوژیک است. تکیه و اصرار بر غیر ایدئولوژیک بودن یعنی دقیقا یک شهروند غربی منفعت‌گرای دنیا پرست که با هیچ امری غیر از منفعت شخصی خود در دنیا کار ندارد. همان شهروند غربی‌ای که با پول مالیات او در یمن و غزه و سوریه انسان می‌کشند و از او هیچ صدایی در دفاع از بشریت در نمی‌آید.

دکتر سریع القلم در این زمینه می‌نویسد:

«عامل تعیین کننده، جایگزینی یک نسل جدید به جای نسل فعلی مدیریت در ایران خواهد بود. دستور کار نسل جدید ایران، یعنی ۲۵ ساله‌های فعلی کاملا با دستور کار آن افراد فرق می‌کند. این‌ها نسل غیر فلسفی و غیر ایدئولوژیک هستند که به شدت از زندگی لذت می‌برند. اگر همین افراد وارد سیاست شوند، به دنبال حل و فصل مسائل جاری خواهند بود. دنبال عدالت در سطح جهان نیستند. استراتژی این نسل حل و فصل مسائل آمریکای لاتین و مسائل شبه قاره و خاورمیانه نیست. این نسل دستور کار کاملا متفاوتی دارد. این‌ها نسلی هستند که مسائل ایران را به شدت عوض خواهند کرد و اولین نسل کار آمد و واقعی سیاسی ایران خواهند بود.»[۱]

وی در کتاب «عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران» می‌نویسد: «یکی از دلایلی که نه تنها ایران بلکه کل منطقه خاورمیانه مشکل توسعه یافتگی دارد، این است که در این منطقه، هویت فرهنگی قوی وجود دارد که آمادگی ادغام با فرهنگ جهانی را ندارد… اگر یک فرهنگ بلند مدت و با ثبات بوده و با فرهنگ جهانی سنخیت نداشته باشد و از سویی با هارمونی اجتماعی‌اش هماهنگ نباشد، مانع توسعه می‌شود.»[۲]

اما از منظر این جریان چگونه باید با فرهنگ جهانی همراه شد؟ پاسخ ایشان پیوستن به فرهنگ جهانی و پذیرش فرآیند جهانی شدن است. اما این جهان به‌معنای همه ملت‌های جهان نیست، بلکه در ادبیات این جریان، جهان مساوی است با امریکا و چند کشور خاص اروپایی؛ یعنی بنیان‌گذران استعمار مدرن و استحاله فرهنگ‌های بومی سایر کشورهای جهان در راستای توسعه قدرت و ثروت غرب و به استثمار کشیدن همه ملت های مستقل و با پیشینه فرهنگی و تمدنی. سریع القلم در این باره می‌نویسد:

«جهانی شدن یک جریان و فرآیند نیست، منطق کانونی آن یعنی نوسازی مبتنی بر علم و صنعت و نوآوری. از قرن هفدهم شروع شده است… غرب جغرافیای اصلی این جریان خطی چند قرن بوده که به تدریج از قرن نوزدهم و به طور گسترده ای از نیمه دوم قرن بیستم، کل جهان را دربر گرفته است….فلسفه حاکم بر این منطق کانونی، روش افزایش سرمایه و ثروت است که صرفا در چند قرن اخیر رشد کرده و بر مبانی نظام سرمایه داری شکل گرفته است.»[۳]

اما بخش مهم سخن سریع القلم تصریح وی به نفوذ جهانی شدن از اقتصاد به فرهنگ است. اساسا رشد اقتصادی بر اساس مدل غربی بدون هضم شدن در فرهنگ غربی ممکن پذیر نیست. وی در این زمینه با صراحت می‌نویسد: «…. نکته دوم در فرآیند رشد و تکامل جهانی شدن، مجموعه‌ای بودن ارکان آن و مرتبط شدن تدریجی آن به نظام سیاسی و فرهنگ عمومی است. در واقع جهانی شدن هر چند از یک منطق اقتصادی آغاز شد ولی با گذشت زمان به یک نظام اجتماعی تبدیل گردید. از این منظر جهانی شدن یک سیستم است.»[۴]  وی تصریح می‌کند: «فرآیند های جهانی شدن با ماهیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز در تناقض است.»[۵]

هشدار نسبت به تصویب محرمانه سند ۲۰۳۰

در چنین شرایطی بود که مقام معظم رهبری ابتدای سال ۱۳۹۶ در دیدار با فرهنگیان و معلمان پرده از تصویب و اجرای محرمانه سندی در حوزه آموزش برداشتند. سند موسوم به ۲۰۳۰ که بنا بود به عنوان سندی بالادستی، سمت و سوی آموزش کشور را تغییر دهد. ایشان در این بیانات مهم فرمودند:

اینجا جمهوری اسلامی است؛ اینجا، مبنا اسلام است، مبنا قرآن است؛ اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوبِ ویرانگرِ فاسدِ غربی بتواند در این‌جا این‌جور اِعمال نفوذ کند.

«این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرف‌ها، این‌ها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّت‌های گوناگون، با تمدّن‌های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگرچنان‌چه با اصل کار شما نمی‌توانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌ و‌ ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما می‌دانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. این‌که ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست؛ ما اعلام هم کرده‌ایم به دستگاه‌های مسئول. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مند هستم؛ آن‌ها باید مراقبت می‌کردند، نباید اجازه می‌دادند این ‌کار تا اینجا پیش بیاید که ناچار بشویم ما جلوی آن را بگیریم و ما وارد قضیّه بشویم. اینجا جمهوری اسلامی است؛ اینجا، مبنا اسلام است، مبنا قرآن است؛ اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوبِ ویرانگرِ فاسدِ غربی بتواند در این‌جا این‌جور اِعمال نفوذ کند. البتّه متأسّفانه اِعمال نفوذ دارند می‌کنند و از طُرق مختلف وارد می‌شوند امّا [اینکه] این‌جور به‌طور رسمی سند به ما بدهند که «تا پانزده سال دیگر باید شما این‌جوری بکنید، این‌جوری بکنید»، ما هم بگوییم بله، معنی ندارد این کار.»[۶]

الزام آور بودن سند ۲۰۳۰

در این میان برخی در دفاع از سند ۲۰۳۰ آن را سندی غیر الزام آور دانسته و مدعی شدند ما با حق تحفظ آن را پذیرفته ایم. این ادعا هیچ مناسبتی با متن و محتوای سند نداشت و مورد اعتراض رهبر معظم انقلاب قرار گرفت. ایشان در این باره فرمودند:

«چه کسانی هستند اینهایی که دارند سند توسعه‌ی پایدار را فراهم میکنند؟ چه حقّی دارند که درباره‌ی کشورها، درباره‌ی ملّتها، درباره‌ی سنّتهایشان، درباره‌ی عقایدشان، اظهار نظر کنند که باید این‌جوری کنید، باید آن‌جوری کنید؛ همه‌ی اینها هم «باید» است.

اینکه میگویند الزام نیست، این سطحی‌نگری است؛ نخیر، در واقع، همه‌ی این‌ها الزام است، و هرکدام از اینها که تحقّق پیدا نکند، بعد به‌عنوان یک نقطه‌ی منفی به‌حساب خواهد آمد که «در فلان جدول، تهِ جدول قرار میگیرید؛ فلان امتیاز از شما سلب می‌شود»! همه‌ی اینها این‌جوری است؛ در واقع همه‌ی این‌ها «باید» است، ولو در ظاهرش «باید» نباشد. چه لزومی دارد؟ خب ما از چند سال قبل از این آمدیم گفتیم «الگوی ایرانی‌ـ‌اسلامی پیشرفت»؛ بنده کلمه‌ی توسعه را هم عمداً به کار نبردم. آقایانی که مسئول این کار هستند و از آن وقت ما با اینها ارتباط داریم، میدانند؛ بنده عمداً گفتم کلمه‌ی توسعه را من به کار نمی‌برم، چون کلمه‌ی توسعه یک کلمه‌ی غربی است؛ یک مفهوم غربی دارد؛ من کلمه‌ی پیشرفت را به کار می‌برم؛ الگوی پیشرفت ایرانی‌ـ‌اسلامی. خب این الگو را بگردیم پیدا کنیم! چرا باید برای پیشرفت ما، دست‌های غربی الگو بدهند به‌صورت همین سند توسعه‌ی پایدار یا ۲۰۳۰ و امثال اینها؟ اینها کار کیست؟ کار شماها است، کار دانشگاه‌ها است، کار اساتید است.»[۷]

سند ۲۰۳۰، نفی استقلال کشور

اما علت اصلی این هشدارها و مخالفت‌ها با چنین سندی چه بود؟ «نفی استقلال ملی» و «آسیب به بنیان‌های فکری و فرهنگی کشور» مهم‌ترین سرفصل‌هایی بودند که دلسوزان ایران و انقلاب را به مقابله با این سند انحرافی وا می‌داشت. مقام معظم رهبری این سند را از همین زاویه نیز نقد کردند و فرمودند:

«مسئله‌ی «استقلال» هم که من گفتم، خیلی مهم است. حالا همین مسئله‌ی ۲۰۳۰ -این قضیّه‌ی سند ۲۰۳۰- از همین قبیل است؛ این مسئله‌ی استقلال است. حالا بعضی‌ها می‌آیند می‌گویند آقا، مثلاً فرض کنیم ما تحفّظ داده‌ایم یا گفته‌ایم فلان‌چیزش را قبول نداریم؛ نه، بحث سر این‌ها نیست. فرض کنیم در این سند، هیچ‌چیز واضح بیّنی هم که مخالف با اسلام باشد وجود نداشته باشد -که البتّه وجود دارد؛ آن‌هایی که خیال می‌کنند ما گزارش درست نگرفته‌ایم؛ نه، گزارش‌های ما گزارش‌های درستی است- حرف من این است که نظام آموزشی کشور نباید بیرون کشور نوشته بشود؛ حرف من این است. شما می‌گویید این مثلاً فرض کنید خلاف اسلام ندارد؛ داشته باشد یا نداشته باشد، اینجا ایران است، اینجا جمهوری اسلامی است، اینجا یک ملّت بزرگند. نظام آموزشی ما را چهار نفر در یونسکو یا سازمان ملل یا فلان‌جا بنشینند بنویسند؟ چرا؟ این همان مسئله‌ی استقلال است. استقلال ابعادش تا اینجاها است.»[۸]

ادامه دارد….

————————————————————————————————————-

[۱]. از مکتب نیاوران تا دولت توسعه گرا، ص ۱۵۴

[۲]. سریع القلم، محمود، عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران، ص ۲۸۸

[۳]. سریع القلم، محمود، پیش شرط های توسعه، روزنامه دنیای اقتصاد، ۳ اسفند ۱۳۹۲٫

[۴]. سریع القلم؛ محمود، ایران و جهانی شدن، چالش ها و راه حل ها، ص ۲۱٫

[۵]. همان، ص ۲۱

[۶]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار معلمان و فرهنگیان: ۱۷/۲/۱۳۹۶

[۷] . بیانات در دیدار با اساتید دانشگاه ۳۱/۳/۹۶

[۸]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان: ۱۷/۳/۱۳۹۶