تکان بدنه تبلیغ، نجات از مرگ یا انزوا


چالش‌ها و آسیب‌های تبلیغ، وجود سازمان‌های موازی در حوزه تبلیغ و عدم اتخاذ رویکرد تخصصی در آن امروز تبلیغ دینی را در کشور به سمت‌وسویی کشانده که اثرگذاری آن با شک و ابهام بسیاری همراه است و علاوه بر این ارزیابی دقیقی هم از نتایج تبلیغ در سراسر کشور وجود ندارد، این ضعف و آسیب در عرصه تبلیغ روی کار آمدن گروه‌های جهادی تبلیغی را به همراه داشته که خود این مسأله هم گاهی با چالش‌هایی همراه شده است،



 


اشاره: چالش ها و آسیب‌های تبلیغ، سازمان‌های موازی در امر تبلیغ و عدم اتخاذ رویکرد تخصصی در آن امروز تبلیغ دینی را در کشور به سمت‌وسویی کشانده که اثرگذاری آن با شک و ابهام بسیاری همراه است و علاوه بر این ارزیابی دقیقی هم از نتایج تبلیغ در سراسر کشور وجود ندارد، این ضعف و آسیب در عرصه تبلیغ روی کار آمدن گروه‌های جهادی تبلیغی را به همراه داشته که خود این مسأله هم گاهی با چالش‌هایی همراه شده است، در این رابطه پژوهشگر پایگاه تخصصی جریان‌شناسی اسباط گفت‌وگویی با  حجت‌الاسلام سید محمد مطلبی‌پور، مدیر مؤسسه تبلیغی جهادی میقات ترتیب داده‌ است.

 متن بخش اول آن در ادامه به خوانندگان فرهیخته اسباط تقدیم می‌گردد.

لطفاً  به‌طور اجمالی فعالیت‌های مؤسسه میقات را بفرمایید.

موسسه میقات  از سال ۸۶ با رویکرد تبلیغ تخصصی فقط در دو عرصه دانشگاه و نیروهای مسلح تأسیس شد و تمام تلاش مجموعه در حوزه‌های آموزشی، اعزام، ارزیابی، نظارت، اثرسنجی و نظرسنجی، در همین دو عرصه انجام می‌شود.

تأسیس این مجموعه نیز در ادامه صحبت‌های مقام معظم رهبری در سال ۷۴ انجام شد که ایشان تأکید داشتند: «بروید دنبال اقشار حساس و موثر، حساس نسبت به انقلاب اسلامی و موثر به قشر غیر از خود»واقعیت هم این است که اگر همه جریان‌های مثبت و منفی، چه ارزشی و غیر ارزشی را رصد کنیم انتهای همه این جریان‌ها یا به حوزه و روحانیت و یا به جامعه علمی کشور و دانشگاه و یا نیروهای مسلح خصوصاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌رسد.

هیچ جریان جدی فرهنگی مثبت و منفی را نمی‌توانیم پیدا کنیم که خاستگاه و ریشه آن در این سه عرصه نباشد و به همین دلیل رسالت این مؤسسه هم درهمین عرصه‌ها قرار گرفته است.

مهمترین  سرفصل‌های آسیب‌های تبلیغ در عصر حاضر چه می‌تواند باشد؟

آسیب‌های تبلیغ را باید در چند حوزه بسیار متفاوت بررسی کنیم، که البته در ظاهر متفاوت است؛ اما همه آنها به هم ارتباط پیدا می‌کند، ضروری است در  حوزه ساختاری، محتوایی، جامعه شناسی و شیوه شناسی آسیب‌ها را رصد کنیم.

اولین آسیبی که شاید بتوانیم در حوزه ساختاری تبلیغ اسم ببریم این است که عمده نظام‌های تبلیغی مرسوم کشور چرخه اعزام کاملی ندارند به طوری که  گزینش، آموزش، اعزام و نظارت و جمع بندی هر کدام توسط سیستم مجزایی صورت می‌گیرد.

گزینش، آموزش و اعزام هدفمند از ضرورت‌های تبلیغ است

حتی پژوهش هم از آموزش در بعضی حوزه‌ها جداست، در صورتی که مطلوب این است که این چرخه در یک جا طراحی شده و انسجام آن حفظ شود، در واقع نگاه منظومه‌ای به تبلیغ وجود نداشته باشد.

عموم ساختارهای تبلیغی ما اعزام مبلغ است، که تنها در ثبت نام و اعزام مبلغ منحصر می‌شود و حتی در حوزه نظارت هم بسیار محدود وارد شده‌اند و رصد خاصی اتفاق نمی‌افتد؛ اما مطلوب این است که این چرخه باید در دست خود نظام باشد. گزینش، آموزش و اعزام هدفمند از ضرورت‌های تبلیغ است که این امور تنها می‌تواند در یک نظام واحد اتفاق بیفتد.

امروز شاهد آن هستیم که نظام‌های اعزام مبلغ، مبلغان خود را از جای دیگری تأمین می‌کنند، به طور مثال حوزه علمیه روحانی تربیت می‌کند و ما از آنها به عنوان مبلغ استفاده می‌کنیم در صورتی که مبلغ با روحانی بسیار متفاوت است و اقتضائات متفاوتی دارد همانطور که مبلغ با مدرس فرق می‌کند و هر کسی که توان تدریس دارد الزاماً توان تبلیغی ندارد. در نتیجه این مبلغ بدون آموزش جذب می‌شود و این نشان می دهد که ما هدفمند مبلغ جذب نکرده‌ایم.

تبلیغ یک امر تخصصی است و اگر این را بپذیریم باید همه اجزا آن به سمت تخصصی شدن پیش برود. همه انواع تبلیغ هم یکسان نیست، هر کسی که مبلغ هست حتماً نمی‌تواند مبلغ کودکان یا نوجوانان یا حوزه دانشگاه قرار گیرد، وقتی تبلیغ را به عنوان امر تخصصی  پذیرفته‌ایم به صورت ویژه‌تر باید زیرمجموعه آن را هم تخصصی در نظر بگیریم.

همانطور که در دانشگاه سطوح کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا وجود دارد و هرچه سطح بالاتر می‌رود امور تخصصی‌تر می‌شود، تبلیغ هم به این صورت است وقتی که ما میپذیریم که تبلیغ یک امر تخصصی نسبت به سطح عام است، باید گرایشات آن را هم تخصصی‌تر در نظر بگیریم، در صورتی که اساساً چنین تفکری در هیچ یک از نظام‌های تبلیغی وجود ندارد و یک مبلغ در همه عرصه‌ها اجازه تبلیغ دارد.

 ما باید گزینش هدفمند داشته باشیم که این امر در نتیجه مخاطب‌شناسی دقیق به دست می‌آید که این مخاطب شناسی وجود ندارد، اساسا! سازمان‌های اعزام مبلغ ما تصمیم ندارند که بر اساس کدام مخاطب اعزام مبلغ داشته باشند که درنتیجه گزینش هدفمند هم نمی‌توانند داشته باشند؛ اما  اگر مخاطب مشخص باشد و کسی که بالقوه پتانسیل و ظرفیت تبلیغ برای این گروه مخاطبی را داشته باشد شناسایی کنیم و به او آموزش هدفمند بدهیم نتیجه متفاوت خواهد بود. همانطور که امروز در امر اجتهاد عموم فضای حوزه دارند به این نتیجه می‌رسند که اجتهاد باید به صورت تجزیه شده باشد و نمی‌توان در همه ابعاد به این نتیجه برسیم که یک شخص مجهتد تام است، در تبلیغ هم باید این اتفاق می‌افتاد که نیفتاده است.

در نتیجه آموزش هدفمند و اعزام هدفمند نیز وجود ندارد و در نتیجه هیچ شاخصه‌ای برای ارزیابی یک مبلغ وجود ندارد، امروز برای ارزیابی کار مبلغ نظرسنجی می‌شود نه اثرسنجی، اثر یک مفهوم دائمی و متفاوت با نظر است طبیعتاً الزامات اثرسنجی نیز این است که مخاطب سنجی دقیقی داشته باشیم و بتوانیم برای آن شاخص تعریف کنیم.

اثرسنجی یعنی تبدیل مقوله‌های کیفی به کمی، اما این اتفاق در هیچ جا رخ نمی‌دهد. اینکه مثلاً سطح مطالبات اجتماعی یا تعلقات دینی و امور دیگر این چنینی درگروه مخاطب قبل و بعد از اعزام مبلغ در قالب عددی مقایسه شود، یا اینکه به نتیجه برسیم که اثری نداشته خود این هم یک برد است که اولاً خود شکست را بپذیریم و دوماً علت شکست را پیدا کنیم.

امروز در اعزام مبلغ عملاً دو شکست اتفاق می‌افتد، اول اثر کار مشخص نیست و دوم علت این بی‌اثری را نمی‌توانیم دریابیم، در نتیجه اولین نقد جدی به ساختار است و نقد دوم نوع نگاه و تعبیه و تعبیر نظام سازمان های اعزام مبلغ است که با قبل از انقلاب فرقی نکرده است.

انقلاب اسلامی اتفافی بوده که در جهان افتاده است که به تعبیر رهبر معظم انقلاب تغییر دهنده شکل و نظم عناصر موجودات عالم است و بدیهی است باید در شکل نظام اعزام ما فرق ایجاد کند؛ اما امروز تفاوت‌های معنایی بین امامین انقلاب و نظام‌های موجود وجود دارد.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با ائمه جماعات مساجد تهران تأکید کردند که جوانان را به مسجد جذب کنید اما نه با شیوه‌های غیر مرتبطی همچون قرار دادن یک میز پینگ پنگ، اساساً جذب با ابزار و امکانات و شیوه‌های غیر مرتبط با دین، تبلیغ نیست. در نظام‌های تبلیغی رایج کشور واحدهایی به نام شیوه‌های تبلیغی نوین تشکیل شده که این شیوه‌های تبلیغی نوین اساساً و در مبنا با شیوه‌های امامین انقلاب متفاوت است و به همین دلیل دومین آسیب این است که تبلیغ بر اساس اندیشه ها و آرای امامین انقلاب طراحی نشده است.

۴۰ سال پیش شهید مطهری به نظام تبلیغی ما ایرادهایی وارد کرد که هنوز این ایرادات وجود دارد و تلاش خاصی برای برطرف کردن آن به صورت سازمان یافته وجود ندارد. بسیاری از عناصر نظام‌های تبلیغی انقلابی و بادغدغه هستند اما تشکیلات نظام های تبلیغی به صورت کلی به صورت سازمان یافته کار نمی کنند.

آسیب‌های دیگری در حوزه تخصصی تبلیغ وجود دارد، حداقل ۴۶ قشر جوان درکشور داریم؛ اما در حوزه جایی نداریم که مبلغ متخصص این افراد تربیت شود، ما مرکز تخصصی تبلیغ داریم؛ اما مرکز تخصصی تبلیغ ویژه اقشار نداریم.حتی بسیج بر اساس اقشار دسته بندی شده است اما تبلیغ اینطور نیست و کاملا نگاه عوامانه خود را حفظ کرده است.

عدم استفاده از ظرفیت‌های مختلف از دیگر ضعف‌های تبلیغ است، رهبر معظم انقلاب بر اصل ۴۴قانون اساسی و استفاده از ظرفیت‌های بخش خصوصی تأکید بسیاری دارند، همین اصل در موارد فرهنگی هم می‌تواند اتفاق بیفتد. در حال حاضر تمام نظام‌های اعزام مبلغ می‌خواهند بار تبلیغ را خودشان بردوش بکشند که این غلط است، حتی در رسانه‌ها هم همین موضوع وجود دارد، صدا و سیما ۷۰هزار کارمند دارد درحالی که بی‌بی‌سی که در کل دنیا شعبه دارد در یک ساختمان سه طبقه با ۷۰کارمند اداره می‌شود و همه تشکیلاتش را برون سپاری کرده؛ اما نظام‌های تبلیغی ما از گروه‌های تبلیغی و جهادی هیچ استفاده‌ای نمی‌کنند.

درحال حاضر حداقل ۵۰۰ گروه جهادی درکشور وجود دارد که از ظرفیت آنها استفاده نمی‌شود، آموزش‌های تبلیغی هم که بیشتر به شکل همایش است را هم خود این نظام‌های اعزام مبلغ بر دوش می‌کشند در صورتی که از ظرفیت این گروه‌های تخصصی می‌تواند استفاده کنند و آموزش را به صورت کارفرما و پیمانکار واگذار کرده و آموزشها را به صورت تخصصی به گروه‌هایی که در این زمینه کار کرده‌اند واگذار کنند.

مسأله دیگری که در آسیب شناسی تبلیغ می‌توان به آن اشاره کرد این است که مبلغ رشد نمی‌کند و صرفا یک انتقال دهنده محتواست، یعنی حتی درحوزه یک منبرآماده  به افراد می‌دهیم  در صورتی که در حوزه اندیشه این مسأله متفاوت است، موارد اسلامی باید گرفته و هضم شده و با ادبیات متفاوت به خورد مردم داده شوند نه اینکه مبلغ تنها شبیه شلنگی باشد که محتوا از او عبور کند و خودش هیچ رشدی نکند.

مبلغ باید بر منابع اشراف داشته باشد و خود محتوایش را به اقتضای مخاطب تولید کند، محتواهایی که به مبلغ با عنوان ره‌توشه داده می‌شود متناسب با تمام افراد در تمام نقاط کشور نمی تواند باشد، تنها قرآن است که می‌تواند تا این حد غنی و در تمام اعصار مؤثر باشد، اگر ادعای تدوین قرآن را نداریم باید برای هر گروه از مخاطب ره توشه‌ای متناسب با اقتضای خود آنها داشته باشیم.

در مورد موازی کاری نهادهای تبلیغی با این پیش فرض که در سیستم‌های تبلیغی دنیا امروز این موازی کاری‌ها وجود ندارد توضیح داده و بفرمایید که این موضوع می‌تواند با روحیه پایین کار جمعی در طلبه‌ها که بر اساس آمار پایین‌ترین رتبه را در صنوف مختلف در کشور دارد، ارتباطی داشته باشد؟

موازی کاری از چند جهت آسیب زاست، کسانی که در فضای حوزوی حضور داشته‌اند هیچ کدام منکر موازی کاری در فضای تبلیغی نیستند. حوزه علمیه دو بازو برای اعزام مبلغ دارد در حوزه‌های فرهنگی و سایر حوزه‌های دیگر هم این موازی کاری وجود دارد؛ اما می‌توان از منظر دیگری نیز این موازی کاری را نقد کرد، در کشور۱۲۸ هزار روحانی مبلغ وجود دارد اگر همه این مبلغان انقلابی، ولایی و توانمند باشند  به ازای هر۷۰۰نفر یک مبلغ در کشور وجود دارد در حالی که در اروپا به ازای هر۷ نفر یک کشیش وجود دارد، حالا اگر یک روحانی همان کاری را انجام دهد که یک روحانی دیگر انجام می‌دهد در واقع ما یک ظرفیت ۲۰۰ نفره را سوزانده‌ایم.

 موازی کاری تنها در حوزه ساختاری وجود ندارد و باید آن را در حوزه محتوایی نیز در نظر بگیریم و این ضربه موازی کاری را بیشتر می‌کند. موازی کاری حتی در بدنه طلاب هم وجود دارد، اگر ما اعتقاد به کار جبهه‌ای داریم باید بپذیریم که در کار جبهه‌ای موازی کاری وجود ندارد، همه نمی‌توانند در جبهه تک تیرانداز باشند، حتی از لحاظ حوزه جغرافیایی هم موازی کاری به وجود می‌آید، حداقل شروع حرکت در مقابل این موازی کاری این است که در حوزه ساختاری از این موازی کاری‌ها جلوگیری شود که در این زمینه قدم‌هایی برداشته شده اما حوزه محتوایی هم باید مورد توجه قرار گیرد چرا که بی توجهی به آن می‌تواند توان حوزه را کاهش داده و اثرات را کم می‌کنند.

برای نمونه مناطق محروم زیستی رتبه یک اعزام مبلغ را در کشور دارند و همه نهادهای اعزام مبلغ به این مناطق مبلغ اعزام می‌کنند؛ اما مشاهده می‌کنیم که در برخی مناطق اصلاً از مبلغ خبری نیست و در هیچ نظامی تعریف نشده است، ریشه  این موازی کاری ها هم برمی‌گردد به نداشتن منظومه فکری و شورای سیاست‌گذاری در مجموعه حوزه که یک نهادی افراد را در حوزه فردی و تشکیلاتی به حوزه‌های مختلف سوق نمی‌دهد و در این زمینه تصمیم‌سازی نمی‌کند. برای هیچ کس امکان تصمیم‌گیری برای فرد دیگر وجود ندارد؛ اما می‌توان تصمیم‌سازی کرد. اگر می‌خواستیم تصمیم را بر اساس تشخیص فردی افراد بگذاریم نظام نباید تشکیل می‌شد و حکومت اسلامی تشکیل نمی‌شد؛ مفهوم حکومت و نظام‌های اعزام مبلغ در زیر مجموعه آن یعنی اینکه تصمیم سازی حداقل حضوری است که می‌توانند داشته باشند و البته در بعضی نهادها باید تصمیم‌گیری هم اتفاق بیفتد، بنابراین موازی کاری از آسیب‌های جدی حوزه است که باید مورد بازنگری قرار گیرد.

 

ادامه دارد…