جایگاه مسئله فلسطین در اندیشه سیاسی امام خمینی


بر خلاف تصور رایج، امام خمینی از همان ابتدا پیکان تیز مبارزات خود را علاوه بر رژیم مستبد پهلوی به سوی نظام استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی نشانه رفت. به عبارت دیگر امام خمینی ارتباط ویژه‌ای بین آمریکا و رژیم صهیونیستی برقرار کرده و چنان‌که انقلاب خمینی ابعاد ضدآمریکایی داشت، از ابعاد ضداسرائیلی بسیار قوی‌ای نیز برخوردار بود.




 


جریان­‌شناسی مبارزه با صهیونیسم در اندیشه و نظام سیاسی امام خمینی

امام خمینی از پیشتازان مبارزه با صهیونیسم در جهان اسلام است که با تعیین روز قدس مبارزه با صهیونیسم را وارد عرصه جدیدی کرد و در تاریخ ملل اسلامی ماندگار کرد. امام خمینی حدود ۳۰۰ بار در سخنرانی و پیام‌­های خود در مورد اسرائیل صحبت کرده­‌اند. ایشان ادامه­ دهنده راه علمایی مانند کاشف الغطا و ایت الله کاشانی بود که مبارزات ضد صهیونیستی داشتند.

منظور از «اندیشه سیاسی» بیشتر ناظر به دوران قبل از انقلاب است؛ دورانی که امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب در حال تدوین اصول انقلاب و مبارزه است و کمتر روحیه عمل­گرایی دارد ولی بعد از انقلاب نوبت به اجرای آن اندیشه می­‌شود که در مقام عمل باید، ابتکارات و روش‌­های امام خمینی را بررسی کرد. این مرحله که انقلاب وارد نظام­ سیاسی شده است را «نظام سیاسی» امام خمینی می‌­نامیم.

جایگاه مسئله فلسطین در اندیشه سیاسی امام خمینی

مخالفت با رژیم صهیونیستی و اسرائیل ازابتدای قیام

امام خمینی از همان ابتدای مبارزات موضوع رژیم صهوینستی را به صورت جدی در مبارزات خود مطرح کرد. رژیم پهلوی با اسرائیل ارتباطات گسترده تجاری داشت. نفوذ گسترده امریکایی­‌ها در ایران این رابطه را گسترده‌تر کرده بود. بخش مهمی از حضور اسرائیل در ایران در قالب بهایئیت بود که به عنوان پوششی برای این نفوذ و دخالت رژیم اشغالگر قدس در ایران اقدام می­‌کرد.

توجه به این نکته ضروری است که بر خلاف تصور رایج، امام خمینی از همان ابتدا پیکان تیز مبارزات خود را علاوه بر رژیم مستبد پهلوی به سوی نظام استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی نشانه رفت. به عبارت دیگر امام خمینی ارتباط ویژه­‌ای بین آمریکا و رژیم صهیونیستی برقرار کرده و چنان‌که انقلاب خمینی ابعاد ضدآمریکایی داشت، از ابعاد ضداسرائیلی بسیار قوی­‌ای نیز برخوردار بود.

در ادامه مهم‌­ترین موضع­گیری­‌های امام خمینی قبل از انقلاب در مورد رژیم اشغالگر قدس را مرور می­‌کنیم:

      1. در سال ۴۱ شمسي و در پيام مشهور امام، به مناسبت نوروز ۴۲ به كشته شدن مسلمانان و روحانيت به دست دولت، براي حفظ منافع اسرائيل اشاره شده است.
      2. در پيام امام دربارة لايحه انجمن­‌هاي ايالاتي و ولايتي از سلطه صهيونيست­‌ها بر منافع و تأسيسات ايران، انتقاد شديدي به عمل آمده است. در همين سال در پاسخ به اصناف شهرستان قم در خصوص مصوبه دولت “اسدالله علم” براي روابط اقتصادي با اسرائيل، آن را خطري بزرگ براي اسلام و استقلال كشور دانسته­‌اند. در سال ۴۲ در پاسخ به نامة علماي يزد خطر اسرائيل را بسيار جدي دانسته و همه را به اعتراض عليه اسرائيل و دولت پهلوي فراخوانده‌­اند.
      3. امام خمینی در اعلامیه‌­ای که در مخالفت با کاپیتولاسیون صادرکردند، آمریکا و اسرائیل را در کنار هم قرار داده و از جنایات و استعمارگری آن‌ها به شدت انتقاد کردند.
      4. يكي از محكم‌ترين و تندترين موضع‌گيری‌هاي سياسي امام در برابر اسرائيل سخنراني مشهور ايشان در مسجد اعظم، پس از آزادي از زندان بود. (اردیبهشت سال ۱۳۴۳)

اي ملت! دين ما اقتضا مي كند كه با دشمن اسلام موافقت نكنيم، قرآن ما اقتضا مي‌كند كه در مقابل صف مسلمين با دشمن اسلام هم پيمان نشويم. ملت ما با هم پيماني شاه با اسرائيل مخالف است.[۲]

با كشتار خونين مدرسه فيضيه، امام با سخنراني تاريخي خود، مبارزه با اسرائيل را هم‌چنان در محور مبارزات خود قرار دادند.[۳]

      1. در پيام ماه محرم سال ۱۳۴۳ شمسي، امام رابطه با اسرائيل را ننگ بزرگ شمرده و خواستار وحدت مسلمين براي مقابله با اسرائيل شدند.[۴]
      2. در ۶/۶/۱۳۴۷ امام در پاسخ به نامه گروهي از فدائيان و جوانان مبارز فلسطين، ضمن اعلام وجوب و ضرورت مبارزه با اسرائيل، مجوز استفاده از مصرف زكات و ساير صدقات را براي رفع خطر اسرائيل در كمك به مدافعين و مبارزين را صادر كردند.[۵]
      3. امام خمینی در مخالفت با جشن­‌های ۲۵۰۰ساله (مهر ۱۳۵۰)، به حضور و مشارکت اسرائیل در این جشن­‌ها اعتراض کرده و جنایات رژیم پهلوی را در این مورد روشنگری کردند.
      4. امام در پاسخی که در سال ۱۳۵۲ به دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا و کانادا ارسال داشته است می‌فرماید:

… اسرائیل زاییده طبیعی تعاون فکری میان دول استعماری شرق و غرب بود، چرا که آنان با ایجاد اسرائیل، دست به استثمار و نابودی و استعمار و تقسیم جهان اسلام زدند و امروز به روشنی می‌بینیم که همه طرف‌های استعماری به آن کمک می‌کنند.

      1. امام خمینی در استانه پیروزی انقلاب در اذر سال ۱۳۵۷ می­گوید:

یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است کمک او به اسرائیل است من همیشه در مطالبم گفته‌ام که شاه از همان اول که اسرائیل بوجود آمد با او همکاری کرده و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود، شاه هم‌چنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل می‌داد و این امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است.[۶]

فلسطین مسئله جهان اسلام نه اعراب و نه اهل سنت

هر چند ایران در اقلیت فرهنگی (فارس) و مذهبی (شیعه) جهان اسلام قرار دارد ولی امام خمینی مانع از این شده که دسیسه دشمنان در مورد فلسطین محقق شود که می­‌خواستند مسئله فلسطین صرفا امری مربوط به جهان عرب یا اهل سنت باشد. دشمنان می خواهند مسئله فسطین مسئله­ای عربی یا سنی باشد که در قالب مذاکره یا صرفا یک مسئله سیاسی آن را حل کنند. به عبارت دیگر امام خمینی مسئله فلسطین را از یک مسئله سیاسی یا سرزمینی به یک مسئله ایدئولوژیک تبدیل کرد که مربوط به امت اسلامی است و همه مسلمانان نسبت به آن حساس و پیگیر هستند.

تبیین ماهیت رژیم اشغالگر قدس

یکی از بزرگ‌­ترین کارهای امام در مورد رژیم اشغالگر قدس این بود که امام ماهیت این رژیم را برای مسلمانان جهان بازگو کرد تا آن‌ها متوجه عواقب این رویداد باشند و بندانند که با چه توطئه بزرگی روبه­‌رو هستند. به عبارت دیگر امام خمینی در مورد اسرائیل به خلق ادبیات جدید دست زد؛ ادبیاتی که با انتقال معانی بلند و قدرت بسیج کنندگی و رسواکنندگی، ازجنس ادبیات راهبردی در جنگ نرم و ایجاد قدرت نرم در عرصه رسانه­ای بود. این ادبیات بود که سبب شد جهان اسلام نسبت به موضوع فلسطین دیدی جامع و فراگیر پیدا کند و با لحاظ تاریخ تمدن اسلامی، مسئله فلسطین را در امورد جاری روابط بین­ الملل تحلیل نکند. برخی از این موارد را مرور می­‌کنیم:

۱- خیانت­‌ها و توطئه‌­های یهود در تاریخ اسلام

یکی از مهم­‌ترین منابع اندیشه سیاسی حضرت امام کتاب ولایت فقیه است که در بهمن سال ۱۳۴۸ در ۱۳ جلسه درس خارج در نجف بیان شده است. امام خمینی در مقدمه کتاب ولایت فقیه می­‌فرمایند:

نهضت اسلام در آغاز گرفتار يهود شد؛ و تبليغات ضداسلامى و دسايس فكرى را نخست آنها شروع كردند؛ و به طورى‌كه ملاحظه مى‏‌كنيد دامنه آن تا به حال كشيده شده است.

امام خمینی در این بخش با بیان تاریخ اسلام و ارتباط آن با تاریخ یهود، مسلمانان را به یک امر تاریخی مهم و اثرگذار متوجه می‌­کنند تا به عمق دشمنی یهود و صهیونیسم با جهان اسلام پی ببرند.

ایشان در سخنرانی خویش نیز به این ابعاد تاریخی و جنایات یهود در صدر اسلام اشاره کرده و مبارزات رسول الله با یهود را بیان می­‌کند و با استناد به آیات قرآن مسلمانان را به مبارزه با صهیونیسم فرا می‌­خواند.

اسرائیل غاصب

امام به مسلمانان گوشزد کرد که این رژیم غاصب و جاه­‌طلب است؛ رژیمی که سرزمین فلسطین را غصب کرده است و به این مقدار هم بسنده نخواهد کرد و به جاه‌طلبی و تجاوز خود ادامه خواهد داد. طبیعی است در مقابل چنین رژیمی نمی­‌توان از طریق مذاکره و تعامل وارد شد چنان‌که هیچ‌کس با دزد و غاصب مذاکره نمی­‌کند بلکه با قاطعیت حقش را از او بازپس می­‌گیرد.

این مسئله علاوه بر این که از جهت حقوق بین ­الملل قابل پیگیری و طرح است بار روانی قابل توجهی در افکار عمومی مسلمانان دارد. ضمن این‌که همه به سادگی مفهوم آن را درک می­‌کنند، احساسات منفی زیادی را نسبت به رژیم صهیونیستی ایجاد می­‌کند.

اسرائیل و قدرت­‌های استعماری

اسرائیل زاییده طبیعی تعاون فکری میان دول استعماری شرق و غرب بود، چرا که آنان با ایجاد اسرائیل، دست به استثمار و نابودی و استعمار و تقسیم جهان اسلام زدند

امام در پاسخ نامه دانشجویان مسلمان مقیم آمریکا و کانادا در سال ۱۳۵۲، ماهیت استعماری رژیم صهیونیستی را به خوبی تبیین می­‌کند. این گفتار امام نشان­ دهند اوج اشراف ایشان بر مسائل بین­ الملل است که بسیار ساده و خلاصه پشت­ پرده رژیم صهیونیستی را تبیین می­‌کند.

اسرائیل زاییده طبیعی تعاون فکری میان دول استعماری شرق و غرب بود، چرا که آنان با ایجاد اسرائیل، دست به استثمار و نابودی و استعمار و تقسیم جهان اسلام زدند و امروز به روشنی می‌بینیم که همه طرف‌های استعماری به آن کمک می‌کنند

امام اسرائیل را ساخته و پرداخته قدرت­‌های بزرگ دانسته و معتقد بود این رژیم پایگاه نظام استکبار است که در مرکز جهان اسلام احداث شده تا در خدمت تمامی طرح‌های مستکبران در چیره شدن بر کشورها و امت ما به کار گرفته شود. به طوری‌که منافع استعمار دیرینه و طمع­‌کاری­‌های یهودیان صهیونیسم در این نقطه به یکدیگر رسیده و این فرزند نامشروع را بر سرزمین اشغال شده فلسطین به وجود آورد، و پس از آن برپایی دولت اسرائیل را اعلام کرد.

۴- اسرئیل غده سرطانی

امام اسرائیل را غدۀ سرطانی نامید، و طبیعی است که غدۀ سرطانی خود و بدن را فاسد می­کند و به نقطه معینی محدود نمی‌­شود بلکه تا آن‌جایی که می­‌تواند پیشروی می­‌کند و این به معنی آن است که اسرائیل می­‌خواهد جهان اسلام را فاسد کند و بدون هیچ حد و مرزی به توسعه‌­طلبی خود ادامه دهد. امام معتقد بود که آرزوها و طمع‌کاری‌های اسرائیل بسیار فراتر از نیل تا فرات است و این طمع‌­کاری­‌ها و توسعه‌­طلبی‌های اسرائیل همگام با قدرت­‌طلبی، کنترل بر منطقه و غلبه بر آن بیشتر و بیشتر می­‌گردد. به همین جهت است که امام خطر اسرائیل را محدود به ثروت­‌های طبیعی و سرزمین محدود نمی­‌دانسته و می­‌گفتند اسرائیل تمامی ارزش­‌های انسانی، دینی و فرهنگی تمدن اسلامی را نیز تهدید می­‌کند.

حاصل این نگاه این بود که امام خمینی فرمود: اسرائیل باید از بین برود چنان‌که غده سرطانی را درمان نمی­‌کنند بلکه آن را می­‌کَنند و از بدن بیرون می­‌اندازند. این قاطعیت فرمایش امام خمینی نشان داد که اسرائیل هیچ‌گونه مشروعیتی ندارد و هیچ راهی برای مذاکره و پذیرفتن آن حتی به صورت محدود نیز وجود ندارد.

مبانی نظری مبارزه با اسرائیل در اندیشه سیاسی امام خمینی

۱- شمولیت و فراگیری

اندیشه سیاسی امام خمینی امری جامع و شامل است و بین ابعاد مختلف دین ارتباط بر قرار می­‌کند نه این‌که سیاست امری جداگانه از سایر امور دینی باشد. از نظر امام خمینی سیاست از دیانت جدا نیست[۷] بلکه “اسلام تمامش سیاست است[۸]” و جدایی دین از سیاست از توطئه‌­های استعمار است.[۹] از نظر امام بین دیانت و سیاست رابطه تعاملی (تاثیر و تاثر) برقرار است[۱۰]

در اندیشه امام اسلام هم به دنیا دعوت می­‌کند و هم به آخرت و سیر الی الله بر اساس سیره اهل بیت علیهم السلام در هر دو بعد فردی و اجتماعی است.

از این جهت اندیشه سیاسی امام خمینی هم فقه را دربرمی­‌گیرد و هم عرفان؛ یعنی عرفان و فقه امام خمینی هم سیاسی است و سیاست امام خمینی هم فقیهانه و عارفانه است. به طور کلی امام خمینی اسلام را در بستر اجتماعی تحلیل می­‌کند. اساسا انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی بر اساس قرائت ویژه‌­ای از دین ایجاد شد و به پیروزی رسید که دین را در عرصه فردی محدود نمی­‌کرد بلکه دین متولی امور سیاسی و اجتماعی نیز بود. بر این اساس امام خمینی احیاگر دین بود.

احیاگری دینی امام خمینی، با نگاهی جامع­‌گرایانه به دین، سنتی و معطوف به بهره­‌گیری از عناصر دینی در نوسازی جهان بود.[۱۱] امام خمینی با طرح ابعاد واقعی اسلام به مسلمانان فهماند که اسلام علاوه ابعاد مناسکی، منبع قوی و پرتحرک در زمینه­‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است.[۱۲]

بنابراین از دیدگاه ایشان مسائل عبادی اسلام در عین عبادی بودن جنبه اجتماعی نیز دارند، یعنی عموم احکام و دستورات اسلامی مانند منشور چند بعدی، ابعاد، مراتب و لایه‌­های متعدد و منسجم دارند.[۱۳] در اندیشه امام اسلام هم به دنیا دعوت می­‌کند و هم به آخرت[۱۴] و سیر الی الله بر اساس سیره اهل بیت علیهم السلام در هر دو بعد فردی و اجتماعی است.[۱۵]

به این ترتیب امام خمینی در عین این‌که فقیه است عارف و سیاستمدار است و بین این امور جدایی ایجاد نمی­‌کند. در چنین فضایی است که از فقه و عرفان صوم و رمضان، مقاومت و مبارزه صهیونیسم و روز قدس بروز می­‌کند تا مسلمانان با دهان روزه، «مناسک» و «سلوک»شان را با «سیاست» تکمیل کنند.

این رویکرد امام خمینی در مبانی نظری ایشان در ولایت فقیه ریشه دارد. امام خمینی ولی فقیه را متولی کلیه امور سیاسی و اجتماعی پیامبر می­‌دانند. پیامبر نیز فقط مامور ارسال پیام وحی نبود بلکه همان پیامبری که وحی را برای مردم تبیین می­‌کرد، هم او پایه­‌گذار نظام سیاسی بود؛ والی تعیین می­‌کرد، حد شرعی جاری می­‌کرد، حکم جهاد می­‌داد.

۲- غیریت­‌سازی هویتی

اندیشه امام خمینی محدود به شاه (استبداد) نبود بلکه امریکا و اسرائیل (استعمار) را نیز در بر می­‌گرفت. امام خمینی ابعاد غیریت­‌سازی انقلاب را فراتر از شاه برد و به استعمار و غرب رساند.

اندیشه سیاسی امام خمینی دارای دو بعد سلبی و ایجابی است. همان‌طور که امام خمینی ابعاد ایجابی نهضت و انقلاب را مبتنی بر بازگشت به اصول اسلامی تبیین می­‌کند در بعد سلبی بر طرد دشمنان تاکید دارد. بعد سلبی اندیشه امام خمینی محدود به شاه (استبداد) نبود بلکه امریکا و اسرائیل (استعمار) را نیز در بر می­‌گرفت. امام خمینی ابعاد غیریت­‌سازی انقلاب را فراتر از شاه برد و به استعمار و غرب رساند.

انقلاب ایران مبتنی بر برخی اصول سیاسی، فرهنگی و معرفتی محقق شد. بنابراین پیروزی انقلاب نوعی صف­‌بندی جدیدی را بین ایران و کشورهای جهان ایجاد کرد.[۱۶] امام خمینی همواره با قدرت­‌های استعماری مخالف بود و در مقابل نظم جهانی ایستاد. لذا امام خمینی بر خلاف عرف بین­‌ الملل تسخیر لانه جاسوسی را تایید نمود و به ارتداد سلمان رشدی فتوا داد.[۱۷]

 

ادامه دارد…

 

——————————————————————————————————————————————————————————————–

 

[۱] . دانش‌­آموخته حوزه علمیه قم، دکتری مطالعات انقلاب اسلامی.

[۲] . صحیفه نور، ج ۱، ص ۷۷، ۲۵/۲/۱۳۴۳

[۳] . صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۵۷ و ۱۵۴، مورخ ۱۳/۳/۱۳۴۳٫

[۴] . صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۳۷٫

[۵] . صحیفه نور، ج ۱، ص ۱۳۴٫

[۶] . صحيفة نور، ج ۴، مصاحبه مورخ ۱۶/۹/۱۳۵۷٫

[۷] .برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۴, ص۲۰ و ۱۹؛ ج۶, ص۲۸۶و۲۸۷

[۸] .صحیفه امام, ج۱, ص۲۷۰٫

[۹] .برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۵, ص۱۸۸, ج۶, ۲۰۲

[۱۰] ر.ک: مجموعه مقالات همایش اندیشه­‌های سیاسی و اجتماعی امام خمینی, ج۲, “اخلاق و سیاست در اندیشه امام خمینی”, اکرم نامور, ص۳۱۵-۳۴۲٫

[۱۱] . ر.ک: مجموعه مقالات نخستین همایش اندیشه­‌های سیاسی و اجتماعی امام خمینی, ج۱, “امام خمینی و احیاگری دینی: تغییر در پارادایم”, ولی الله عباسی, ص۷۳-۱۰۱

[۱۲] . ر.ک: احمد هوبر, “دستاوردهای انقلاب اسلامی در جهان امروز”, ص۷۶٫

[۱۳] . ر.ک: غلام­‌حسن مقیمی, مجموعه مقالات همایش اندیشه‌­های سیاسی و اجتماعی امام خمینی, ج۱, “هم­‌نشینی دین و سیاست از منظر امام خمینی” غلام‌حسن مقیمی,  ص۴۱٫

[۱۴] .برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۱۲, ص۵۰۸

[۱۵] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۱۷, ص۱۷۴ و ۱۷۵٫

[۱۶] .ر.ک: ایدئولوژی, رهبری و فرایند انقلاب اسلامی(مجموعه مقالات کنگره بین­المللی تبیین انقلاب اسلامی), ج۱, “انقلاب اسلامی و گسست­‌های اجتماعی”, اصغر افتخاری, ۹۸-۱۱۷٫

[۱۷] .ر.ک: ایدئولوژی, رهبری و فرایند انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات کنگره بین­المللی تبیین انقلاب اسلامی), ج۱, “امام خمینی و نظام بین الملل”, ص۱۶۳-۱۶۵