آشنایی با جریان شناسی


زندگي در جوامع انساني، مستلزم مشارکت در انبوهي از مسائل عمومي و همگاني است که بدون داشتن درکي صحيح از وقايع سياسي و اجتماعي موجود و تحليل دقيق آن‌ها، ممکن نيست. چنين درک و تحليلي، نيز مستلزم شناخت ماهيت جريان‌هاي فکري ـ سياسي موجود در آن جامعه و زمانه است.




 


مقدمه

انقلاب اسلامي ايران، نقطه عطفي در دين‌گرايي و بيداري ديني در پايان قرن بيستم بود. دو مکتب غربي حاکم بر شرق و غرب، يکي کمونيسم بود که دين را افيون توده‌ها معرفي مي‌کرد و ديگري ليبراليسم بود که دين را پديده‌اي از مد افتاده که دوران آن به سر آمده، قلمداد مي‌کرد. لذا دين در معادلات و محاسبات سياسي و اجتماعي جايگاهي نداشت و براي نوع دينداران نيز دين، امري صرفاً فردي بود که نبايد در زندگي سياسي و اجتماعي دخالت نمايد.

اين مشکل نسبت به مذهب تشيع مضاعف بود؛ تا قبل از انقلاب اسلامي، تشيع در دنيا چندان شناخته‌شده نبود، تا آن‌که انقلاب اسلامي بر پايه دين اسلام و مکتب اهل‌بيت شکل گرفت. وقوع انقلاب اسلامی، علاوه بر آن‌که تشيع را در سطح جهاني مطرح نمود، به جهانيان ثابت کرد که دين نه‌تنها نمرده، بلکه عاملي فوق‌العاده قدرتمند در بسيج توده‌هاي مردم و مبارزه با ظلم و استکبار است. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و مشاهده برخي تأثيرات ابتدايي آن در منطقه و امت اسلامي، علاوه بر آن‌که زنگ خطري براي تهديد منافع استکباري آنان محسوب مي‌شد، به‌يک‌باره همه رشته‌هاي دين‌ستيزان، دين‌گريزان و مستکبرين را پنبه کرد. به همين دلايل دين‌ستيزي که مدت‌ها در دستور کار مستکبران قرار داشت، شدت بيشتري يافت و دين‌ستيزان شرقي و غربي، بدين نتيجه رسيدند که مبارزه با انقلاب، تنها از طريق مبارزه فکري با دين، به‌عنوان بن‌مايه اصلي انقلاب، ممکن خواهد بود.

نمونه‌اي روشن از اين توطئه را مي‌توان در طرح کنت الکساندر دومارانش مشاهده کرد. وي مدت‌ها رياست سازمان اطلاعات و امنيت فرانسه[۱] را بر عهده داشت. او در زمان رياست جمهوري ريگان، با وي ملاقاتي داشت و در آن ملاقات براي براندازي انقلاب اسلامي ايران، طرح «پشه مالاريا» (مسکيتو) را پيشنهاد کرد. او مي‌گويد پشه مالاريا نمي‌تواند يک خرس را بکشد اما مي‌تواند با وِزوِز کردن، خواب را از او ربوده و گيجش کند، درعين‌حال که تاکنون کسي نديده است که خرس، بتواند پشه مالاريا را بکشد.

او معتقد بود برای مقابله با انقلاب اسلامي، بايد اساس کار را بر فروپاشي عقيدتي، روحي، اخلاقي و جسمي رقيب قرار داد و براي اين منظور، هم بايد از روشنفکران به‌اصطلاح، جِنتلمن استفاده کرد، هم از مترجمان زبده و هم از قاچاقچيان مواد مخدر. به اعتقاد وي دو قشر اول، هدف استراتژيکِ «فروپاشي ايدئولوژيک» جمهوري اسلامي را دنبال مي‌کنند و قشر سوم هم با توزيع مجاني يا ارزان مواد مخدر، ايران را با انحطاط اخلاقي و جسمي مواجه مي‌کنند.[۲] از ديدگاه او «فروپاشي ايدئولوژيک» مقدمه «سقوط فيزيکال» يک نظام است و انقلاب اسلامي، نيز از اين قاعده مستثني نيست.

بدون شک مبارزه با دين، فرهنگ و انقلاب اسلامي، از طريق جريان‌هاي فکري زاويه‌دار با اسلام و انقلاب اسلامي صورت مي‌گيرد و بدون اطلاع از تفکرات آن‌ها نمي‌توان با دشمنان مقابله کرد. استعمارگران مستکبر، به‌خوبي دريافتند که بهترين روش تضعيف اسلام و نظام اسلامي، مبارزه فکري با آن است و لذا ترويج افکار منافي با دين در دستور کار آنان قرار گرفت. به‌حق بايد گفت در هيچ زماني، جريان‌هاي ضد دين تا اين حد فعّال نبوده‌اند و اگر نبود حقانيت اسلام و انقلابِ برخاسته از آن، خدا مي‌داند چه سرنوشتي در انتظارمان بود.

مفهوم‌شناسي

قبل از ورود به اصل بحث، اشاره‌اي اجمالي به مفهوم چند اصطلاح لازم است.

جريان

«جريان» حرکتي ادامه‌دار است که بر مبناي تفکر و عقيده‌اي مشخص، شکل گرفته و به دنبال تأثيرگذاري بر عموم مردم جامعه است.

هدف جريان

«هدف»، تأثيرگذاري در نظام سياسي، فرهنگي و اقتصادي است.

جريان‌شناسي

چگونگي شکل‌گيري يک تفکر، شناخت آن، معرفي مؤسسان و چهره‌هاي شاخص تأثيرگذار آن و نحوه اثرگذاري بر تفکر، عقايد و رفتار مردم جامعه را «جريان‌شناسي» مي‌گويند.

جريان‌شناسي سياسي

«جريان‌شناسي سياسي»، شناسايي بسترها، زمينه‌ها و چگونگي شکل‌گيري گروه‌ها و احزاب سياسي هم‌سو در مواضع، رويکردها و گفتمان‌ها و تعامل مثبت و منفي ميان آن‌ها، همراه با شناخت مباني فکري، اعتقادي و ديدگاه‌هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي آن‌ها است.

ضرورت شناخت جريان‌هاي فکري ـ سياسي

زندگي در جوامع انساني، مستلزم مشارکت در انبوهي از مسائل عمومي و همگاني است که بدون داشتن درکي صحيح از وقايع سياسي و اجتماعي موجود و تحليل دقيق آن‌ها، ممکن نيست. چنين درک و تحليلي، نيز مستلزم شناخت ماهيت جريان‌هاي فکري ـ سياسي موجود در آن جامعه و زمانه است. براين اساس، آگاهي يافتن از ماهيت فکري و نقاط قوت و ضعف هر جريان سياسي، به‌ويژه براي نسلي که نسبت به چگونگي پيدايش و شکل‌گيري اين جريان‌ها و مواضع آن‌ها در طول حياتشان اطلاع کافي ندارد، امري بسيار ضروري است. زيرا افراد جامعه با اين شناخت، مي‌توانند در مواقع لزوم، عکس‌العمل آگاهانه در برابر حوادث و وقايع داشته باشند و در برنامه‌ريزي براي آينده گرفتار تحير و سردرگمي نشوند.

ضرورت اطلاع علما و روحانيون از جريان‌هاي فکري ـ سياسي

شناخت جريان‌هاي فکري ـ سياسي موجود در يک جامعه، براي علما و روحانيون آن جامعه، به‌مراتب بيشتر از ديگر اقشار آن جامعه ضرورت دارد؛ زيرا علما و روحانيون، پيشوايان ديني مردم‌اند و به‌عنوان وارثان انبياء، مسئوليت حفظ و گسترش دين را بر عهده دارند؛ حفظ دين، در ميان کساني که بدان عمل نمي‌کنند و در برابر کساني که درصدد نابودي آن هستند و گسترش دين، در ميان ناآگاهان و بي‌خبران از دين. بر همين اساس در روايتي منسوب به امام عسکري(ع)، مردم به پيروي از فقيهاني توصيه شده‌اند که حافظان آگاه دين باشند:

فَأَمَّا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يقَلِّدُوهُ. وَ ذَلِک لَا يکونُ إِلَّا [فِي] بَعْضِ فُقَهَاءِ الشِّيعَه لَا جَمِيعِهِم؛[۳]‌پس کسي از فقها که نگهدارنده نفس خود، حافظ دين، مخالف هوس‌هاي خود باشد و دستور مولايش را اطاعت کند، بايد عامه مردم از او تقليد نمايند و اين کس نخواهد بود، جز بعضي از فقيهان شيعه نه همه آنان.

بنابراين، مسئوليت حفظ دین و نگهباني از آن در زمان غيبت، بر عهده عالمان و مستلزم آن است که اولاً فرد دين را بشناسد و دريافت درستي از آن داشته باشد و ثانياً زمانه و اوضاع و احوال حاکم بر آن را بشناسد و تحليل درستي از آن داشته باشد. شناخت روزگار نيز در گروي شناخت اهل زمان، افکار، عقايد و جهت‌گيري‌هاي فکري و سياسي آنان است؛ لذا امام علي(ع) خطاب به امام مجتبي(ع) مي‌فرمايد:

يا بُنَيَّ، إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلْعَاقِلِ مِنْ أَنْ ينْظُرَ فِي شَأْنِهِ، فَلْيحْفَظْ لِسَانَهُ و لِيعْرِفْ أَهْلَ زَمَانِهِ؛ فرزندم! شخص عاقل ناگزير بايد در کار خود بيانديشد و زبان خود را نگاه دارد و مردم زمان خود را بشناسد.[۴]

 امام صادق(ع) نيز در توصيف عالم فهيم و خردمند مي‌فرمايد: عَارِفاً بِأَهْلِ زَمَانِهِ[۵]؛ [عالم] اهل زمانه خود را مي‌شناسد. چراکه شناخت زمانه و اوضاع و احوال حاکم بر آن، يکي از عواملي است که انسان را از سقوط در گرداب اشتباهات حفظ مي‌کند، لذا در جايي ديگر نيز مي‌فرمايند:

اَلْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيهِ اللَّوَابِس؛[۶]‌ کسي که به اوضاع زمانش آگاه باشد، امور مشتبه، ناگهان بر او هجوم نخواهد آورد.

چنين عالمي است که امام صادق(ع) مرگ او را موجب رخنه در اسلام مي‌دانند و مي‌فرمايند:

إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ الْفَقِيهُ ثُلِمَ فِي الْإِسْلَامِ ثُلْمَة لَا يسُدُّهَا شَي‌ءٌ؛[۷] هرگاه مؤمن فقيهي بميرد رخنه‌اي در اسلام وارد مي‌شود که چيزي آن را سد نخواهد کرد.

به تعبير رهبر معظم انقلاب(دامت برکاته):

کسي که زمانه را مي‌شناسد؛ يعني وقتي اوضاع‌واحوال محيط خود و محيط پيراموني‌اش و محيط جهان را مي‌داند و مي‌فهمد جريان‌هاي گوناگون جهاني کي‌هايند، کجايند، اهدافشان چيست، چه جور با هم مواجه مي‌شوند، دچار اشتباه نمي‌شود؛ در قضاياي گوناگون، قضاوت اشتباه نمي‌کند و دچار اشتباه نمي‌شود.[۸]

انجام اين رسالت در زمانه کنوني بسيار حساس‌تر و مشکل‌تر است و وظايف فضلا و طلابي که مسئوليت ارشاد و راهنمايي مردم را بر عهده دارند، به‌مراتب مشکل‌تر از گذشته شده است. اگر در زمان حاضر عالم ديني، از جريان‌هاي فکري موجود در جامعه بي‌خبر باشد، نه توان نگهباني از دين را خواهد داشت و نه موفق به تربيت صحيح نسل‌هاي آينده در حوزه‌هاي علميه خواهد شد، هرچند متأسفانه امروزه برخي از اين وضعيت يا بي‌خبرند و يا خود را به بي‌خبري زده‌اند. غافل از اين‌که به فرموده مولاي متقيان:

مَنْ نَامَ لَمْ ينَمْ عَنْه؛[۹]‌ کسي که به خواب رود، دشمنِ او نخواهد خوابيد.

همين چيزي که امروز جامعه گرفتار آن شده‌است؛ جريان‌ها و تفکرات انحرافي در درون جامعه و حتي حوزه‌هاي علميه نيز نفوذ کرده‌اند و افکار، عقايد و ارزش‌هاي بسياري از افراد را تحت تأثير قرار مي‌دهند.

 جريان‌هاي فکري ـ سياسي انحرافي بعد از انقلاب

جريان‌هاي فکري‌ـ سياسي متعددي در ايران وجود دارد که برخي از آن‌ها تحت تأثير جريان‌هاي فکري‌ـ سياسي جهاني، برخي ديگر درنتيجه تأثيرپذيري از جريان‌هاي موجود در جهان اسلام و برخي ديگر نيز خارج از اين دو شکل گرفته‌اند. بررسي ويژگي‌هاي فکري و سياسي هر يک از اين جريان‌ها، خارج از حوصله اين مختصر است، لذا تنها به ارائه تصويري اجمالي از آن‌ها بسنده مي‌کنيم.

دسته‌بندي جريان‌هاي فکري ـ سياسي

براي دسته‌بندي جريان‌هاي فکري ـ سياسي معيارهاي مختلفي وجود دارد که پرداختن به همه آن‌ها در اين اثر ممکن نيست، لذا این جريان‌ها را تنها بر اساس معياري خاص دسته‌بندي مي‌کنيم؛ اگر اسلام، به‌عنوان دين حق، تشيع اثني عشري، به‌عنوان مذهب حق و انقلاب اسلاميِ برآمده از اين دو عنصر متعالي را معيار و ملاک قرار دهيم و جريان‌هاي فکري را با اين معيارها بسنجيم، جريان‌هاي فکري موجود در داخل کشور را مي‌توان اين‌گونه تقسيم‌بندي کرد:

دسته اول) جريان‌هاي دين‌گريز و معنويت‌گريز که با هر دين و معنويتي، ناسازگاري دارند.

دسته دوم) جريان‌هاي دين‌گريز و معنويت‌گرا که با دين ناسازگارند اما با معنويت مشکلي ندارند و معنويت را از راه‌هاي غيرديني مي‌جويند.

دسته سوم) جريان‌هاي دين‌گرا و اسلام‌گريز که با اصل دين مشکلي ندارند اما با اسلام، بناي ناسازگاري دارند.

دسته چهارم) جريان‌هاي شريعت‌گريز که ممکن است نسبت به اصل دين، بي‌اعتقاد نباشند اما از رفتن زير بار شريعت ديني و انجام تکاليف ديني اِبا دارند.

دسته پنجم) جريان‌هاي اسلام‌گراي مذهب‌گريز که با دين اسلام مشکلي ندارند اما با مذهب تشيع، سر ناسازگاري دارند.

دسته ششم) جريان‌هاي انقلاب‌ستيز که با انگيزه‌هاي مختلف، در برابر انقلاب مي‌ايستند و با آن ناسازگارند.

 

«برگرفته از کتاب جریانشناسی احزاب و گروه های زاویه دار در ایران به قلم مصطفی اسکندری»

 


[۱]. به فرانسويService de Documentation Extérieure et de Contre-Espionnage و به‌اختصار(SDECE)

[۲]. پيام فضلي‌نژاد، «کارگزاران موتور محرک نفوذ رسانه‌اي است…»، خبرگزاري فارس، کد ۱۳۹۴۱۱۲۶۰۰۰۵۱۶٫

و نيز: «طراحي و هدايت جنگ پنهان رژيم صهيونيستي عليه ايران با کيست؟»، خبرگزاري فارس، کد ۱۳۹۲۰۹۱۳۰۰۱۲۳۴، (www.farsnews.com/13920913001234).

[۳]. التفسير المنسوب الي الامام الحسن‌العسکري، چ ۱، قم، مدرسة الامام‌المهدي، ۱۴۰۹ ه.ق، ص ۳۰۰٫

[۴]. محمدبن الحسن‌الطوسي، الامالي، چ ۱، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق.، ص ۱۴۶٫

[۵]. محمدبن يعقوب کليني، الکافي، تحقيق و تصحيح: علي اکبر غفاري و محمد آخوندي، چ ۴، تهران، دارالکتب الاسلاميه، ۱۴۰۷ ه.ق.، ج ۱، ص ۴۱، حديث ۵٫

[۶]. همان، ص ۲۷، حديث ۲۹٫

[۷]. همان، ص ۳۸، حديث ۲٫

[۸]. بيانات مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) در ديدار جمعي از اساتيد دانشگاه‌ها، ۲/۶/ ۱۳۹۰٫

[۹]. نهج‌البلاغه، خطبه ۶۲٫