جریان‌های غیرسیاسی، غیر انقلابی و خارجی حوزه علمیه قم




 



«بخش چهارم» ـ در این بخش از گفتارنامه جریان‌شناسی حوزه و روحانیت در دهه شصت، یعقوب توکلی به جریان‌های سکولار، جریان شیرازی‌ها، جریان روحانیان و علمای خارجی در حوزه علمیه و همچنین به جریان منتظری و دلایل عزل او از جانشینی رهبری پرداخته است.

جریان‌های غیر سیاسی

دو جریان مهم در حوزه علمیه که حول محور آیت‌الله مرعشی نجفی و آیت‌الله صافی گلپایگانی شکل گرفته‌اند جریاناتی هستند که تمایلات سیاسی کمتری نسبت به جریان خط امام داشته و در مسائل جدی حوزه علمیه و کشور دخالت ندارند.

این دو جریان در بسیاری از موارد انقلاب را تأیید نموده‌ و در بسیاری از موارد با آن همراهی دارند؛ اما در مواردی هم مثل نوع دخالت حوزه علمیه در سیاست، قانون کار و اصلاحات ارضی و… دارای اختلافاتی با جریان انقلابی حوزه هستند.

به‌طور کلی هرچند که این جریانات اختلاف نظرهایی با جریان اصیل انقلابی حوزه علمیه دارند اما از جریان‌های وصل به انقلاب محسوب می‌شوند.

جریان‌های سکولار و غیر انقلابی

جریان شریعت‌مداری

مرحوم سید کاظم شریعت‌مداری از علمای برجسته آذربایجان بود که بعد از مهاجرت به قم و تشکیل حوزه درسی نسبتاً وسیع، طیفی از طلاب و فضلای آذربایجان حول وی جمع شدند.

از زمانی‌که نهضت امام خمینی(ره) و حوزه علمیه به راه افتاد وی همراهی‌هایی با این جریان داشت ضمن اینکه در مواردی عدم تمایل به تغییرات انقلابی در سخنانش مشخص است در مواردی با رژیم پهلوی همکاری‌، در مواردی مشورت و در مواردی هم مساعدت می‌نمود.

در زمان اوج‌گیری انقلاب و گسترش آن در جامعه، شریعت‌مداری سخن از حفظ قانون اساسی را به‌میان ‌آورد که نشان دهنده نگرانی وی از نگه داشت رژیم پهلوی و خروج شاه است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادبیات نزدیکان شریعت‌مداری دستخوش تغییر شد و نگاه سهم‌خواهانه و جدایی خواهانه آن‌ها سبب شورش و تأسیس حزب جمهوری خلق مسلمان در آذربایجان گردید. به‌دنبال تمایلات حزب خلق برای تبدیل شدن به حزبی مثل حزب جمهوری اسلامی و مقابله کردن با آن درکنار حمایت‌های آشکار و پنهان شریعت‌مداری حرکت این طیف منتهی به شورش و درگیری در تبریز و حتی اشغال صداوسیمای این استان گردید که خوشبختانه با هوشیاری مردم و نیروهای انقلابی آذربایجان بعد از دو روز اشغال صدا و سیما خاتمه و شورش‌ها پایان یافت.

وی با بی‌توجهی جدی و پذیرش کسانی‌که در دوره پهلوی وابسته به رژیم و یا از مقامات حکومت و ساواک بودند و ادامه این تعمدات پس از انقلاب در ماجرای کودتای شبکه قطب زاده مورد ارتباط قرار گرفت، تا شاید این شبکه بتواند با به شهادت رساندن رهبر انقلاب شریعت‌مداری را به رهبری رساند.

این ماجرا و سکوت وی با واکنش جامعه مدرسین و علمای برجسته آذربایجان روبه‌رو و باعث شد برای اولین بار در تاریخ روحانیت شیعه، حوزه علمیه مردم را به تقلید نکردن و روی گرداندن از یک مرجع شیعه دعوت کند.

به طور کلی در تاریخچه حوزه‌های علمیه‌ چنین حمایت و همکاری توسط یک روحانی شیعه از حکومت ظلم و در مقابل مخالفت با نظام اسلامی و مقابله کردن با آن که توسط سید کاظم شریعت‌مداری انجام گرفت، کم سابقه است.

جریان شیرازی‌ها

جریان دیگری که در حوزه علمیه به نوعی مخالف جریان انقلاب بود و به‌تدریج خود را نشان داد جریان شیرازی بود.

مرحوم سید محمد شیرازی از کسانی بود که در ماجرای تبعید امام به عراق، در پذیرایی از ایشان سنگ تمام گذاشت و احترام حداکثری کرد تا آنجا که حتی برای برگزاری هرچه باشکوه تر مراسم استقبال از امام خانه خود را فروخت.

اما پس از به وقوع پیوستن انقلاب و شکل گرفتن حاکمیت اسلامی در ایران وی با امام خمینی(ره) همراه نشد و با این دیدگاه مخالفت ورزید. این مخالفت، بیشتر به دلیل نگاه چپ و زاویه فکری وی نسبت به اندیشه نیروهای حاکم در انقلاب اسلامی بود چراکه نگاه این نیروها مخالف اقتصاد سرمایه‌داری و از طرفی نگاه مرحوم شیرازی بیشتر به سمت اقتصاد باز و مالکیت گسترده بخش خصوصی بود.

علاوه بر این وجود اختلافات فقهی و شاید نوع مدیریت رفتاری طرفین در برخی از حوادث باعث شد که به تدریج مرحوم شیرازی تبدیل به یکی از منتقدین نظام شود. هرچند این فرصت با توجه به حضور و پناهندگی وی در ایران و به شهادت رساندن سید حسن شیرازی برادر او توسط حزب بعث در لبنان فراهم بود که زمینه‌های همراهی و هماهنگی بیشتری ایجاد شود؛ اما این مسأله به‌تدریج به سمت اختلاف رفت.

طرح برخی از مسائل توسط مرحوم شیرازی که چندان حائز اهمیت نبود فرصت ورود جریان‌های مخالف شیعه در بین نزدیکان او را فراهم ساخت و با گذر زمان مباحث نقد هفته وحدت و تبدیل نمودن آن به هفته برائت، دفاع از قمه زنی و تأکید بر این مسائل حوزه اختلافات را شدیدتر کرد.

این مسائل بعد از فوت سید محمد شیرازی آشکارتر و جدی‌تر شد و یک انشقاق نادرست را به‌گونه‌ای ایجاد کرد که فرصت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای گسترده‌ای را دولت انگلیس در لندن در اختیار این طیف گذاشت.

این ماجرا و تبلیعات جریان شیرازی‌ها علیه برخی از علمای برجسته شیعه سبب لقب گرفتن این جریان به شیعه لندنی یا انگلیسی گردید. از طرف دیگر علمای زیادی به نقد جایگاه علمی سید صادق شیرازی پرداخته و به اجتهاد وی تردید روا داشتند. هر چند که حضور یک روحانی معمم و ملبس در رسانه‌ای که مورد حمایت غیر مسلمانان است و مشرک خواندن برخی از علمای برجسته که مظهر توحید در دوره معاصر هستند به طور طبیعی مرجعیت وی را زیر سؤال برده است.

جریان منتظری

مرحوم حسینعلی منتظری از رهبران انقلاب و شاگردان نزدیک حضرت امام به شمار می‌رود و اولین کسی است که در درس‌ اسفار، درس خارج و سایر دروس امام خمینی(ره) را همراهی می‌کرد.

وی که از شاگردان فقید مکتب فقهی و فلسفی امام و از کانون‌های اصلی هدایت و رهبری مردم در دفاع از کشور بود در زمان پس از انقلاب به واسطه قرابت فکری که با امام داشت به عنوان نماینده اصلی جریان انقلابی در مجلس خبرگان حضور یافت و این نزدیک بودن دیدگاه و جایگاه فقهی وی باعث شد که مجلس خبرگان در پی نگرانی‌های خود در خلأ فقدان امام، وی را به‌عنوان جانشین امام خمینی و قائم مقام رهبری معرفی نماید و منتظری به عنوان یکی از قدرت‌های مهم انقلاب مطرح شد.

یکی از اتفاقات مهمی که در پیشینه این جریان وجود داشت اختلافات بر سر کتاب «شهید جاوید»  بود، این کتاب توسط مرحوم صالحی نجف ابادی نوشته شده و در زمانی مورد حمایت مرحوم منتظری قرار گرفت.

مهدی هاشمی و نفوذ خائنان به نظام در بیت منتظری

این ماجرا سبب بروز احتلافاتی در حوزه علمیه شد و مرحوم شمس آبادی نماینده آیت‌الله خویی این نظریه را به شدت محکوم کرد. در پی این اتفاق سید مهدی هاشمی برادر داماد مرحوم منتظری شمس‌آبادی را ربود و به طرز فجیعی او را به قتل رساند.

وی پس از مدتی توسط ساواک دستگیر و به سه بار اعدام نیز محکوم گشت؛ اما بنا به همکاری‌ با بازجویان حکم وی به تعویق افتاد و بعد از آن سید مهدی هاشمی در دستگاه مرحوم منتظری باقی ماند. مهدی هاشمی پس از انقلاب علاوه بر حضور در دستگاه مرحوم منتظری در برخی از سازمان‌ها مثل نهضت آزادی بخش سپاه پاسداران مسؤولیت‌هایی نیز داشت.

وی با تصور اینکه مرحوم منتظری جانشین امام (ره) خواهد شد و به طمع گرفتن مدیریت کلان در کشور شروع به تلاش برای حذف جریان انقلابی نظام کرد. این طمع و زیاده خواهی منجر  به این شد که او برای تسویه حساب با مرحوم هاشمی رفسنجانی و آیت الله سید علی خامنه‌ای(رهبر معظم انقلاب) مذاکرات مک فارلین را لو داده و مشکلاتی را برای نظام ایجاد کند.

در پی این اتفاق و تحقیقات بعدی مشخص گردید که مهدی هاشمی نقشه‌های دیگری در سر داشته و برای به ثمر نشاندن آن‌ها در حوزه علمیه یک تشکیلات گسترده‌ای را سازمان و چند مدرسه علمیه را به منظور طلبه‌سازی احداث کرده است. در ظاهر احداث مدرسه علمیه بد به نظر نمی‌رسد؛ اما حضور طیف زیادی از کسانی‌که زی طلبگی نداشته، اهل درس و بحث طلبگی نبوده و به دنبال منفعت شخصی وارد مدرسه علمیه شدند تا با ارائه یک رزومه طلبگی بعداً پست‌های کلیدی را در اختیار بگیرند نکته منفی این ماجرا بود.

در جریان تحقیق و تفحص مشخص گردید که این فرد در جریان چند قتل دیگر یا مشارکت مستقیم داشته و یا دستور قتل و زمینه‌های آن را فراهم کرده است.

عزل مرحوم منتظری توسط امام خمینی(ره) 

با دستگیری مهدی هاشمی متأسفانه مرحوم منتظری با این امر کنار نیامد، جنایت‌های وی را نپذیرفت و در مقابل قانون ایستادگی کرد تا او را آزاد کند. اما با گذشت زمان و پیدا شدن اجساد مقتولان مشخص گردید که ادعای مرحوم منتظری مبنی بر اینکه مهدی هاشمی بر اثر شکنجه اعتراف کرده واهی بوده است.

این ماجرا تا حدودی منجر به فاصله گرفتن مرحوم منتظری از جریان انقلاب شد و عدم پذیرش آن و ابراز گلایه‌مندی‌های مکرر او باعث شد که امام خمینی(ره) در نهایت به این نتیجه رسد که مرحوم منتظری دیگر برای حضور در کادر رهبری انقلاب نه تنها مناسب نیست بلکه حتی برای مسأله قائم مقامی هم حضورشان خطرناک است و هر لحظه احتمال دارد که با فوت حضرت امام(ره)، وی تبدیل به رهبر انقلاب شده و این روند به نفع جریان انقلاب نخواهد بود؛ لذا امام در یک اقدام موثر و یک جراحی بسیار سخت مرحوم منتظری را از قائم مقامی عزل کردند.

این رخداد یکی از اتفاقات نادر در تاریخ مرجیعیت است چراکه هیچ مرجعی تا به حال برای خود قائم مقام انتخاب نکرده و حالا که مجلس خبرگان مرحوم منتظری را کاندیدای جدی و قانونی جانشینی امام مطرح کرده بود این امام هست که وی را از این جایگاه عزل کرد.

این ماجرا در ابتدا با سکوت همراه شد اما به‌تدریج مشخص گردید که جریان‌های مختلفی مثل نهضت آزادی و بعضی از سازمان‌هایی که نقش اپوزوسیون نظام را دارا هستند، حول مرحوم منتظری جمع شده و از برخی از دیدگاه‌های ایشان سوء استفاده می‌کنند.

این اتفاقات و دامن زدن به اختلافات توسط پسران وی به مرور زمان، سبب شد تشکیلات مرحوم منتظری به‌طور کلی از انقلاب جدا و این بخش از روحانیت از حوزه علمیه تجزیه گردد.

جریان خارجی‌ها

طیف دیگری از علما که می‌توان به عنوان یک جریان به آن‌ها پرداخت، علمای خارجی حوزه علمیه، به‌خصوص طیف عراقی آن است که جریانی تأثیرگذار و همواره بسیار مفید و مؤثر می باشد.

مرحوم شهید صدر به عنوان نماینده این جریان که در ابتدای انقلاب به ایران نیامد اما نوشته‌های او در تدوین قانون اساسی بسیار موثر واقع شد، از برجسته ترین علمای عراقی انقلابی به‌شمار می‌رود. شاگردان او در حوزه علمیه قم حضور بسیار فعالی داشتند به اضافه اینکه شهادت وی و در واقع حضور شاگردان او در جریان دفاع مقدس نقش بسیار مهمی هم در بسیج مردم ایران و هم در بسیج مردم شیعه عراق بر علیه صدام داشت و می‌توان به عالی‌ترین نمونه آن مرحوم شهید محمد باقر حکیم، سید کاظم حائری و بعد حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی اشاره کرد که از لحاظ شناسنامه‌ای در خارج از کشور ایران به دنیا آمده‌اند؛ اما از حوزویان طرفدار انقلاب اسلامی هستند که در دوران قبل از انقلاب و دهه شصت نقش مؤثری را ایفا کرده‌اند.

با گفتار: یعقوب توکلی

نگارنده:محمدصالح غلامعلی‌نژاد