گونه‌شناسی جریان‌های غیر انقلابی در حوزه




 



مقدمه

تأکید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر مسأله حفظ هویت انقلاب از طریق انقلابی بودن و انقلابی ماندن را باید یکی از دغدغه‌های اساسی ایشان که همواره از موضوعات ثابت مطالبات‌شان در دوره رهبری بوده،دانست. رهبر معظم انقلاب همواره در مقاطع مختلف تأکید ویژه‌ای بر لزوم صیانت از شور انقلابی و حفظ روحیه انقلابی، انقلابی عمل کردن و انقلابی‌گری داشته‌اند.

ایشان معتقدند انقلاب اسلامی بر مبنای سه رکن «مذهب»؛ «رهبری» و «مردم» شکل گرفته و دلیل اصلی پیروزی آن را باید در ویژگی «انقلابی بودن» هر سه رکن مذکور جست‌وجو کرد. از این رو انقلابی بودن را نباید به دوران مبارزه برای پیروزی نهضت و یا دوران رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران منحصر کرد؛ بلکه آن ویژگی مثبتی است که باید در تمام دوران حیات بشری جریان داشته باشد؛ لذا ایشان تنها راه پیشرفت و ترقی جمهوری اسلامی ایران را حفظ روحیه انقلابی‌گری و تلاش و کوشش برای انقلابی ماندن در دوره کنونی دانسته و تأکید می‌کنند، باید ضمن آشنایی با ویژگی‌ها و شاخصه‌های انقلابی بودن، از آن برای پیشبرد اهداف و رسیدن به آرمان‌ها بهره گرفت.

رهبر معظم انقلاب مصادیق انقلابی بودن را در چارچوب معنایی مکتب امام، انقلاب و اعتقاد راسخ آن بزرگمرد به اسلام انقلابی و ارزش‌های انقلاب اسلامی نظیر ایمان به خدا، مردم، هدف و مسیر مبارزه مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهند. از نظر ایشان نظام اسلامی بر مبنای شاخصه‌هایی چون ولایت‌مداری، مردم‌‌محوری، حفظ استقلال و عدالت‌خواهی همراه با بصیرت دینی و سیاسی قرار گرفته و همچنین انقلابی بودن در این دوره را منوط به هدف‌گیری مستمر آرمان‌ها و همت بلند برای رسیدن به مبانی و ارزش‌های یادشده می‌دانند که امروزه به عنوان یکی از چالش‌های جدی جامعه اسلامی به حساب می‌آید. از ابتدای پا نهادن در مسیر مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی تا سقوط آن و پیروزی انقلاب اسلامی، همواره گروه‌ها و جریان‌های مخالفی از جمله در میان جریان‌های حوزوی وجود داشته‌ که با قرار گرفتن در مسیر انقلاب، به اشکال مختلف نارضایتی خویش را از این حرکت نشان داده‌اند.

گرچه حضور، پیشگامى و هوشیارى روحانیت تشیع در جریان انقلاب اسلامی ایران را باید یکى از مهم‌ترین علل و عوامل تعیین‌کننده در پیروزى انقلاب دانست؛ اما در این میان نمی‌توان نقش برخی گروه‌های غیر انقلابی منتسب به حوزه را نیز در ایجاد مانع در مسیر انقلاب از نظر دور داشت.

در سلسله مباحث پیش رو قصد داریم در خلال فهم ماهیت انقلابی‌گری، شاخصه‌ها و ویژگی‌های آن، این جریان‌های غیر انقلابی حوزوی را مورد مطالعه و بررسی دقیق‌تر قرار دهیم.

مفهوم شناسی انقلاب

ماهیت انقلاب به دلیل برخورداری از یک تحول درونی در ادبیات اسلامی مورد توجه ویژه قرار گرفته به طوری‌که مضمون بسیاری از آیات الهی، انقلاب را به عنوان یکی از اهداف مهم انبیاء برشمرده است.(۱) دلیل این امر را باید در رویکرد اسلام به مسأله انقلاب و تحول درونی انسان‌ها در مسیر خیر و صلاح واقعی آنان جست‌و‌جو کرد؛ زیرا دین مبین اسلام فراتر از نیازهای محدود مادی بشر، به نیازهای واقعی وی اعم از نیازهای مادی و معنوی توجه داشته و هدایت بشر در این مسیر را بر عهده انبیاء الهی واگذارده است. از این رو می‌توان ادعا نمود انقلابی که در چارچوب دیدگاه‌های محدود مادی‌گرایانه تعریف می‌شود هرگز مورد تأیید اسلام نیست؛ آموزه‌های اسلامی عالی‌ترین کمال انسان و هدف انبیاء را رسیدن به قرب الهی و سعادت اخروی بشر دانسته‌اند. انبیاء و اولیای الهی برای تحقق این هدف با موانع فراوانی همچون حاکمان طاغوت، خرافات بشری، گرایشات منفعت‌طلبانه و سودجویانه مادی‌گرایان در ستیز بوده‌اند؛ نتیجه تقابل با این موانع بزرگ و برچیده شدن بساط دنیاپرستان، ایجاد تغییرات بنیادین در جوامع بشری بوده که آن را می‌توان به یک انقلاب مقدس مورد تأیید اسلام توصیف نمود.

ماهیت این انقلاب چیست؟ دارای چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی است؟ عناصر مهم تشکیل دهنده انقلاب اسلامی چیست و شاخصه‌های انقلابی بودن کدام است؟ موانع انقلاب کدامند و نقش گروه‌های حوزوی در این مساله چیست و …؟ پرداختن به سؤالاتی از این دست در موضوع انقلاب و پاسخ به پرسش‌های یاد شده در دوره کنونی که از آن با عنوان عصر انقلاب اسلامی می‌توان یاد کرد از اهمیت فراوانی برخوردار بوده که لازم است در مباحث پیش رو به آنها بپردازیم.

اجمالاً واژه انقلاب (revolution) را در لغت به معنای برگشتن از حالی به حالی، زیر و رو شدن، دگرگون شدن، تغییر و تحول دانسته‌اند.(۲) شبیه این مفهوم در قرآن کریم نیز استعمال شده است: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا» «و محمد جز فرستاده‌ه‏ایى كه پيش از او [هم] پيامبرانى [آمده و] گذشتند نيست آيا اگر او بميرد يا كشته شود از عقيده خود برمی‌‏گرديد و هركس از عقيده خود بازگردد هرگز هيچ زيانى به خدا نمی‌‏رساند». (۳)

در اصطلاح، واژه انقلاب بیشتر در کاربرد سیاسی و به معنای تغییر حکومت و ایجاد تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادهای یک نظام سیاسی، مناسبات ساختار سیاسی – اجتماعی و جایگزینی سازمان نوین و مطلوب در چارچوب اهداف و آرمان‌های خاص به کار می‌رود که برای نخستین بار در سال ۱۶۶۸ پس از انقلاب انگلستان وارد ادبیات سیاسی عصر جدید گردید. (۴)

تا اواخر قرن هجدهم مفهوم انقلاب غالباً به معنای منفی شورش و طغیان به کار می‌رفت؛ اما به دنبال شکل‌گیری انقلاب فرانسه که موضوع حقوق بشر در برابر حاکمان سیاسی پررنگ‌تر گردید، به رغم آن که عده‌ای از اندیشمندان همچون «ادموند برک» و «توماس هابز» همچنان ستم‌گرترین حکومت‌ها را بهتر از هرج و مرج ناشی از انقلاب می‌دانستند و انقلاب را به هر حال ناموجه تلقی می‌نمودند؛ اما کم کم موضوع انقلاب به عنوان یک موضوع مثبت در برابر حاکمان ظالم مورد استقبال قرار گرفت.(۵) و حتی برخی از اندیشمندان مانند «پلیپ» را بر آن داشت تا انقلاب را به  مفهوم بازگشت امور به وضع متعادل و درست گذشته تفسیر کنند.(۶) بعدها کارل مارکس در قرن نوزدهم میلادی با تبیین علمی پدیده انقلاب آن را ابزار اصلی دگرگونی بنیادی تاریخ خواند.(۷)

در ادبیات سیاسی، برخی انقلاب را پدیده‌ای دانسته‌اند که عناصر اصلی آن خشونت و طغیان؛ مردمی بودن؛ رهبری و سازمان و ایدئولوژی باشد(۸) شهید مطهری چنین مفهومی را در فرهنگ دینی مترادف واژه «اصلاح» دانسته است (۹) چنانکه قران کریم نیز در نقل حکایت حضرت شعیب در برابر قومش می‌فرماید: «اإِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ. من تا حد توان تصمیمی جز انجام اصلاحات ندارم. از خداوند توفیق می‌طلبم و به او توکل می‌کنم که بازگشت من به سوی اوست.» (۱۰) همین معنا در سیره اهل بیت(ع) نیز مورد تأکید قرار گرفته چنانکه امیرالمؤمنین علی(ع) هدف نظام سیاسی خویش را اصلاح امت رسول خدا(ص) عنوان نمود(۱۱) و امام حسین(ع) نیز در قیام کربلا همین معنا را به کار برد.(۱۲) تعریف رهبر معظم انقلاب از واژه انقلاب نیز شامل یک اصلاح و تحول اساسی و همه‌جانبه می‌باشد: «انقلاب يك تفسير اسلامى و الهى است ما انقلاب را يك تحول اخلاقى، فرهنگى و اعتقادى می‌‏دانيم كه به‌دنبال آن‏ها تحول اجتماعى، اقتصادى و سياسى و آن گاه رشد همه جانبه‏ ابعاد انسان‌ها مى‌‏آيد همان‌طور كه در آيه‏ قرآن است: «ان الله لا يغير ما به قوم حتى يغير و اما به انفسهم» هر وقت انسان‌ها خصلت‌هاى بد، ضعف‌ها نقص‌ها، بى‏‌ايماني‌ها را در خودشان تغيير دادند اوضاع و احوال اجتماعى آنها تحول پيدا خواهد كرد هيچ چيز هم جلوگير آن نخواهد بود براى شروع اين حركت و تحول همگانى انسانها بايد احساس تكليف كنند.»(۱۳)

حوزه انقلابی و حوزه غیر انقلابی

حوز‌ه‌­های علمیه در طول تاریخ اسلام و تشیع، همواره پاسخگوی نیازهای جامعه بوده و هدایت مردم به سوی سعادت را عهده‌­دار بوده‌اند. در بیشتر مقاطع تاریخ اسلام، به دلیل فراهم نبودن شرایط تأسیس حکومت اسلامی و اقتضائات زمانه، وظایف اصلی حوزه­‌ها، بیشتر بر پاسخگویی به نیازهای فردی افراد جامعه متمرکز بود و کمتر جامعه به سوی حاکمیت ارزش‌های سیاسی و حکومتی دین اسلام، سوق داده می‌شد؛ و لذا در این شرایط تفکیک دو حوزه انقلابی و غیر انقلابی چندان موجه نبود؛ اما در دوره معاصر و از زمان آغاز نهضت انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تلاش ایشان جهت تحقّق حکومتی با محوریّت فقه شیعه و رهبری فقیه جامع الشرایط، هم‌زمان می‌توان شکل گیری دو جریان انقلابی و غیر انقلابی را در حوزه مشاهده کرد که تا زمان حال تداوم یافته است. مسلماً بدنه اصلی حوزه را جریان انقلابی شکل داده زیرا کاملاً واضح است که خاستگاه انقلاب اسلامی به رهبری یک فقیه جامع الشرایط، در حوزه‌های علمیه و با حمایت عالمان و طلاب انقلابی پایه‌ریزی گردید و جمهوری اسلامی نیز نظامی برخاسته از اندیشه دینی مکتب تشیع و برآمده از حوزه و روحانیّت بوده و بر اساس همین منطق، حوزه‌های علمیه، پس از پیروزی انقلاب، متصدّی ارکان مختلف نظام سیاسی شده‌ و بسیاری از مناصب اجرایی و حکومتی همچون ولایت فقیه، عضویت در شورای نگهبان، مسئولیت قوّه قضائیّة و امور دیگر را عهده‌­دار شدند.

به اعتراف دوست و دشمن، اگر روحانیّت انقلابی جهت اقامه اسلام حدّاکثری در بستر جمهوری اسلامی، به حمایت از دیدگاه‌های انقلابی امام خمینی(ره) برنمی‌خاست، نظام اسلامی با ویژگی‌های ممتاز آن، هرگز تحقق نمی‌یافت و ارزش‌های دینی و سیاسی مکتب اهل بیت(ع) حاکم نمی‌گردید و اسلام اصیل در منطقه وسیعی از جهان، هرگز این‌گونه توسعه نمی‌یافت؛ اما هر چه اهمیت نقش عالمان انقلابی در انقلاب اسلامی ایران آشکارتر گردید، تلاش و برنامه­ ریزی دشمنان برای انقلاب‌زدایی از حوزه علمیه و تقویت بعد غیر انقلابی آن نیز افزایش یافت و لذا بنیانگذار جمهوری اسلامی با هشدار نسبت به کم‌اهمیت دانستن نقش دشمنان در این موضوع می‌فرمایند: «راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با این همه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی‌کند، ساده‌اندیشی نیست؟»(۱۴)

مخالفت صریح برخی جریانات حوزوی با اصل انقلاب در قالب اندیشه‌هایی همچون تفکرات انجمن حجتیه، مخالفت با مبانی ولایت فقیه و تضعیف آن با هدف ترویج مرجعیّت غیر حکومت‌مدار، تبلیغ جدایی دین از حکومت با استناد به برخی آیات و روایات، منحصر دانستن حکومت مشروع دینی به حکومت معصومان(ع)، تلاش برای عرفی کردن حکومت دینی با استفاده از تجارب غربی و مسائل دیگری از این دست، همگی جلوه‌هایی از تفکرات غیر انقلابی در جریانات حوزوی بوده‌ که با حمایت دشمنان ترویج گردیده‌اند و در مباحث آتی بیشتر به آنها خواهیم پرداخت.

 

نگارنده: محمد ملک‌زاده

نگارنده: محمد ملک‌زاده

 

 


پی‌نوشت:

۱٫صف، ۶؛ حدید، ۲۵٫

۲٫ رک؛ محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، ج۱، ۱۳۶۰٫

۳٫آل عمران، ۱۴۴٫

۴٫ غلام رضا علی بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر ویس، ۱۳۶۹، ص ۳۶٫

۵٫ رک؛ لئو اشتراوس، حقوق طبیعی و تاریخ، ترجمه باقر پرهام، تهران، نشر آگاه، ۱۳۹۳٫

۶٫ حسین بشیریه، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، ص ۱٫

۷٫رک؛ همان، ص ۲٫

۸٫ رک؛ همان، ص ۶-۷٫

۹٫ مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۴، ص۶٫

۱۰٫سوره هود آیه ۸۸٫

۱۱٫ «اللهم انک تعلم… و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک، و تقام المعطلة من حدودک». (نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱)

۱۲٫ «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی» (خوارزمی، ۱۳۸۸، ص ۱۸۸)

۱۳٫بیانات در تاریخ ۱۲/۱۱/۱۳۶۲٫

۱۴٫ امام خمینی، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۷۷٫