جریان‌های غیر انقلابی در حوزه| جریان تقدس نمایان متحجر




 



تفکرات غیر انقلابی در حوزه 

همچنان که در شماره‌های گذشته اشاره شد در وضعیت کنونی از مهم‌ترین دغدغه‌های بجای رهبر معظم انقلاب، حفظ روحیه انقلابی در جامعه و ارکان نظام اسلامی است. بر اساس دیدگاه ایشان، دلیل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را باید در ویژگی انقلابی بودن هر سه رکن «مذهب»؛ «رهبری» و «مردم» جست‌وجو کرد. در این انقلاب جریان مذهبی به رهبری روحانیت نقش به‌سزایی برعهده داشته‌اند که با طرد تفکرات غیر انقلابی در حوزه، انقلاب اسلامی را در مسیر پیروزی قرار داده و نظام جمهوری اسلامی را تأسیس نمودند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به نقش ممتاز و بی بدیل حوزه علمیه در پیروزی انقلاب اسلامی، به وجود انگیزه‌ها و طرح‌هایی برای «انقلاب زدایی» از حوزه علمیه در وضعیت کنونی بارها هشدار داده و فرموده‌اند: «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه علمیه، «انقلابی» بماند زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» ایشان با تأکید بر اینکه باید از هرگونه تلاشی برای «انقلاب زدایی» از حوزه‌های علمیه احساس خطر کرد، می‌افزایند: «باید با فکر، تدبیر و برنامه‌ریزی حکمت آمیز، با این خطر مقابله کرد تا حوزه علمیه قم همواره یک حوزه انقلابی و مهد انقلاب باقی بماند و بینش و حرکت انقلابی در آن توسعه یابد.» (۱) در ادامه مطالب گذشته از این شماره به بررسی و نقد گونه‌های مختلف تفکرات غیر انقلابی در حوزه خواهیم پرداخت. زیرا لازمه حفظ

انقلاب و ارزش‌ها و آرمان‌های انقلابی، شناخت تفکرات و اندیشه‌های غیر انقلابی به ویژه در حوزه‌های علمیه است تا ضمن آگاهی از این تفکرات، به مقابله با آنها بپردازیم. گرچه این تفکرات را هم اکنون نمی‌توان یک جریان پر نفوذ و موثر در بدنه انقلابی حوزه قلمداد کرد؛ اما با توجه به اهمیت جایگاه حوزه و روحانیت در جامعه اسلامی وجود هر گونه تفکری در این زمینه را باید با حساسیت دنبال کرد تا دشمنان از همین روزنه هر چند کوچک نتوانند نفوذ موثری در بدنه نظام اسلامی پیدا کنند. بنابراین در شرایط حاضر، پرسش از چیستی جریان‌های فکری غیر انقلابی در حوزه، سؤالی بسیار جدی و مهم قلمداد می‌شود. باید ویژگی این جریان‌ها را به درستی شناخت؛ چارچوب نظری و آبشخور فکری هر یک از این جریانات را یافت تا بتوان آنان را در بوته نقد قرار داد.

جریان تقدس نمایان متحجر 

با نگاهی اجمالی به گذشته انقلاب اسلامی درخواهیم یافت در زمان حرکت انقلابی حضرت امام(ره) گرایش‌های مختلفی در داخل روحانیت و مجموعه حوزه‌ها با تفکر کلی جدایی دین از سیاست وجود داشت که دائماً در برابر حرکت امام موضع می‌گرفتند. این تفکر، مبنای جریانی قرار داشت که اصولاً دخالت روحانیت در سیاست را اشتباه می‌خواند و به جد معتقد بود که روحانیت نباید وارد مسائل سیاسی بشود تا جایگاه و قداستش حفظ شود. اینان با نادیده گرفتن مبانی دینی اسلام، تشیع و سیره بزرگان دین، دخالت روحانیت در سیاست را موجب از بین رفتن قداست دین و روحانیت می‌پنداشتند! این نوع گرایش گرچه در ظاهر خود را دلسوز جایگاه روحانیت نشان می‌داد و به ویژه بعد از فشار سختی که در زمان رضاخان بر روحانیت شیعه وارد آمده بود و حوادث تلخی که بر حوزه‌ها گذشته بود و موجب انزوا و بدبینی روحانیت به سیاست را فراهم نموده بود، تا حدودی استدلال خود را قابل توجیه می‌دانست؛ اما در عمل دین و روحانیت را از جایگاه واقعی خود به پایین می‌کشید و شأن اجتماعی ـ سیاسی آن را نادیده می‌انگاشت. این جریان را گرچه به تمامه نمی‌توان دشمن روحانیت تلقی کرد به دلیل آن که بسیاری از علمای موجه و متدینان با نیت خیر نیز در آنان وجود داشتند اما قطعاً در بین اینها عوامل نفوذی با تفکر جدایی دین از سیاست و مروجین این تفکر در روحانیت نیز وجود داشته‌اند. در این میان افراد وابسته‌ای بوده‌اند که با ترویج جدایی روحانیت از سیاست و بر حذر داشتن طلاب از ورود به سیاست عملاً می‌خواستند حضور اسلام و مظاهر دینی را به مرور در جامعه از بین ببرند و روحانیت را منزوی سازند تا اهداف استکبار و استبداد را در جامعه اسلامی پیش ببرند. 

هشدار امام (ره) نسبت به جریان “تقدس نمایان متحجر” در حوزه‌ها

یکی از شاخصه‌های اصلی جریان مورد بحث، “تقدس نمایی” است زیرا این افراد خودشان را به شدت پایبند به مسائل دینی معرفی می‌کنند بدون اینکه به مسائل سیاسی کاری داشته باشند؛ این جریان همزمان با شروع نهضت انقلاب اسلامی، جریانی نسبتاً رایج در حوزه‌ها بود و حتی تا حدودی مورد احترام توده‌ها نیز قرار داشتند چون آدم‌های به ظاهر مقدسی بودند، ظواهر دینی و آداب اسلامی را به شدت رعایت می‌کردند لذا مورد احترام مردم بودند و از آنجا که کاری به حکومت و سیاست نداشتند رژیم پهلوی هم با آنها کاری نداشت بلکه حتی فضا را برای آنها باز می‌گذاشت تا مردم بیشتر جذب آنها بشوند. طبیعی است که این جریان به نوعی در برابر اسلام انقلابی که داعیه حاکمیت اسلام و احکام الهی در جامعه را داشت، قرار می‌گرفت و مانع پیشرفت آن بود. از این رو حضرت امام(ره) ضمن اشاره به اهداف پلید استکبار از اقداماتی نظیر نشر کتاب آیات شیطانی برای زدن ریشه دین و روحانیت، روحانیان وابسته و مقدس نما و تحجرگرا را از این دایره بیرون می‌سازد:

مسئله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت است، یقیناً اگر جهان‌خواران می‌توانستند ریشه و نام روحانیت را می‌سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و انشاءالله از این پس نیز خواهد بود به‌شرط آنکه حیله و مکر و فریب جهان‌خواران را شناسیم، البته بدان معنا نیست که ما از همه روحانیان دفاع کنیم چرا که روحانیان وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند در حوزه‌های علمیه.

خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.

هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گوئی وظیفه‌ای غیر از این ندارند خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟(۲) 

حضرت امام(ره) در فرازی دیگر ضمن ابراز گلایه شدید از این جریان در منشور روحانیت به چگونگی مخالفت این جریان با روند انقلاب اسلامی اشاره نموده است:

در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگوئی شاه خائن است بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! عده‌ای مقدس نمای واپس‌گرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچکس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است وقتی شعار جدائی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست حکومت دخالت نماید حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد! به زعم بعضی افراد روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت! … تردید ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت وضع روحانیت و حوزه‌ها وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود. علماء دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامیمان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدائی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است، که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد عده‌ای کمر همت بستند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند. اوضاع مثل امروز نبود هرکس صد درصد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان بدر می‌رفت. … واقعا روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌اشان بعد از پیروزی روشن گشت مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند. آنقدر که اسلام از این مقدسین و روحانی‌نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است.(۳)

اینکه امام به جدی بودن خطر این جریانات اشاره و مدام به طلاب و روحانیون در خصوص خطر این جریان هشدار می‌دهد که «طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مأبی و دین فروشی عوض شده است» به این دلیل است که آنها در پیش مردم ظاهر قابل احترامی دارند؛ خود را اهل معنویت و بسیار موجه نشان می‌دهند و از این رو مردم و یا طلبه‌های جوان ممکن است تحت تأثیر این افراد قرار گیرند و به جای اینکه از جریان اصیل انقلابی پشتیبانی کنند، به مرور نسبت به سیاست و انقلاب بی‌تفاوت شده و یا مخالف حرکتهای انقلابی ‌شوند. از این رو باید خطر این جریان را که همیشه با رنگ‌های مختلف در حوزه‌های علمیه حضور داشته‌اند، جدی گرفت.

 

نگارنده: محمد ملک‌زاده

نگارنده: محمد ملک‌زاده

 


 

پی نوشت:

۱٫ بیانات آیه الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، ۲۵/۱۲/۱۳۹۴٫ 

۲٫ پیام امام(ره) در منشور روحانیت

 3. همان.