روحانیون در گذر زمان

حضرت امام(ره) سید مصطفی را امید آینده اسلام می‌دانست


عمده‌ترین انگیزۀ سفرهای متعدد سید مصطفی به کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی، سوریه، لبنان و کویت، ارتباط با مبارزین مسلمان ایرانی و طرفداران غیر ایرانی امام خمینی(ره) و راهنمایی آنها بود که در بسیاری موارد در قالب زیارت دو طرف انجام می‌گرفت.




 


اشاره:

انقلاب اسلامی ایران ثمره تلاش ها و مجاهدت های مردان مردی است که در عصر حاضر به رهبری امام خمینی (ره) بنیان نهاده شد و اکنون نیز با صلابت به رهبری امام خامنه ای (مد ظله العالی) به پیش می رود. از میان اقشار مختلف، قشر روحانی نقش بی بدیل در هدایت و همراهی مردم داشته و دارند و حلقه وصل رهبری انقلاب اسلامی با توده مردم هستند. آنان به مثابه آیه مبارکه: «(مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ وَما بَدَّلوا تَبديلاً)» عده ای بر عهد خود پایدار ماندند و در این راه به فیض شهادت هم رسیدند و نام نیک خود را به یادگار گذاشتند و عده ای هم به شوق وصال و شهادت، همچنان بر عهد خود پافشاری می‌نمایند و مدافع نظام اسلامی و ولایت فقیه هستند. البته هستند انقلابیونی که در گذر زمان با انقلاب اسلامی زاویه پیدا کردند و به نوعی از قطار انقلاب پیاده شدند. تاریخ، آینه عبرت‌هاست و چراغ راه آینده، برآنیم تا با ذکر مقاطع حساس تاریخ انقلاب اسلامی، مواضع و عملکرد برخی از روحانیون شناخته شده را در مبارزات قبل از انقلاب و همچنین در طول ۴۰ سال بعد از انقلاب، به نظاره بنشینیم و قضاوت را به شما فرهیخته گرامی وا می‌گذاریم.

 

سید مصطفی خمینی

آقازاده حقیقی

حاج آقا مصطفی برخلاف این که فرزند شخصیتی همچون امام خمینی(ره) بود و میتوانست از این موقعیت بهره برداری کند؛ اما هیچ وقت تلاش نکرد به عنوان یک آقازاده، تعیین کنندۀ سیاست و جریانات در کنار حضرت امام باشد بلکه کوشید که هم حضرت امام به عنوان یک شخصیت مستقل صاحب تفکر با خط مشی خاص، در میان دیگران جلوه کنند و هم این که نخواست خودش یک شخصیت تبعی و پیرو داشته باشد.

حضرت امام هم هیچ گاه اجازه نمی دادند که مسائل خانوادگی و عاطفی در امور مبارزاتی و یا مسائل حوزه و اجتماع روحانیت، دخیل شود. ایشان از ابتدا کوشیده بودند که فرزندشان تافتۀ جدا بافته‌ای در حوزه نبوده، مانند دیگران مطرح شود و البته این شیوۀ تربیت، باعث شده بود که سید مصطفی بتواند در یک جوّ غیر وابسته در حوزه علمیه، خود را ساخته و به خاطر لیاقت و پشتکار خود، پنج سال پس از ورود به دوره خارج، در ۲۷ سالگی به درجه اجتهاد نایل آید. و اجازه اجتهادش را از والد معظم دریافت نماید.

آقا مصطفی با تأثیرپذیری از پدر بزرگوارش، ساده زیستی را، روش پایدار و الگوی زندگی خود قرار داد. او بر خلاف بسیاری از آقازاده‌ها پرتوقّع نبود و خود را مانند دیگر طلبه‌ها تلقّی می‌کرد و زندگی خانوادگی و معیشتی‌اش نیز متفاوت از آنها نبود در نجف هم، در یک منزل ۴۵ متری زندگی می‌کرد.

 

دانش‌ور نوآور

آیت الله سیدمصطفی خمینی در راه فراگیری علوم اسلامی، دیری نپایید که در اثر نبوغ و فعالیت‌های علمی، از اقران خود پیشی گرفت و توجه استادانش را به خود جلب کرد. مراتب علمی و اجتهادی ایشان بسیار روشن بود. در علم فقه، اصول، فلسفه، تفسیر، ادبیات و کلام متبحّر بود.

سید مصطفی علیرغم رسیدن به درجه اجتهاد و تدریس و تألیف، در دوران تبعید از ایران هم به فراگیری علوم اسلامی ادامه داد. یکی از بهترین فرصت‌ها که می‌توان آن را فرصت طلایی در نوع خود دانست، زمانی پیش آمد که ایشان به همراه حضرت امام در ترکیه دورۀ تبعیدشان را سپری می‌کردند.

گاهی مباحثات علمی آن دو، چنان گرم و پر سر و صدا بود که مأموران امنیتی ترکیه فکر می‌کردند که پدر و پسر با هم دعوا می‌کنند؛ ولی ساعتی بعد می‌دیدند که آنها با هم چای می‌خورند، می‌گویند و می‌خندند.

وی موفق شد در این مدت، بهره‌های علمی و معنوی بسیاری از پدرش برگیرد؛ زیرا در ترکیه تنها همدم حضرت امام بود و چون در آنجا فارغ از اشتغالاتی بودند که در قم داشتند؛ بنابراین بیشتر وقتشان صرف مباحث علمی و فلسفی شد. در مجموع، هر دو موفق به نوشتن چندین جلد کتاب علمی در ترکیه شدند.

گاهی مباحثات علمی آن دو، چنان گرم و پر سر و صدا بود که مأموران امنیتی ترکیه فکر می‌کردند که پدر و پسر با هم دعوا می‌کنند؛ ولی ساعتی بعد می‌دیدند که آنها با هم چای می‌خورند، می‌گویند و می‌خندند. پس از اخراج حضرت امام و سید مصطفی از ترکیه و انتقال محل تبعید آنها به عراق و شهر نجف اشرف، در کنار گسترش فعالیت‌های سیاسی، فعالیتهای علمیِ آنها نیز وارد مرحله جدیدی شد.

وحدت در علم و علم

یکی از اهداف سید مصطفی و حضرت امام در نجف، اثبات جایگاه حوزه علمیه قم و دانش آموختگان آن بود؛ زیرا جریاناتی با هدایت کشورهای استعماری، درصدد غیرسیاسی کردن حوزه نجف و ایجاد فضایی بودند که حوزه علمیه قم را تحقیر و تحت الشعاع قرار دهند. یکی از علل تبعید آن دو بزرگوار به نجف نیز، تحقیر و تحلیل حضرت امام در میان بزرگان حوزه علمیه نجف بود، تا از این طریق جایگاه او را به یک روحانی عادی تقلیل دهند؛ اما حاج آقا مصطفی و حضرت امام نشان دادند که همه این صحنه‌سازی‌ها و تبلیغات، دروغ است و دشمنان سیاسی اسلامی، آنها را مطرح کرده‌اند.

آقا مصطفی برای از بین بردن جوّ حاکمیت خفقان و انزوا و معرفی حضرت امام، به تلاش‌های علمی گسترده‌ای دست زد. در جلسات درس استادان حوزه نجف حضور یافت و ضمن نقد ایرادها و تشکیک‌های خود، موجبات تجدید نظر را در دیدگاه‌های جزم اندیشانه و غیرواقعی فراهم کرد. یکی دیگر از اقدامات حاج آقا مصطفی نگارش کتاب‌های جدید بود. در کنار تدریس دوره اصول، نظریات خود را نگارش کرد و در نهایت کتاب «تحریرات فی الاصول» را به رشته تحریر درآورد. این اثر بیان‌گر تبحّر حاج آقا مصطفی در علم اصول و علوم عقلی نیز می‌باشد.

آیت الله سید مصطفی خمینی از نظر معنوی و عرفانی هم دارای جایگاه و مقام والایی بود. او از ابتدای زندگی در کنار فراگیری علم، همواره به تهذیب نفس و اخلاق خود توجه و عنایت ویژه‌ای داشته است. بنابراین حاج آقا مصطفی با بهره‌مندی از این ویژگی مهم، آمادگی کامل برای ورود به اجتماع و به عهده گرفتن نقش‌های اساسی را دارا بود.

از صفات و ویژگی‌های سید مصطفی می‌توان به دائم الذکر بودن، اهل نماز شب، تقید به قرائت همه روزه قرآن و انس دائمی با آن، الفت با ادعیه فردی و جمعی و از شیفتگان خاندان عصمت و طهارت بود. زیارت مشاهد متبرکه؛ حرم ائمه اطهار و زیارت‌گاه‌های اسلامی، بخش دیگری از بُعد معنوی سید مصطفی بود. در مجموع ایشان، در امور عبادی و معنوی هم مانند بُعد سیاسی، دارای وحدت در نظر و عمل و همچنین تداوم بود.

فرزند خلف خمینی

پس از واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و بازداشت امام خمینی (ره)، مسئولیت‌های گوناگونی پیش روی سید مصطفی خمینی قرار داشت؛ از یک سو می‌بایست که برای آزادی حضرت امام (ره) تلاش کند، از سوی دیگر، شبکه نهضت اسلامی را فعال نگه دارد و بالاخره، مدیریت بیت حضرت امام را بر عهده گیرد. او اعلامیه‌هایی را تهیه کرده، برای روحانیون می‌فرستاد و دستورهای حضرت امام را که از داخل زندان به ترفندهای مختلف برایش می‌رسید، اجرا می‌کرد.

ساواک در یکی از گزارش‌های خود چنین آورده است: «در شهرستان قم، پسر آیت الله خمینی که مهم می‌باشد، به جای وی نشسته و دستورهای او را به مورد اجرا می‌گذارد و اعلامیه‌هایی را تهیه می‌کند و برای روحانیون می‌فرستد». سید مصطفی خمینی در مدت ۵۷ روز بازداشت خود، با تأثیرپذیری از اندیشه و عمل حضرت امام هیچ‌گونه تقاضای عفو و آزادی از زندان را به مقامات امنیتی و زندان قزل قلعه تسلیم نکرد و اسناد تاریخی نیز در این زمینه، مطلبی را بازگو نمی‌کنند.

اما تلاش‌هایی از طرف مراجع تقلید قم و سایر روحانیون و مبارزین، برای آزادی ایشان صورت می‌گرفت؛ زیرا آنها سعی می‌کردند با بهره‌مندی از وجود سید مصطفی که در عمل، خمینی دیگری بود به اعتراض مردم نسبت به تبعید حضرت امام انسجام بدهند تا بتوانند نتیجه مورد نظر را بگیرند. به هر صورت بعد از تبعید و با استقرار حضرت امام و حاج آقا مصطفی در نجف اشرف، مرحله دیگری از نهضت اسلامی شروع شد که متفاوت‌تر از دوره‌های قبل بود.

در این مرحله، سید مصطفی پس از حضرت امام، نقش اول را در هدایت نهضت اسلامی بر عهده داشت. در این دوره که حدود سیزده سال به طول انجامید، در دوازده سال آن، سید مصطفی حلقه اتصال اجزای نهضت اسلامی در ایران و نقاط مختلف جهان، با کانون آن در نجف اشرف بود.

حلقه وصل مبارزین

با ظهور رهبر سیاسی ـ مذهبی و قدرت‌مندی چون امام خمینی (ره)، مبارزان مسلمان از ایران، عراق، کشورهای اسلامی، اروپا و امریکا متوجه نجف اشرف شدند و با وجود اختلاف نظرها و برخورداری از سطوح مختلف فکری و مبارزاتی، رهبری حضرت امام را پذیرفتند.

در مقاطعی، حتی نیروهای چپ‌گرا و مخالفین رژیم پهلوی با گرایش‌های غیراسلامی نیز سعی فراوانی به عمل آوردند که از حمایت امام خمینی (ره) برخوردار شوند، اما موفق نشدند. در این شرایط حاج آقا مصطفی یکی از با اهمیت‌ترین و سخت‌ترین نقش‌ها را در ایجاد و برقراری رابطه با مبارزان علیه حکومت پهلوی در سطوح مختلف برعهده گرفت.

در یکی از گزارش‌های ساواک در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۵۲ در این زمینه آمده است: «مصطفی خمینی که سرپرستی قسمت اجرایی فعالیت‌های خمینی را برعهده دارد، در ضمن، مسئولیت ارتباطات خارج از عراق نیز برعهده وی است و با سفرهایی که انجام می‌دهد بر فعالیت‌های خارج، نظارت می‌نماید».

ایشان به برخی افراد اصلاً اجازه ملاقات با حضرت امام را نمی‌داد؛ مثلاً، تیمور بختیار زیاد سعی کرد که با حضرت امام در ارتباط باشد، به وسیله بسیاری از افراد پیغام و سلام فرستاد که به نحوی برای حفظ وجهۀ خود در مخالفت با رژیم شاه با حضرت امام دیدار کند، ولی به او اجازه داده نشد.

عمده‌ترین انگیزۀ سفرهای متعدد حاج آقا مصطفی به کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی، سوریه، لبنان و کویت، ارتباط با مبارزین مسلمان ایرانی و طرفداران غیر ایرانی امام خمینی(ره) و راهنمایی آنها بود که در بسیاری موارد در قالب زیارت دو طرف انجام می‌گرفت. از طریق حاج آقا مصطفی، کارهای بیرون از نجف در رابطه با حضرت امام هماهنگ می‌شد و ایشان با تیزهوشی و تیزبینی خاصی که در مسائل سیاسی داشت، حد و حدود ارتباط افراد را با حضرت امام تنظیم می‌کرد.

ایشان به برخی افراد اصلاً اجازه ملاقات با حضرت امام را نمی‌داد؛ مثلاً، تیمور بختیار زیاد سعی کرد که با حضرت امام در ارتباط باشد، به وسیله بسیاری از افراد پیغام و سلام فرستاد که به نحوی برای حفظ وجهۀ خود در مخالفت با رژیم شاه با حضرت امام دیدار کند، ولی به او اجازه داده نشد. البته حضرت امام در جریان این امر بود و خود ایشان به صراحت گفته بودند: به هیچ وجه حاضر به همکاری با تیمور بختیار علیه رژیم پهلوی نیستند.

بصیرت و هوشمندی سیاسی

سید مصطفی خمینی در طول اقامت دوازده ساله در نجف اشرف، همواره در کانون توجه دولت عراق بود و آن دولت از طرق مختلف در صدد جلب موافقت سید مصطفی و از طریق وی، حضرت امام برای همکاری مشترک علیه دولت ایران بود؛ اما او رویه ای همسو و کاملاً هماهنگ با امام خمینی(ره) داشت و حضرت امام نیز هیچ گاه حاضر به همکاری با دولت عراق نبودند. اسناد و مدارک موجود اثبات می‌کنند که دولت عراق به هیچ موفقیتی در این زمینه دست نیافته است.

البته سید مصطفی با هوشمندی از امکاناتی که دولت عراق برای مبارزین ایرانی مخالف شاه قرار می‌داد بهره گرفت بدون اینکه باجی به دولت عراق بدهد. از جمله دولت عراق از مخالفین سیاسی دولت ایران و مبارزین ایرانی دعوت کرد که از طریق رادیو بغداد، علیه حکومت ایران تبلیغ کنند. دولت عراق به حاج آقا مصطفی نیز چنین پیشنهادی را داد.

ایشان که از جوانب امر و احتمال سوء استفاده و تبلیغات منفی علیه حضرت امام و پیامدهای مشابه، بیمناک بود و از طرف دیگر نمی‌خواست این فرصت خوب از دست برود، به صورت غیرمستقیم، از این فرصت استفاده کرد. بدین ترتیب که از سید محمود دعایی، از مبارزین ایرانی مقیم نجف اشرف و از یاران نزدیک حضرت امام خواست که از طریق رادیو صدای روحانیت که از طریق رادیو بغداد پخش می‌شد، در انطباق با اهداف نهضت اسلامی، علیه رژیم پهلوی تبلیغ کند.

هدف این بود که اگر واکنش و پیامد منفی به دنبال داشت، آن را یک اقدام شخصی قلمداد کنند و پای امام خمینی(ره) و نهضتش به میان کشیده نشود. اگر هم پیامدهای مثبتی داشت، از آن به نفع نهضت استفاده کنند. چنین نیز شد و به مدت هفت سال از این رادیو به نفع نهضت تبلیغ شد. این امر، هوشیاری سیاسی حاج آقا مصطفی را به خوبی می‌رساند.

مورد دیگر آموزش عده‌ای از مبارزین ایرانی و آموزش مبارزه مسلحانه توسط دولت عراق بود. حاج آقا مصطفی در این مورد نیز با هوشیاری کامل عمل کرد و بدون اینکه پای خودش و حضرت امام در میان باشد، موفق به استفاده از این فرصت شد و افراد آموزش دیده در خدمت نهضت اسلامی قرار گرفتند. عده‌ای از این‌ها، مأموریت محافظت از جان امام را نیز در نجف اشرف، برعهده گرفتند.

در سال‌های پس از انعقاد قرارداد الجزایر که به ظاهر روابط دو کشور ایران و عراق عادی شد و از تیرگی روابط کاسته شد، عرصه بر مبارزین تنگ گردید و محدودیت‌هایی برای امام خمینی (ره) و حاج آقا مصطفی نیز پدید آمد. در این سال‌ها شایعات و خبرهای مختلفی در مورد تغییر محل تبعید یا ترور حضرت امام و حاج آقا مصطفی مطرح گردید. به طور مسلم این مدت، جزو سخت‌ترین دوران تبعید حضرت امام و سید مصطفی می‌باشد.

درگذشت اسرارآمیز

حاج آقا مصطفی در طول فعالیت‌های سیاسی دهه‌های ۴۰ و۵۰ که مراحل مختلفی نیز داشت، ثابت کرد که به اصول محکمی تکیه دارد و به آنها پایبند می‌باشد و مشکلات روزگار و فشارها، نمی‌توانند در اراده وی خللی وارد کنند. محور فعالیت‌ها، نهضت امام خمینی (ره) بود و هیچ مصلحتی فراتر از مصالح نهضت، قابل تصور نبود. در واقع تفکر حضرت امام در وی که جوانتر و پویاتر بود شکل گرفته، تداوم داشت. بر این اساس بود که امام خمینی (ره) نیز از سید مصطفی به عنوان «امید آینده اسلام» یاد کرده‌اند.

اما درگذشت اسرارآمیز و رازگونه وی در اول آبان ۱۳۵۶ نقطه عطفی در تاریخ نهضت امام خمینی (ره) شد. بررسی خاطرات نزدیک‌ترین افراد به حاج آقا مصطفی که تا آخرین روز حیات وی با وی بودند، نشان می‌دهد که مرگ وی به طور عادی نبوده و در اثر مسمومیت رخ داده است.

آنها با ذکر دلایلی که مشاهده کرده‌اند، معتقدند که حکومت پهلوی به تنهایی یا با همدستی با حکومت عراق، دست به این اقدام زده، تا مانع بزرگی را از سر راه خود بر دارد و از این طریق، آسیب جدی به فعالیت‌ها و اقدامات امام خمینی (ره) بزند. مرگ شهادت گونه آیت الله سیدمصطفی خمینی علی‌رغم تصور رژیم پهلوی، نه تنها بر روند رشد نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام تأثیر منفی بر جای نگذاشت، بلکه خود، عامل مؤثر و شتاب دهنده برای رسیدن به پیروزی نهایی بود.

یکی از مهمترین آثار درگذشت حاج آقا مصطفی، ترویج نام و یاد امام خمینی (ره) و تحکیم موقعیت رهبری ایشان بود. در مراسمی که در عراق، ایران، کشورهای اروپایی و سایر نقاط برگزار شد، سخنرانان، ابعاد مختلف شخصیت حضرت امام و سید مصطفی و مبارزات آنها را بازگو کردند و بدین ترتیب مجالس ترحیم سید مصطفی به مجالس تجلیل از امام خمینی (ره) تبدیل شد. این موضوع نشان می‌دهد که خشم مردم از اعمال و اقدامات رژیم به نقطه انفجارآمیزی رسیده بود و درگذشت شخصیت بارزی چون حاج آقا مصطفی، شعله آتشی بر انبار باروت زد. حضرت امام هم از این واقعه به عنوان الطاف خفیه الهی یاد کردند.

اثر دیگر متحد شدن نیروها بود؛ در جریان مجلس بزرگداشت سید مصطفی در هفتمین روز درگذشت ایشان در مسجد ارگ تهران، تمام نیروهای اسلامی، ملی ـ مذهبی، اعلامیه‌ای به ترتیب حروف الفبا دادند و مجلس عظیمی نیز برگزار کردند. این اتحاد در کاهش اقتدار حکومت پهلوی نقش مؤثری داشت.

از آثار دیگر درگذشت آقا مصطفی، می‌توان به سیاسی‌تر شدن حوزه علمیه نجف اشرف اشاره کرد. تعطیلی حوزه علمیه نجف به صورت بی‌سابقه‌ای تا ده روز ادامه پیدا کرد و حتی تصمیم بر این بود که بیش از این تا اربعین مرحوم حاج آقا مصطفی ادامه پیدا کند. اما امام خمینی (ره) در پایان همین روز اعلام کردند که درس‌ها نباید تعطیل شود و آقایان علما درس‌های خود را شروع کنند. ایشان در روز دهم آبان به منظور واداشتن دیگران به شروع کلاس‌های درس، خودشان در کلاس درس و نماز جماعت حاضر شدند.

 

پژوهشگر اسباط

منبع

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_136582

کتاب زندگینامه و مبارزات آیت الله‏ سید مصطفی خمینی

نویسنده: سجاد راعی گلوجه