حوزه انقلابی؛ حوزه تحول گرا


حوزه انقلابی حوزه‌­ای تحول­‌گراست. البته این تحول در چارچوب اصول و قواعد است تا سبب تبدل و انقلاب ماهیت در حوزه نشود. از اینجا مفهوم احیاگری در اندیشه دینی مطرح می­‌شود. برای اینکه مفهوم تحول­‌گرایی در حوزه انقلابی مشخص شود، احیاگری امام خمینی (ره) در تفکر دینی را بررسی می­‌کنیم.




 


محسن محمدی[۱]

مفهوم شناسی انقلاب و تحول­‌گرایی

اساسا مفهوم انقلاب ناظر به معنایی است که با تحول و منقلب شدن ارتباط پیدا می­کند. به همین جهت انقلاب را به تغییرات گسترده سیاسی اجتماعی تعبیر می­کنند. از این جهت انقلاب از مفاهیمی مانند رفورم، شورش و کودتا جدا می­شود. از این جهت می­توانیم در ابتدای امر و در برقراری ارتباط بین مفهوم انقلاب و حوزه انقلابی به این نتیجه برسیم که یکی از نشانه­‌ها و مولفه­‌های حوزه انقلابی، تحول­‌گرایی در تناسب با شرایط سیاسی اجتماعی است. بر این اساس حوزه انقلابی حوزه­‌ای است که به روز باشد و نیازهای جامعه را رصد کند و در صدد پاسخ به نیازهای جامعه، تحول را در حوزه پیگیری کند.

البته به روز بودن به این معنا نیست که حوزه موقعیت و جایگاه منفعلی داشته باشد و از خود هیچ‌گونه اصول و برنامه­‌ای را طراحی نکرده باشد. در این صورت حوزه نه دچار تحول بلکه دچار تبدل خواهد شد و نه انقلابی بلکه ضد انقلابی­‌گری خواهد بود. هدف از این مولفه این است که حوزه علمیه با توجه به اصول انقلاب، باید تحولی را در خود ایجاد کند که بتواند پا به پای انقلاب پیش رود. اساسا انقلاب موضوعی سیال و مرتبط با بستر سیاسی اجتماعی است. بنابراین تحول و تغیر در آن زیاد است و اصولا با جمود و ایستایی سازگار نیست. بنابراین حوزه نیز برای انقلابی بودن و انقلابی ماندن باید به روز باشد و تعالیم و معارف گران­‌سنگ و ارزشمندش را با توجه به شرایط جدید جامعه و شرایط و احوال مخاطبانش ارائه کند. در واقع حوزه انقلابی از اصول معارفی خود هیچ‌گاه عقب نمی­‌نشیند بلکه این معارف ناب الهی را در هر شرایط متناسب با شرایط سیاسی اجتماعی عرضه می­‌کند. بر اساس این تعریف، حوزه انقلابی هیچ گاه از جامعه و بستر آن جدا نیست و اساسا یک عضو فعال اجتماع است.

جالب است بدانیم آن نسل از حوزه که انقلاب اسلامی را طراحی و مدیریت کرد و پیش برد، حوزه‌­ای تحول­‌خواه بود و بر اساس ارتباط و جایگاه سیاسی اجتماعی که داشت به جرگه انقلاب افتاد. آن حوزه که موسس انقلاب بود نیز اگر روحیه تحول­‌گرایانه نداشت هیچ­‌گاه انقلاب نمی­‌کرد بلکه در همان سطح و حد از معارف خود می­‌ماند و همان معارف را به همان شکل به جامعه ارائه می­‌کرد. در آن صورت نیز امروز حوزه علمیه هیچ‌گاه شأن و جایگاه اجتماعی نداشت و به عنوان عضوی فرعی و منزوی به حساب می­‌آمد.

بنابراین همان­‌طور که حوزه علمیه در دوران قبل و بعد از نقلاب به رهبری امام خمینی، در بستر جامعه وارد شد و با شناختی صحیح و فراگیر از جامعه، انقلاب را طراحی کرد و به پیروزی رسانید و در ادامه جایگاه خود را در جامعه به عنوان مهم­‌ترین رکن تثبیت کرد، امروز نیز حوزه باید انقلابی باشد و برای این‌که در هرم اجتماعی جایگاه رفیع خود را حفظ کند باید با توجه به شرایط زمان، تحول­‌گرایی را در راستای به روز بودن و صلابت سیاسی اجتماعی در دستور کار قرار دهد.

طراحی انقلاب، با تفکری نوین در اندیشه دینی

بنا بر آنچه که گفتیم، حوزه انقلابی حوزه‌­ای تحول­‌گراست البته این تحول در چارچوب اصول و قواعد است تا سبب تبدل و انقلاب ماهیت در حوزه نشود. از اینجا مفهوم احیاگری در اندیشه دینی مطرح می­‌شود. برای اینکه مفهوم تحول­‌گرایی در حوزه انقلابی مشخص شود، احیاگری امام خمینی (ره) در تفکر دینی را بررسی می­‌کنیم. این موضوع از این جهت قابل تامل و بررسی است که امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب از زعمای حوزه علمیه قم بود که نه با تفکر قدیمی در حوزه علمیه بلکه با تفکری نوین در اندیشه دینی، انقلاب را طراحی کرد. از این جهت امام خمینی (ره) به صورت توأمان چند مفهوم را در خود جای داده است: حوزوی، انقلابی و احیاگر دین. این سه مفهوم با یکدیگر تعامل دارند و یکدیگر را پوشش می‌­دهند. و حمایت مفهومی می­‌کنند.

احیاگری امام خمینی (ره) در مسیر دینی هیچ گاه به تبدل دینی و خروج از مسیر دین منجر نشد بلکه می­‌توان از امام خمینی (ره) به عنوان بزرگ­‌ترین حامی و زعیم دین در دوران معاصر یاد کرد.

امام خمینی در مسیر احیاگری دینی اصالت­‌هایی را  که در سیر تحول تاریخی به خرافات و افسون­‌های ذهنی و داوری­‌های غیرواقعی آلوده شده بودند، بازسازی کرد. دستاوردها و تکنولوژی غربی را طرد نمی­‌کردند بلکه به ایدئولوژی­‌زدایی می­‌پرداختند؛ یعنی مبانی مادی­‌گرایانه آن را زدوده و از آن به عنوان ابزاری در افق چشم­ان‌داز تمدن اسلامی استفاده می­‌کردند.

برای شناخت اندیشه امام باید به مبانی نظری اندیشه ایشان نیز توجه کرد.[۲] احیاگری دینی امام خمینی، با نگاهی جامع­‌گرایانه به دین، سنتی و معطوف به بهره­‌گیری از عناصر دینی در نوسازی جهان بود.[۳]

امام خمینی در مسیر احیاگری دینی اصالت­‌هایی را  که در سیر تحول تاریخی به خرافات و افسون­‌های ذهنی و داوری­‌های غیرواقعی آلوده شده بودند، بازسازی کرد. به این ترتیب با اتصال حال و آینده به پیشینه تاریخی به بازسازی تاریخی پرداخت و از فقر تاریخی­‌گری تفکر مدرن[۴] و ضد پیشرفت بودن جریان­‌های بنیادگرای سلفی فاصله گرفت[۵]. از این رو احیاگری امام خمینی نه به معنای عقب­‌ماندگی و عدم بهره‌­مندی و بروز تمدن بود و نه با ایمان متدینین در تضاد بود.[۶]

امام خمینی با طرح ابعاد واقعی اسلام به مسلمانان فهماند که اسلام علاوه ابعاد مناسکی، منبع قوی و پرتحرک در زمینه­‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است.[۷]

امام خمینی با این‌که در مواجهه با اندیشه توسعه غربی بسیار محتاط و دقیق بودند و بر وارداتی و غیربومی بودن فضا، زمینه­‌ها و نحوه نگرش اندیشه تجدد تاکید داشتند[۸]، ولی  دستاوردها و تکنولوژی غربی را طرد نمی­‌کردند بلکه به ایدئولوژی­‌زدایی می­‌پرداختند؛ یعنی مبانی مادی­‌گرایانه آن را زدوده و از آن به عنوان ابزاری در افق چشم­ان‌داز تمدن اسلامی استفاده می­‌کردند.[۹]

از نظر امام خمینی سیاست از دیانت جدا نیست[۱۰] بلکه “اسلام تمامش سیاست است[۱۱]” و جدایی دین از سیاست از توطئه­‌های استعمار است[۱۲]از نظر امام بین دیانت و سیاست رابطه تعاملی (تاثیر و تاثر) برقرار است[۱۳] به عبارت دیگر بنا به تفسیر فلاسفه سیاسی، اخلاق به سیاست تعین می­‌دهد و سیاست به اخلاق تحصل می­‌بخشد.[۱۴] تفسیر عالمانه و جامع‌­نگر امام از سیاست و دیانت به گونه‌­ای است که دین و سیاست را در نفس الامر هم‌­نشین می­‌بیند. بنابراین از دیدگاه ایشان مسائل عبادی اسلام در عین عبادی بودن جنبه اجتماعی نیز دارند، یعنی عموم احکام و دستورات اسلامی مانند منشور چند بعدی، ابعاد، مراتب و لایه­‌های متعدد و منسجم دارند.[۱۵]

رهبر حوزوی انقلاب، با فهمی بین‌المللی

یکی از عرصه‌­های تحول­‌گرایی حوزه انقلابی و لزوم توجه آن به شرایط سیاسی اجتماعی به عرصه بین­‌الملل باز می­‌گردد چنان‌که امام خمینی (ره) به عنوان معمار این انقلاب نگرشی بین‌المللی داشت. بر این اساس حوزه انقلابی نگرشی جهان­‌وطنی دارد و پیش‌برد انقلاب را در گرو یک فهم عمیق بین­المللی جستجو می­کند. تاریخ معاصر ایران نشان می­دهد در هر دوره که نظام سیاسی و حکومتی ایران از فهم بین­‌المللی برخوردار بوده است بر رقبای داخلی و خارجی غلبه کرده­‌اند و هر گاه خلاف این بوده است، ضررهای غیرقابل جبرانی بر کشور وارد شده است. نمونه بارز این موضوع در دوران قاجار است که عدم فهم شاهان قاجار از روابط و شرایط بین­‌الملل سبب شد کشور تمامیت ارضی خود را از دست بدهد و در چنبره استعمار گرفتار شود.

امام خمینی (ره) به عنوان رهبر حوزوی انقلاب، فهمی بین­‌المللی داشت و بر اساس همین فهم بود که توانست انقلاب را به همه جهان صادر کند و کشور را از چنگال استعمار خارج کند و به استقلال برساند. امروز نیز اگر حوزه بخواهد انقلابی باشد باید فهم بین المللی دقیق و جامعی داشته باشد. به عبارت دیگر به روز بودن و تحول­گرا بودن حوزه انقلابی به حیطه داخلی اختصاص ندارد و عرصه بین­الملل را نیز در بر می­گیرد.

هرچند امام خمینی (ره)، در کسوت مرجعیت و بر اساس تفکر نظام سیاسی و عرفانی شیعه در مسیر مبارزه با نظام شاهنشاهی ایران قدم گذاشت ولی هیچ­‌گاه نگرش و افق مبارزاتی او اسیر نگرش­‌های ملی­‌گرایانه و فرقه­‌ای نشد بلکه کل جهان اسلام و احیای تمدن و تفکر اصیل اسلامی را پی­‌می­گرفت. از این رو امام در همان ابتدای نهضتش توجه مسلمانان را به فلسطین جلب کرد[۱۶]؛ ادبیاتی بین­‌المللی داشت[۱۷] و به مسائل فراتر از جهان اسلام نیز توجه داشت[۱۸]. این روی‌کرد حضرت امام سبب شد بتواند اسلام را به عنوان یک قدرت بین‌­المللی درآورد[۱۹]یکی از مهم‌­ترین علل این توفیق امام در این است که ایشان به عنوان عارفی راستین فطرت انسان­‌ها ار مخاطب قرار داده بود لذا پیامی الهی را به جهانیان صادر کرد[۲۰]. بسیاری از شخصیت­‌های جهان در تبیین شخصیت بین المللی امام خمینی (ره)، به این مسئله اشاره کرده‌­اند.[۲۱]

امام خمینی (ره) در موضع­‌گیری­‌های بین­‌المللی خود مانند نامه به گورباچف و حکم ارتداد سلمان رشدی یک ماهیت کلان اسلامی به نام امت اسلامی را مد نظر داشت و هیچ گاه به مسائل ملی یا شیعی محدود نمی­‌شد.

انقلاب ایران مبتنی بر برخی اصول سیاسی, فرهنگی و معرفتی محقق شد. بنابراین پیروزی انقلاب نوعی صف­‌بندی جدیدی را بین ایران و کشورهای جهان ایجاد کرد.[۲۲]امام خمینی (ره)، همواره با قدرت‌­های استعماری مخالف بود و در مقابل نظم جهانی ایستاد . از آنجا که یکی از اصول اسلامی در مواجهه بین‌­المللی، تقدم اصول دینی بر اصول بین­‌المللی است لذا امام خمینی (ره)، بر خلاف عرف بین­‌الملل تسخیر لانه جاسوسی را تایید نمود و به ارتداد سلمان رشدی فتوا داد[۲۳]

امام خمینی (ره)، خواستار استقرار نظم جدیدی ابتدا در داخل کشور و سپس در سطح جهان اسلام بود. این نظم جهانی اسلام، نظامی جهان‌شمول است که احکام الهی را مبنای برنامه‌­های اجتماعی و سیاسی قرار می­‌دهد و مشروعیت و قانون نظم جهانی حاکم را به چالش می‌کشد[۲۴]. در نتیجه منافع و سیطره استکبار بین­‌المللی را تهدید می­‌کند. امام خمینی (ره) در موضع­‌گیری­‌های بین­‌المللی خود مانند نامه به گورباچف و حکم ارتداد سلمان رشدی یک ماهیت کلان اسلامی به نام امت اسلامی را مد نظر داشت و هیچ گاه به مسائل ملی یا شیعی محدود نمی‌­شد.[۲۵]

سیاست‌مدار تمام عیار که عارفی فیلسوف بود

تا به اینجا مشخص شد که حوزه انقلابی حوزه­‌ای اجتماعی و به روز است. این ویژگی به همه عرصه­‌های حوزه سرایت می­‌کند و حیطه­‌هایی که فردی به نظر می­‌رسند نیز تحولی اجتماعی می‌­یابند؛ حیطه‌­هایی مانند عرفان. جالب اینجاست که رهبر حوزوی انقلاب فقط فقیهی نبود که در کسوت سیاست و اجتماع وارد شده است بلکه او عارفی فیلسوف بود که سیاست و اجتماع را جولانگاه جدید خود قرار داده بود. امام خمینی (ره) در عین اینکه فقیه، عارف و فیلسوف بود، سیاست­‌مداری تمام‌­عیار بود نه اینکه بین عرفان و سیاست جدایی ایجاد کند و یکی را در عرصه فردی و یکی را در عرصه اجتماعی قرار دهد.

در اندیشه امام اسلام هم به دنیا دعوت می­‌کند و هم به آخرت و سیر الی الله بر اساس سیره اهل بیت علیهم السلام در هر دو بعد فردی و اجتماعی است. امام خميني(ره)، عارفي همه‌جانبه بود که عرفانش سبب گوشه‌گيري صوفيانه و مانع از حضور و فعاليت سياسي ـ اجتماعي او نشد.

در شرایطی که  عرفان در همه مراحل عملی و نظری خود در قالب فردی بود و تعریف عرفان نیز جنبه اجتماعی نداشت،[۲۶] امام خمینی(ره) هرچند در امتداد مکتب عرفانی پیشینیان آثاری نگاشت[۲۷] ولی به طور کامل در اختیار فکر عرفانی آنان نبود و ضمن انتقاد از مشرب سیاسی – اجتماعی عارفان[۲۸]، در عمل نیز تصویری جدید از عرفان انقلابی ارائه نمود که در آن دنیا و سیاست را مخل اشراقات نفسانی و مانع سیر و سلوک فردی ندانست بلکه تداوم سلوک خویش را در سلوک جمع می­‌دانست[۲۹].

در اندیشه امام اسلام هم به دنیا دعوت می­‌کند و هم به آخرت[۳۰] و سیر الی الله بر اساس سیره اهل بیت علیهم السلام در هر دو بعد فردی و اجتماعی است[۳۱]

امام خميني(ره)، از جمله عارفان راستيني بود که عرفان نظري و عملي را به هم آميخت و مباني عميق نظري، برهاني و فلسفي براي آن تبيين کرد. از اين‌رو، امام خميني(ره)، عارفي همه‌جانبه بود که عرفانش سبب گوشه‌گيري صوفيانه و مانع از حضور و فعاليت سياسي ـ اجتماعي او نشد[۳۲]

فعالیت سیاسی امام را می­‌توان ثمره و مرحله تکامل یافته  خودسازی­‌های درونی امام دانست[۳۳] به عبارت دیگر انقلاب اسلامی نتیجه طبیعی و تاریخی مرحله پایانی سلوک[۳۴] امام خمینی (ره) در بازگشت به عالم کثرت و خلق انسانی از سفر به سوی حق می­‌باشد[۳۵] از این رو می­‌توان گفت در بین نایبان حضرت حجت علیه السلام کسی که عرفان پویا را با نهضت علیه ستم شرق و غرب جمع کرد امام خمینی(ره) بود.[۳۶]

ادبیات  عرفانی امام خمینی (ره) نیز رنگ و بویی سیاسی دارد مثلا مفهوم شرق و غرب مطرح شده در مباحث حکمای اسلامی قابل انطباق بر معنای جغرافیای این دو مفهوم در ادبیات سیاسی است . دراین مباحث غرب بیانگر ظلمت و ماده است[۳۷]. در ادبیات سیاسی  و اجتماعی امام خمینی(ره) غرب همواره مورد انتقاد بوده و ایشان مسلمانان را به تکیه بر میراث فرهنگی و دینی خود سفارش کرده است.[۳۸]

بدين‌ترتيب، در مي‌يابيم که عرفان امام خميني(ره)، جنبه‌اي سياسي دارد. از اين‌رو، ايشان از مهم‌ترين مفاهيم عرفاني مانند توحيد، در نفي طاغوت و مبارزه با آن، تحليلي سياسي ارائه مي‌کند.

جمع­‌بندی

حوزه انقلابی حوزه­ای تحول­گرا و به روز است که بر بنیان‌­های معرفتی و میراث علمی و عقیدتی خود پا می‌­فشارد ولی برای اینکه بتواند آن را در جامعه جدید به شایستگی عرضه کند و جایگاه خود را به عنوان عنصری مولد در اجتماعی حفظ کند، ذیلی اجتماعی دارد و بر اساس شرایط جدید در خود تحول ایجاد می‌­کند تا بتواند در قالبی مناسب به نیازهای جامعه پاسخ دهد.

امام خمینی (ره) که رهبر این انقلاب بود احیاگر اندیشه دینی بود و بر اساس همین ویژگی انقلاب را پیش برد. او در عرصه بین الملل نیز چنین بود و عرفانش را هم در همین شرایط بازتعریف کرد.

 

——————————————————————————————————————————————————-

[۱] . دانش­‌آموخته حوزه علمیه قم، دکتری مطالعات انقلاب اسلامی.

[۲] . برای مطالعه مبانی نظری و انسان­‌شناختی و ارزشی اندیشه سیاسی امام خمینی رک: اندیشه سیاسی امام خمینی, محمدحسین جمشیدی، ص۱۱۷-۱۹۰، پژوهش‌کده امام خمینی و انقلاب اسلامی (وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۸٫

[۳] . ر.ک: مجموعه مقالات نخستین همایش اندیشه­‌های سیاسی و اجتماعی امام خمینی, ج۱، “امام خمینی و احیاگری دینی: تغییر در پارادایم”, ولی الله عباسی, ص۷۳-۱۰۱

[۴] . ر.ک: فقر تاریخی­‌گری در حوزه فرهنگ و تمدن غربی، کارل ریموند پوپر، ترجمه احمد آرام، تهران، انتشارات خوارزمی، ۱۳۵۰ش.

[۵] . ر.ک: امام خمینی و اندیشه­ های اخلاقی – عرفانی (اخلاق، عرفان و جامعه)،  “حکیم وحدت و زعیم کثرت (امام خمینی متفکر دوران‌گذار به جامعه توحیدی)”‌، مظفرنامدار طالشانی، ص۴۹۲-۴۹۸٫

[۶] .ر.ک: مولفه­‌های اندیشه سیاسی امام خمینی، “امام خمینی و نقد تجدد و ترقی در جامعه دینی و غیردینی”، مظفرنامدار، ص۵۷-۱۰۳٫

[۷] . ر.ک: “دستاووردهای انقلاب اسلامی در جهان امروز”، احمد هوبر، ص۷۶، مجله حضور، شماره ۱، خرداد ۱۳۷۰٫

[۸] . ر.ک: مولفه­‌های اندیشه سیاسی امام خمینی، “امام خمینی و نقد مدرنیزاسیون در اندیشه ترقی (بر اساس اصول اندیشه تعالی)”، موسی نجفی، ص۲۵-۵۵٫

[۹] . ر.ک: تمدن برتر: نظریه تمدنی بیداری اسلامی و طرح عالم دینی، موسی نجفی، ص۱۰۲-۱۰۵, نشر آرما، اصفهان، چاپ اول، ۱۳۹۰٫

[۱۰] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام، ج۴، ص۲۰ و ۱۹؛ ج۶، ص۲۸۶و۲۸۷

[۱۱] . صحیفه امام، ج۱، ص۲۷۰٫

[۱۲] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام، ج۵، ص۱۸۸، ج۶، ۲۰۲

[۱۳] . ر.ک: مجموعه مقالات همایش اندیشه‌­های سیاسی و اجتماعی امام خمینی، ج۲، “اخلاق و سیاست در اندیشه امام خمینی”، اکرم نامور، ص۳۱۵-۳۴۲٫

[۱۴] . برای مطالعه بیشتر در مورد دیدگاه برخی از فیلسوفان و متفکران اسلامی درباره اخلاق و سیاست ر.ک: اخلاق و سیاست در اندیشه سیاسی اسلام، رضا خراسانی، بوستان کتاب، قم؛ “پیوند اخلاق و سیاست در تفکر اسلامی”، دانیل اچ.فرانک، ترجمه مسعود صادقی علی­آبادی، متین، ش۹٫

[۱۵] . ر.ک: مجموعه مقالات همایش اندیشه­‌های سیاسی و اجتماعی امام خمینی، ج۱، “هم‌­نشینی دین و سیاست از منظر امام خمینی” غلام­حسن مقیمی، ص۴۱، مجتمع آموزش عالی امام خمینی، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی (وابسته به جامعه المصطفی العالمیه)، قم، چاپ اول، ۱۳۸۹٫

[۱۶] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام، ص۳۸۷و۳۸۸٫

[۱۷] . امام خمینی از واژگانی استفاده می­‌کرد که برای همه مردم جهان قابل فهم بود و می‌­توانستند با آن ارتباط برقرار کنند. (ر.ک: حضرت امام خمینی و انقلاب اسلامی؛ روایتی جهانی، ص۱۰۹-۱۶۰، احمد امیدوار، حسین یکتا، انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، دفتر سیاسی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۹)

[۱۸] . مانند نامه به گورباچف (ر.ک: روزها و رویدادها، علی برجی دیزجی و دیگران، ص۳۳۲-۳۴۵, تهران، انتشارات زهد، ۱۳۷۷؛ حضرت امام خمینی و انقلاب اسلامی؛ روایتی جهانی، ص۹۱-۱۰۸)

[۱۹] . ر.ک: مدافع آیة الله ( قصة ایران و الثورة)، محمدحسین هیکل، ص۱۸۳و۱۸۱، دار الشروق، بیروت و قاهره، ۱۴۰۲ق.

[۲۰] . ر.ک: حضرت امام خمینی و انقلاب اسلامی؛ روایتی جهانی، احمد امیدوار، حسین یکتا، ص۲۱-۶۵٫

[۲۱] . ر.ک: امام خمینی در حدیث دیگران، علی‌­اکبر مرتضایی، ص۷,۹,۱۳,۱۵,۵۰,۵۲,۵۴, ۵۶, انتشارات پیام آزادی، تهران، ۱۳۷۸٫

[۲۲] . ر.ک: ایدئولوژی، رهبری و فرایند انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات کنگره بین­‌المللی تبیین انقلاب اسلامی)، ج۱، “انقلاب اسلامی و گسست‌­های اجتماعی”، اصغر افتخاری، ۹۸-۱۱۷٫

[۲۳] . ر.ک: ایدئولوژی، رهبری و فرایند انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات کنگره بین‌­المللی تبیین انقلاب اسلامی)، ج۱، “امام خمینی و نظام بین الملل”، ص۱۶۳-۱۶۵

[۲۴] . کارشناسان داخلی و خارجی برخورد امام با نظم سیاسی بین­المللی را بررسی و مطالعه کرده­اند. (ر.ک: ایران و آمریکا, سیدعلی نبی لوحی, موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر, تهران, ۱۳۷۸؛ انقلاب ایران به روایت بی.بی.سی, زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی, طرح نو, تهران, ۱۳۷۲)

[۲۵] . ر.ک: ایدئولوژی, رهبری و فرایند انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات کنگره بین­‌المللی تبیین انقلاب اسلامی), ج۱, “انقلاب اسلامی و نظم نوین جهان اسلام”, عماد بزی, ص۱۷۷-۱۸۴٫

[۲۶] . ر.ک: شرح مقدمه قیصری، سیدجلال الدین آشتیانی, ص۲۷, انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی, قم, ۱۳۷۰ش. برخی برقرای ارتباط بین عرفان و سیاست را از لحاظ نظری کار دشواری می­‌دانند (ر.ک:”عرفان و سیاست”, رضا داوری اردکانی, ص۲۶۱-۲۷۹, مجله متین, شماره ۷, تابستان ۱۳۷۹٫)

[۲۷] . برخی از آثار عرفانی امام عبارتند از : مصباح الهدایه الی  الخلافه و الولایه, تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس, شرح چهل حدیث, معراج السالکین و صلاه العارفین, شرح حدیث جنود عقل و جهل

[۲۸]  . برای نمونه, رک: صحیفه امام, ج۸, ص۵۲۹٫

[۲۹] . ر.ک: امام خمینی واندیشه­‌های اخلاقی – عرفانی (اخلاق, عرفان و جامعه), “تعامل عرفان و سیاست در اندیشه امام خمینی”, عبدالوهاب فراتی, ص۳۲۴, کنگره اندیشه­‌های اخلاقی-عرفانی امام خمینی, موسسه تنظیم نشر آثار امام خمینی, قم, چاپ اول, ۱۳۸۲٫

[۳۰] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۱۲, ص۵۰۸

[۳۱] . برای نمونه ر.ک: صحیفه امام, ج۱۷, ص۱۷۴ و ۱۷۵٫

[۳۲]. ر.ک: دفتر عقل و قلب: پرتويي از انديشه‌هاي عرفاني و فلسفي امام خميني، احمد عابدي، قم، زائر ۱۳۸۵؛ مباني و ويژگي‌هاي عرفان نظري امام خميني، محمدرضا غفوريان، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، موسسه چاپ و نشر عروج، ۱۳۸۸؛ سيري در انديشه عرفاني حضرت امام، اسماعيل منصوري لاريجاني، تهران، مرکز نشر فرهنگي آيه، ۱۳۷۷٫

[۳۳] . ر.ک: “ترکیب ابعاد سیاسی و عرفانی در شخصیت امام خمینی”, حامد الگار, ترجمه صدر الدین موسوی, ص۱۹۸, مجله متین, شماره ۱۱و۱۲, تابستان و پاییز ۱۳۸۰٫

[۳۴] . برای مطالعه بیشتر در مورد سفرهای چهارگانه عرفانی (اسفار اربعه) در دیدگاه امام خمینی ر.ک: مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه, امام خمینی, ترجمه سید احمد فهری, ص۲۰۵-۵۰۷, پیام آزادی, تهران, ۱۳۶۰٫

[۳۵] . ر.ک: امام خمینی واندیشه‌­های اخلاقی – عرفانی (اخلاق, عرفان و جامعه), “حکیم وحدت و زعیم کثرت (امام خمینی متفکر دوران‌گذار به جامعه توحیدی)”, مظفرنامدار طالشانی, ص۴۸۲-۴۸۷

[۳۶] . عرفان و حماسه, عبد الله جوادی آملی, ص۴۶, انتشارات رجاء, ۱۳۷۲٫

[۳۷] . ر.ک: ایدئولوژی, رهبری و فرایند انقلاب اسلامی(مجموعه مقالات کنگره بین­المللی تبیین انقلاب اسلامی), ج۱, “شرق و غرب وجود از منظر امام خمینی”, اکبر جباری, ص۱۷۵-۲۸۵٫

[۳۸] . ر.ک:امام خمینی و گفتمان غرب, علی خالقی, انجمن معارف اسلامی ایران, قم, ۱۳۷۹٫