خطرنفوذ اندیشه سکولار در حوزه‌های علمیه




 



 جداسازی روحانیت از سیاست و در نتیجه،بیرون راندن این نهاد از عرصه اجتماع و فرهنگ و همین طور تضییق و تجدید فعالیت‌های روحانیان از نقشه‌های دشمنان به شمار می‌آید. با عملی ساختن این توطئه، وظیفه حوزه‌ها فقط در کنج حجره‌ها و یا حداکثر در محراب مسجد معنا می‌یابد، بدین گونه پای روحانیت از اجتماع و سیاست قطع می‌شود. این توطئه را می‌توان در قالب همان تئوری «نفوذاندیشه سکولاریسم در بدنه حوزه‌های علمیه» مورد بررسی قرار داد.

در این مورد باید گفت تنها جایی كه دعوای دین و دولت از همان آغاز بر جدایی و تفكیك وظایف دینی و سیاسی استوار بود، تاریخ مسیحیت و دنیای غرب است. كلیسا با پذیرش نظریه «دو شمشیر» قلمرو امپراتور را، از قلمرو كلیسا جدا كرده و آن را به رسمیت می‌شناسد؛ اما روحانیّت شیعه و حوزه‌های علمیه؛ برخلاف روحانیّت مسیحی و كشیش‌های كلیسا، سیاست و حكومت را جدا از دیانت ندانسته اند. آنها به فراخور موقعیت و مصلحت، هم در مسایل سیاسی و هم در مسایل حكومتی، نقش پررنگی داشتند.

روحانیان برای ایفای نقش‌های سیاسی در برابر دولت از برگ‌های برنده‌ای برخوردار بودند كه اقشار دیگر آن را دارا نبوده و از جمله آن می‌توان به اموری از قبیل «استقلال مالی از دولت‌ها» و «قدرت مذهبی آنها در قالب صدور احكام و فتواها» اشاره نمود. این مسائل باعث می‌شد تا روحانیّت نقش مهمی در رویدادهای سیاسی كشور ایفا نماید. از آغاز قرن نوزدهم میلادی، روحانیان به طور فعال در رویدادهای مهم سیاسی كشور مشاركت كردند و این امر آنها را به پیشینه و تجربه‌سیاسی مهمی مجهز كرد. بدین ترتیب قشری كه به امور سیاسی كشور وقوف كامل دارند، توانستند بسیاری از جریان ها را هدایت كنند. نقطه شروع این گونه اقدامات، همان جنگ‌های ایران و روس بود كه باعث مشكل‌تر شدن کار روحانیون و اعتلای جایگاه سیاسی و اجتماعی آنها شد. البته در عصر صفویه، تعامل و نزدیكی روحانیّت و دولت، چشمگیرتر از هر دورانی بود، ولی این تعامل،‌ صرفاً جنبه آیینی و آموزه‌ای داشت.

در دوران حكومت صفویه، پس از هزار سال زندگی در مبارزه با سلاطین و حكام عمدتاً سنی مذهب، شاهد شكل‌گیری حكومتی شدند كه اولا شیعی مذهب بود و ثانیاً درگیر نبرد با سلاطین سنی عثمان بود. این نزدیكی در طول دوران صفویه به ویژه پس از گرایش فكری اخباری گری در میان عالمان شیعی، كاملاً مشهود است و به طور كلی می توان اهمیت این دوران را در تقویت جنبه متشرعانه تر تشیع در مقایسه با سیمای متصوفانه ای دانست كه در طول مبارزه با سلاطین سنی مذهب گذشته با تشیع در آمیخته بود در دیگر دوران نیز رابطه حوزه ها و دولت،‌بر اساس مصالحی از قبیل حفظ اسلام و مسلمین ادامه داشت. این روند تا پیش از انقلاب اسلامی كم و بیش، پیگیری می شد.درهرصورت هرچند همواره روحانیت اصیل حضوری معتنا به در عرصه سیاست داشته است،اما نباید انکار کردکه دشمنان نیز بیکار ننشسته وبا تلاش جهت ترویج سکولاریسم در حوزه های علمیه آنهم با استعانت جستن از سوی عده‌ای آفت زده متحجر،به عملی ساختن خواسته های خود مبادرت می‌ورزند.

مولفه های حوزه سکولار

با توجه به تعریف صورت گرفته از سکولاریسم، اکنون می توان مولفه های حوزه سکولار را این گونه بیان کرد:

۱- کناره گیری و انزوا

یکی از اصلی ترین مولفه های حوزه سکولاری، کناره گیری از امور و خزیدن در کنج حجره هاست. به تعبیر مقام معظم رهبری: «این که یک آقائی در یک گوشه‌ای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است.»

۲- تحجر و جمود

یکی از مهم ترین نشانه های حوزه سکولاری، وجود تحجر و واپسگرایی و تصلب در رای و نظر است. تحجّر به این معنا است که، کسی که می‌خواهد کار بزرگی را با این عظمت انجام دهد، نتواند نیازهای زمان و لوازم هر لحظه لحظه زندگی یک ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در یک وضعیت ایستا و بدون انعطاف، حکم نماید و کار کند و پیش برود. به دیگر سخن، معنای تحجّر آن است که، کسی که می‌خواهد از مبانی اسلام و فقه اسلام، برای بنای جامعه استفاده کند، به ظواهر احکام اکتفا نماید و نتواند کشش طبیعی احکام و معارف اسلامی را، در آن جایی که قابل کشش است، درک کند و برای نیاز یک ملت و یک نظام و یک کشور – که نیاز لحظه به لحظه است – نتواند علاج و دستور روز را نسخه کند و ارائه دهد. قطعا اگر در رأس نظامهای سیاسی‌ای که براساس اسلام، یا تشکیل شده است، یا در آینده تشکیل خواهد شد، چنین روحیه‌ای وجود داشته باشد، یقیناً اسلام بدنام خواهد شد و منبع لایزال معارف و احکام اسلامی نخواهند توانست جامعه را پیش ببرند.

۳- بی خبری
از دیگر نشانه های حوزه سکولاری، بی خبری و ناآگاهی از اوضاع پیرامون است. به تعبیر مقام معظم رهبری: «حوزه‌ علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی نمی‌توانند از وضع نظام بی‌خبر باشند و بی‌خبر بمانند و این بی‌خبری را تحمل کنند.»
۴- بی تفاوتی
بی تفاوتی و بی عملی نسبت به مسائل، یکی دیگر ازمولفه های حوزه سکولاری می باشد. رهبر انقلاب در این مورد می گویند: « اگر حوزه کارش به آن‌جا برسد که طلبه نسبت به مسایل انقلاب، احساس بی‌تفاوتی کند، خطر بزرگی است و نباید بگذارید چنین شود.»
۵- نگاه غیر جدی
نگاه غیر جدی به حکومتی که برخواسته از حوزه های علوم دینی است ومرهون خون پاک هزاران شهید است، نشانه ای بارز از حوزه سکولاری به شمار می آید: «کسی که در حوزه باشد و به نظام اسلامی و احکام قرآن – که در این نظام عملی می‌شود – و به حکومت اسلامی – که به برکت مجاهدت مردم سرِ پا شده است – با چشمِ غیرجدّی نگاه کند، یک عنصر بیگانه است؛ هر کس می‌خواهد باشد. »
۶- بی بصیرتی
بی بصیرتی وعدم تحلیل دقیق مسائل را نیز می توان دیگر نشانه سکولاری شدن حوزه ها دانست. به تعبیر مقام معظم رهبری: «روحانیِ مفید، یعنی روحانی بصیر چرا که اگر بصیرت نباشد، شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن، اشتباه می کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد.»
۷- جهل و بی‌خبری
یکی دیگر از مولفه های حوزه سکولاری، جهل و بی خبری است: «اگر کسی اعلم و افقه هم باشد، اما نتواند بفهمد و ببیند که نظام اسلامی، امروز در ایران اسلامی، چطور بر مبنای حق قیام کرده و چطور نظام جاهلىِ مبنی بر گناه و فسق و فجور و ظلم را از بین بُرده ….. خاک بر سرِ آن عالم اعلم و افقه! ….. حالا گیرم از لحاظ فقاهت و علم هم خیلی بالا باشد، که آن هم علم نیست، جهل است. نور نیست، ظلمت است.»

آفات سکولاری شدن حوزه ها

سکولاری شدن حوزه ها آفات و آسیب هایی را به همراه خواهد داشت که غفلت از آن موجب ضربه به دین و نظام خواهد شد. می‌توان از نگاه رهبر معظم انقلاب به ۵ آفت مهم در این مورد اشاره کرد:
۱- آسیب دیدن دین
یکی از مهم‌ترین آفات سکولاری شدن حوزه ها، آسیب دیدن دین است: «اگر روحانیت می خواست در حاشیه و در پیاده‌رو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب می‌دید. روحانیت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر روحانیت از مسائل اساسی – که نمونه‌ برجسته‌ آن، انقلاب عظیم اسلامی است – کناره می گرفت و در مقابل آن بی تفاوت می ماند، بدون تردید دین آسیب می دید؛ و روحانیت هدفش حفظ دین است.»
۲- تضعیف حکومت اسلامی
از دیگر آفات سکولاری شدن حوزه ها، تضعیف حکومت اسلامی است: «امروز اگر روحانیت در قبال حكومت، بی‌اعتنا و بی‌مبالات باشد، هم خودش ضایع خواهد شد و هم حكومت اسلامی تضعیف می‌شود.»
۳- حذف شدن
سکولاری شدن حوزه موجب انزوا، فراموشی و حذف روحانیت خواهد شد:«حاشیه‌نشین شدن حوزه‌ علمیه‌ى قم و هر حوزه‌ى علمیه‌ دیگرى به حذف شدن مى‌انجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشى نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوى شدن مى‌انجامد.»
۴- جرئت یافتن دشمنان
با کناره گیری روحانیت از امور، دشمنان از این خلاء به وجود آمده نهایت بهره را برده و از موقعیت به دست آمده نهایت سوء استفاده ر ا خواهد برد: «با بی‌طرف ماندن روحانیت در مسائل چالشىِ اساسی، موجب نمی شود که دشمن روحانیت و دشمن دین هم بی‌طرف و ساکت بماند؛ «و من نام لم‌ینم عنه».اگر روحانیت شیعه در مقابل حوادث خصمانه‌ای که برای او پیش می‌آید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده اوست، انجام ندهد، این موجب نمی شود که دشمن، دشمنی خود را متوقف کند؛ بعکس، هر وقت آنها در ما احساس ضعف کردند، جلو آمدند؛ هر وقت احساس انفعال کردند، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند.»
۵- جدایی از مردم
روحانیت در طول تاریخ به عنوان مرجع و ملجا مردم به شمار می آید. هرگونه بی توجهی به سیاست و دوری از امور موجب می شود تا از مردم جدا شده وخسارات زیادی را به همراه خواهد داشت:«باید با مسائل سیاسى آشنا شوید، حوادث سیاسى کشور را بدانید و حوادث سیاسى دنیا را بدانید. طلبه‌ها امروز به اینها نیاز دارند. یک گوشه‌اى نشستن، سرخود را پایین انداختن، به هیچ کار کشور و جامعه کارى نداشتن و از هیچ حادثه‌اى، پیش‌آمدى، اتفاق خوب یا بدى خبر نداشتن، انسان را از جریان دور مى‌کند. ما مرجع مردم هم هستیم؛ یعنى مورد مراجعه مردمیم و اگر خداى نکرده یک علامت غلط نشان بدهیم، یا یک چیزى که مطلوب دشمن است بر زبان ما جارى بشود، ببینید چقدر خسارت وارد مى‌کند. بنابراین، یک وظیفه‌ى مهمى که امروز ماها داریم، ارتباط با سیاست است.»

نگارنده: علی اکبر عالمیان 

ادامه دارد…