دموکرات‌ترین و شورایی‌ترین حرکت تروریستی تاریخ بشریت در مکه




 



دموکرات‌ترین و شورایی‌ترین حرکت تروریستی تاریخ بشریت در مکه

مقدمه

بعض مواقع اندیشمندان ما چنان محو پارادایم‌ها، گفتمان‌ها، الفاظ و اصطلاحات جدید می‌شوند که یادشان می‌رود اندیشه‌ورزی متد و روش علمی دارد نه متدی خطابی که بر تمثیلات و استحسانات استوار است و بعضا هم پر است از مغالطاتی که هیچ واقعیت و فکت عینی در بیرون ذهن ما ندارند، دکتر فیرحی یکی از آن اندیشمندان است که به رغم تلاش برای علمی نشان دادن مطالعات و تحقیقات‌شان، در بسیاری موارد حداقل‌ترین مولفه‌های متدولوژی علمی را رعایت نمی‌کنند، بعضا انسان جز اینکه این خبط‌ها را به پای نگاه ایدئولوژیک آنها در دفاع از اندیشه‌های غربی و پاردایم‌های فکری، بگذارد و آنرا دفاعی غیر علمی و ایدئولوژیک بنامد، چیز دیگری به ذهنش نمی‌رسد!

سخنرانی ایشان در باب «عاشورا بحران خلافت» را می‌توان در این راستا قرار داد، جایی که ایشان تقریبا چکیده افکار و چارچوب‌های نظری خود را محور قرار داده است و تمام سعی و تلاشش را کرده که مدل مکی پیش از اسلام و بعد از آن را یک مدل دیکتاتوری و غیر دموکرات قرار دهد و مدل مدنی پیش از هجرت پیامبر به آنجا را مدلی شورایی بنامد و بعد هم با این پیش فرض غیر واقع که حتی عنایت ندارد که مدینه قبل از پیامبر مدینه نام نداشت و یثرب بود، نتیجه‌گیری کردند که خلافت غلبه مدل مکی بر مدل مدنی بود و این دیکتاتوری موجد پدید آمدن دولت رانتیر و بعد هم عامل پدید آوردن عاشورا شد.

مقاله پیش رو قصد دارد در چند بخش به نقد و بررسی این سخنرانی بپردازد. از این رو متن بخش اول را با عنوان: «دموکرات ترین و شورایی ترین حرکت تروریستی تاریخ بشریت مکه» که پیش فرض دکتر فیرحی مبنی بر مدل دیکتاتوری در مکه را کاملا متزلزل می‌کند به خوانندگان فرهیخته تقدیم می‌گردد.

گفتنی است در بخش دوم نیز سایر پیش فرض‌ها و تحلیل‌های وی رادر این زمینه مورد نقد و بررسی قرار خواهیم داد.

تبیین مدل حکومتی در مکه

مدل‌های حکومتی تا پیش از ظهور اسلام اینگونه احصاء می‌شدند که بر اساس وسعت سرزمینی به دو سیستم دولت شهر و امپراطوی تقسیم می‌گشتند:

دولت شهر یا citi state؛ در این نوع مدل ما شاهد حکومتی در گستره تنها یک شهر بودیم

امپراطوری که شاهد یک حکومت مرکزی با جغرافیای گسترده که شهرهای زیادی را شامل می‌شد.

این دولت شهرها و یا امپراطوری‌ها بر اساس تعداد حاکمان خود به حکومت‌های:

تک نفره

چند نفره

و همه تقسیم می‌شد.

بر اساس نوع کیفیت حکومتشان به خوب و بد تقسیم می‌شدند و حکومت‌های خوب دنبال منافع شخصی، گروهی و حزبی نبودند و حکومت‌های این خصیصه را داشتند.

بنابراین:

حکومت تک نفره اگر خوب بود آن‌ را «منارشی» می‌نامیدند و اگر بد بود آن را «تیرانی» می‌خواندند.

حکومت چند نفره اگر خوب بود آن را «آریستوکراسی» و اگر بد بود نیز «الیگارشی» می‌نامیدند.

حکومت همه اگر خوب بود آن را «دموکراسی خوب» و اگر بد بود «دموکراسی بد» می‌خواندند؛

البته نکته‌ای که متأسفانه بسیاری از پژوهشگران حتی بزرگان حوزه اندیشه‌ورزی به آن عنایت ندارند این است که این دموکراسی‌ها که حکومت همه بود حال چه خوب و چه بد، تنها چند درصد جامعه را شامل می‌شد و حق اظهار نظر داشتند. آنها عبارت بودند از مردانِ بالغِ آزاد، با این حساب چند گروه از شمول این حق خارج می‌شدند که عبارت بودند از:

زنان، چه آزاد و چه برده چه بالغ و چه نابالغ

افراد نابالغ، چه زن و چه مرد و چه آزاد و چه برده

برده‌ها، چه زن چه مرد و چه بالغ و نابالغ

لذا درصد کمی شاید نهایت ده درصد از دولت شهرها را شامل می‌شد.

حال سؤال اینجاست که مکه جزو کدام دسته از این حکومت‌ها بود، بدون شک مکه یک دولت شهر بود، که سایر دولت شهرهایی چون مدینه نیز در مجاورت آن بودند، وقتی این دولت شهر را بررسی کنیم به این نکته خواهیم رسید که مدل حکومتی در این شهر شباهت زیادی به دموکراسی‌های یونان داشت. یعنی مبتنی بر شور مستقیم مردانِ بالغِ آزاد حول مسائل مختلف بود، البته شاید آن را بتوان «الیگارشی» هم نامید؛ اما با دیکتاتوری و مدل غیر دموکرات دکتر فیرحی که مدعای ایشان است هیچ تناسبی ندارد. در تشریح این مسأله قدری باید به فکت‌ها یا واقعیت‌های تاریخی مراجعه کرد.

بر اساس منابع تاریخی، قبیله قریش از ۲۵ طایفه، تشکیل می‌شد؛ از طوایف ۲۵ گانه قریش، برخی در سرزمین بطحاء (مناطق هموار مکه) ساکن بودند که به «قریش بطاح یا قریش بطحاء» شهرت داشتند و طایفه‌هایی نیز در کوه‌ها و بیرون شهر مکه ساکن بودند که به «قریش ظواهر» مشهور بودند. مسعودی مورخ مشهور اسلامی، طایفه‌های قبیله بزرگ قریش مقارن ظهور اسلام را ۲۵ طایفه به شرح زیر دانسته است:

۱. بنی‌هاشم بن عبد مناف؛

۲. بنی‌مطلب بن عبد مناف؛

۳. بنی‌حارث بن عبدالمطلب؛

۴. بنی‌امیه بن عبد شمس؛

۵. بنی‌نوفل بن عبدمناف؛

۶. بنی‌حارث بن فهر؛

۷. بنی‌اسد بن عبدالعزی؛

۸. بنی‌عبدالدار بن قصی؛

۹. بنی‌زهره بن کلاب؛

۱۰. بنی‌تیم بن مرّه؛

۱۱. بنی‌مخزوم بن یقظه؛

۱۲. بنی‌یقظه بن مره؛

۱۳. بنی‌مره بن کعب؛

۱۴. بنی‌عدی بن کعب؛

۱۵. بنی‌سهم بن عمرو؛

۱۶. بنی‌جمح بن عمرو؛

۱۷. بنی‌مالک بن حنبل؛

۱۸. بنی‌معیط بن عامر؛

۱۹. بنی‌نزار بن عامر؛

۲۰. بنی‌سامه بن لؤی؛

۲۱. بنی‌ا‌درم تیم بن غالب بن فهر؛

۲۲. بنی‌محارب بن فهر؛

۲۳. بنی‌حارث بن عبدالله بن کنانه؛

۲۴. بنی‌نباته؛

۲۵. بنی‌عائذه. [۱]

سپس مسعودی می‌افزاید: از بنی‌هاشم تا بنی‌جمح بطون قریش بطاح و از بنی‌مالک تا به آخر جزء بطون قریش ظواهرند.[۲]   یعنی در بین این طوایف برخی از شرافت و احترام بیشتری برخوردار بودند و جزو شهروندان درجه یک محسوب می شدند و برخی هم جزو طبقات پایینتر

قریش مخصوصاً بعد از جریان عام‌الفیل و حمله ابرهه به مکه که با امداد غیبی ناکام ماند، مورد احترام بسیار گسترده اعراب اطراف و اکناف بود.

ضمن اینکه اقتصاد مکه بر پایه تجارت و سوداگری متمرکز بود، موقعیت ممتاز و استراتژیک مکه و قرار گرفتن کعبه در آن که از احترام و قداست ویژه‌ای برخوردار بود، منجر به این شد که تجار و بازرگانان مکه به مناطق پیرامونی آن، مثل شامات و مصر، یمن و حبشه و عراق دائماً در حال آمد و رفت باشند و با انتقال کالا و فروختن آن به زائران و مسافران امرار معاش کنند. پس سیستم اقتصادی مکه نیز مبتنی بر تولید نبود بلکه مبتنی بر تجارت و بازرگانی و سوداگری بود. قرآن در سوره قریش این مسأله را با این آیات بیان می‌کند: لِإيلافِ قُرَيْشٍ إيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ[۳]؛ ترجمه: (اصحاب فیل را نابود کرد ) برای الفت دادن و مأنوس کردن قریش ( به یکدیگر و به مردم و سرزمین مکه ، تا ظهور پیامبر خاتم را دریابند و به او بگروند الفت دادنشان در کوچ زمستانی ( به سوی یمن ) و کوچ تابستانی ( به سوی شام)

«قصی بن کلاب» جد چهارم پیامبر به عنوان بزرگ قبیله قریش تقریباً تمامی طوایف اصلی قریش را در امر مدیریت دولت شهر مکه به مشارکت گرفته بود، تاریخ نقل می‌کند که وی قبیله خود را از اطراف مکه جمع آوری کرده و بر پایه شرافت هر یک، آنان را در جاهای دور و نزدیک حرم جای داد، از این رو او را «مجمَع» نامیدند.[۴] قصی بن کلاب هر طایفه‌ای را در بخشی از مکه سکونت داد. او قسمت «وجه کعبه» یعنی معلاه یا بالای مکه را که شامل شعب‌ابی‌طالب به سمت بالا می‌شد را برای خود و فرزندانش برگزید. به همین دلیل فرزندان وی همه در این بخش سکونت داشتند. بخش اجیاد (شامل اجیاد کبیر و صغیر در پشت کوه ابوقبیس) را به بنی مخزوم داد. منطقه مسفله مکه در اختیار بنی جمح قرار گرفت و بنی سهم در ثنیه سفلی که امروزه به نام «شبیکه» معروف است، سکونت داده شدند. طایفه بنی عدی را (که عمر از آن تیره است) در پایین ثنیه مزبور، جایی که امروزه به جبل عمر معروف است، سکونت داد. [۵]

و مکه را به ‌صورت ربع‌هایی (کوچه – محله) درآورد و در مکه چاه حفر نمود.

قصی کعبه را از نو ساخت و دارالندوه را در آنجا تشکیل داد[۶]

‌و مناصب کعبه؛ یعنی امور رفاده (مهمانداری از زائران کعبه)، حجابه (دربانی و کلیدداری)، سدانه (خادمی‌و پرده‌داری)، لواء (پرچمداری) و سقایه را بدست گرفت.

بعد از قصی کارهای کعبه و امور قریش به دوش فرزندانش عبدالدار و عبد مناف افتاد. بعضی نیز گفته‌اند که او همه مقامات را به عبدالدار تفویض کرد.

پس از آن‌ها‌ هاشم و عبد شمس دو فرزند عبد مناف مقامات را تقسیم کرده و امور کعبه به‌ هاشم و ریاست به عبد شمس رسید. در واقع کار مکه یکسره به دست فرزندان عبد مناف افتاد.[۷]

هنگام ظهور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از میان بنی‌هاشم، عباس مسؤولیت سقایت؛ یعنی آب رسانی حجاج را به عهده و از بنی امیه ابو سفیان ریاست سپاه قریش را (که در جنگ احد و خندق نیز شرکت جست) عهده دار شد.. از بنی نوفل، حارث بن عامر مسؤول رفادت و غذا برای حجاج بود. از بنی اسد، یزید بن زمعه مسؤولیت مشاوره داشته و قریش برای اخذ کار‌های مهم با او مشورت می‌کرد. و از بطون دیگری نیز افراد دیگر مسؤولیت‌هایی بر عهده داشتند.[۸]

دموکرات ترین و شورایی ترین حرکت تروریستی تاریخ بشریت

بر اساس فکت‌های تاریخی که بیان شد، مشخص شد که مدل حکومتی در دولت شهر مکه مدلی دموکرات و شورایی با محوریت قریش که شامل همه طوایف مطرح در آن بود، می شود البته قریش روابط بسیار خوب و گسترده‌ای هم با قبایل اطراف داشت. آنها در محلی به نام دارالندوه جمع می‌شدند و با یکدیگر حول مسائل مختلفی شور و مشورت می‌کردند، بعد از بعثت حضرت رسول(ص) و مقابله با این دموکراسی شرک آلود و بت پرستی و الیگارشی طبقاتی موجود در مکه و مخالفت و بی توجهی به وعده و وعیدهای قریش، آنها در دارالندوه[۹] جمع شدند و به شور نشستند که با حضرت رسول ص چه کنند، تصمیم این شد که چهل مرد جنگی و شجاع از طوایف و قبایل مختلف به صورت مخفیانه و شبانه به محل بیتوته پیامبر اسلام حمله کنند و ایشان را ترور کنند. این تصمیم آنها تصمیمی شورایی بود، هدف آنها این بود که با این حرکت تروریستی مشترک بنی هاشم نتواند خونخواهی پیامبر را از یک طایفه و یا قبیله خاص انجام دهد. پس دموکرات‌ترین و شورایی‌ترین حرکت تروریستی تاریخ بشریت در مکه برای ترور پیامبر شکل گرفت، منتها این ترور با درایت حضرت رسول ص و شجاعت امیرالمومنین ع نافرجام بود.[۱۰]

جمع بندی

از آنچه گذشت مشخص شد که یکی از مدعیات اصلی و فرضیات اساسی تحلیل دکتر فیرحی مبنی بر غیر دموکرات بودن مدل مکی کاملا خلاف فکت‌های تاریخی است چرا که مکه دولت شهری با محوریت قریش بود و قریش نیز در مکانی به نام دارالندوه جمع می‌شدند و همه طوایف اصیل که جزو اشراف مکه بودند پیرامون مسائل مهم حکومت داری شور و مشورت می‌کردند و واضح‌ترین دلیل بر خلاف ادعای دکتر فیرحی، تصمیم دموکراتیک و شواریی قریش برای ترور پیامبر است، لذا یکی از مدعیات اصلی ایشان کاملا خلاف واقعیات تاریخی است.

در بخش بعدی نیز راجع به ساختار سیاسی و دولت شهر یثرب توضیح خواهیم داد تا دومین پیش فرض و مدعی اصلی ایشان را نیز مورد نقد جدی قرار دهیم.

 

 

نگارنده: محمد علی رنجبر/سطح ۴ حوزوی/دکترای علوم سیاسی


[۱] . مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۶۹

[۲] . مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۲۶۹

[۳] . سوره قریش آیات اول و دوم

[۴] . دینوری، ابن قتیبه، المعارف، ص۷۰.

[۵] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۴۰

[۶] . ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۲۵

[۷] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۴۰.

[۸] . ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۳، ص۲۶۸.

[۹] . از جمله تصمیمات مشهوری که در این مکان گرفته شد، پیمانحلف الفضول” برای یاری رساندن به مظلومان در زمان جاهلیت بود

[۱۰] .  ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت- لبنان، دار صادر، ج ۱، ص ۲۲۷