بی‌مهری به روایات،زمینه وهن تشیع!


در سال‌هاي اخير، برخي افراد بي‌مهري‌هاي زيادي نسبت به روايات شيعه کرده‌اند که زمينه هجوم به روايات شيعه و به دنبال آن، هجوم به عقايد و ارزش‌هاي شيعه را فراهم کرده است.[۱] بنيان‌گذاران اين تفکر در اين زمان، سه نفر از شاگردان مرحوم آيت‌الله خوئي هستند اما کسان ديگري نيز به آنان اقتدا کرده و […]




 


در سال‌هاي اخير، برخي افراد بي‌مهري‌هاي زيادي نسبت به روايات شيعه کرده‌اند که زمينه هجوم به روايات شيعه و به دنبال آن، هجوم به عقايد و ارزش‌هاي شيعه را فراهم کرده است.[۱] بنيان‌گذاران اين تفکر در اين زمان، سه نفر از شاگردان مرحوم آيت‌الله خوئي هستند اما کسان ديگري نيز به آنان اقتدا کرده و راه آنان را ادامه داده‌اند. البته اين تفکر در تاريخ شيعه سابقه‌اي چند صد ساله دارد. بنيان‌گذار اين شيوه در ميان شيعيان، مرحوم علامه حلي است. تا قبل از علامه حلي، علماي بزرگ شيعه همانند: مرحوم کليني، شيخ صدوق و شيخ طوسي(رضوان‌الله‌عليهم‌اجمعين)، در ارزيابي احاديث، مصدرمحور بودند نه راوي‌محور. بدين معني که در آن زمان، اگر حديثي در کتابي آمده بود که آن کتاب، نزد بزرگان شيعه معتبر بود و نسخه آن کتاب نيز از اعتبار لازم برخوردار بود، چنين حديثي را معتبر مي‌دانستند، گرچه راوي آن توثيق نشده بود. براي مثال، مرحوم نجاشي در مورد کتاب‌هاي حسن و حسين بن سعيد اهوازي مي‌فرمايد:

کتاب‌هاي دو پسر سعيد (حسن و حسين فرزندان سعيد اهوازي) کتاب‌هاي خوب و مورد عمل شيعيان بود و آنها سي کتب بودند[۲]

همچنين مرحوم شيخ طوسي در مورد عبيدالله‌بن علي الحلبي مي‌فرمايد:

او را کتابي مصنف است که مورد عمل شيعيان بود و گفته شده که آن کتاب بر امام صادق(عليه‌السلام) عرضه شد و آن بزرگوار آن را پسنديد و فرمود مانند اين کتاب در ميان مخالفان نيست[۳]

بر مبناي اين شيوه، بيشترين احاديث کتب اربعه شيعه معتبرند و تنها تعداد اندکي احاديث غيرمعتبر در آنها موجود است. مرحوم علامه حلي در ارزيابي احاديث از اين شيوه عدول کرد و به جاي مصدرمحور بودن، به راوي‌محوري روي آورد و اعتبار حديث را بر اساس توثيق راوي مي‌سنجيد. بعد از ايشان اين شيوه در ميان علماي شيعه مرسوم شد. البته مرحوم فيض کاشاني و محدثان بعد از وي، کاملاً از اين شيوه عدول کردند اما شيوه مرحوم علامه حلي در بين بسياري از فقيهان باقي ماند. از جمله کساني که تا حد زيادي به همان شيوه پايبند است، مرحوم آيت‌الله خويي است. بعد از مرحوم آيت‌الله خويي، برخي از کساني که مدتي کوتاه شاگردي وي را کرده‌اند، به بهانه پالايش ميراث روايي شيعه از خرافات، در مسيري بسيار پر مخاطره قدم نهاده‌اند که پيامدهاي جبران‌ناپذيري دارد. شايد بتوان گفت چند نفر در اين زمينه نقش برجسته‌اي دارند که اشاره خواهد شد.

محمدباقر بهبودي

وي در سال ۱۳۰۷ در مشهد متولد شد و در ۱۳۹۳ در تهران از دنيا رفت. به مدت ۸ سال، سابقه تحصيلات حوزوي در مشهد، قم و نجف داشته و ادعاي شاگردي مرحوم آيت‌الله خوئي را نيز داشته است. او کتابي با نام «صحيح الکافي» نوشته و معتقد است که از حدود ۱۶ هزار روايت کتاب «الکافي» شيخ کليني، تنها ۴۴۰۰ روايت صحيح است. همچنان که «صحيح الفقيه» و «صحيح التهذيب» را نيز نوشته است. اين کار بهبودي، حربه‌اي را به دست مخالفان شيعه داد تا با تمسک به اين گفته او، شيعيان را مورد افتراء قرار دهند. براي مثال، يکي از سنيان متعصب هندي، کار بهبودي را چنين توصيف مي‌کند:

آن چيزي که به صراحت و شجاعت کشف کرد که احاديث دروغ و جعلي و ضعيف نزد شيعيان امامي جعفري و احاديثي که اجازه روزه را در عيد فطر و اجازه افطار را در ماه رمضان مي‌دهد، چندين برابر آن چيزي است که در احاديث اهل سنت وجود دارد.[۴]

بهبودي در مورد حجاب شرعي نيز نظري دارد که بر خلاف نظر مشهور فقهاي شيعه است. وي پوشيدن ساق پا و ساق دست را واجب نمي‌داند. اين نظر وي، توسط فردي به نام اميرحسين ترکاشوند که سابقه تحصيلات حوزوي هم ندارد، در کتابي به نام «حجاب شرعي در عصر پيامبر» بسط يافته است. با اينکه وي از چنين افکاري برخوردار است اما در فضاي مجازي افکارش توسط برخي از شاگردانش ترويج مي‌شود.[۵]

آصف محسني

محمدآصف محسني در سال ۱۳۱۴ در قندهار افغانستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در قندهار شروع کرد و سپس در سال ۱۹۴۹ ميلادي همراه با پدرش به پاکستان رفت و در شهر کويته پاکستان، مرکز ايالت بلوچستان پاکستان، زبان اردو را آموخت و تحصيلات خود را ادامه داد. در سال ۱۳۳۰ خورشيدي، کارمند اتاق تجارت قندهار شد اما براي فراگيري علوم ديني، اين شغل را رها کرد و به تحصيل پرداخت. سپس به ولسوالي (شهرستان) جاغوري رفت و به مدت يک سال، ادبيات و منطق را در آنجا فرا گرفت.

در سال ۱۳۳۲ وارد حوزه نجف شد و پس از ۱۲ سال تحصيل، به زادگاهش در افغانستان برگشت. به دنبال کودتاي کمونيستي در افغانستان، به سوريه رفت و چند ماهي در دمشق زندگي کرد. چند سالي نيز در ايران زندگي کرد و «حزب حرکت اسلامي افغانستان» را به راه انداخت. در ايران با سيدمهدي هاشمي معدوم ارتباط نزديکي داشت. مدتي نيز در پاکستان مستقر شد و در سال ۱۳۷۶ مجدداً‌ به قم آمد و بعد از سقوط دولت طالبان، به افغانستان برگشت. او تأليفات متعددي دارد و از طرفداران تقريب مذاهب اسلامي است.

محسني کتابي به نام «معجم الاحاديث المعتبره» در ۸ جلد نوشته است و به زعم خودش، با پالايش احاديث شيعه، به ۱۱ هزار و ۵۲۳ حديث معتبر دست يافته است. کتاب وي، در سال ۱۳۹۲ توسط دانشگاه اديان منتشر شده است و جوايز کتاب فصل، کتاب سال حوزه و کتاب سال جمهوري اسلامي ايران را به دست آورده است.

سيدکمال حيدري

وي متولد ۱۳۳۵ ه.ش است. ابتدا در کربلا و سپس در نجف به تحصيل علوم ديني پرداخت و از محضر اساتيدي مانند حضرات آيات: سيد ابوالقاسم خويي، شهيد سيد محمدباقر صدر، ميرزاعلي غروي و سيدنصرالله مستنبط استفاده نمود. پس از آن، در شهر قم اقامت گزيد و از حضرات آيات ميرزاجواد تبريزي، وحيد خراساني، جوادي آملي و حسن‌زاده آملي بهره برد.

همچنين وي علاوه بر تأليفات متعددي که داشته است، چندين سال نيز در شبکه تلويزيوني «الکوثر»، در برنامه‌هايي مانند «مطارحات في العقيدة» و «الاطروحة المهدويه» شرکت مي‌کرد و به تبيين معارف شيعي و نقد جريان سلفيت و وهابيت مي‌پرداخت. اما برخي از مباحث فکری و نظری حساسيت‌زاي وی درباره امور مهمی چون «وحدت شیعه و سني» و «شيوع اسرائيليات در احاديث شيعه»[۶]، مورد سوءاستفاده وهابیون قرار گرفته و زمينه‌ساز هجوم افراطيون اهل سنت، به معارف روايي شيعي شده است.

نمونه اين هجوم را مي‌توان در سايت‌هايي مثل «فيصل نور» ـ يکي از سايت‌هاي اهل سنت تکفيري ـ ديد؛ در قسمتي از سايت به نام «صوتيات و مرئيات»، عنوان «البيت الشيعي ينهدم من الداخل (و شهد شاهد من اهلها)؛ خانه شيعيان از داخل منهدم مي‌شود و از خود شيعيان نيز برخي بر اين امر شهادت داده‌اند» ثبت شده است. در اين قسمت، چندين فيلم از سخنراني‌ها و درس‌هاي سيدکمال حيدري موجود است که در آن‌ها نکاتي را ذکر کرده که مورد سوءاستفاده دشمنان شيعه واقع شده است. جالب است که بخشي از اشکالات حيدري به ميراث روايي شيعه، به نقل از بهبودي و آصف محسني است.

حيدر حب‌الله

فرد ديگري که در اين وادي قدم گذشته است، شيخ حيدر محمدکامل حب‌الله است. وي در سال ۱۹۷۳ ميلادي در صور لبنان متولد شد. در سال ۱۹۸۸ به مدرسه علميه صور در لبنان و در سال ۱۹۹۵ به حوزه علميه قم وارد شد و تحصيلات خود را در اين حوزه ادامه داد. او اهل قلم است و نشريات «نصوص معاصره» و «الاجتهاد و التجديد» را منتشر مي‌کند و از اين طريق، مروج افکار سکولارهايي مانند سروش، مجتهد شبستري، مصطفي ملکيان و مانند آنهاست. از او کتابي با نام «الاحاديث المعتبرة من بحارالانوار» منتشر شده است که از مجموع ۱۱۰ جلد بحارالانوار، احاديث معتبر را تنها در سه جلد گرد آورده است.

البته افراد ديگري نيز وجود دارند که نمي‌توان آنها را به راحتي در اين گروه وارد کرد اما انديشه‌ها و رويکردهاي ايشان در برخورد با منابع اسلامي، موجب ايجاد زمينه هجوم به ميراث غني روايي و قرآني شيعه مي‌شود که اميدواريم با روشنگري‌هاي دلسوزان، از اشتباهات خود بازگردند و با تفکر اصيل اسلامي و سنجش موقعيت شيعه در جهان اسلام، انديشه‌هاي خود را اصلاح نمايند.

 

برگرفته از کتاب جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران به قلم مصطفی اسکندری

 

پی نوشت:

[۱] . توجه داشته باشيد که در اين بخش به دنبال اثبات انحراف خود اين افراد نيستيم، بلکه همان‌گونه که از عنوان نيز مشخص است، در مقام معرفي تفکراتي هستيم که زمينه‌ساز هجوم به شيعه شده‌اند و اميدواريم با اين روشنگري‌ها، صاحبان اين تفکرات در انديشه‌ها، تحقيقات و بيانات خود دقت بيشتري به خرج دهند.

[۲]. رجال النجاشي، ص ۵۸٫

[۳]. محمدبن الحسن الطوسي، فهرست الطوسي، ص ۱۷۴٫

[۴]. نظام‌الدين الاعظمي‌الهندي، در مقدمه کتاب «نقد نظريه ولاية‌الفقيه»، نوشته محمد مال‌الله، چاپ اول، دار الصحوة‌الاسلامية، ۱۴۰۹ ق، ص ۶ و ۷٫

[۵]. از جمله کساني که افکار وي را ترويج مي‌کند، خانمي به نام مژگان سرشار است. البته وي مدعي است که تحت تأثير آقاي دکتر سيدمحسن ميرباقري به بهبودي روي آورده است. (ر.ک: «ارائه گزارش تاريخي مستند از حديث شيعه در «معرفة الحديث»؛ سخت‌گيري بهبودي در تصحيح»، (http://iqna.ir/fa/print/2924636

[۶]. سيدکمال حيدري، الموروث الروايي بين النشأة و التأثير، به قلم دکتر طلال‌الحسن، کاظمين، مؤسسة الامام‌الجواد، للفکر و الثقافة، ۱۴۳۶ ه.ق، ص ۲۶۰ نسخه pdf