جریان‌شناسی تفکر التقاطی در ایران معاصر(بخش چهارم)

زمینه سازان و حاملان التقاط اسلام و اومانیسم


میرزا عسگرخان افشار ارومی و میرزاصالح شیرازی دو تن از شخصیت‌هایی هستند که پس از آشنایی با فرنگ و تحت تأثیر افکار و آداب غربی به تشکیلات فراماسونری پیوستند و زمینه‌ساز فرهنگ اومانیستی غرب شدند.



 

اشاره: اومانیسم به عنوان یکی از شاخصه‌های برجسته و جنبه‌های پرنفوذ دوره رنسانس، اندیشه‌ای بود که جهان و همه چیز را به خاطر انسان تفسیر و معنا کرد و انسان را در مرکز تأملات خود قرار داد و از این طریق توانست بر تمام وجوه اندیشه غرب، از اندیشه‌های دینی گرفته تا تفکرات فلسفی آن، تأثیر بگذارد. متاسفانه در دویست سال اخیر اومانیسم، گاه در لابه لای مطالب مذهبی و گاه به صورت صریح و آشکار از طرف غرب‌زدگان و مزدوران سیاست‌های غربی، وارد ایران شد. حاملان و عاملان التقاط اسلام و اومانیسم را بخشی از سیاست­مداران و دیپلمات‌های ایرانی ساکن فرنگ و همچنین برخی تحصیل­‌کردگان ایرانی در اروپا تشکیل می­‌دادند. از میان کسانی­که این نوع تفکر را داشتند، می‌­توان به میرزا عسگر­خان افشار ارومی، میرزا صالح شیرازی، میرزا ملکم خان، میرزا فتحعلی آخوندزاده اشاره کرد.


میرزا عسگرخان افشار ارومی

او از رجال سرشناس ارومیه و از سرکردگان سپاه فتحعلی شاه قاجار بود که در جنگ با روس­‌ها نیز مشارکت داشت. همچنین او نماینده فتحعلی شاه قاجار در کشور فرانسه (پاریس) در زمان حاکمیت ناپلئون بناپارت بود که پس از آشنایی با فرنگ و تحت تأثیر افکار و آداب غربی به تشکیلات فراماسونری پیوست. او در تاریخ ۲۴ نوامبر ۱۸۰۸م، با پیوستن به لژ بزرگ اسکاتلند، به تعبير خودش به نور طریقت ماسونری منور شد و از عالم تاریکی پا به عالم روشنایی گذارد.

سفیر ویژه فتحعلی­ شاه در فرانسه

عسگرخان از سال ۱۲۲۱ تا ۱۲۲۴ ق برابر با ۱۸۰۸ تا ۱۸۱۰ میلادی، در مقام سفیر ویژه فتحعلی­ شاه در فرانسه بود و شاه، تحت عناوین «عالیجاه عمدة الخوانين الكبار، عسگرخان افشار» او را به ناپلئون معرفی کرده بود. حضور عسگرخان در فرانسه، در حالی بود که دو قدرت بزرگ آن دوره یعنی روسیه و انگلستان، در راستای منافع خود، با عجله مقدمات عضویت عسگرخان را در تشکیلات فراماسونری در فرانسه فراهم کرد، و تشریفات ماسونی که دست کم شش ماه طول می­‌کشید، در مدت کوتاهی پایان یافت. عسگرخان نیز برای اظهار ارادت خالصانه خود به تشکیلات ماسونی در محفل ماسون‌ها، در حالی که شمشیر خود را از کمر باز می­‌کرد، چنین گفت:

«آقایان! من در نزد شما دوستی، وفاداری و احترام خود را تعهد می‌کنم. از قراری که شنیده‌ام و شک ندارم، فراماسون‌ها نیکوخصال و شفیق‌اند و به پادشاهان، بی‌نهایت علاقه‌مند می‌باشند. خواهش دارم این هدیه را که شایسته یک فراماسون حقیقی است، از من قبول فرمایید. این شمشیر را [که] در ۲۷ جنگ به کمر داشته‌ام، به شما تقدیم می‌کنم! و امیدوارم این مراسم تحلیف، این آیین برایم حاصل شده، متقاعد سازد.»

عسگرخان پس از ۲۱ روز از تحلیف وی، به درجه استاد اعظمی ارتقا یافت.

مسجدی با عنوان مسجد جنرال

کاسپارد دروویل که از سال ۱۸۱۲ میلادی به­ مدت سه سال در ایران بود، در کتابش با عنوان روابط ناپلئون با ایران، ضمن ستایش از عسگرخان به اثر پذیری او از فرهنگ اومانیستی غربی اشاره کرده، اعلام می­‌کند که من آزادانه به حرم­سرای او رفت­ و آمد داشتم و گویی میان یکی از خانواده­‌های اروپایی به سر می­‌بردم.

اگرچه از افکار عسگرخان مطلب چندانی در دست نیست، اما اثرپذیری او از مکتب انسان­‌گرایی­ غربی با پذیرش عضویت در فراماسونری و ترویج برخی آداب اروپاییان مانند آزادی معاشرت زن و مرد، روشن است. این در حالی است که عسگرخان همچنان خود را به اسلام علاقه‌­مند می‌دانست؛ تا آنجا که در ارومیه، مسجدی با عنوان مسجد جنرال که همان عسگرخان افشار ارومی است، وجود دارد؛ مسجدی که عبارت «الله جلّ جلاله»، «ادخلوها بسلام آمنین»، «عجلوا بالصلاة قبل الفوت و عجلوا بالتوبه قبل الموت» با خط ثلث طلایی و سفید رنگ بر روی کاشی­‌های به رنگ آبی لاجوردی آن نوشته شده است.

به هر روی، عسگرخان که طبق برخی منابع پس از آمدن ژنرال گاردان در سال ۱۲۲۴ق، با سمت سفارت به پاریس رفته بود و مأموریت او جلب حمایت بیشتر ناپلئون بود، بدون اینکه کار مفیدی برای سیاست خارجی ایران انجام دهد، توسط جاسوسان و لژهای فراماسونری انگلیس شکار شد و به عضویت لژ انجمن پاریس ( order of paris) در آمد و با مأموریت تشكيل لژ فراماسونری در اصفهان، به ایران بازگشت.

اصول طریقت ماسونی و تعالیم آنها

با نگاهی به اصول طریقت ماسونی و تعالیم آنها، به روشنی بنیان اومانیستی افکار آنها را می­‌توان دریافت. برخی از این اصول عبارت‌اند از:

  1. اصالت عقل و فهم بشری در برابر وحی الهی؛
  2. روش­‌شناسی تجربی
  3. اصل پیشرفت یا ترقی
  4. طبیعت­گرایی: یعنی پیدایی مفهوم جدیدی از طبیعت (تعبیر کمی و ریاضی و غیرمعنوی).

مقایسه‌ای بین اصول و مبانی فکری اومانیستی که پیش­تر بیان کردیم، تردیدی در بنیان اومانیستی فراماسونری و اعضای آن همچون عسگرخان، میرزا ملکم خان و دیگران باقی نمی­گذارد. آنچه بیان شده، همان اصول تفکر بانیان اندیشه اومانیسم است.

مواضع فراماسون‌ها در مواجهه با ادیان الهی

فراماسون‌­ها در مواجهه با ادیان الهی با توجه به جو حاکم و شرایط، دو نوع موضع متفاوت داشته­‌اند:

  1. حذف پنهانی، زیرکانه و تدریجی دین با رفتاری منافقانه و التقاطی بدون اعلام آشکار ضدیت با دین و بی‌ ­اعتقادی به خدا.
  2. حذف دین و اعلام بی ­اعتقادی به خداوند، به صورت آشکار.

مقابله آشکار با دین و خدا و نفی آن، حرکتی ناموفق بود که گروه «گراند اوریان» فرانسه آغاز کردند. این دسته از ماسون­‌ها، به صراحت اعلام کردند که اعتقادی به خداوند، جاودانگی روح و معاد ندارند و ادیان اولیه را نتیجه ضعف و ترس انسان­‌ها و توهمات آنها دانستند و بر نظریه‌­ی تکامل انواع داروین تأکید کردند.

روشن است ضدیت آشکار با دین در جوامعی که پایبندی مردم آن­ها به دین زیاد است، واکنش شدید مردم را در پی خواهد داشت. از این رو، برخی فراماسون‌ها که در چنین جوامعی نشو و نما یافتند، رفتاری منافقانه و التقاطی با دین را در پیش گرفتند. بنابراین، آنان حاملان و مروجان اندیشه­‌ای التقاطی بودند که با توجه به حاکمیت فکری و باور عمیق مردم به اسلام در ایران، التقاطی از اسلام و اومانیسم را ترویج کردند. گفتنی است در اینجا در صدد آن نیستیم که بگوییم امثال عسگرخان افشار ارومی و برخی دیگر، به طور کلی اعتقاد دینی و اسلامی خود را کنار گذاشتند؛ زیرا در این زمینه، به مستندات کافی نرسیدیم؛ اما اثر پذیری آنها از اومانیسم با توجه به آنچه برخی منابع نوشته‌اند، روشن است. اثر پذیری فراماسونری و ماسون‌های ایرانی از اومانیسم و ترویج اندیشه‌های التقاطی در ادامه مبحث با بررسی شخصیت‌های دیگر همچون ملکم خان، بیشتر آشکار خواهد شد.

میرزاصالح شیرازی

از اولین ایرانیانی است که از افکار و اوضاع اروپا اثر می­‌پذیرد. میرزا صالح شیرازی از نخستین دانش­‌آموختگان ایرانی در اروپا و فرزند حاج باقر کازرونی است. او به همراه چهار نفر دیگر به نام­‌های میرزا جعفر طبیب، میرزا جعفر مهندس، میرزا رضا و محمدعلی چخماق ساز به فرمان عباس میرزا، همراه کلنل دارسی از طریق روسیه به لندن رفت تا پس از ادامه تحصیل و کسب تخصص بیشتر، برای خدمت به ایران بازگردد. او به همراه سه تن از همسفرانش پس از سه سال و نه ماه (در ۱۸۱۹م) به ایران بازگشت؛ در حالی که عضو برجسته و استاد تشکیلات فراماسونری بود. او در سفرنامه‌­ای که از خود به جا گذاشته، به عضویت در فراماسونری و رسیدن به مقام استادی اعتراف کرده است:

«در صحن کلیسای مستر حریص نامی را که بزرگ­خانه‌­ی فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مربوطه رسانیده، مرا دیده، مذکور ساخته که یک هفته دیگر عازم به ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است. اگر فردا شب به هر حال مهندس، خود را به آنجا رسانیدی، مرتبه‌­ی استادی را به تو می‌دهیم و گرنه ناقص به ایران می­روی.»

پدر روزنامه­‌نگاری در ایران

میرزاصالح که فن چاپ را در انگلستان آموخته بود، پس از بازگشت به ایران با برادران ماسونی­اش به ترویج مرام و آیین اومانیستی فراماسونری پرداخت. از او که به روزنامه‌ نگاری و سفرنامه نویسی شهرت داشت، با عنوان پدر روزنامه­ نگاری در ایران نام برده می‌شود؛ زیرا او اولین روزنامه را با عنوان «کاغذ اخبار » که ترجمه­‌ی «news paper» است، با چاپ سنگی و با خط نستعلیق در ۲۵ محرم ۱۲۵۳ قمری در ایران (تهران) منتشر کرد.

میرزاصالح شیرازی، تحت تأثیر مدرنیسم اروپا و در مقام پیشگام تجددخواهی در سفرنامه‌اش، ایرانیان را با تمدن و تجدد غرب آشنا می­‌کند و درباره نوع حکومت در انگلستان، آزادی احزاب، مجالس انگلیس و قدرت مجلس در برابر پادشاه و همچنین درباره انقلاب کبیر فرانسه (بلوای عام در سال ۱۷۸۹م در ولایت فرانسه) سخن می‌گوید. توجه ویژه او به تمدن غربی و نظام سیاسی مشروطه در غرب، به ویژه بحث «آزادی بیان» و «قدرت مجلس» – که می‌تواند در برابر پادشاه مقاومت کند و حکم شاه را بی اثر سازد، اثرپذیری او را از فرهنگ اومانیستی غرب نشان می‌دهد.