سیاست با روحانیت عجین شده است




 



 اشاره: در بخش قبلی و در بیان دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت به سه عامل اشاره گردید. در ادامه بحث قبل به برخی دیگر از این علل و عوامل اشاره خواهد شد.

دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت

۴-  نیاز روشنفکران و جوانان

حوزه و روحانیت باید به خاطر احساس نیازی که جامعه دانشگاهی و جوان ما دارند، در صحنه حضور داشته باشند و به رفع شبهات واقناع این جامعه بپردازد: «حاجت…..به فعالیّت‌های حوزه علمیّه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار می‌گیرند. در همه‌جا اوّلین مخاطب شبهه‌ها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشه‌اند که غالباً در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیلکرده‌ها هستند. بسیاری از مردم شبهه به سراغشان نمی‌آید. آنها به شبهه کاری ندارند. ایمانی دارند و بر طبق ایمانشان زندگی خوبی را پیش می‌برند. کسانی که اهل مطالعه‌اند، با دنیا مواجه می‌شوند و درباره اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف می‌زنند و مرتباً شبهه القا می‌کنند. کسانی باید باشند تا این شبهه‌ها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهده حوزه‌های علمیّه است. البته کسانی که در غیر حوزه‌ها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدّی اصلی، انصافاً حوزه‌های علمیه و علمای دینند. اینها اوّلین کسانی هستند که باید شبهه‌ها را برطرف کنند.»[۱]

۵- تنقیح و تبیین مقررات و احکام اسلامی

یکی دیگر از علل نیاز حضور روحانیت در صحنه، لزوم تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامی است که از هیچ نهادی غیر از نهاد حوزه ساخته نیست. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب:« نظامی بر اساس اسلام تحقق پیدا کرده است و موفقیت و عدم موفقیت آن در دنیا و تاریخ، به حساب اسلام گذاشته خواهد شد؛ چه من و شما بخواهیم و چه نخواهیم. این نظام، بر محور تفکرات اسلامی بنا شده و بایستی برمحور مقررات و بینش‌های اسلامی اداره بشود. این تفکرات و بینش‌ها و مقررات، در کجا بایستی تحقیق و تنقیح بشود؟ این استفهام‌ها، در کجا باید پاسخ داده بشود؟ اگر حوزه علمیه……….تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامی را – که نظام با آنها حرکت خواهد کرد – به عهده نگیرند، چه کسی باید به عهده بگیرد؟ حوزه‌ها بایستی این مسؤولیت را احساس بکنند.»[۲]

۶-  صدای رسا و امین اسلام

از منظر رهبر معظم انقلاب، روحانیان امین‌ترین‌ و رساترین‌ زبان‌ها جهت بیان مسائل دارند  و باید به تبیین ابعاد خدمات انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بپردازند: «علما و روحانیان‌ امین‌ترین‌ و رساترین‌ زبان‌ها را جهت‌ تبیین‌ مسائل‌ دارند و باید عظمتی‌ را که‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ برای‌ اسلام‌ ایجاد کرده‌ است‌ نشان‌ دهند و آفاقی‌ را که‌ در مقابل‌ چشم‌ مسلمانان‌ جهان‌ قرار داده‌ بنمایانند و امیدی‌ که‌ برای‌ آنان‌ به‌وجود آورده‌ تبیین‌ کنند، از اینرو آشنایی‌ هر چه‌ بیشتر با مسائل‌ مهم‌ نظام‌ اسلامی‌ از وظایف‌ اصلی‌ روحانیان‌ است‌ تا برنامه‌های‌ نظام‌ را در زمینه‌ پیشرفت‌ امور برای‌ عموم‌ مردم‌ بویژه‌ جوانان‌ تشریح‌ کنند.»[۳]

۷- عجین بودن سیاست با ذات روحانیت

یکی از مهم‌ترین دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت این است که سیاست با روحانیت عجین شده است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «كناره‌گیری از سیاست درست نیست و كار روحانی شیعه نیست.»[۴] دقیقاً بر همین اساس است که «هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار دهد، نمی‌تواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد …»[۵] به همین خاطر: «حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینى بى‌تفاوت نیست. هیچ روحانى‌اى، هیچ عالم دینى، هیچ خادم اسلامى نمی­‌تواند نسبت به نظامى که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه‌ى اسلام حرکت کرده است و کار می­کند، بى‌تفاوت باشد؛ نمی‌تواند خود را بیگانه به حساب بیاورد.»[۶]

نظام جمهوری اسلامی؛ مصداق بارز حوزه ضد سکولاری

تاسیس نظام جمهوری اسلامی توسط روحانیت را باید مصداق بارز حوزه ضد سکولاری وحضور روحانیان در عرصه سیاست دانست.وجود فقیه سیاستمدار مجاهد بزرگی به نام حاج آقاروح الله خمینی معنا ومفهوم ویژه ای به حوزه ضد سکولاری داد.ایشان که دغدغه دفاع ازدین راداشتند  از بی تفاوتی برخی از روحانیان نسبت به وقایع پیرامون رنج می بردند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دادند. ایشان برخی از مراجع تقلید گذشته را به علت تسامح و مماشات با حاکمان مسئول می دانستند[۷] و وقتی سکوت آنها رادربرابر برخی قانون ستیزی‌ها را می‌دید فریاد بر می‌آورد: «وای بر این علمای ساکت! وای بر این نجف ساکت! این قم ساکت! این تهران ساکت! این مشهد ساکت! این سکوت مرگبار، اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل، به دست همین بهاییان، این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال بشود. وای بر ما و بر این اسلام! وای بر این مسلمین! ای علما، ساکت ننشینید، نگویید علی مسلک شیخ رضوان الله علیه والله شیخ اگر حالا بود تکلیفش این بود».[۸] تأسیس نظام اسلامی پاسخی مناسب به اندیشه خطرناک حوزه سکولاری و بی اثر بود؛ اندیشه‌ای که درتلاش بود تا کارکرد روحانیت را تنها در محراب مساجد جستجو کند. با تأسیس این نظام، روحانیت اصیل نقش محوری در اداره امور کشور پیدا کرد و رسماً پیوند دین با سیاست و محو شعار سکولارها، معنا و مفهوم واقعی یافت. می‌توان نظام سازی امام را پادزهری در برابر زهر گفتار وعمل سکولارها دانست که عالی‌ترین مصداق حضور روحانیان در عرصه سیاست را رقم زد. دقیقاً بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین رابطه حوزه و حکومت، رابطه تنگاتنگ، تعاملی و حمایتی بیان می‌کنند.

۱- حس همذات پنداری

نکته اولی که می‌توان از دیدگاه ایشان استنباط کرد، وجود حس همذات پنداری حوزه نسبت به نظام است؛ به این معنا که «نظام، مرتبط و متصل و همزاد است نسبت به روحانیت. اگر روحانیت نبود، شما بدانید این نظام تشکیل نمی‌شد؛ این انقلاب پیروز نمی‌شد. ….اگر جامعه‌ روحانیت نبود، این انقلاب پیروز نمی‌شد؛ تا صد سال دیگر هم پیروز نمی‌شد.»[۹] بنابر این حوزه باید« نظام جمهوری اسلامی  را از خود بداند.»[۱۰] ایشان هم حوزه را مادر و مولد نظام می‌دانند: «حوزه علمیه‌ قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه می‌تواند از زاده‌ خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بى‌تفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست.»[۱۱] و هم اینکه خود را سرباز پادر رکاب نظام قلمداد کند: «حوزه‌هاى علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند، براى نظام کار کنند، براى نظام دل بسوزاند، در خدمت تقویت نظام حرکت کنند؛ و این درست عکس آن چیزى است که سیاست سرویس‌هاى امنیتى انگلیس، آمریکا، اسرائیل  و دیگران دنبال می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند بلکه بتوانند یک منفذى پیدا کنند… براى اینکه فاصله‌ى بین نظام و روحانیت را برجسته کنند؛ القاء کنند که چنین فاصله‌اى وجود دارد. »[۱۲]

۲- نیاز متقابل

نکته دومی که در این مورد می‌توان از دیدگاه رهبر انقلاب استنباط کرد، نیاز متقابل حوزه و نظام به هم می‌باشد. حوزه به نظام احتیاج دارد: «حوزه‌ علمیه در این دوران، جوهر حیات و رشد و بالندگی خود را مرهون انقلاب اسلامی و امام عظیم‌الشأن آن و مجاهدت‌های ایثارگرانی است که به عشق دین خدا و به امید حاکمیّت آن، جان و تن خود را به میدان فداکاری بردند.»[۱۳] به تعبیر ایشان: «انقلاب اسلامی که از حوزه و به رهبری برجسته‌ترین فرزندان و تربیت شدگان آن، سر کشید و امواج جهانی را در جهت عکس تدابیر و امیدهای استکبار، هدایت کرد، حوزه‌ی علمیه را نیز درخشش و جذابیت و اعتباری تازه داد و بذر امید و روشن‌بینی و عشق به حرکت را در آن کاشت.»[۱۴] چرا حوزه به نظام مدیون است؟ به این خاطر که: «نظام اسلامى یک امکان عظیمى را در اختیار داعیان الى‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده. کِى چنین چیزى در اختیار شما بود؟ امروز یک طلبه‌ى فاضل در تلویزیون مى‌نشیند نیم ساعت حرف می‌زند، ده میلیون، بیست میلیون مستمع از روى شوق به حرف او گوش می‌دهند. کِى چنین چیزى براى من و شما در طول تاریخ روحانیت، از اول اسلام تا حالا، وجود داشته؟ این اجتماعات بزرگ کِى وجود داشت؟ این نمازجمعه‌ها کِى وجود داشت؟ این همه جوان مشتاق و تشنه‌ معارف کِى وجود داشت؟ … این فرصت تا امروز کِى براى روحانیت وجود داشت؟»[۱۵]  از آن طرف هم نظام احتیاج متقابل نسبت به حوزه دارد: «خون پاک علماء و فضلاء و طلّابی که در این راه جامه‌ شهادت پوشیدند، به این نهال الهی رشد و رونقی بی‌سابقه بخشید و آن را تا دوران‌های طولانی بیمه کرد.»[۱۶] چرا نظام به حوزه نیاز دارد؟ زیرا: «امروز دستگاه قضایی در زمینه فقهی، نیازمند حوزه‌های علمیّه است و دستگاه‌های اجرایی و قانونگذاری، بیشتر احتیاج دارند. دانشگاه‌ها، نیروی نظامی، كارخانه‌ها و تمام اقشار ملت، نیازمند حوزه‌های علمیّه‌اند. همچنین، این نظام، در رأس خود كسی را می‌خواهد كه پرورده این حوزه‌ها باشد. این همكاری و همگامی، باید به شكل صحیحِ آن باشد.»[۱۷] در یک کلام: «اگر نیاز جامعه و حکومت اسلامی و اقامه‌ی آن مطرح است، می‌بایست حوزه‌ علمیّه آن را تأمین کند.»[۱۸]

۳- لزوم تعامل و تعاون

نکته سومی که از فرمایشات رهبر انقلاب استنباط می‌شود، لزوم تعامل و تعاون حوزه و نظام است: «ارتباط حوزه‌ علمیه با نظام اسلامی در تدوین اصول اساسی و پایه‌های مقررات اسلامی خلاصه نمی‌شود، بلکه ربط این دو، در همه‌ ابعاد، ربط منطقی و مبّنی بر تعاون است. نظام اسلامی، حوزه‌ علمیه را همچون پشتوانه معنوی خود عزیز می‌دارد، و حوزه علمیه، نظام اسلامی را همچون فضای مناسبی برای رشد و تکامل خود مغتنم می‌شمرد. هر یک، کمک و پشتیبان آن دیگری است، این درک و احساس دو جانبه باید روز بروز قوی‌تر و واقعی تر گردد.»[۱۹] به تعبیر ایشان:«نظام جمهوری اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته‌ به علمای دین است؛ و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره‌ نظام به آن‌ها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسؤولند.»[۲۰]

این سه مسئله یعنی: حس همذات پنداری، نیاز متقابل و لزوم تعامل و تعاون به یک مسئله مهم‌تر منتهی می‌شود که آن، مسئله «نسبت بین حوزه و نظام اسلامی» است.

 

نگارنده: علی اکبر عالمیان


[۱] – بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/۶ ۱۳۷۴

[۲] – بیانات در دیدار مجمع نمایندگان طلّاب ۷/ ۹/ ۱۳۶۸

 

[۳] – بیانات دردیدار روحانیون‌ استان‌ مازندران‌ با رهبر انقلاب۱۸/ ۲/ ۱۳۷۲

[۴] – بیانات در دیدار روحانیون استان سمنان ۱۷/ ۸ ۱۳۸۵

[۵] – بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱

[۶] – بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌ ۲۹/ ۷/ ۱۳۸۹

[۷] – صحیفه امام، ج ۱، ص ۳۱۱

[۸] – همان، ص ۱۵۹

[۹] – بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱

[۱۰] – بیانات در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه۱۴/ ۷/ ۱۳۷۹

[۱۱] – بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌ ۲۹/ ۷/ ۱۳۸۹

[۱۲] – بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱

[۱۳] – پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱

[۱۴] – پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱

[۱۵] – بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱

[۱۶] – پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱

[۱۷] – بیانات در دیدار جمعی از روحانیون ۱۶/ ۹/ ۱۳۷۴

[۱۸] – بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/ ۶/ ۱۳۷۴

[۱۹] – پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱

[۲۰] – سخنرانی در جمع علما و مدرّسان و فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم ۳۰/ ۱۱/ ۱۳۷۰