بررسی شخصیت سیدحسین خمینی

سیدحسین خمینی از سخنرانی در حمایت از بنی صدر تا خیانت به امام خمینی


حضرت امام(ره) که ورود افرادی مانند سید حسین خمینی را به سیاست برای کشور خطرناک می‌دیدند، در نامه‌ای فعالیت سیاسی را بر ایشان حرام اعلام ‌کردند و امر نمودند که وی به حوزه علمیه قم برگردد و به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپردازد.




 


مقدمه:

سيد مصطفي خميني فرزند حضرت امام (ره) دو فرزند داشت که حاصل ازدواجش با دختر آيت الله شيخ مرتضي حائري فرزند آيت‌الله حاج شيخ عبدالکريم حائري موسس حوزه علميه قم بود فرزند دختر،سيده مريم نام داشت که پزشک شد و چندي در امارات متحده عربي (دوبي) و اکنون در سوئيس زندگي مي‌کند و فرزند پسر، سيدحسين خميني است که طلبه و روحاني شد و در سال‌هاي اول انقلاب اسلامي وارد عرصه سياست شد. سيد حسين خميني هنگام انقلاب اسلامي درعنفوان جواني قرار داشت و با سرنگوني رژيم مخلوع شاه از نجف به ايران بازگشت وي از همان ابتدا در طيف ابوالحسن بني‌صدر و حاميان مجاهدين خلق قرار گرفت و حتي در مقابل چهره‌هايي نظير علي‌اکبر هاشمي‌رفسنجاني ،آيت الله صادق خلخالي و عبدالرحيم رباني‌شيرازي موضع‌گيري نمود حمايت وي ازاين سازمان آنقدر شدت يافت که در ارديبهشت‌ماه ۱۳۶۰ و در کوران تيره شدن روابط بني‌صدر و مجاهدين خلق با امام(ره) و به طبع آن عزل بني‌‌صدر ، سيد حسين طي يک سخنراني درمشهد از بني‌صدر حمايت نموده و به انتقاد از دکتر بهشتي و علي اکبر هاشمي رفسنجاني و توهين به محمد جواد باهنر پرداخت.

 

مروری بر زندگی سیاسی سید حسین خمینی فرزند شهید مصطفی خمینی

سید حسین خمینی تنها فرزند ذکور سید مصطفی خمینی و نوه سید روح­ الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مرتضی حائری یزدی است. وی در سال ۱۳۳۸ در تهران متولد شد و دارای ۳ فرزند به نام‌­های مهدی، محمد، على است.

بهمن ۵۷ بود که طبق معمول بسیاری از مردم برای دیدار با امام خمینی به مدرسه رفاه رفته بودند که صدای بلند مشاجره از اتاق امام خمینی به گوش رسید. شخصی یکریز در حال انتقاد از عملکرد بعضی از جریان­‌های انقلابی و از سویی دیگر حمایت از بنی­‌صدر بود. حجت­ الاسلام خلخالی به سرعت به اتاق امام وارد شدند و شخص مذکور را به زحمت سوار ماشین کردند. انحراف و بی‌­تقوایی سید حسین بر امام چون روز نمایان شده بود. چند روز بعد امام در نامه­‌ای فعالیت سیاسی را بر سید حسین خمینی حرام اعلام نمود. امام ورود یک چنین افرادی را به سیاست برای کشور خطرناک می­‌دیدند و مثل همیشه پیش ­بینی امام درست از آب در آمد.

ناسازگار با امام از ابتدا تاکنون

سید حسین خمینی هنگام انقلاب اسلامی در عنفوان جوانی قرار داشت و با سرنگونی رژیم مخلوع شاه از نجف به ایران بازگشت، وی از همان ابتدا در طیف ابوالحسن بنی­‌صدر و حامیان مجاهدین خلق قرار گرفت و حتی در مقابل چهره‌­هایی نظیر علی اکبر هاشمی رفسنجانی، آیت الله صادق خلخالی و عبدالرحیم ربانی شیرازی موضع‌گیری نمود. حمایت وی از سازمان آن­قدر شدت یافت که وی در اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ و در کوران تیره شدن روابط بنی­‌صدر و مجاهدین خلق با امام (ره) و به طبع آن عزل بنی­‌صدر، طی یک سخنرانی در مشهد از بنی‌صدر حمایت نموده و به انتقاد از دکتر بهشتی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی و توهین به محمدجواد باهتر پرداخت، که هاشمی در کتاب خاطرات خود با عنوان عبور از بحران درباره این ماجرا چنین می­‌نویسد: «ساعت هفت صبح جلسه هیئت رئیسه داشتیم؛ در آن جلسه، سخنرانی پری روز حسین آقای خمینی در مشهد مطرح و به همه مطبوعات اطلاع داده شد که حرف­‌های او را ننویسند. ظهر، احمد آقای خمینی و آقای صانعی ناهار را مهمان من بودند؛ در مورد حسین آقا و صحبت­‌های مشهد بحث شد؛ باید به هر نحو که شده سعی کنیم که محفوظ بماند؛ برخورد را صلاح ندانستیم و راه ارشاد را پیشنهاد کردیم.»

سید حسین از سال ۱۳۸۴ به کشور بازگشته است و در حال حاضر در شهر قم تحت نظارت است، اما از ادعاها و رفتار عجیب خود دست برنداشته و باز هم در ادامه جنگ روانی خود مدعی شده است که می­‌خواهد اسنادی را از چگونگی کشته شدن پدرش – لابد به دست پدربزرگش یا اطرافیان او- منتشر کند!

سیلی که حسین خمینی به گوش چمران زد!

نقل ­قولی وجود دارد که وقتی جلود نخست وزیر لیبی به تهران آمد، شهید چمران به خاطر دست داشتن لیبی در ربوده شدن امام موسی صدر از جلود خواست که برگردد. سید جوانی به چمران نزدیک شده و سیلی محکمی به گوش او می­‌زند و می­‌گوید: «اینجا مملکت بابای منه، شما اگه ناراحتی می­تونی بری همون لبنان زندگی کنی.»

روایت دیگری نیز از این ماجرا وجود دارد. مهدی چمران برادر شهید مصطفی چمران در پاسخ به این پرسش که بنا بر برخی گفته­‌ها زمانی که وزیر کشور لیبی قصد ورود به ایران را داشت با مخالفت شهید چمران مواجه شد و در زمان ورود این فرد درگیری بین سید حسین خمینی و شهید چمران در فرودگاه مهرآباد رخ داده است می­‌گوید: «اولا این واقعه زمانی بوده که (جلود) به ایران آمده بود و چون جلود، نخست­ وزیر لیبی بود، قرار شد یک نفر از نخست­ وزیری به استقبال وی برود و دکتر چمران را انتخاب کردند و وی هم نمی­‌خواست برود و اتفاقا به اصرار بنده نیز رفت.»

چمران ادامه داد: « در آنجا شهید چمران در فرودگاه در پاویون منتظر می­‌ماند و بعد از اینکه هواپیما می‌­نشیند، سید حسین خمینی، گروه ابوشریف و تعدادی از بچه­‌های سپاه سید مهدی هاشمی از اصفهان آمدند و با اتومبیل شخصی خود داخل فرودگاه شده، روی باند و نزدیک هواپیما رفتند و جلود را سوار کردند و بردند، این مسئله با اتومبیل تشریفات فرودگاه صورت نپذیرفت بلکه خودشان با ماشین خود و با اسلحه این برنامه را انجام دادند و دکتر چمران دید که دیگر برنامه­‌ای نیست، خداحافظی کرد که بیاید؛ اما در سالن با سید حسین خمینی برخورد می­‌کند و سید حسین می­‌گوید «من اجازه نمی­‌دهم شما جلود را ببرید و می­‌زنم، فلان می­‌کنم و دکتر چمران را تهدید می­‌کند.» و شهید چمران هم می­‌گوید: «ما انقلاب کردیم و شاه را بیرون کردیم که این چیزها نباشد و می­‌خواهید شما استقبال کنید، بفرمایید.» و بلند شد و آمد.»

 آلت دست بنی صدر

سردار فضلی در بیان خاطره‌­ای از آلت دست شدن سید حسین خمینی چنین نقل می‌­کند: «پای هیچ نیروی بعثی هیچ وقت به جزیره مینو نرسیده است، با حضور تعدادی از نیروهای داوطلب یک گردان برای اعزام به آبادان جهت شکستن محاصره تشکیل شد، اما بعد از مدتی که قصد اعزام به آبادان را داشتیم فرمانده گردان اعلام کرد سید حسین خمینی دستور داده است که به جزیره مینو برویم که بعد از اصرار بچه‌­ها، رفتن به جزیره مینو کنسل شد، و بعد از مدتی متوجه شدیم که بنی­‌صدر خائن برای اینکه گردان را بی­‌خاصیت کند این دستور را به سید حسین خمینی داده بود.»

امام پیغام داد: «اگر دست به سلاحش زد با تیر او را بزنید»

پیرامون برخوردهای امام (ره) با نزدیکان و منسوبین خود نقل­‌های متعددی وجود دارد، اما خاطره­‌ای که از ایشان که به طور خاص به سیدحسین خمینی باز می­‌گردد، خواندنی است.

روزنامه جمهوری­ اسلامی در تاریخ دهم شهريور ماه سال ۷۸ در صفحه ۱۳ خود، به نقل از سید حمید روحانی نوشت: «اختلاف منافقین و جریان بنی­‌صدر روز به روز با امام و یاران امام بیشتر می­‌شد و سید حسین روز به­ روز بیشتر از قبل در برابر بهشتی و رجائی و باهنر و خامنه‌ای و هاشمی و دیگران موضع­‌گیری می­‌کرد تا جایی­که در سال ۱۳۵۹ وقتی سید حسین خمینی می­‌‌رود در مشهد به نفع بنی­‌صدر سخنرانی می­‌کند، مردم به او حمله می­‌آورند، و می­‌خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده، سلاح کمری داشته، دست به سلاح کمری­‌اش می­‌برد، بچه­‌های کمیته جلوی او را می­‌گیرند می­‌برندش در یک اتاق دیگر. از همان­جا مسئولین کمیته تماس می­‌گیرند. با دفتر امام، پیغام به امام داده می‌­شود که آقای سیدحسین خمینی نوه شما در مشهد، از بنی­‌صدر دفاع کرده است و وقتی مردم به او هجوم آوردند، دست به اسلحه برده ما چکار کنیم؟ امام به مرحوم آیت الله اشراقی می­‌فرمایند که به مسئولین کمیته مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاحش برد او را با تیر بزنند.

آقای اشراقی به دفتر می­‌آید و از طریق آقای رحمانی – که بعدها نماینده امام در نیروی انتظامی شدند – به بچه‌­های کمیته پیغام می­‌دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمی­‌دهد و فقط می­‌گوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت­ الحفظ به تهران اعزام شود. وقتی ایشان پیش امام برمی­‌گردد امام می­‌پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی؟ ایشان می­‌گوید بله. امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی­‌توانسته دروغ بگوید می­‌گوید نه، من قسمت دومش را نگفتم، امام به آقای اشراقی می‌­فرمایند برمی‌­گردی مجدد تلفن میزنی و هر دو قسمت پیام من را می­‌دهید.»

حمایت­‌های ناخردمندانه حسین خمینی از بنی­‌صدر در حالی صورت می­‌گرفت که خود بارها نسبت به جدایی از امام به وی هشدار داده بود. وی در پاسخ به نامه بنی­‌صدر نوشت: عده‌­ای از مخالفت امام با رئیس جمهور خوشحال خواهند شد اما دیده‌­ایم حضرتش تاکنون با تمام مسائل مختلفی که پیش آمده همچنان پشتیبان رئیس جمهور هستند و واقعیت این است که یک عده‌­ای مرموز و ضدانقلاب هستند که می­‌خواهند ریاست جمهوری را به مخالفت با رهبری برانگیزند و رئیس­ جمهور باید یقین داشته باشد که امام بالاتر از آن است که کسانی با حرف­‌هایی او را برانگیزند؛ البته امیدواریم ریاست جمهوری نیز با آگاهی خود جلوی نقشه­‌های شوم کسانی را که می‌خواهند ریاست جمهوری را به مخالفت با رهبری بکشانند بگیرد.»

به شما امر شرعی می­‌کنم که در بازی‌­های سیاسی وارد نشوی

برخورد امام (ره) با سید حسین خمینی تنها به خاطره نقل شده در این زمینه محدود نمی­‌شود. امام (ره) در نامه­‌ای خطاب به او می­‌نویسد: «پسرم، حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آن­ها انسان متوجه می­‌شود. من میل دارم کسانی که به من مربوط هستند در این کوران­‌های سیاسی وارد نشوند، من امید دارم که شما با مجاهدت در تحصیل علوم اسلامی و با تعهد به اخلاق اسلامی و مهارکردن نفس اماره بالسوء، برای آتیه مورد استفاده واقع بشوی.»

و در ادامه نیز با تأکید بر عدم ورود سید حسین به بازی‌­های سیاسی به عنوان واجب شرعی تاکید می­‌کنند: «من علاوه بر نصیحت پدری پیر، به شما امر شرعی می­‌کنم که در این بازی­‌های سیاسی وارد نشوی و واجب شرعی است که از این برخوردها احتراز کنی! من به شما امر می­‌کنم به حوزه علمیه قم برگردی و با کوشش، به تحصیل علوم اسلامی و انسانی بپردازی.»

پس از این نامه، سید حسین راهی قم می‌­شود و حتی پس از فوت مرحوم حاج احمد خمینی، هدایت مؤسسه تنظیم و نشر آثار، حرم و بیت امام به سید حسن خمینی فرزند سیداحمدآقا و نوه کوچک­تر امام سپرده می­‌شود.

تداوم مواضع بی اساس

بر اساس اعلام سازمان‌­های مختلف عراقی اشغال عراق توسط آمریکا نتیجه‌­ای جز پنج میلیون کودک عراقی یتیم و یک میلیون زن بیوه نداشته است

حسین خمینی از تفکرات رادیکالی چندان بی­‌بهره نبود. «انقلاب صادر نمی­‌شود و این ندانسته خدمت به آمریکاست.» این عبارتی است که به نقل از سید حسین در روزنامه کیهان چاپ شده بود. سید حسین خمینی بعد از مدتی تحصیل در قم به عراق رفت وی در عراق طی گفت ­وگو با روزنامه واشنگتن تایمز از آمریکا به­ خاطر فتح عراق قدردانی کرد و گفت: «مردم عراق نیروهای آمریکایی را به چشم آزادی­بخش می‌­نگرند نه اشغالگر، من می­‌بینم که روز به­ روز اوضاع کشور رو به بهبودی می­‌رود؛ من امنیت را احساس می­‌کنم و می­‌بینم که مردم از اینکه از رنج­‌های گذشته خلاصی یافته‌­اند شادمان هستند!»

این سخنان در حالی مطرح می­‌شد، که بر اساس اعلام سازمان‌­های مختلف عراقی اشغال عراق توسط آمریکا نتیجه‌­ای جز پنج میلیون کودک عراقی یتیم و یک میلیون زن بیوه نداشته است.

وی در بخش دیگری از مصاحبه خود با بیان اینکه مردم ایران باید دخالت نظامی امریکا را برای آزادی کشور خود بپذیرند افزود: «مردم ایران واقعا به آزادی احتیاج دارند، آزادی واجب‌­تر از نان شب مردم است، اما اگر برای ایجاد آزادی راهی جز دخالت آمریکا نیست من فکر می‌­کنم که مردم ایران باید آن را قبول کنند، من هم این را قبول می‌کنم زیرا با اعتقادات و ایمان من هم­خوانی دارد.»

این در حالی است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی بارها از آمریکا به عنوان شیطان بزرگ یاد کردند و در وصیت­نامه تاریخی خود آورده‌­اند: «ملت ما بلکه ملت­‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم و جنایت­کارانه خود دست نمی­‌کشند و برای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود، دوست و دشمن را نمی­‌شناسند.»

 آمریکا الگوی مناسبی برای کشورهای جهان است!

سید حسین خمینی در گفت­وگو با خبرگزاری فرانس پرس خواستار برگزاری رفراندوم در جمهوری اسلامی ایران شد و گفت: «در نامه­‌ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران از ایشان خواسته‌­ام تا موضوع ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی ایران را به همه­‌پرسی بگذارند تا مردم بتوانند به حق به این موضوع پاسخ دهند. رهبری نظام می­‌تواند با استناد به نص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دستور دهد تا همه­‌پرسی صورت گیرد. مادامی که ما در عصر غیبت امام زمان (عج) به­ سر می‌­بریم در جامعه، نظام ولایت­ فقیه نمی­‌تواند باشد. او همچنین با تمجید از دموکراسی به شیوه غربی، آمریکایی را الگوی مناسبی برای دیگر کشورهای جهان خواند.»

در حالی­که امام (ره) با بیان اینکه ولایت­ فقیه مترقی­‌ترین اصل قانون اساسی است، در خصوص دلایل لزوم وجود ولایت­ فقیه فرموده‌­اند: «استمرار اجرای احکام الهی که برای همیشه وجود این حکم ضرورت دارد؛ ماهیت و کیفیت قوانین اسلام که بدون حکومت و بدون حضور حاکم­ فقيه قابل اجرا نیست مثل احکام مالی، احکام ارث، احکام دفاع ملی، احکام حقوقی و جزایی و…»

حسین خمینی، سخنران موسسه ضد ایرانی امریکن اینترپرایز

در تاریخ یکم مهرماه ۱۳۸۲، سید حسین در یک گردهمایی دیگر تحت عنوان «دین، صلح، سازمان ملل و جوامع مدنی» شرکت کرده و سخنرانی نمود و در تاریخ چهارم مهرماه به دعوت موسسه امریکن اینترپرایز – که به جناح محافظه­ کار سیاستمداران ایالات متحده نزدیک است- در جلسه پرسش و پاسخی حاضر گردید و به سؤالات خبرنگاران و حاضران پاسخ گفت. مایکل لدین چهره شاخص این موسسه که با مواضع شدیدش علیه جمهوری اسلامی شناخته می­‌شود، اداره کننده این جلسه سخنرانی بود، در آغاز جلسه ضمن ارائه معرفی کوتاهی از سید حسین، از سوی موسسه خود ابراز خشنودی نمود که میزبان خمینی دیگری، در شهر واشنگتن و کشور آمریکاست.

سایت انگلیسی بی بی سی ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۳ در مطلبی با عنوان «خویشاوندان خمینی به دنبال اقدام در ایران» می­‌نویسد: در این نشست، سید حسین خمینی سخنرانی خود را با این جملات آغاز نمود: مردم ایران در ۲۴ سالی که از انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷ گذشته است به این نتیجه رسیده‌اند که رسیدن به دمکراسی و آزادی با آمیزش دین و حکومت میسر نمی­‌شود. حال مردم ایران مجددا در پی دمکراسی بوده و آزادی می­‌خواهند. مضاف بر اینکه تمامی راه­‌ها را نیز تجربه نموده‌­اند و مهم­تر از همه، تجربه حکومت دینی کاملا برایشان روشن گشته است که، دین و دولت نمی­‌تواند یکی باشند. مشکلات سیاسی ایران را باید در تشکیل نظامی دمکراتیک جست.»

مهم­ترین خواسته من جدایی دین از حکومت است

در سال ۱۳۸۲ دوباره صدای سید حسین خمینی از نجف شنیده شد که در مصاحبه با روزنامه هلندی هندلزیلاد مواضع عجیب­‌تری اتخاذ کرده بود: «به رغم ناامنی در عراق و خطراتی که از جانب ماموران مخفی جمهوری اسلامی برایم وجود دارد اکنون فضای باز و آزاد در عراق به من امکان می‌­دهد قفل سربسته دهانم را باز کنم و آنچه را رهبران ایران به نام مذهب و خدا بر سر مردم ایران می­‌آورند را افشا سازم. بدانید دیکتاتورهای مذهبی قادر نخواهند بود مانع من شوند. مهم­ترین خواسته من جدایی دین از حکومت است چرا که تا زمان امام دوازدهم هیچ کس نمی­‌تواند به نام خدا و اسلام حکومت را به دست بگیرد.»

در این مصاحبه او آن­چنان به انتقاد از نظامی که امام(ره) ساخته بود، پرداخت که حتی این سخنان برای بیت امام هم سنگین آمد؛ به­ طوری که مطبوعات داخل کشور از قول یکی از نزدیکان بیت امام و بدون ذکر هویت او اعلام نمودند که اظهارات منتسب به سید حسین خمینی در باب نظام جمهوری اسلامی جعلی بوده و تکذیب می‌شود؛ اما سید حسین بار دیگر در مصاحبه صوتی­‌اش با علیرضا نوری­‌زاده در رادیو باران همان نقطه نظرات را تکرار و تبیین کرده و بدین­وسیله آن تکذیبیه را تکذیب کرد. این در حالی است که حضرت امام (ره) همواره بر پیوند دین و سیاست تأکید داشته و فرموده­‌اند: « امروز همه فهمیدند این را … که این مسئله دخالت در امور سیاسی از بالاترین مسائلی است که انبیاء برای او آمده بودند. قیام بالقسط و مردم را به قسط واردکردن مگر می­‌شود بدون دخالت در امور سیاسی؟ مگر امکان دارد بدون دخالت در سیاست و دخالت در امور اجتماعی و در احتياجات ملت­‌ها، کسی بدون اینکه [درامور سیاسی] دخالت کند، قيام بالقسط باشد؟ «يقوم الناس بالقسط» باشد.»

اتحاد با رضا پهلوی در برابر جمهوری اسلامی

همچنین یکی دیگر از مواضعی که از سوی سید حسین خمینی علیه جمهوری اسلامی ایران شهرت دارد، به تیرماه سال ۱۳۸۴ بازمی­‌گردد. زمانی که مجله آمریکایی «ونیتی فر» از پیشنهاد سید حسین خمینی به رضا پهلوی برای اتحاد در برابر جمهوری اسلامی به­شرط صرف­نظر کردنش از پادشاهی خبر داد و گویا این پیشنهاد از سوی کریستوفر هیچنز خبرنگار این مجله – که به قم سفر کرده بود – به رضا پهلوی داده شده بود.

روزنامه واشنگتن پست، ۲۰ ژوئن ۲۰۰۶ در مطلبی با عنوان «ایرانیان خارج از کشور ناامید به نظر می‌­رسند» می‌­گوید: او همچنین با کنجکاوی نظر خبرنگار را پیرامون طرح رفراندوم سازمان ملل برای تغییر نظام ایران جویا می­‌شود و ابراز تمایل می­‌نماید: « روزی با رضا پهلوی دیدار و حتی با وی همکاری می­‌کنم، به­ شرط آنکه رضا پهلوی از پادشاهی صرف نظر کند.» هیچنز نیز پیام حسین خمینی را در آشپزخانه­‌ای واقع در زیرزمین یک خانه در واشنگتن به رضا پهلوی می­‌دهد که به ­قول او به شدت سعی می‌کند شاهانه جلوه ننماید. هیچنز می­‌نویسد: «رضا پهلوی در باب سلطنت از سیاست بگو و نپرس پیروی می‌­نماید.»

پس از این مصاحبه، به گفته احسان نراقی از افراد نزدیک به خانواده شاه مخلوع، سید حسین در سفر خود به آمریکا با رضا پهلوی دیدار می­کند که رادیوهای بیگانه نیز پس از این دیدار اعلام کردند: «در این دیدار رضا پهلوی به وی گفته است که جد من به ایران خدمت کرد و سید حسین هم در پاسخ گفته است جد من به ایران خیانت کرد.» عبارتی که پس از انتشار آن از سوی سید حسین خمینی هیچ گاه مورد تکذیب قرار نگرفت.

حمله حسین خمینی به حجاب اسلامی

حسین خمینی در مصاحبه با العربیه در حمله­‌ای آشکار به حجاب اسلامی می­‌گوید: «رهبر کنونی ایران به­ هیچ‌­وجه از شئون و رهبری پدربزرگم برخوردار نیست. من کتاب‌فروشی دور حرم حضرت علی را به تدریس در قم ترجیح می­‌دهم. این­ها به ­زور و با اعمال خشونت و وحشی­‌گری زنان را به حجاب داشتن وا می­‌دارند. رنگ چادرها و روسری­‌ها همه تیره است. چرا نباید زنان و دختران ما در انتخاب پوشش خود آزاد باشند. امروز حکومت زنان را به بدترین شکل در حجاب کرده است؛ قلب آدم می­‌گیرد وقتی این ­همه سیاه­پوش را می­‌بیند. من به شکل طبیعی طرفدار حجاب اختیاری هستم و معتقدم زنان باید آزاد باشند تا پوشش خود را برگزینند آنکه می­‌خواهد بی‌حجاب بیرون آید باید آزاد باشد و عقیده‌­اش مورد احترام جامعه باشد.

باید توجه کنیم که اگر امام نبودند کسی مارا نمی‌­شناخت

در مجموع به نظر می­‌رسد تدقيق در باب مدل رفتار امام (ره) با نزدیکان و منسوبین خویش همواره می‌­تواند به عنوان الگویی جامع که از بطن سیره عملی بنیانگذار کبیر انقلاب نیز استخراج شده است، مورداستفاده قرار گیرد، چرا که این موضوع پیش از این مورد تاکید مرحوم حاج سید احمد خمینی نیز قرار گرفته است: «ما منسوبین امام(ره) باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می­‌شود و یا به ما احترام می­‌شود… باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی­‌شناخت تا با ما مصاحبه کند. پس من، من نکنیم که هیچیم… باید توجه کنیم که از انتساب سواستفاده نکنیم که خلاف شرع مبین است.»

علاقه ضدانقلاب فراری به سید حسین

علیرضا نوری­‌زاده عنصر نام آشنای گروه مخالف و از مجریان تلویزیون ماهواره­ای کانال یک «channel one»  در برنامه ثابت خود، طی اظهارنظر پیرامون شخصیت­‌های مطرح برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران، به تمجید  از سید حسن خمینی پرداخت و گفت: «سید حسن خمینی خوب درس خوانده و همان­طور که هاشمی رفسنجانی گفته، مجتهد است. ایشان در حال حاضر به تدریس دروس حوزوی می­‌پردازد و به ­قول معروف خیلی ملا است. البته سید حسین خمینی (پسر مرحوم سید مصطفی خمینی) هم مثل اوست و از نظر دانش، شاگرد جدش مرحوم آقا مرتضی حائری یزدی [ره] بوده و اساتید دیگر هم دیده است. او هم مثل سید حسن شخصیت برجسته­‌ای است منتها از صحنه سیاست کنار کشیده است.»

 

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه –علی الفت پور