بررسی شخصیت آیت الله شریعتمداری(بخش دوم)

شریعتمداری نمونه‌ای از عبرت و تجربه تلخ از دنیازدگی و جاه طلبی روحانیت


شریعتمداری در جریان تصویب قانون اساسی، مخالفت خود را با نحوه تصویب آن اعلام داشت و مانعی در برابر شکل‌گیری قانون اساسی محسوب می‌شد اما با قاطعیت امام، از موضع خود عقب‌نشینی کرد و مخالفت خود با تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی را پس گرفت.




 


مقدمه:

گزارش های زیادی توسط ساواک تهیه شده که نشان از تقابل ایت الله شریعتمداری با امام خمینی(ره) دارد. ساواک بارها احساس شریعتمداری نسبت به امام(ره) را گزارش نموده و در مقاطع حساس، از این مساله، برای تضعیف موقعیت امام خمینی(ره) استفاده کرد. بخاطر همین اندیشه ها, دیدگاهها, عملکرد و موضع گیری های ایشان در اردیبهشت‌ماه سال ۶۱ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اقدامی انقلابی که بعدها در منشور روحانیت امام خمینی مورد تایید ایشان هم قرار گرفت، به اتفاق، حکم بر سلب مرجعیت از یکی از مراجع بزرگ آن زمان آیت الله سید کاظم شریعتمداری دادند. علت این اقدام اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، همکاری شریعتمداری با صادق قطب‌زاده معدوم در طراحی کودتا علیه امام و انقلاب بود.

 

آیت الله شریعتمداری پس از انقلاب اسلامی

پس از انقلاب، شریعتمداری، خود را در ظاهر همراه با انقلاب نشان داد و تا جایی پیش رفت که به صورت، ضمنی ( و نه صراحتا) خود را صاحب انقلاب می‌دانست و امام خمینی را احتمالا فردی تصور می‌کرد که از جریان به وجود آمده، بهره می­‌برد! شریعتمداری دشمنی خود را با امام خمینی و یارانش، حفظ کرده بود، فرهاد بهبهانی، از اعضای جمعیت دفاع از آزادی و از افراد نزدیک به نهضت آزادی می‌گوید: «در اوایل تشکیل جمع هیئت امنا (جمعیت دفاع از آزادی) ما یک سری تماس­‌ها با آیت الله شریعتمداری برقرار کرده بودیم. به خاطر می‌آورم که آیت­ الله شریعتمداری، خود، اعتراضش عليه اوضاع از ما بیشتر بود و صریحا به ما گفت: آقایان باید بنشینند و فکری کنند که کار مملکت از دست آخوند خارج شود…»

رقابت شدید و بغض نسبت امام

آقای شریعتمداری علاوه بر نزدیکی به جبهه ملی و بختیار، انگیزه دیگری نیز برای شرکت در توطئه علیه انقلاب اسلامی داشت و آن حس رقابت شدید با امام و بغض نسبت به ایشان بود و چون قدرت گرفتن نظام بر مبنای شرع را باعث قدرت گرفتن امام می‌دانست، با اقداماتی که نظام دینی را در جامعه تضعیف بنماید موافقت می‌نمود.

شریعتمداری در جریان تصویب قانون اساسی، مخالفت خود را با نحوه تصویب آن اعلام داشت و مانعی در برابر شکل‌گیری قانون اساسی محسوب می‌شد اما با قاطعیت امام، از موضع خود عقب‌نشینی کرد و مخالفت خود با تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی را پس گرفت.

موضوع دیگری که شریعتمداری را در برابر امام خمینی و جمهوری اسلامی قرار داد، غائله آذربایجان و حزب جمهوری خلق مسلمان آذربایجان بود. به دنبال اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی در ۱۳۵۷/۱۱/۱۹  که مؤسسین آن (شهید مظلوم دکتر بهشتی، حجج اسلام خامنه‌ای، موسوی اردبیلی، باهنر و هاشمی رفسنجانی) از حمایت مؤثر امام خمینی برخوردار بودند، در روز ۵۷/۱۲/۲۴، حزب جمهوری خلق مسلمان که حمایت شریعتمداری را پشت خود داشت اعلام موجودیت کرد و ظاهرا پرچمی مقابل حزب جمهوری اسلامی و رهبری امام خمینی از سوی جبهه مخالف به زمین کوبیده شد.

شریعتمداری خود را در حال رقابت با امام خمینی می­‌دید و سعی می‌کرد از همه ابزارها برای گسترش نفوذ و افزایش دامنة اعتبارش استفاده نماید. حزب خلق مسلمان، تحت حمایت صریح آیت الله شریعتمداری به فعالیت‌های ضد انقلابی و جدایی‌طلبانه در آذربایجان ادامه می‌داد. در مهمترین اقدام، صداوسیمای آذربایجان به تصرف این حزب در آمد و سایر نهادهای دولتی را نیز تهدید و یا تصرف نمودند.

وابستگی شدید آیت الله شریعتمداری به حزب خلق مسلمان

در این زمان امام خمینی(ره) در قم تشریف داشتند و از قم نهضت را رهبری می‌نمودند. ادامه کار این گروه ضدانقلاب و حمایت آیت الله شریعتمداری از این گروه، امام خمینی را نگران ساخته بود. حجت الاسلام فلسفی در صفحات ۳۹۹-۳۹۶ خاطرات خود که به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهیه شده است می‌گوید: «امام خمینی روزی مرا خواست، خدمت ایشان رسیدم، تنها بودند. در مورد حزب جمهوری خلق مسلمان گفت­ و­ گو نمودند. از من خواستند نزد آیت الله شریعتمداری بروم و به صورت خصوصی از قول امام خمینی به او بگویم که دست از حمایت این حزب ضدانقلاب بردارید. همان موقع حرکت کردم و پیام امام را به او رساندم، شریعتمداری در جواب می‌گوید من همه جا علنا از این حزب حمایت کردم و اگر بگویم به این حزب بستگی ندارم، اعتبار و حیثیت من از بین می‌رود. حجت الاسلام فلسفی از جانب امام قول می‌دهد که حیثیت شریعتمداری حفظ و جبران شود. حتی قرار شد مجلسی در مسجد اعظم قم برگزار شود و رادیو و تلویزیون هم پوشش خبری بدهند. در این مجلس آیت الله مرعشی نجفی، گلپایگانی و امام حضور به­ هم رسانند و آقای فلسفی منبر برود و از خدمات و فداکاری­‌های آیت الله شریعتمداری در راه انقلاب تجلیل گردد و به این ترتیب اعتبار شریتعمداری در جریان کناره‌گیری از حزب خلق مسلمان صدمه نبیند. با این حال، شریعتمداری حاضر نمی‌شود دست از حمایت خود از حزب ضدانقلابی جمهوری خلق مسلمان بردارد.»

نگرانی آقای شریعتمداری برای حفظ جان رابطین و عوامل رژیم صهیونیستی  در دوران پهلوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاخص دیگری است. در کتاب « خاطرات خاخام یهودی شوفط» که منوچهر کوهن عهده‌دار انجام مصاحبه و تدوین آن بوده است، به نکته مهمی در این باره اشاره شده است:

«موقعی که ما به ديدار شریعتمداری رفتیم جلوی پای ما بلند شد و بعد با تعدادی از افراد روبوسی کرد.

هنگام روبوسی با من، سر در گوشم گذاشت و پرسید، «لطف الله حیّ و یوسف کهن آیا در اینجا هستند؟

گفتم «چطور مگر حضرت آیت الله»؛

خیلی آهسته به طوری که کسی نشنود، فرمودند: «بگو از ایران بروند؛»

گفتم: «قبلا رفته‌اند.»؛

فرمودند: «شکر خدا».

آیت الله شریعتمداری در جریان دو کودتا

مشی مشترک آقای شریعتمداری و جبهه ملی در حفظ سلطنت در چهارچوب قانون اساسی مشروطه، آنان را به هم نزدیک می‌کرد، برای مثال در ایامی که امام خمینی (ره) در پاریس به سر می‌بردند، بازرگان نزد ایشان رفته و می‌گوید: «ایران سه رکن دارد، شاه و ارتش و آمریکا، شما می‌گویید، شاه برود و شاه رفتی نیست. بر فرض برود، با آمریکا و ارتش چه می‌کنید؟ و اصرار می‌کند که شاه باید بماند، اما سلطنت کند و نه حکومت.» به دلیل همگرایی در افق‌ها، آقای شریعتمداری از طرح نخست‌وزیری بختیار به عنوان چهره ملی حمایت می‌نمود. بختیار قبل از پذیرش نخست وزیری، موافقت آیت الله شریعتمداری را جلب کرده بود و آیت الله شریعتمداری نیز به نخست وزیری او خوشبین بود.

در سال ۱۳۵۹، کودتایی در ایران طراحی شد که در هیج نقطه‌ای از جهان سابقه نداشت، در این کودتا، قرار بود محوریت با نیروی هوایی باشد و از هواپیماهای جنگنده و بمب افکن استفاده گردد. این موضوع در جهان سابقه نداشت.

۱-کودتای نوژه

کودتای نوژه که حاصل طراحی چندین نهاد اطلاعاتی و امنیتی و سیاسی بود، ابعاد بسیار وسیعی داشت و به گونه‌ای طراحی شده بود که احتمال شکست در آن صفر بود. سران کودتا، با علمایی که احتمال می‌دادند از جمهوری اسلامی و امام خمینی (ره) کینه داشته باشند تماس گرفتند و از آنها درخواست کمک نمودند. در رأس این افراد آیت الله شریعتمداری قرار داشت؛

زمانی که جماران در سه سورتی پرواز با خاک یکسان شده است و امام خمینی از صحنه سیاست حذف شده‌اند، شریعتمداری وارد عمل می‌شود. در طراحی کودتا، خانه‌ای در حوالی یوسف‌آباد برای انتقال شریعتمداری از قم به تهران اجاره شده بود. شریعتمداری در این خانه مستقر می‌شد و به عنوان رهبر مذهبی، کودتا را تأیید می‌کرد.

بسیاری از افراد کودتا مقلد آیت الله شریعتمداری بودند و واضح است که وی تا چه حد بر آنها نفوذ داشت. یکی از کودتاگران که به قم و بیت آیت الله شریعتمداری رفته بود از تجمع خلبانان و ارتشیان در بیت وی خبر می‌دهد که برای استفسار از جریان کودتا به قم آمده بودند.

آیت الله شریعتمداری در مورد اصل کودتا سخنی نگفت ولی در پاسخ به مراجعین مرتبا تکرار می‌کرد: «ظلم هرگز پایدار نمی ماند.» این جمله توسط کودتاگران به معنای تأیید کودتا تفسیر میشود.

شریعتمداری در مرحله دوم کودتا نقش مهمتری را بر عهده دارد. زمانی که جماران در سه سورتی پرواز با خاک یکسان شده است و امام خمینی از صحنه سیاست حذف شده‌اند، شریعتمداری وارد عمل می‌شود. در طراحی کودتا، خانه‌ای در حوالی یوسف‌آباد برای انتقال شریعتمداری از قم به تهران اجاره شده بود. شریعتمداری در این خانه مستقر می‌شد و به عنوان رهبر مذهبی، کودتا را تأیید می‌کرد. زمانی که رادیو و تلویزیون به دست کودتاچیان تصرف می‌شد، وی مستقیما یا به وسیله‌ی نوار و اعلامیه با مردم سخن می‌گفت و مردم را به همکاری با کودتا فرا می‌خواند.

کودتاگران به صورت مستقیم با پسر آیت الله شریعتمداری در ارتباط بودند. از طرف دیگر کودتاگران مطمئن بودند در صورتی که امام خمینی نباشند و آیت الله شریعتمداری به عنوان یک مرجع تقلید پیام بدهد و از کودتا حمایت نماید، ارتش انگیزه‌ای برای مقاومت ندارد و به سرعت تسلیم کودتاگران می‌گردد.

سران کودتا روی شریعتمداری بسیار حساب می‌کردند. فرمانده­ی کودتا (بنی عامری) در جلسه‌ای عنوان داشته بود: «با علما و روحانیانی که طرفدار آیت الله شریعتمداری می‌باشند دست به دست هم دادیم تا یک اسلام نوین در سطح مملکت پیاده کنیم.»

کودتای نوژه به لطف خدا شکست خورد و خائنان به سزای عمل خود رسیدند. اما شریعتمداری به علت اینکه به صورت مستقیم در کودتا دست نداشت، تحت تعقیب قرار نگرفت و متأسفانه بخش‌هایی از مصاحبه‌ی کودتاگران که به نقش شریعتمداری در کودتا اذعان نموده بودند از صداوسیما پخش نشد. شاید اگر در آن زمان به جای مصلحت اندیشی، مردم را در جریان دخالت شریعتمداری در کودتا قرار می‌دادند، فرصت برای توطئه‌های بعدی فراهم نمی‌شد.

۲- کودتای قطب‌زاده و شریعتمداری

دو سال پس از کودتای نوژه در اردیبهشت ۱۳۶۱، کودتای جدیدی کشف شد که در پی براندازی جمهوری اسلامی بود. قطب‌زاده با همراهی آیت الله شریعتمداری رهبری این کودتا را بر عهده داشتند. این بار دخالت شریعتمداری در کودتا مستقیم بود. او پانصد هزار تومان به کودتاگران کمک کرده بود و اعتراف نمود که در جریان کودتا بوده است ولی اقدامی در جهت جلوگیری از آن به عمل نیاورده است. زمانی که اعترافات متهمین منتشر شد، خشم مردم برانگیخته شد و جامعه مدرسین قم، پس از بررسی اعلام کرد که شریعتمداری شرایط مرجعیت را از دست داده است و دیگر تقلید از او جایز نمی‌باشد شریعتمداری با صدایی لرزان و ظاهری مضطرب در صفحه تلویزیون ظاهر شد و ضمن استغفار، تعهد کرد که دیگر در امور مشابه شرکت نداشته باشد.

اگرچه در جریان محاکمه‌های مربوط به کودتاء همکاری شریعتمداری در این اقدام مخرب به اثبات رسید؛ اما امام (ره) اجازه بازجوبی و محاکمه آقای شریعتمداری را به مسئولین ندادند. حتی هنگامی که در فروردین ۱۳۶۱ همکاری او در جریان توطئة قطب‌زاده افشا شد نیز امام اگرچه برای آقای محمدی ری­‌شهری وزیر اطلاعات وقت اجازه انجام بازجویی محترمانه جهت تکمیل تحقیقات را صادر نمودند، اما باز هم از محاکمه آقای شریعتمداری صرف نظر شد. با این حال لازم دیده شد که با انجام اقدامات امنیتی و کنترلی بیشتر بر وی، از ارتباط‌گیری‌های آتی او با عوامل مخرب جلوگیری به عمل آید.

شریعتمداری تا پایان عمر یعنی فروردین ۱۳۶۵ که به علت سرطان کلیه درگذشت، در انزوا بود.

امروز دیگر شریعتمداری فقط به عنوان یک عبرت و تجربه تلخ در مورد عواقب دنیازدگی و جاه طلبی روحانیت مطرح است. مرحوم آیت الله مشکینی درباره شریعتمداری می‌گوید: «من بیست سال است که این آدم را می‌شناسم. این آدم تقوی نداشت از روز اول. این آدم عدالت نداشت. این آقا آنقدر حب ریاست داشت که اگر در راه حب ریاستش هزارها تومان، میلیون‌ها تومان، سهم امام مصرف می‌شد، تلف می‌شد، این آقا حاضر بود تلف بشود، نامش را به خوبی ببرند. چندین انسان تلف بشوند، خون‌ها ریخته شود ولی این آقا به یک مقام بالاتر برسد … به خدا از روز اول، وجود این مرد، چوب لای چرخ این انقلاب بود.»

 

منبع: کتاب بازگشت از نیمه راه –علی الفت پور

 

در شماره قبل خواندیم:

تثبیت مرجعیت آیت الله شریعتمداری با حمایت رژیم پهلوی