شناخت دقیق جریان‌ها مانع اصلی انحراف




 

آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی در مورد احزاب، جریان‌ها و جناح‌ها نظرات و ملاحظات گوناگونی دارند که تاکنون کار تخصصی در این باره انجام نگرفته است. از این رو سلسله مقالاتی با عنوان کلی جریان شناسی از منظر رهبری مورد بررسی قرار می‌گیرد تا بخشی از مسائل مربوط به این حوزه حل و فصل گردد. منبع اصلی بیانات استفاده شده در این مقالات از وبگاه [khamenei.ir] یا دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه‌ای است


شناخت جریان‌ها

همانطور که گفته شد آگاهی از زمانه، اتفاقات، تحولات و جریان‌ها می‌تواند مانند چراغی، روشنی بخش اتفاقات دیگر باشد و از انحراف جلوگیری کند. آیت‌الله خامنه‌ای در این مورد می‌فرمایند: عالمِ معلمی که جماعتی از او استفاده می‌کنند، اگر به زمان خود عالم نباشد، دچار مشکلات خواهد شد. «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللّوابس» کسی که زمانه را می‌شناسد، یعنی وقتی اوضاع و احوال محیط خود و محیط پیرامونی‌اش و محیط جهان را می‌داند و می‌فهمد جریان‌های گوناگون جهانی کی‌هایند، کجایند، اهدافشان چیست، چه‌جور با هم مواجه می‌شوند، دچار اشتباه نمی‌شود؛ در قضایای گوناگون، قضاوت اشتباه نمی‌کند و دچار اشتباه نمی‌شود. این آشنائی، برای همه لازم است؛ برای روحانی هم لازم است، برای دانشگاهی هم لازم است؛ برای معلم حوزه هم لازم است، برای معلم دانشگاه هم لازم است؛ این یک چیز مهمی است. وقتی انسان جریانات گوناگون را می‌شناسد، می‌تواند پدیده‌ها را استنتاج کند، که این پدیده چیست، چه شد که این اتفاق افتاد، در تحلیل، دچار خطا و اشتباه نمیشود.[۱] بنابراین شناخت جریان‌ها، احزاب و جناح‌ها بسیار اهمیت دارد.

ایشان در جایی دیگر می‌فرمایند: اینهایى که بصیرت ندارند – مثل این بیچاره‌هایى که در فتنه گرفتار شدند – مثل کسانى‌اند که در تاریکى شب، در مه غلیظ، در غبار می‌خواهند مخالفى را، دشمنى را بزنند؛ خب نمی‌داند دشمن کجاست؛ یکى از اوّلین شرایط جنگ‌هاى نظامی، اطّلاعات است؛ بروید اطّلاع کسب کنید و ببینید دشمن کجاست. اگر بدون اطّلاع رفتید، شما ممکن است جایى را بزنید که دوست آنجاست؛ کسى را بزنید که با شما دشمن نیست و به دشمن کمک کنید؛ گاهى این‌جورى می‌شود. اگر بصیرت نبود، می‌شود این؛ شبهات، نادانى‌ها و نفهمى‌ها به کسى که عالِم به زمان خود است، هجوم نمى‌آورند؛ می‌فهمد چه‌کار باید بکند. اگر این نبود، مشکل به‌وجود خواهد آمد، حتّى اگر آن احساس مسئولیّت هم باشد.[۲]

بنابراین از منظر رهبری شناخت جریان‌ها، آگاهی از زمانه و به‌دست آوردن اطلاعات، بصیرت، تحقیق و زحمت کشیدن غیر از اهمیت وافر، ضرورت نیز دارد.

همچنین داشتن تحلیل سیاسی برای اقشار مختلف در یک جامعه نیز بسیار می‌تواند ضروری باشد وگرنه باعث شکست جبهه خودی می‌گردد. رهبر معظم انقلاب در این مورد می فرماید: تحلیل سیاسی به شکل صحیح و پروراننده‌ ذهن، چیز بسیار مهمی است؛ ذهن باید پرورانده شود. دوران دشوار هر انقلابی آن دورانی است که حق و باطل در آن ممزوج گردد. ببینید امیر‌المؤمنین از این می‌‌نالد: «و لکن یُؤخذ مِن هذا ضغثٌ و مِن هذا ضغثٌ فیمزجان فهنالک یستولی الشّیطان علی اولیائه». در دوران پیامبر، این‌‌طوری نبود. در دوران پیامبر، صفوف، صفوف صریح و روشنی بود. آن طرف، کفار و مشرکان و اهل مکه بودند؛ کسانی بودند که یکی‌‌یکی مهاجرین از این‌‌ها خاطره داشتند: او من را در فلان تاریخ زد، او من را زندانی کرد، او اموال من را غارت کرد؛ بنابراین شبهه‌‌یی نبود. یهود بودند؛ توطئه‌‌گرانی که همه‌‌ اهل مدینه از مهاجر و انصار با توطئه‌‌های آن‌‌ها آشنا بودند. جنگ بنی قریظه اتفاق افتاد، پیامبر دستور داد عده‌‌ کثیری آدم را سر بریدند؛ خم به ابروی کسی نیامد و هیچ‌‌کس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنه‌‌ی روشنی بود؛ غباری در صحنه نبود. این‌‌طور جایی، جنگ آسان است؛ حفظ ایمان هم آسان است؛ اما در دوران امیر‌المؤمنین، چه کسانی در مقابل علی (ع) قرار گرفتند؟ خیال می‌‌کنید شوخی است؟ خیال می‌‌کنید آسان بود که «عبد الله بن مسعود»، صحابی به این بزرگی بنا به نقل عده‌‌یی جزو پابندهای به ولایت امیر‌المؤمنین نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همین «ربیع بن خثیم» و آن‌‌هایی که در جنگ صفین آمدند گفتند ما از این قتال ناراحتیم، اجازه بده به مرزها برویم و در جنگ وارد نشویم، در روایت دارد که «من اصحاب عبد الله بن مسعود»! اینجاست که قضیه سخت است.

وقتی غبار غلیظ‌تر می‌‌گردد، می‌‌شود دوران امام حسن؛ و شما می‌‌بینید که چه اتفاقی افتاد. باز در دوران امیر المؤمنین، قدری غبار رقیق‌‌تر بود؛ کسانی مثل عمار یاسر – آن افشاگر بزرگ دستگاه امیر المؤمنین- بودند. هرجا حادثه‌‌یی اتفاق می‌‌افتاد، عمار یاسر و بزرگانی از صحابه‌‌ پیامبر بودند که می‌‌رفتند حرف می‌‌زدند، توجیه می‌‌کردند و لااقل برای عده‌‌یی غبارها زدوده می‌‌شد؛ اما در دوران امام حسن(ع)، همان هم نبود. در دوران شبهه و در دوران جنگ با کافر غیر صریح، جنگ با کسانی که می‌‌توانند شعارها را بر هدف‌های خودشان منطبق کنند، بسیار بسیار دشوار است؛ باید هوشیار بود. البته بحمد اللّه ما هنوز در چنان دورانی نیستیم. هنوز صفوف روشن است؛ هنوز خیلی از اصول و حقایق، واضح و نمایان است؛ اما مطمئن نباشید که همیشه این‌‌گونه خواهد بود. شما باید آگاه باشید. شما باید چشم بصیرت داشته باشید. شما باید بدانید بازویتان در اختیار خداست یا نه. این، بصیرت می‌‌خواهد؛ این را دست کم نگیرید.

من یک وقت در دوران زندگی تقریباً پنج ساله‌ حکومت امیرالمؤمنین(علیه الصّلاةوالسّلام) و آنچه که پیش آمد، مطالعات وسیعی داشتم. آنچه من توانستم به عنوان جمع‌بندی به دست بیاورم، این است که «تحلیل سیاسی» ضعیف بود. البته در درجه‌ی بعد، عوامل دیگری هم بود؛ اما مهمترین مسأله این بود. و الّا خیلی از مردم هنوز مؤمن بودند؛ اما مؤمنانه در پای هودج امّ‌المؤمنین در مقابل علی(ع) جنگیدند و کشته شدند! بنابراین، تحلیل غلط بود. موضع خود را شناختن و در آن قرار گرفتن، هوشیاری سیاسی، شمّ سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی – البته به دور از ورود در دسته‌بندی‌های سیاسی – خودش یکی از آن خطوط ظریفی است که من در پیام هم به شما عرض کردم؛ امام هم که مکرر در مکرر فرموده بودند.[۳]

اصطلاحات و مفاهیمی در مورد جریان‌ها و احزاب وجود دارد که باید با آنها آشنا شد. این مفاهیم عبارت اند از:

چیستی جریان؟

جریان عبارت از تشکل، جمعیت و گروه اجتماعی معینی که علاوه بر مبانی فکری، از نوعی رفتار ویژه اجتماعی برخوردار است. بنابراین اندیشه نظام‌مند یک شخصیت علمی که به صورت تشکل اجتماعی ظاهر نشده، جریان نامیده نمی‌شود. پس اجتماعی بودن و داشتن جمعیت یک تشکل از ویژگی‌های مهم یک جریان اجتماعی به شمار می‌آید. اندیشه مشخص، رفتار معین و مرتبط با آن اندیشه، ویژگی دیگر جریان‌های اجتماعی است. جریان‌های اجتماعی حداقل به چهار دسته جریان‌های فکری، جریان‌های فرهنگی، جریان‌های سیاسی و جریان‌های اقتصادی تقسیم پذیرند.

بیشتر تاثیرگذاری جریان‌های فکری، در حوزه فکری است و ابزارشان ایراد سخنرانی، گفت‌وگو، نشست، جلسه و حلقه فکری است.

جریان های فرهنگی بیشتر از حوزه فکری، به فعالیت در حوزه فرهنگی و تبلیغی می‌پردازند و رفتارها را کنترل و هدایت می‌کنند. ابزار این گروه بیشتر رسانه‌ها، مطبوعات، کتب، مجلات و فضای مجازی است.

جریان‌های سیاسی، تشکیلاتی هستند که رویکردشان سیاسی و مربوط به گرفتن قدرت یا تاثیرگذاری بر قدرت است.

جریان‌های اقتصادی رویکرد اقتصادی داشته و زمینه فعالیت‌های اقتصادی به منظور کسب بهره و سود را برای گروه‌ها فراهم می کنند.

البته به همه این جریان‌ها می‌توان جریان فکری اطلاق نمود زیرا هر کدام از این جریان‌های اجتماعی، دارای روش فکری خاص خود است و به لحاظ اجتماعی دارای مرجعیت اجتماعی و اثرگذاری در جامعه است اما آنچه این جریان‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد، رویکرد و زمینه فعالیت و تاثیرگذاری آنهاست.

چیستی جریان شناسی؟

جریان شناسی عبارت است از شناخت منظومه و گفتمان، چگونگی شکل گیری، معرفی مؤسسان و چهره‌های علمی و تاثیرگذار در گروه های فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی. حاصل سخن آنکه هر جریان اجتماعی به لحاظ فکری دارای اندیشه ای خاص در عرصه‌های هستی شناختی و انسان شناختی و معرفت‌شناختی است و به لحاظ اجتماعی دارای مرجعیت اجتماعی و اثرگذاری در جامعه است به گونه ای که جمعی از مردم پیروان آن به شمار می‌آیند.[۴]

جریان سیاسی، فراتر از حزب، جناح و جبهه است. پدیده‌ای است پویا و زنده که از یک دین و آئین، مکتب یا ایدئولوژی برخوردار بوده، در زمان مشخصی پدیدار گشته و رشد و نمو داشته، سپس حوزه‌های ملی یا فراملی را در نوردیده، بر نیروهای اجتماعی، قدرت و سیاست تاثیر می‌گذارد.

یک جریان سیاسی شامل چندین گروه، حزب، جناح و تشکل است که از نظر اعتقادی، فکری، سیاسی، ایدئولوژی، اهداف و روش‌های مبارزه سیاسی باهم دارای اشتراکاتی می باشند و در مواقع انتخابات و تحولات سیاسی مهم ممکن است موضع گیری کرده یا نامزد و یا نامزدهایی به مردم معرفی کنند.

جریان فکری سیاسی دارای مبدأ یا منشأ، مسیر یا بستر و مقصد یا هدفی است که در آن روان است. اهداف یک جریان تسلط بر حاکمیت سیاسی در یک جامعه و استقرار ارزش‌ها و نظام سیاسی مورد نظر خود است. بنابراین جریان سیاسی با جناح و حزب و گروه و … متفاوت است و نباید اشتباه گرفته شود.

حزب و جناح چیست؟

حزب، سازمان سیاسی است که از همفکران و طرفداران یک آرمان تشکیل شده است و با داشتن تشکیلات منظم، برنامه‌های سیاسی کوتاه مدت و دراز مدتی را برای نیل به آرمان‌های مصوب در حزب طرح‌ریزی می‌کند. حزب تشکلی حقوقی و ثبت شده است که از افراد مشخصی تشکیل شده و رهبری مرکزی دارد.

جناح، مجموعه گروه‌ها و احزاب مختلفی است که برای مدتی کوتاه یا بلند گرد هم می‌آیند و به منظور رقابت یا کسب قدرت سیاسی فعالیت می‌کنند. جناح با حزب تفاوت‌هایی دارد. جناح بر خلاف حزب ماهیت رسمی نداشته، حقوقی نیست و در جایی ثبت نشده است. دارای شعب مختلف در سراسر کشور نیست و رهبری مشخص ندارد. می تواند در کوتاه مدت و یا دراز مدت مواضع خود را تغییر دهد. جناح صرفاً نوعی تفکر سیاسی است. ممکن است تفکر برخی جناح‌ها نیز مخفی باشد که با بررسی و تحقیق‌های مختلف می‌توان به آن پی برد.

 

 

 

 

 


 

[۱] . بیانات ۲/۶/۱۳۹۰

[۲] . بیانات ۶/۹/۱۳۹۳

[۳] . بیانات ۱۳۷۰/۰۶/۲۷

[۴] . خسروپناه، جریان شناسی فکری ایران معاصر، ص۹