جریان تجدیدنظر طلب در عقاید شیعه (قسمت سوم)

شیخ ابراهیم زنجانی از صدور حکم اعدام شیخ فضل الله نوری تا تاثیرپذیری از وهابیت


شیخ ابراهیم زنجانی، از زمره دانش‌آموختگان حوزه دینی نجف، و واعظان زنجان در عصر قاجار است که داراي شخصيتي نامتوازن و سرشار از افراط‌ها و تفريط‌هاست، وی ابتدا به سنت معمول طلاب و عالمان دین، از انجام فرائض و حتی مستحبات دینی غافل نبود اما به مرور دچار استحاله فکری گردید و در کسوت روحانيت به همسويي با عناصر دين‌ستيز در عرصه سياست و اجتماع پرداخت و حتی زمينه اعدام شيخ فضل‏الله‏ نوري و تبعید ملا قربانعلي زنجاني را نیز فراهم ساخت.

 

اشاره: وقتی‌ که‌ با چراغ‌ تاریخ‌نگری‌ به‌ سراغ‌ بعضی‌ شخصیت‌ها می‌رویم، و به‌ جست‌وجو در زوایای‌ زندگی‌ و روزگارشان‌ می‌پردازیم، سررشته‌هایی‌ به‌ دستمان‌ می‌آید که‌ ای‌بسا به‌ هزاردستان‌ و هزارتوهایی‌ منتهی‌ می‌شود، که‌ انتظارش‌ را نداشته‌ایم. به‌ویژه، بازیگران‌ عصر مشروطه‌ در گردوغبار غلیظی‌ از جریانات‌ پیدا و پنهان‌ فرو رفته‌اند که‌ دستیابی‌ به‌ تصویر کاملا شفاف‌ و روشنی‌ از بسیارشان‌ به‌ حقیقت‌ دشوار است. شیخ ابراهیم زنجانی، از زمره دانش‌آموختگان حوزه دینی نجف، و واعظان زنجان در عصر قاجار است که در برهه‌هایی از تاریخ مشروطیت نیز نقشی بارز ایفا کرده است. در اين یادداشت به اجمال به معرفي شيخ ابراهيم زنجاني می‌پردازیم.


شیخ ابراهیم زنجانی

شیخ ابراهیم زنجانی فرزند محمد هادی زنجانی، در تاریخ دهم ذیحجه ۱۲۷۲ه.ق. در سرخه دیزج از توابع زنجان به دنیا آمد. او در ۸ سالگی وارد مکتب خانه شد و در ۱۶ سالگی(۱۲۸۸ق) پدرش را از دست داد؛ او پس از فوت پدر به کار مکتب داری مشغول شد و در همین ایام به زن بیوه‌ای دل بست و خاطره آن را که گفته‌ می‌شود به کامیابی پنهان نیز کشیده شد تا پایان عمر از یاد نبرد.(۱) زنجانی پس از آن دو بار ازدواج کرد؛ حاصل ازدواج اول چند پسر و دختر با روحیات و اعتقاداتی به طور آشکار دینی بود؛ و به همین دلیل این فرزندان از پدرشان که در نیمه دوم عمرش از دینداری رویگرداند، دلِ خوشی نداشتند. حتی گویا مردم زنجان هم به این اختلاف فکری و عقیدتی بین پدر و فرزند توجه داشتند و از این رو پسرش محمد را محمد بن ابی بکر خطاب می‌کردند!(۲) اما فرزندان مربوط به ازدواج دومش همچون پدرشان دارای اعتقادات دینی محکمی نبودند به عنوان مثال دو دختر وی از این ازدواج، از پیشگامان کشف حجاب در دوران پهلوی بودند.(۳) با شروع نهضت مشروطیت، زنجانی در جبهه مشروطه‌خواهان غربگرا قرار گرفت و چند بار به وکالت مجلس رسید. در مشروطه دوم در نقش دادستان محکمه شیخ فضل الله نوری ظاهر شد و این عالم بزرگ را به اعدام محکوم نمود. در نهایت، زنجانی در ۱۰ آذر۱۳۱۳ از دنیا رفت.(۴)

 

ويژگي‌هاي شخصيتي-اعتقادي شیخ ابراهیم زنجانی

زنجانی در ابتدای دوران تحصیل در نجف و دوران اولیه بازگشت به زنجان، فردی در ظاهر همسو با افکار روحانیت اصیل بود؛ او در نیمه اول زندگی که برای تحصیل به نجف اشرف رفته بود، به سنت معمول طلاب و عالمان دین، از انجام فرائض و حتی مستحبات دینی غافل نبود(۵) اما به مرور دچار استحاله فکری گردید و در کسوت روحانيت به همسويي و همدلي با عناصر دين‌گريز و بويژه دين‌ستيز در عرصه سياست و اجتماع پرداخت و حتی زمينه اعدام بزرگترين روحاني مشهور تهران (شيخ فضل‏الله‏ نوري) و تبعید منجر به فوت عالم بزرگ زنجان، ملا قربانعلي زنجاني را نیز فراهم ساخت!(۶) برخی از ویژگی‌های شخصیتی و عقیدتی زنجانی در این دوره عبارتند از:

 

۱- خود شیفتگی و غرور

برخی محققان، شيخ ابراهيم را فردی با روحیه تکبر و خودشیفتگی توصیف نموده‌اند؛ روحیه‌ای که «تا واپسین روزهای زندگی در نوشته‌هایش بازتاب داشت».(۷)

 

۲- دو گانگی و عدم توازن در شخصیت

زنجاني در ابتدا به شاهان قاجار اراده مفرط داشت و از آنان تعريف و تمجيد فراوان مي‌نمود تا آنجا كه قاتلِ ناصرالدين شاه را با ابن ملجم برابر مي‌دانست!

زنجاني داراي شخصيتي نامتوازن و سرشار از افراط‌ها و تفريط‌هاست؛ به عنوان مثال وی در ابتدای دوران جوانی برای مدتی به رهبانیت و ترک علائق دنیوی روی آورد؛ او خود در ذکر خاطراتش از این دوره می‌نویسد که وی روزی تصمیم گرفت «به کلی ترک علائق کرده، عیال را طلاق داده، در گوشه‌ای یا با سیاحت تنها، یا با ریاضت و عبادت» بقیه عمر را به اتمام رساند.(۸) اما همین شخصیت در نیمه دوم عمر، بشدت آلوده دنیا و مطامع دنیوی شد. همچنین او در ابتدا به شاهان قاجار اراده مفرط داشت و از آنان تعريف و تمجيد فراوان مي‌نمود تا آنجا كه قاتلِ ناصرالدين شاه را با ابن ملجم برابر مي‌دانست! لكن همين كه پرونده سلطنت سلسله قاجار بسته شد، لب به انتقاد و بدگويي از آنان گشود؛ او در حالي كه در دوران مشروطه خواستار حذف نقش جدي شاه در امور كشور و تفويض اختيار مطلقه به مجلس و كابينه بود، در دوران احمد شاه از ديكتاتوري و اقتدار مطلقه شاه حمايت مي‌كرد؛(۹) در دوران رضاخان، از ارسال نامه‌های کرنش‌آمیز به وی ابایی نداشت و… .(۱۰) اين دوگانگي در افکار و رفتار، حكايت از آن داشت كه وي فاقد جوهري استوار و مقاوم در شخصيت خويش بود. زنجانی پس از اعلام برائت آخوند خراساني از سيد حسن تقي‌زاده، به دفاع از این يار ديرينش برخاست و با استهزا و تخطئه حكم آخوند خراساني، تلويحاً وي و آیت الله مازندراني را “علماي سوء” خواند!(۱۱) در همین راستا می‌توان دشمنی او را با سایر علمای دین مانند شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس مورد تاکید قرار داد. حسين مكي در بررسی اين سؤال كه علت نفرت ابراهيم زنجاني از مدرّس چيست و چرا او هيچ گاه اسم مدرّس را به تنهايي به كار نمي‌برد و هميشه باید يك فحش به آن اضافه کند، مي‌نويسد: «دو نفر با مدرّس خيلي مخالف بودند؛ حاج ميرزا يحيي دولت‌آبادي و شيخ ابراهيم زنجاني…»(۱۲)

 

۳-گرایش به اندیشه‌های وهابی و سلفی

زنجانی به مرور از آيين تشيّع و مباني وآموزه‌هاي آن فاصله گرفت و با تاثیرپذیری از افکار شبه وهابی در ایران، با این جریان همراه شد.

 

برخی دیدگاه‌های او در این زمینه عبارتند از:

 

۱-۳٫توهین به علمای شیعه؛

زنجانی با گرفتار شدن در دام برخی از آراء وهابیت، از این موضع به مقابله با عقاید تشیع برخاسته و علمای شیعه را مورد اهانت قرار می‌دهد. وی در یکجا علمای شیعه را افرادی ریاست طلب توصیف می‌کند که «در طول قرن‌ها، بیهوده بر سر مساله خلافت و امامت با اهل سنت به نزاع برخاسته‌اند»!(۱۳) او در توصیف عملکرد علما و روحانیون شیعه در عباراتی موهن می‌نویسد:

… هر چه خواستند… گفتند و قرآن و احادیث وارده نامجعول را بر طبق آنچه خواستند معنا دادند… بر نفع هر چه خواستند، بر ضرر هر چه خواستند، مغز و دل و فکر عموم [را] انباشتند… حقایق را زیر هزاران پرده اوهام مستور نمودند، بر دین و شرع هرچه خواستند کاستند یا افزودند… راه علم و فکر و تعقل و تدبر و… ترقی افکار را بستند… .(۱۴)

 

۲-۳٫شرک خواندن توسل به ائمه

زنجانی همانند وهابیون معتقد است کسانی که به پیامبر و ائمه علیهم السلام متوسل می‌شوند و آنان را واسطه‌های فیض در تکوین می‌دانند، مشرک و بت پرست می‌باشند؛ ادعا می‌کند انبیاء و اولیای الهی نقشی جز پیام رسانی برای مردم نداشته‌اند و امتیاز و برتری دیگری بر سایرین ندارند و …؛ او می‌نویسد:

قطعا اسلام، انبیاء و وسایط میان خلق و خالق را فقط به این صفت معرفی کرده که جز از پیک بودن و پیغام رساندن و اوامر و نواهی حق را به مردم رسانیدن و مردم را از حق و باطل و مطلوب و مبغوض آگاه گردانیدن، امتیازی ندارند و هرگز واسطه تکوین و مقدرات نیستند و مداخله در حوادث کَون ندارند…(۱۵) انبیاء وسایط تبلیغ احکام الهیه هستند و واسطه در تکوینیات نیستند…(۱۶) هیچ واسطه فیضی میان خدا و خلق نیست؛… .(۱۷)

 

۳-۳٫تمسخر زیارت ائمه و بیهوده خواندن آن

یکی از موارد حمله به باورها و سنت‌های ملی-اسلامی تشیع از سوی زنجانی، تمسخر زیارت ائمه و بیهوده خواندن آن می‌باشد. به عنوان نمونه وی در کتاب خاطراتش، عمل زیارت و عملکرد زائران و روحانیون و خدام شریف بارگاه ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را این گونه مورد تهاجم قرار می‌دهد:

… بازیگری، مفتخوری و آدم فریبی و خرافات و گردن کلفتی و طماعیِ آخوندی را باید در آنجا [بارگاه علی بن موسی الرضا(ع)] دید…عایدات حضرتی اگر درست جمع شود… یک میلیون تومان بیشتر می‌شود. این یک میلیون که لااقل یک میلیون هم هر ساله زوار و آیندگان صرف می‌کنند، کلا برای تقویت خرافات و اوهام و تکثیر اشرار مفتخوار و گدایی و دزدی و خیانت و دروغ و فسق و فجور و آدم فریبی می‌شود. بیش از ده هزار نفس بیکار مفتخوار به نام خدام و نام‌های مختلف از بیکاری به اعمال بد و افکار بی معنی مشغول… .(۱۸)

وی عشق مردم ایران به اهل بیت(ع) را نتیجه تبلیغات حساب شده جمعی طالبان جاه و مقام توصیف می‌کند که با بالا بردن مقام امامان، در اصل خواسته‌اند قداست و مرجعیتی برای خود دست و پا کنند و با وادار ساختن خلق به تعظیم و تکریم امامان و نذر و توسل به ساحت ایشان، جیب خود را پر سازند!(۱۹)

در این زمینه همچنین می‌توان به بسیاری از خاطراتی که از سوی برخی افراد هم عصر شیخ ابراهیم زنجانی نقل شده اشاره کرد، در یکی از این خاطرات که از مرحوم رضا مغازه‌ای نقل شده، آمده است که روزی شیخ ابراهیم زنجانی از مرحوم آیه الله حاج شیخ غلامحسین اصولی -از علمای زنجان- که در مسیر زیارت امام رضا(ع) وارد تهران شده بود پرسید برای چه به تهران آمده‌ای؟ ایشان پاسخ داد : آمده‌ام تا به زیارت حضرت رضا(ع) مشرف شوم. زنجانی گفت: بیکارید هی می‌روید این طلا و نقره را بی‌خودی می‌بوسید…؟(۲۰)

 

۴-۴٫توهين به مجالس عزاداري و روضه خواني

جوانک با دیدن شیخ و به گمان این که لابد او نیز همچون دیگر عالمان، این پیشه را سخت مکروه می‌دارد، به مخفی ساختن تنبک پرداخت که ناگهان بانگ وی برخاست که نه! نه! بیا جلو! و تنبک را بنواز! این تنبکِ تو [نعوذ بالله] از منبر و روضه سید محمد بهتر است!

در یکی دیگر از خاطر‌اتی که در مورد شیخ ابراهیم زنجانی از آیه الله حاج آقا عزالدین نقل شده آمده است:

شیخ ابراهیم، از طایفه رهبری‌های زنجان همسر گزید؛ حاج هاشم رهبری –که از بزرگان آن طایفه و شخصا فردی متدین بود- نقل می‌کرد: همراه شیخ ابراهیم، با درشکه از تهران به زنجان می‌آمدیم که در خرم دره –واقع در ده فرسخی زنجان- با جوانی مطرب و تنبک به دست روبرو شدیم؛ جوانک با دیدن شیخ و به گمان این که لابد او نیز همچون دیگر عالمان، این پیشه را سخت مکروه می‌دارد، به مخفی ساختن تنبک پرداخت که ناگهان بانگ وی برخاست که نه! نه! بیا جلو! و تنبک را بنواز! این تنبکِ تو [نعوذ بالله] از منبر و روضه سید محمد بهتر است!(۲۱)

مراد زنجانی از “سیدمحمد” آیه الله سید محمد موسوی زنجانی، از علمای معروف زنجان بود که در ابتدا از حامیان مشروطه و در جبهه شیخ ابراهیم زنجانی بود اما بعد با آشکار شدن چهره حقیقی شیخ ابراهیم، به مخالفان وی تبدیل شد.

شیخ ابراهیم زنجانی در سال‌های پایانی عمر به انتشار آثاری پرداخت که غالبا هیچ سنخیتی با جایگاه روحانیت شیعه نداشت؛ ترجمه رُمان‌های کاپیتان پانزده ساله، برادر خائن، یهودی سرگردان، و تالیف رساله‌های شهریار هوشمند و راه زندگانی، و همچنین آثاری در نقد مبانی تشیع حاصل کار وی در این دوران می‌باشد.(۲۲)

 

حجت الاسلام والمسلمین محمد ملک‌زاده

 

در شماره قبل خواندیم:

شیخ هادی نجم‌آبادی روحانی تأثیرگذار بر جریانات انحرافی در تاریخ معاصر ایران

احمد کسروی یک نمونه افراطی از منتقدین عقائد و آداب و رسوم شیعه بود

 

پی‌نوشت:

  1. عبدالله شهبازی، زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایران، مندرج در: مجله زمانه، سال۲، ش۱۰، ص۱۳٫

۲٫علي ابوالحسني، شيخ ابراهيم زنجاني، زمان، زندگي، خاطرات، تهران، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، ۱۳۸۴، ص۱۶-۱۷٫

۳٫همان، ص۳۳-۳۴٫

۴٫همان، ص۳۰۷٫

۵٫رک؛ خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، به اهتمام میرزا غلام حسین صالح، تهران، انتشارات کویر، ۱۳۷۹، ص۱۵-۱۸٫

۶٫رك؛ علي ابوالحسني، سلطنت علم، دولت فقر، سيري در زندگاني، افكار و مجاهدات حجةالاسلام ملّاقربانعلي زنجاني، قم، انتشارات اسلامي، ۱۳۷۴٫

۷٫عبدالله شهبازی، زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی؛ پیشین، ص۱۳-۱۴٫

۸٫رک؛ خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، ص۱۸٫

۹٫علي ابوالحسني، شيخ ابراهيم زنجاني، زمان، زندگي، خاطرات، ص۳۵-۴۴٫

۱۰٫همان، ص۲۸۸-۲۹۰٫

۱۱٫ایرج افشار، اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی‌زاده، تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۵۹، ص۳۳۶-۳۴۳٫

۱۲٫همان، ص۲۴۷٫

۱۳٫همان، ص۲۹۳-۲۹۴٫

۱۴٫خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، ص ۶۲-۶۳٫

۱۵٫همان، ص۳۰٫

۱۶٫همان، ص۷۸٫

۱۷٫همان، ص۵۳ و ۷۷٫

۱۸٫همان، ص۱۷۲٫

۱۹٫همان، ص۵۴-۵۷٫

۲۰٫علي ابوالحسني، شيخ ابراهيم زنجاني، زمان، زندگي، خاطرات، ص۳۲۶٫

  1. همان، ص۳۲۳-۳۲۴٫
  2. عبدالله شهبازی، زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی؛ پیشین، ص۱۶٫