شیطان پرستی و عوامل ورود آن در ایران




 



شيطان‌گرايان (سيطنيسم)
انواع شيطان‌پرستي را مي توان در دو دسته تقسيم‌بندي کرد:

الف: شيطان‌پرستي سنتي

‌اين‌گونه شيطان‌پرستي از قديم‌الايام در بين برخي از انسان‌ها وجود داشته، در‌ ايران نيز در ميان فرق مختلف، «اهل حق» با شدت و ضعف، چنين عقايدي‌ داشته‌اند. يکي از عقايد اهل حق، نيک ديدن همه چيز است؛ آنان معتقدند، هر وجود مفيد و محترمي ‌را به هر اسم و رسمي، به هر وضعيت و کيفيتي و در هر مرتبه و مقامي است، به همان تناسب بايد نيک شمرد و احترام نمود. شيطان نيز از اين قاعده مستثني نيست و لذا بايد براي او هم احترام قائل بود. همان‌طور که اشاره شد، احترام به شيطان بين فرق مختلف اهل حق، شدّت و ضعف دارد. در ايران اين مسأله در بين کُردهاي اهل حق، بيشتر از ديگر مناطق است. احترام به شيطان در حقيقت، خود يکي از دام‌هاي شيطان است و او عده‌اي را از اين طريق گمراه مي‌کند.

ب: شيطان‌پرستي مدرن

اين نوع از شيطان‌پرستي، جديد است و سابقه چنداني ندارد. شيطان‌پرستي مدرن، لزوماً به شيطان خارجي اعتقاد ندارد اما ناخودآگاه به بندگي او سر سپرده و از او فرمان مي‌برد. چرا که شيطان‌پرستي مدرن، عمدتاً به دنبال هواي نفس است که خود، مظهر شيطان دروني و از جنود شيطان برون است. شيطان‌پرستي مدرن، مذهب انسان‌هاي مسخ شده‌اي است که هدف متعالي زندگي را انکار مي‌کنند؛ در زندگي بيشتر بر اصل لذت جويي تاکيد دارند و کامل‌ترين لذت را نيز «لذت جنسي» مي‌دانند، چيزي که نداي شيطان دروني است.

زمينه‌هاي پيدايش شيطان‌پرستي

زمينه‌هاي پيدايش شيطان‌پرستي مدرن را بايد در تمدن جديد غرب جستجو کرد، چرا که تمدن غرب از پاسخگويي به بسياري از نيازهاي معنوي انسان ناکام است. معنويت يکي از نيازهاي اصيل انسان است و لذا گرايش فطري بدان دارد. برخي از غربيان که خود از فريب‌خوردگان شيطان و جنود او هستند، از گرايش انسان‌ها به اديان الهي وحشت داشتند. لذا براي جلوگيري از اين کار به فرقه‌سازي روي آوردند تا حدي که به گفته دکتر حسينعلي قاسم‌زاده، مدير کل شوراي فرهنگ عمومي کشور، در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان لرستان در بهمن ماه سال ۱۳۸۹، در سخناني با اشاره به ‌ايجاد بيش از دو هزار و ۵۰۰ فرقه جديد در سه دهه گذشته، اظهار داشت: به صورت ميانگين در اين سه دهه، در هر دو هفته دو فرقه در دنيا ‌ايجاد شده است.[۱]

يكي از اين فرقه‌ها كه خود داراي اشكال مختلفي است، شيطان‌پرستي مي‌باشد كه نزديكي بسيار زيادي با جادوگري[۲] دارد. اين تفکر انحرافي موفق شده است، جوانان بسياري را در سطح دنيا جذب خود نمايد.

بنيان‌گذار شيطان‌پرستي مدرن

بنيان‌گذار شيطان‌پرستي، ادوارد الکساندر کراولي معروف به آليستر کراولي[۳] است. وي در ۱۲اکتبر سال ۱۸۷۵ميلادي، در انگلستان متولد شد. او که جادوگري مشهور بود، با نوشتن کتاب «شريعت ليبرال» اين فرقه را بنيان گذاشت. مهمترين اصل اين کتاب، تأکيد بر خواهش‌هاي نفساني انسان است. بعد از وي آنتوان شزاندر لاوِي[۴]‏ متولد ۱۱ آوريل ۱۹۳۰ م. در شيکاگو است. وي مؤسس و کاهن اعظم «کليساي شيطان»[۵] و نويسنده کتاب «انجيل شيطاني» و بنيان‌گذار شيطان‌پرستي لاويي است.

ارکان شيطان‌پرستي

مهم‌ترين ارکان شيطان‌پرستي در امور زير خلاصه مي‌شود.

اول: انسان‌گرايي
‌اين‌كه «محور و مركز عالم، انسان است»، مسأله خاص شيطان‌پرستان نيست، بلکه تفکر حاکم بر نوع انسان‌هاي موجود در غرب مدرن است که از عصر رنسانس به يادگار مانده است. در تفکر حاکم بر غرب امروز، بشر جاي خدا را مي‌گيرد و اوست که به جاي خدا، محور هستي مي‌شود. پس بايد به دنبال کسب رضاي انسان بود، نه کسب رضاي الهي.

دوم: پوچ‌گرايي و انکار هدف متعالي زندگي
در دنياي غرب بسياري از انسان‌ها به پوچ‌گرايي رسيده‌اند و زندگي آنان فاقد هدفي متعالي است.

سوم: استفاده ابزاري از اخلاق
براي انسان‌هاي پوچ‌گرا طبيعي است که اخلاقيات بي‌اهميت باشد.

چهارم: مخالفت با دين
دين در صورتي معني پيدا مي‌کند که انسان به خدايي حاکم بر خود قائل باشد که تکاليفي را از او خواسته است اما کسي که محور هستي را انسان مي‌داند و نه خدا، روشن است که به ديني قائل نباشد و با آن مخالفت کند.

پنجم: گناه‌گرايي، سرکشي و ستيزه‌جويي در برابر خدا
گناه‌گرايي، سرکشي و ستيزه‌جويي در برابر خدا و مسائل اخلاقي ازز ويژگي هاي خاص ايشان است. سرسپردگي به شيطان، جز سرکشي در برابر خدا و مسائل اخلاقي نتيجه نخواهد داد.

ششم: لذت‌طلبي و رنج‌گريزي افراطي
ايشان مفهوم زندگي را در لذت و فرار از رنج خلاصه مي‌کنند. هر انسان فاقد هدف متعالي، در اين نقطه متوقف خواهد شد و زندگي را در لذايذ مادي محدود مي‌داند.

هفتم: بي‌بندوباري جنسي
بي‌بند و باري جنسي و خلاصه کردن لذت، در شهوت‌راني و سکس، به عنوان تنها چيزي که به زندگي مفهوم مي‌بخشد. اين نيز در نتيجه طبيعي همان فقدان هدف متعالي خواهد بود.

هشتم: خودکشي براي فرار از رنج
تأکيد بر خودکشي براي فرار از رنج، حتي رنج‌هاي کوچک و سخيفي چون نمره پايين و يا ناکامي ‌در عشق!

مناسک شيطان‌پرستي
مناسک شيطان‌پرستي آيينه تمام‌نماي عقايد و افکار فاسد آنان است که عمده‌ترين آن‌ها چنين است:

موسيقي
يکي از مناسک شيطان‌پرستي، موسيقي خصوصاً‌ نوع «راک اند رول»[۶] است. اين نوع موسيقي به صورت عادي نيز برگزار نمي‌شود، بلکه همراه با خودزني يا ديگ زني و زخمي ‌کردن بدن است و احياناً خوردن خون را نيز به همراه دارد. اصولاً شيطان‌پرستي بيشتر از هر چيزي، خود را در قالب گروه‌هاي موسيقي به جوامع معرفي كرده است.

مواد مخدر
يکي از مناسک شيطان‌پرستان، استفاده از مواد مخدر قوي است. در بين شيطان‌پرستان، مصرف موادي مانند کوکائين و ماري جوانا، به عنوان چيزي که انسان را وارد جهان ارواح مي‌کند، بسيار رايج است.

سکس
سکس و اعمال منافي عفت نيز ديگر مناسک شيطان‌پرستان است. آنان بيش از هر چيزي، به‌ اين عمل مي‌پردازند. حتي موسيقي محبوب آنان که به «راک اند رول» مشهور است نيز بي‌ربط با‌ اين عمل نيست. البته شيطان‌پرستان همين عمل را نيز به صورت عادي انجام نمي‌دهند، بلکه سکس آنان هميشه با خشونت و آزار جنسي همراه است.

سمبل‌ها

شيطان‌پرستان يک سري نماد و سمبل دارند. شناخته‌ترين نمادهاي آنها عبارت است از:

ستاره پنج‌پر
«ستاره پنج‌پر» يا «ستاره جادو»[۷]، اصلي‌ترين نماد شيطان‌پرستي است. اين علامت در مراسم‌هاي مخفيانه (کابالا) و جادوگري براي احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌شود و براي آن‌ها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آن‌هاست.

ستاره پنج پر

ستاره پنج‌پر واورنه و سر بز
سر بز در ميان ستاره پنج‌پَر وارونه[۸]، ستاره پنج‌پَر را نماد ونوس، الهه زيبايي و عشق شهواني زنانه دانسته که سر يک بز (بافومت) نيز در آن قرار گرفته است، چراکه شيطان را سمبل انسان‌محوري و اصالت هوس‌ها و لذت‌طلبي بشر مي‌دانند.

ستاره پنج پر وارونه

عدد شيطان
عدد شيطان يا عدد وحش، همان عدد ۶۶۶ است. شماره وحش و به گفته يوحنا در کتاب «مکاشفات»، عدد شيطان، نشانه دجالي است که با مسيح مي‌جنگد.

آنخ
آنخ[۹] سمبل شهوت‌راني و باروري است. اين نماد به معناي روح شهوت زنان نيز تعبير مي‌شود.‌ اين علامت نيز داراي اشکال مختلفي است.

صليب شکسته
نماد صليب شكسته يا چرخ خورشيد[۱۰]، يك نماد باستاني است كه در برخي فرهنگ‌هاي ديني همچون كتيبه‌هاي برجاي مانده از بودايي‌ها و مقبره‌هاي سلتي و يوناني ديده شده‌است. اين علامت توسط هيتلر به كار رفت،‌ لكن برخي با هدف به سخره گرفتن مسيحيت، اين سمبل را وارد شيطان‌پرستي كردند.

چشم همه‌جا‌نگر
«چشمي که به همه‌جا مي‌نگرد»[۱۱] يکي ديگر از نمادهاي شيطان‌پرستي است. آن‌ها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي‌ها حکومت مي‌کند. اين علامت در پيشگويي‌ها به کار مي‌رود. به اعتقاد آنان جادوها، نفرين‌ها، کنترل‌هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار مي‌کنند. روشنفکران نيز از اين علامت استفاده مي‌کنند. برخي معتقدند، اساس نظم نوين جهاني نيز همين علامت است.

صليب وارونه
«صليب وارونه»[۱۲] ديگر نماد شيطان‌پرستي است. اين نماد، حكايت از «وارونه شدن مسيحيت دارد» و عمدتا استهزا و سخره گرفتن اين دين است. صليب وارونه در شکل گردن‌بندهاي بسياري مشاهده شده است و خواننده‌هاي راك انواع مختلف آن را به همراه دارند.

سمبل هرج و مرج
«هرج و مرج»[۱۳] يکي ديگر از نمادهاي شيطان‌پرستي است. اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين مي‌باشد. به عبارت ديگر «هرچه تخريب‌کننده است، تو انجام بده»؛ اين قانون شيطان‌پرستي است. اين علامت توسط پانک‌ها، هوي متال‌ها و راک‌ها به کار مي‌رود.

سمبل ضد عدالت
«ضد عدالت»[۱۴] نماد ديگر است. تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضد عدالت يا شورش و طغيان مي‌باشد.

نماد احترام
«دست خفاش» يا «کرانادو». اين نماد که تداعي‌کننده پنتاگرام و مانند احترام نظاميان و يا ساير علائم دستي است. شيطان‌پرستان براي ابراز شادي، احترام، سلام، خداحافظي و… از اين علامت استفاده مي‌کنند.

شکل ظاهري شيطان‌پرستان
شيطان‌پرستان به اشکال عجيب و غريبي در ملأ عام ظاهر مي‌شوند که معمولاً از شکل ظاهر انسان‌هاي عادي خارج است. همين امر کافي است تا اثبات کند که شيطان‌پرستي، مذهب انسان‌هاي مسخ شده‌اي است که نه‌تنها از سيرت انسانيت، بلکه از صورت انسانيت نيز خارج شده‌اند.

شيطان‌پرستي در ايران

شيطان‌پرستي در ايران رونق چنداني ندارد. در کشوري مانند ايران، چندان جاذبه‌اي براي ‌اين‌گونه تفکر يافت نمي‌شود اما در عين‌حال چنين نيست که اين تفکر باطل و خرافي هيچ طرفداري نداشته باشد. برخي مستندها که توسط برخي نهادهاي نظام تهيه شده‌اند، بيانگر گرايش برخي جوانان، به‌ويژه جوانان تحصيلکرده به اين تفکر است. اين مسأله را از برخي رفتارها، چهره‌ها، کتاب‌ها و علائم ويژه شيطان‌پرستان که در جامعه است، مي‌توان مشاهده کرد.

برخي گزارش‌ها، حکايت از آن دارد که بيش از ۷۰ فرقه شيطان‌پرستي در کشور فعال هستند.[۱۵] البته آمارهاي غير رسمي اين تعداد را به ۲۰۰ فرقه رسانده‌اند.

شيطان‌پرستي در ايران، مانند بسياري ديگر از تفکرات انحرافي، امري وارداتي است و عمدتاً هم از طريق نمادها و در قالب کليپ‌ها وارد شده است، يا افراد در پارتي‌ها و جشن‌هاي غيرمتعارف جذب اين تفکر شده‌اند. آمارها نشان مي‌دهد که حداقل ۹۰ درصد واردکنندگان محصولات شيطان‌گرايي به کشور، فاقد خانواده سالم هستند. اين گروه‌ها به صورت برنامه‌ريزي شده و هدفمند در حال جذب نيرو هستند.

عوامل ورود شيطان‌پرستي به ايران

عوامل متعددي در ورود شيطان‌پرستي به ايران دخالت داشته‌اند که شناخت آن‌ها نيازمند تحقيقات وسيعي است و از عهده اين مختصر خارج است اما چند عامل شناخته شده عبارتند از:

الف: رواج ميل جوانان به استفاده از موسيقي متاليکا و ساز گيتار (به‌صورت زير زميني و غيرمجاز)

ب: اقدام تأمل‌برانگيز و ناشيانه وزارت ارشاد اسلامي دولت اصلاحات، در صدور مجوز براي گروه‌ها، آلبوم‌ها و کتاب‌هاي اشعار موسيقي متاليکا (هوي متال، بلک متال،گوتيک متال و چند سبک از موسيقي شيطاني متاليکا).

ج: استعمار و شبيخون فرهنگي نيز نقش به‌سزايي در ورود و گسترش شيطان‌رستي در ايرن و در تمام دنيا دارند.

زمينه‌ها وعوامل جذب جوانان

بدون شک جذب افراد و گروه‌ها به يک تفکر خاص، ريشه در يکسري زمينه‌ها دارد. گرايش برخي جوانان ايراني به شيطان‌پرستي نيز از اين قاعده مستثني نيست. سهم زمينه‌هايي مانند: هيجان‌خواهي، آزادي‌خواهي، نا آگاهي، مدگرايي، رفاه و بي‌دردي، انگيزه سياسي و ابراز مخالفت و در نهايت افول معنويت را نيز نمي‌توان در اين امر ناديده گرفت.

تيپ‌شناسي شيطان‌پرستان ايراني
مروري کوتاه بر اخبار و اطلاعات موجود در مورد پيروان اين تفکر، يکي از راه‌هاي مناسب براي تيپ‌شناسي اين افراد است. کمتر ماهي است که اخباري در مورد دستگيري کساني از طرفداران اين تفکر در رسانه‌ها منتشر نشود. اطلاع از اخبار برگزاري پارتي‌ها و جشن‌هاي نامتعارف و ديدن تصوير کساني‌که بازداشت شده‌اند، کمک خوبي جهت شناخت تيپ اين افراد است. آن‌چه از سر جمع گزارش‌ها به دست مي‌آيد، بيانگر‌ آن است که معمول اين افراد، از اقشار مرفه جامعه هستند که دغدغه مادي ندارند. مرفهين بي‌دردي که در قالب گروه‌هاي زير قابل دسته‌بندي هستند:

الف: تحصيل‌کردگان و سرخوردگان اجتماعي خارج از کشور که عمدتا دچار خسارت و شکست‌هاي سنگين مادي و معنوي شده‌اند.

ب: فرزندان منافقان فراري، سلطنت‌طلب‌ها، مفسدان اقتصادي رژيم پهلوي که قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از کشور و محاکمه انقلابي شدند.

ج: افرادي از خانواده‌هاي بسيار ثروتمند ساکن و مقيم داخل کشور که عمدتا داراي روابط خانوادگي و… با خارج نيز مرتبط مي‌باشند.

د: فعالان حوزه هنر و موسيقي که با کشورهاي ديگر علي‌الخصوص آمريکا، انگليس، کانادا و استراليا در ارتباط بوده و بنا به دلايل شغلي و حرفه‌اي به اين کشورها مسافرت‌هاي متعددي داشته‌اند.

ه: جاسوسان فرهنگي سازمان‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا و رژيم صهيونيستي که با هدف استحاله فرهنگي وارد کشور شدند. براي نمونه در يک پارتي در اطراف کرج که ۹۰ نفر دستگير شدند، همگي از اين نوع افراد بودند.

شيوه‌ها و ابزار تبليغ و جذب

شيطان‌پرستان از شيوه‌ها و ابزار مختلفي براي جذب نسل جوان استفاده مي‌کنند اما شناخته‌شده‌ترين شيوه‌‌ها و ابزار آنان، از قرار زير است:

الف: موسيقي متال، يکي از بهترين ابزارها است. اين موسيقي يا در قالب برگزاري کنسرت ترويج مي‌شود، حتي در دانشگاه‌هاي بزرگ کشور، مانند دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، فردوسي و…، يا از طريق انتشار سي‌دي، کاست. گاهي نيز پوسترهاي خوانندگان متاليکا، ابزار رواج شيطان‌پرستي در بين جوانان است.

ب: از طريق ‌اينترنت و در قالب وبلاگ‌نويسي يا تبليغات سمعي و بصري در سايت‌هاي شيطان‌پرستان. بسياري از شيطان‌پرستان، به خاطر ‌آن‌که شناخته نشوند، از نام مستعار استفاده مي‌کنند. براي مثال در‌ ايران نام مستعار «اهريمن» از نام‌هاي مورد استفاده همين دسته از افراد است. متأسفانه هر روزه نيز شاهد گسترش سايت‌ها و وبلاگ‌هاي مربوط به شيطان‌پرستي هستيم.

ج: تبليغ در تالارهاي گفتگوهاي مجازي و اخيراً از طريق شبکه‌هاي مجازي.

د: تبليغ و اطلاع‌رساني از طريق پارتي‌هاي شبانه و گفتگوهاي دوستانه، علي‌الخصوص در مناطق مرفه در شهرهاي بزرگ.

ه: ايجاد و ترويج برخي شبهات، در قالب سؤال از خدا. به نمونه‌هايي از اين شبهات که در فضاهاي مجازي منتشر شده توجه کنيد: چرا چيزهايي را که به اطرافيانم دادي به من ندادي؟ چرا مي‌خواهي بدبختي مرا ببيني؟ چرا من را از اين دنياي کثيف و از بين کساني‌که ازشون نفرت دارم رها نمي‌کني؟ حالم از زندگي بين اين لجن بهم مي‌خوره، جلوي پاي من کم سنگ انداختي؟ کم آدم‌هايي رو مثل من بدبخت کردي؟!

 

برگرفته از کتاب درسنامه «جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران»

 

 

 

[۱]. حسينعلي قاسم‌زاده، «۲۵۰۰ فرقه جديد در دنيا‌ ايجاد شده است»،

http://www.ghatreh.com/news/nn6797459

[۲]. witchcraft

[۳]. Edward Alexander Crowley (Aleister Crowley)

[۴]. Anton Szandor LaVey

[۵]. The church of Satan

[۶]. Rock & Roll

[۷]. Pentacle–Pentagram

[۸]. inverted pentagram

[۹] . Ankh

[۱۰] . swastika or sun wheelc

[۱۱] . All Seeing Eye

[۱۲] . upside down cross

[۱۳] . Anarchy

[۱۴] . Anti Justice

[۱۵]. «نگاهي به جريان شيطان‌پرستي در ايران»، http://www.aviny.com/news/91/08/07/01.aspx