عرفان‌هاي نوظهور ايرانی




 



درآمد:

یکی از سرفصل‌های موجود در «دین‌گریزان معنویت‌گرا» عرفان‌های نوظهور ایرانی است. فرقه‌ها و عرفان‌هایی که عمدتا با انحرافات گسترده همراه هستند و به دلیل نزدیکی برخی آیین و رسومات آنها به فرهنگ اسلامی وایرانی، تهدیدی جدی برای جوانان محسوب میشوند. در ادامه با این عرفان‌ها آشنا خواهیم شد.

عرفان‌هاي نوظهور ايراني

در ايران نيز در سال‌هاي اخير، فرقه‌هايي ظهور کرده‌اند که خود را پيرو مکاتب عرفاني خاصي قلمداد مي‌کنند. مشهورترين اين عرفان در حال حاضر عبارت است:

ايليا ميم رام الله

«ايليا ميم رام الله» لقب فردي به نام پيمان فتاحي است. او خود را تحت عناويني چون «ايليا م»، «محمدمسيح موسوي»، «کورش آريانژاد»، «ايلياهو هناوي»، «داود عبدالحي» و «رام الله» نيز معرفي مي‌کند. اين شخص در سال۱۳۵۲در کرمانشاه متولد شده است و رهبر و بنيان‌گذار جمعيتي به نام «ال ياسين» است. لقب «ايليا ميم رام الله» از سوي پيروان اين شخص به او د اده شده است.

پيمان فتاحي خود را مبلغ اسلام رحماني و بدون خشونت معرفي مي‌کند و با اسلام سياسي مخالف است. ملاک بزرگي و برتري در ديدگاه او نه «اندازه عبادات ظاهري و التزام کورکورانه به جزئيات شريعت»، بلکه به «فهم و شعور آدمي» ‌است. هرچند اين کلام، ظاهراً اشکالي ندارد اما زمينه‌ساز گريز از شريعت و عمل نکردن به احکام دين است. از نظر او، روح دين «عشق به خدا» و اصل در «ايمان و محبت و بخشندگي» است و بر همين اساس معتقد است، هر کسي که موحد و خداپرست باشد (صرف‌نظر از ‌اين‌که به چه دين و‌ آييني در آمده) از امکان رستگار شدن برخوردار است.[۱]

او بعضي از احکام مذهبي، مثل سنگسار، اعدام، ارث، حق سرپرستي و ديه زن را ناموافق با تمدن اين عصر مي‌داند. به نظر او زن‌ها هم بايد از حق طلاق برخوردار باشند و درباره سرپرستي فرزندان، حق زن‌ها را بيش از مردان مي‌داند، چراکه بار اصلي زحمات در نگهداري از فرزندان بر دوش آنان است.[۲] تعليمات اين مدعي عرفان تعداد زيادي از مردم اين کشور را به فساد و انحراف و تباهي سوق داد، به همين جهت چند بار دستگير و مدتي نيز زنداني و در نتيجه با قيد ضمانت آزاد شد. اولين بار در سال ۱۳۸۶ دستگير شد. بعد از اين دستگيري، پيروان وي نام «ال ياسين» را بر جمعيت خود گذاشتند. وي بار ديگر در سال ۱۳۸۷ دستگير شد و تعدادي از طرفدارانش در حرم امام خميني(ره) دست به اعتصاب غذا زدند.

به اعتراف خودش مدت‌ها موسيقي گوش مي‌کرده، با دختران نامحرم ارتباط داشته است،[۳] اما چنين کسي رهبر معنوي قلمداد مي‌شود! تعدادي از جوانان تحصيل‌کرده اين مرز و بوم جذب وي شدند و اين راه هنوز هم ادامه دارد. برخي از آثار پيمان فتحي توسط طرفداران وي در مجموعه‌اي ۷ جلدي به نام «امين» گرد آمده که تا به حال ۴ جلد آن منتشر شده است.

عرفان حلقه

بنيان‌گذار‌ اين تفکر، شخصي به نام محمدعلي طاهري است که خود را به عنوان بنيان‌گذار طب مکمل ايراني، فرادرماني، سايمنتولوژي و نظريه پيوند شعوري، معرفي مي‌کند و در دهه ۱۳۸۰ مؤسسه فرهنگي هنري «عرفان حلقه» را ثبت کرده است.

محمدعلي طاهري تفکرات خود را در چند کتاب و مقاله منتشر کرده است. برخي مقالات پزشکي وي در ويژه‌نامه تخصصي فرادرماني، به مدير مسؤولي سيد شهاب‌الدين صدر منتشر شد و همين امر باعث شد تا در ميان نسل تحصيل‌کرده، به عنوان چهره‌اي علمي مطرح شود و موجبات گرايش به تفکرات انحرافي وي را فراهم آورد. هم‌چنان که چاپ برخي مقالات وي در روزنامه‌هايي مانند جمهوري اسلامي و رسالت و مجله حوزه در‌ اين زمينه‌سازي بي‌تأثير نبود.[۴]

اسماعيل منصوري‌ لاريجاني که بر دو کتاب طاهري مقدمه زده، در ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ در نشستي در قم از طاهري تبري جست. وي طاهري و فرقه‌اش را از فرقه‌هاي منحرف و خطرناک معرفي نمود و اعلام داشت در ابتدا گمان مي‌کرده طاهري به دنبال نشر عرفان اسلامي است و از اين‌رو بر دو کتاب وي مقدمه زده ولي پس از مشاهده انحرافاتشان ضمن اعتراض شديد از دستگاه‌هاي مسئول خواسته جلوي فعاليت او را بگيرند. وي هم‌چنين مدعي شد طاهري چون نماز نمي‌خواند، اصلاً قبله‌اش منحرف است و آثار مکتوب آقاي طاهري را فاقد متدولوژي و پارادوکسيکال خواند و به‌صراحت از او و رهروانش ابراز تبري نمود.[۵]

اين تفکر به موجودات غير ارگانيک و تأثير آن‌ها بر انسان قائل است و از‌ اين طريق، زمينه مسائلي از قبيل ارتباط با اجنه را به پيروان خود توصيه مي‌کند و موجب انحرافاتي در پيروان شده است. عرفان حلقه در ايران و ارمنستان موفق به جذب عده‌اي شده است.

ممکن است غير از فرقه‌هايي که معرفي شدند، فرق عرفاني ديگري نيز در ايران وجود داشته باشند اما آن‌چه جاي تأسف دارد، اين است که عده‌اي از بين مسلمانان، خصوصاً برخي شيعيان که غني‌ترين معارف عرفاني و معنوي را در اختيار دارند، براي کسب مايه‌هاي معنوي و رسيدن به آرامش به دنبال چنين فرقه‌هايي باشند. با ديدن اين قضيه انسان به ياد اين غزل حافظ مي‌افتد که:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما مي‌کرد / وآن‌چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي‌کرد.

البته در اين قضيه نقش رسانه‌ها، به خصوص صدا و سيما را نبايد ناديده گرفت. بارها مشاهده شده که برخي از شبکه‌هاي سيماي جمهوري اسلامي، دانسته يا ندانسته، به پخش برنامه‌هايي از همين فرقه‌ها اما با نام‌هاي ديگر مبادرت کرده‌اند؛ حتي چند سال پيش يکي از شبکه‌ها چندين برنامه متوالي در زمينه مديتيشن پخش کرد.

 

[۱]. ر. ک: کتاب آمين (ايليا؛ خدا با من است)، جلد اول، ص۳۸۶ و ۳۸۷٫

[۲]. وبگاه رهپويان، «دانستني‌هاي عرفان رام الله».

[۳]. ر. ک: آمين (ايليا؛ خدا با من است)، همان، ص۷۸ به بعد.

[۴]. ر. ک: محمد‌علي طاهري، «فضايل مهدوي در بيان رضوي»، ‏روزنامه جمهوري اسلامي، ۱ آذر ۱۳۸۶و «همسو با زمان و زمانه»، روزنامه رسالت، آخر فروردين ۱۳۸۹و همين مقاله در مجله حوزه، ش ۱۵۲، تابستان۱۳۸۸.

[۵]. «اعلام برائت منصوري‌لاريجاني از فرقه حلقه»، http://www.mashreghnews.ir/fa/news/35180