فقاهت، صراحت، شجاعت، از جنس انقلاب




 

اشاره: آیت الله مومن یکی از شخصیت های اثرگذار انقلاب بود. کردار و منش ایشان الگویی برای تمامی سیاسیون و مسئولین پس از انقلاب بود. با توجه به درگذشت این عالم ربانی بر آن شدیم تا با مرور شخصیت آیت الله مومن با زوایای مختلف زندگانی این عالم ربانی آشنا شویم. به این منظور مصاحبه ای را با حجت الاسلام غفاری‌فر، از اساتید حوزه و دانشگاه ترتیب دادیم تا با شخصیت ایشان بیشتر آشنا شویم. در ادامه توجه شما مخاطبین را به متن مصاحبه جلب می‌نماییم.


اسباط: با سلام و عرض ادب و احترام، لطفاً در مورد آیت‌الله مؤمن و زندگانی ایشان توضیحاتی را ارائه فرمایید؟

با سلام خدمت شما و همکارانتان در مجموعه اسباط، آیت‌الله مؤمن اهل قم و ساکن محله باغ پنبه واقع در خیابان ۱۹ دی (باجک) بودند. محله باغ پنبه در ظاهر یکی از محله‌های کوچک قم بوده که در دوران انقلاب و همچنین دفاع مقدس، حدود ۸۰ شهید تقدیم انقلاب کرده است.

ایشان در خانواده‌ای اصیل، متدین و مؤمن به دنیا آمده و زندگی کردند. آیت‌الله مؤمن فردی با روحیات انقلابی بود به‌طوری‌که وقتی در حوادث انقلاب در لیست تعقیب ساواک قرار می‌گیرد، ناچار می‌شود نام خانوادگی خود را از دانش‌زاده قمی به مؤمن قمی تغییر دهد. بنابراین در انقلابی بودن ایشان، همین نکته کافی است که به سبب فرار از دست ساواک، نام خانوادگی خود را تغییر می‌دهد.

چهار شخصیت در میان مردم قم محبوبیت داشتند و جایگاه آنان ویژه بود. آیت‌الله میانجی، سیدمحمد روحانی (پدر شهید روحانی)، مشکینی و مؤمن.

چهار شخصیت در میان مردم قم محبوبیت داشتند و جایگاه آنان ویژه بود. آیت‌الله میانجی، سیدمحمد روحانی (پدر شهید روحانی)، مشکینی و مؤمن. ایشان در شمال شهر و یکی از منطقه‌های محروم قم زندگی می‌کردند [شمال قم ازنظر جغرافیایی، برخلاف همه شمال‌های ایران، خوش آب‌وهوا نیست و از مناطق محروم شهر به‌حساب می‌آید. مناطق خوش آب‌وهوای قم ازنظر جغرافیایی در جنوب شهر و در مناطقی مانند شهرک قدس، صفاشهر و زنبیل‌آباد است که به‌اصطلاح مناطق خوش‌نشین هستند]. این چهار بزرگوار تا پایان عمر شریفشان در منطقه‌های محروم قم زندگی می‌کردند.

محل زندگی مرحوم آقای مشکینی و میانجی در خیابان ساحلی و وادی‌السلام بود و حضرت آیت‌الله روحانی در محله سیدان واقع در خیابان چهارمردان زندگی می‌کرد و آیت‌الله مؤمن نیز همان‌طور که اشاره شد، ساکن محله باغ پنبه بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تغییر فضای جغرافیایی شهر، منزل تعدادی از علما از مناطق پایین‌تر قم به مناطق بهتر مانند صفائیه، جوی شور، بلوار امین و شهرک قدس که از منطقه‌های خوش‌نشین به شمار می‌رفتند، نقل‌مکان کردند، اما این بزرگواران، تا پایان عمر در محله‌های پایین سکونت داشتند.

این چهار بزرگوار، فقیه و از بنیان‌گذاران نخستین جامعه مدرسین بودند و آقای میانجی، روحانی و یک نفر دیگر هم بحث بودند. مرحوم میانجی کتاب «مکاتیب الرسول» را نوشت. البته آقای قمی را نمی‌توان در زمره این سه نفر به‌حساب آورد، اما منش (خوی و طبع) وی، منش این سه نفر بود.

 

اسباط: منش این چهار بزرگوار چگونه بود؟

عالم و فاضل بودند و هیچ‌کس در اعلمیت آنان شک نداشت. آقای مؤمن ازنظر علمی، یک سر و گردن از بقیه بالاتر بود. خود و خانواده ایشان در خدمت انقلاب بودند. آقازاده مرحوم آیت‌الله روحانی در جریان جنگ به شهادت رسید. آقازاده مرحوم آیت‌الله میانجی نیز شهید می‌شود، آقازاده‌ها و خانواده آیت‌الله مؤمن هم در خدمت جنگ و انقلاب بودند. نزدیک سی سال در قم زندگی می‌کنم و خانواده برخی بزرگان را می‌شناسم که دارای حاشیه‌ بودند. خودشان خیر، اما دختر یا پسرشان، حاشیه‌ای برای پدر درست کردند، منتها این بزرگان با ظرافت سعی نکردند این حاشیه به آن‌ها آسیب برساند، اما آیت‌الله مؤمن حتی این حاشیه را هم نداشت.

 

اسباط: وضعیت منزل مسکونی این بزرگواران به چه صورتی بود؟

شاید برخی از آقایان، در همان فضای زهد و ساده‌زیستی، تغییرات اندکی در  ساختمان منزلشان دادند، اما در منزل برخی مانند آیت‌الله میانجی هیچ تغییری اتفاق نیفتاد. آقای مؤمن هم جزو این افراد بود. یادم نیست که از خود ایشان شنیدم یا از حاج‌آقای اسکندری [ارتباط بیشتری با ایشان داشت]، که در طول انقلاب، سه‌شاخه تیرآهن خرید و اتاقی به‌عنوان دفتر کار، بالای خانه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، ساخت. این تمام بهره گرفتن ایشان از انقلاب بود.

یکی از شاگردان من که از اهالی زنجان و ساکن منطقه نیروگاه قم است [پدر وی از علما و جزو نمایندگان سابق طلاب زنجان بوده است]، از پدر خود نقل می‌کرد که یک روز از کنار منزل آقای مؤمن رد می‌شدم که دیدم یک نفر بر درودیوار منزل ایشان بوسه می‌زند. علت این کارش را از وی پرسیدم. گفت که آقای مؤمن یکی از علمایی است که هیچ‌گاه زندگی‌اش تغییر نکرد. همین منطق را مرحوم آقای میانجی به زبان آورد. یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان برای استفاده از سخنان آقای میانجی، پای منبر ایشان رفته بودیم که گفت «به من می‌گویند برویم سالاریه و یا شهرک قدس. شهرک قدس بروم، خانم من فلان چادر و فلان کفش را می‌خواهد. البته این‌ها را به ما می‌گفت. آیت‌الله مشکینی پای درس آیت‌الله میانجی می‌نشست. شب‌های احیا اول می‌آمدند پای منبر ایشان و بعد می‌رفتند جای دیگر را احیا می‌گرفتند.

اسباط: این چهار بزرگوار چه خصوصیت‌هایی داشتند؟

حضرات آیات مؤمن، میانجی، روحانی و مشکینی از زاهدان اربعه بودند به‌ویژه آیات مؤمن، میانجی و روحانی؛ چراکه آقای مشکینی رئیس مجلس خبرگان بود و چندین دوره بحث حفاظت ایشان موضوعیت ویژه‌ای پیداکرده و خود نظام در مکان زندگی وی تغییراتی ایجاد کرده بود. مسائلی مانند ترور شخصیت‌ها در اوایل انقلاب از علت‌های مهمی بود که سبب تغییراتی در منزل و دفتر آیت‌الله مشکینی شده بود. اما آقای مؤمن، میانجی و روحانی این مقدار تغییر را هم نداشتند.

آقای مؤمن ازنظر ساده‌زیستی سرآمد بودند؛ خانواده متمکنی داشتند، اما اجازه نمی‌داد که این تمکن وارد زندگی‌اش شود. ایشان وقتی ریاست و زعامت حوزه را به عهده داشت، همواره جمله اخلاقی خاصی را در بحث شأن مطرح می‌کرد و به طلبه‌ها تذکر می‌داد که هیچ‌گاه برای خود شأن سازی نکنند. بعد این مثال را می‌زد که زمانی در خانه خود فرشی دوازده متری داریم. کم‌کم که پایمان را سر می‌دهیم و از فرش بیرون می‌رود، می‌گوییم حالا زیر پایمان خالی است و شأن ما در این است که فرش خانه را بزرگ‌تر کنیم. بعد که می‌خواهیم فرش بخریم، نیم متر بیش‌تر از پایمان می‌خریم. دفعه بعد با توجه به این‌که فرش کمی بیشتر از جای پای ما شده است، گلیم خانه را بزرگ‌تر می‌کنیم. این را شأن سازی می‌گویند که نباید به این سمت برویم. زبان و رفتار ایشان در زندگی اقتصادی یکی بود و انصافاً از زاهدان اقتصادی بودند.

اسباط: آیت‌الله مؤمن در عرصه علمی دارای چه جایگاهی بودند؟

آیت‌الله مؤمن ازنظر علمی نیز سرآمد بودند به این سبب که از نخستین افراد شورای نگهبان هستند. اعضای شورای نگهبان را که امام نصب می‌کند، موضوعیت دارد. درحالی‌که این‌ها در آن زمان جوان بودند. حضرت آیت‌الله مؤمن متولد ۱۳۱۶ است؛ یعنی در سال ۵۶ چهل‌ساله هستند. سن ایشان در سال ۶۰ به بعد که به شورای نگهبان می‌روند، چهل سال بوده است. به‌صورت دائم عضو خبرگان قانون اساسی، عضو خبرگان رهبری و شورای نگهبان بودند و به‌واسطه امام و حضرت آقا، از تاریخ ۲۶ تیرماه ۶۲ تا ۲ اسفند ۹۷ که جان به جان‌آفرین تسلیم کردند، در شورای نگهبان فعالیت داشتند.

یادمان باشد که تنها تفاوت ساختاری جمهوری اسلامی با مشروطه غیر از بحث رهبری، شورای نگهبان است. شورای نگهبان جایگاه ویژه‌ای در نظام دارد. امام چنین فردی را به عضویت شورای نگهبان انتخاب می‌کند. جزو نخستین قضات تراز اول دادگاه انقلاب و دادگاه‌های خاص اول انقلاب در برخورد با فاسقان، فاجران و طاغوتی‌ها بودند و حکم مستقیم از امام داشتند. تمام این مواردی که گفته شد، نشان‌دهنده قدرت علمی ایشان است. درس خارج حوزه هم که ایشان تدریس می‌کرد، یک درس جدی بود.

من در برخی از درس‌هایم اشاره کردم و گفته‌ام که حضرت آیت‌الله شاهرودی [همان‌طور که آقا در پیامشان اشاره دارند] شخصیتی مؤثر و بین‌المللی بود، اما به نظرم آیت‌الله مؤمن در قم یک جایگاه ویژه برای نظام و آقا داشت و تکیه‌گاه به شمار می‌رفت. از منظر زهد، در جان‌مایه‌های قم ریشه دواند و به سبب اعلم بودن، پناهگاه مؤمنان به امام و انقلاب بود. آن‌هایی که صادق و کم‌اطلاع بودند وقتی فردی مانند آقای مؤمن را حامی امام و حضرت آقا می‌دیدند، کمی احساس امنیت می‌کردند و می‌گفتند که وقتی آقای مؤمن پشت آقا ایستاده است، پس نمی‌شود به‌راحتی از کنار این موضوع گذشت.

اسباط: در عرصه سیاسی ایشان چه حمایت‌هایی از رهبری می‌نمودند؟

آقای مؤمن سدی در برابر افراد ناباب بود؛ چراکه شخصیت ایشان مخدوش نبود و کسی نمی‌توانست او را به بی‌سوادی، بی‌تقوایی، غیرانقلابی و بی‌ریشه‌ بودن متهم کند. از شاگردان مطرح فقه امام راحل بود. امام سی تا چهل شاگرد برجسته داشت که آیت‌الله مؤمن یکی از شاگردان مطرح ایشان بود.حضرت آیت‌الله مؤمن به واقعیت یک تکیه‌گاه بود.

اسباط: ایشان در منش فقهی و علمی جزو کدام‌یک از طیف‌های سنتی و یا روشنفکر به شمار می‌رفتند؟

ایشان در بحث سنتی به آن معنی که آقای مشکینی، یزدی و میانجی جای بگیرد؛ در این طیف است. ایشان در طیف دگراندیشان، فقه پویا و آب در فقه بریز نبود. اتفاقاً یکی از احرار بود.

این بزرگوار وقتی در شورای نگهبان حضور داشتند، در نخستین انتخابات خبرگان باشخصیت‌هایی مواجه می‌شود که وجه اجتماعی آن‌ها بسیار بالا است و بادکنکی رشد کرده‌اند. یکی از این شخصیت‌ها را که پس از حضرت آقا و آقای هاشمی به‌عنوان سومین شخصیت این مملکت مطرح بود و البته در سطح سیاسی وی را  درشت کرده بودند ( آقای منتظری پس از جریان عزل قائم‌مقامی، کمرنگ شده بود )، وقتی به حجت نرسید، برای خبرگان رد صلاحیت علمی کرد. بحران درست شد، برخی هیاهو کردند، مراجع فشار آوردند، اما آقای مؤمن حریت داشت؛ به‌هیچ‌وجه نگفت که این فرد وابسته به فلان جریان است و مجلس را در اختیار دارد و پس از امام تلاش می‌کند که خود را به‌عنوان سومین شخصیت نظام جا بزند، بلکه گفت خدمت آقا رفتم و موضوع را مطرح کردم که ایشان فرمودند به مرّ قانون عمل شود که ما هم به مرّ قانون عمل کردیم. در مدرسه فیضیه هم درباره این موضوع سخن گفت.

از طرفی دیگر وقتی پس از رحلت حضرت آیت‌الله اراکی و گلپایگانی از مراجع بزرگ معاصر، از آیت‌الله مؤمن درباره شأنیت مرجعیت یکی از آقایان استعلام می‌کنند ( بعدها در سال ۷۶ بحران‌ساز شد و خود آقای مؤمن هم از او دست کشید )، نگفت چون کمی مشکل دارد، من انکار کنم، آمد مرجعیت ایشان را تأیید کرد و حتی پس‌ازاین اعلام، یکی از معاونان ایشان استعفا داد و گفت که چرا آیت‌الله مؤمن فلانی را برای مرجعیت تأیید کرده است.

آیت‌الله مؤمن از یک‌سو ابایی از آن فشار حداکثری رسانه‌ای و هیمنه جریان چپی که مجلس سوم و بدنه نظام را در اختیار داشت، ندارد و فردی را برای نمایندگی مجلس خبرگان رد صلاحیت می‌کند و می‌گوید که فقیه نیست و از سوی دیگر با تأیید مرجعیت فردی دیگر، تردیدی نسبت به فشارهای دوستان وفادار انقلاب به خود راه نمی‌دهد و هیچ از فشارها نمی‌ترسد. این روحیه آقای مؤمن در اداره حوزه هم نقش‌آفرین بود.

اسباط: برخورد ایشان در برابر جریان نواندیشی دینی و تحول خواهان چگونه بود؟

کسانی که می‌خواستند با شتاب به سمت نوسازی ظاهری پیش بروند، به‌راحتی آقای مؤمن تن به این نوسازی نمی‌داد. ایشان موافق یک حوزه متورم ازنظر ساختاری با کارکنان متعدد نبود. اما از آن‌طرف نمی‌توانیم ایشان را در طیف آقای استادی ببینیم. هیچ‌وقت در سبد آقای هاشمی نبود. لذا در برنامه «مستند رهبری» که از تلویزیون پخش شد، دیدید که دو نفر در هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان برای رهبری فردی بلند شدند که یکی از آن دو نفر، آقای مؤمن بود، درحالی‌که چهار پنج نفر دیگر نشسته بودند. آقای مشکینی و مؤمن برای رهبری فردی بلند شدند اما آقای هاشمی و دیگری نشسته بودند. وقتی هم روی شخص رسید، برای حضرت آقا بلند شد و جزو کسانی بود که در همان مرحله اول به آقا رأی داد. درحالی‌که در بحث منتظری، گفت من مرجعیت ایشان را قبول دارم.

آیت‌الله مؤمن از منظر جایگاه سیاسی و اقتصادی، حرّیت در تصمیم‌گیری داشت و این حرّیت بود که شخصیت وی را ماندگار کرد. این روحیه را در مصوبات شورای نگهبان هم داشت. ممکن است برخی مخاطبان که این مطالب را می‌خوانند بگویند که ما این فتوایش را قبول نداریم، بحث علمی باشد اشکالی ندارد، اما آقای مؤمن نشان می‌دهد که ازیک‌طرف درباره منتظری پس از رحلت بقیه السلف چنین حرفی را می‌زند و از طرف دیگر تا پایان عمر پای رهبر می‌ایستد و درباره شخصیت علمی آقا و صلاحیت ولایت ایشان مفصل سخنرانی می‌کند. یکی از درس‌هایی که تا پایان عمر پای آن ایستاد نیز بحث ولایت‌فقیه بود. آقای مؤمن از آن افرادی است که وقتی کاری که شروع کرد، تا به آخر ادامه داد.

اسباط: آیا می‌توان آیت‌الله مؤمن را جریان ساز دانست؟

آقای مؤمن جریان‌ساز بود، اما جریان‌ساز فرهنگی نبود. مانند آقای مصباح و شهید بهشتی جریان‌ساز فکری بود. آقای مؤمن یک فقیه سنتی انقلابی و یک متخصص انقلابی بود. یک رهبر اجتماعی نبود، اما یک متخصص انقلابی بود. ساده‌زیست، مردمی و فعال بود. وی جریان‌ساز اجتماعی نیست و در فتنه ۸۸ از او کرّ و فرّ نمی‌بینید؛ اما در همان موضوع فتنه، هرجا مصاحبه کرده، در حمایت از رهبری و جریان حاکمیت رهبری است. آقای مؤمن به‌هیچ‌وجه در سبد فتنه و فتنه‌گران و حامیان فتنه نمی‌رود.

آقای مؤمن جریان‌ساز بود، اما جریان‌ساز فرهنگی نبود. مانند آقای مصباح و شهید بهشتی جریان‌ساز فکری بود. آقای مؤمن یک فقیه سنتی انقلابی و یک متخصص انقلابی بود.

البته انتظار مخاطبان ولایی ما از حضور آیت‌الله مؤمن در انقلاب مانند آیت‌الله یزدی نباشد. از سال ۵۶ که انقلاب علنی‌تر شد هیچ گزارشی از آقای مؤمن نداریم. یک شخصیت خطیب و صف اول نبود. آقای میانجی و آقای روحانی هم همین‌طور بودند. آقای یزدی در بین این افراد استثنا است. یعنی اگر جریان اجتماعی آقای یزدی را در خاطراتشان بخوانید از گذشته همین بوده است.

این سه بزرگوار اگر در جریان فتنه کرّ و فرّ ندارند، آن زمانی هم که امام زنده بود و با امام هستند، خطیب و جریان‌ساز اجتماعی نبودند. نه این‌که در حاشیه بودند و قبول نداشتند. این تعبیر به نظرم زیباترین تعبیر است که بگوییم یک متخصص، متعهد، انقلابی، زاهد و مدیر در رشته خودش بود، اما مانند آیت‌الله مصباح، شهید بهشتی و شهید مطهری یک رهبر اجتماعی نبود. از این سخن نتیجه نگیریم که ایشان جزو متهجرین بود و با انقلاب زاویه داشت. به هیچ عنوان زاویه و تهجر در ایشان معنا ندارد. سبک تربیت شدن او و بروز و ظهور او منحصر به فرد بود.

یک نفر متخصص جراح انقلابی و ولایی هیچ‌وقت نمی‌آید وزیر انقلابی شود، اما در عرصه جراحی قلب و مغز تخصص دارد و علم و تخصص خود را پای خدمت به مردم در انقلاب اسلامی می‌گذارد و این‌گونه از نظام حمایت می‌کند. آقای مؤمن این‌گونه بود. حتی در حد آقای مشکینی هم دارای بدنه اجتماعی نبود، اما معلم اخلاق بود. بنابراین این عدم حضورها، نشانه نوع نگاه او برای فاصله گرفتن از اجتماع نبود. شخصیت او این‌گونه شکل‌گرفته بود. یک مرد آرام و متین که حرّیت داشت و پای استدلال که می‌آمد، به صراحت صحبت می‌کرد.

تأکید می‌کنم که آقای مؤمن در قم حوزه و قم قمی‌ها، تکیه‌گاهی برای امام و به‌ویژه رهبری بود. پس از رحلت آقایان اراکی و گلپایگانی و به‌ویژه پس از رحلت آقای روحانی و آقای میانجی، الحق و الانصاف که ایشان هم برای شهر قم یک تکیه‌گاه بود و هم برای حوزه و نظام. با حضور خود در عرصه خدمت به انقلاب، به انقلابی‌ها اطمینان و دلگرمی می‌داد و سبب طمأنینه (آرامش) تردیدی‌ها و سنگری محکم در برابر معارضین بدعمل و بدتقوا بود. هرگز نتوانستند مانند او را به بی‌سوادی، بی‌تقوایی و سوءاستفاده از نظام و قدرت متهم کنند.