مبارزات عالمان شیعه به رهبری امام خمینی(بخش ششم)

فلسفه قیام علمای شیعه استقلال مملکت از بیگانگان است


با عقب‌نشینی رژیم شاه از اجرای لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مردم و برخی از علما احساس پیروزی کردند اما امام خمینی(ره) نه دستور جشنی داد و نه ابراز خوشحالی کرد، ایشان به خوبی می‌دانست که در رویارویی که شروع شده، نه دشمن کوتاه خواهد آمد و نه رهبری باید در مقابل دشمن کوتاه بیاید به همین جهت فرمودند: «هنوز پیروز نشده‌ایم، وقتی پیروز شده‌ایم که ببینیم اسلام حاکم شده است.»




 


مقدمه:

استقلال‌طلبی و نفی وابستگی و مقابله با استعمار و سلطه‌ی خارجی در کنار مقابله با استبداد و ظلم داخلی به‌عنوان یکی از خواسته‌های اصلی مبارزه علما، در طول تاریخ و نهضت‌های اسلامی، بارها و بارها در اقدامات و سیره علما بروز داشته است. در این بین حضرت امام(ره) نیز به عنوان رکن اصلی  مبارزه نهضت روحانیون، این اصل را در بیانات خودشان مورد تاکید قرار دادند و در مواضع سیاسی سه دهه مبارزه و رهبری خویش، مستقیما به مساله استقلال به عنوان یکی از اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی و همچنین به عنوان یک نیاز اصلی برای سایر کشورهای جهان اسلام پرداخته‌اند.

 

لغو لايحه توسط هیئت دولت

اصرار مراجع خصوصا امام خمینی بر لغو صریح و رسمی لایحه، حمایت روحانیون، وعاظ، علمای طراز اول شهرها، مراجع نجف و مشهد از نهضت، وضعیت ایران را کاملا بحرانی و ملتهب کرده بود. موضوع اصلی سخنرانی­‌ها در فاطمیه‌­ی اول و دوم «لايحه» شده بود. با همه‌­ی دقت و سانسور رژیم هر روز صدها طومار، تلگراف و نامه از سرتاسر ایران به مراجع قم، آیت­ الله بهبهانی در تهران و مقامات رژیم ارسال می­‌شد. بازاریان، اصناف و مردم تهران هر چند روز برای حمایت از نهضت به قم می­‌آمدند. در قم تقریبا هر روز راهپیمایی برقرار بود و اوضاع متشنج بود. بازار تهران و قم تا نتیجه­‌ی نهایی اعلام تعطیلی نمودند. با همه­‌ی فعالیتی که مطبوعات وابسته برای متهم کردن نهضت از خود نشان می­‌دادند، رهبری و نیروهای مذهبی مصمم به ادامه­‌ی مبارزه تا پیروزی بودند.

نخست ­وزیر مجددا دست به فریب­کاری رنگ باخته­‌ی دیگری زد و در پنجم آذر تلگرافی به مراجع قم مخابره کرد و اعلام کرد که «تصویب­‌نامه­‌ی مورخ ۱۴/۷/۴۷ موضوع انجمن‌های ایالتی و ولایتی قابل اجرا نخواهد بود.»

بدیهی بود که مراجع قم با وصول این تلگراف بدبین‌­تر شوند؛ زیرا این تلگراف جز تکرار مکررات سابق چیزی نبود. امام خمینی تنها در صورتی قانع می­‌شد که اولا هیئت دولت مصوبه را لغو کند، نه نخست وزیر؛ ثانیا خبر لغو آن در جراید و رسانه‌ها اعلام شود، نه توسط تلگراف. بنابراین علما به مخالفت خود ادامه دادند.

تجمع علمای طراز اول تهران در مسجد عزیزالله

چهار نفر از مراجع و علمای طراز اول تهران، آیت­ الله سیداحمد خوانساری، آیت­ الله سید محمد بهبهانی، آیت­ الله شیخ محمدرضا تنکابنی و آیت­ الله محمدتقی آملی با اطلاعیه‌­هایی جداگانه از مردم تهران دعوت کردند که به خاطر بی­‌اعتنایی دولت، برای موفقیت مسلمین، در مجلس دعایی که پنج شنبه روز اول رجب (مطابق با هشتم آذر) از ساعت ۹ صبح در  مسجد حاج سید عزیزالله تشکیل می‌­گردد، شرکت نمایند. جامعه­‌ی روحانیت تهران نیز در پایان اعلامیه ۱۱۴ امضاییِ خود، مردم تهران را برای شرکت در این جلسه دعوت کردند. رژیم از برخورد مسالمت‌ناپذیر علما به تنگ آمد. ابتدا تصمیم گرفت با سرکوبی از برقراری مجلس جلوگیری کند. این خبر به حضرت امام رسید و امام تصمیم قاطع خود را برای رویارویی با رژیم در صورت سرکوب گرفت. معظم­‌له خود این تصمیم را در سخنرانی ختم غائله چنین نقل کردند:

«در شبی که بنا بود فردای آن در مسجد سید عزیزالله برای تنبه دولت­‌ها دعا کنند، اطلاع دادند دولت بنا دارد مقاومت کنند؛ ما دیدیم علما در اینجا تکلیف دیگری دارند. من تصميم آخر را ضمن ابتهال به خداوند متعال گرفتم و به هیچ­کس هم نگفتم و لکن خداوند بر دولت و شاه و ملت منت گذاشت. اگر خدای نکرده جسارتی به علمای تهران شده بود من یک تصمیم خطرناکی گرفته بودم، اما دولت بعد از نیمه شب متوجه شد نمی­‌شود با قوای مردم مقاومت کنند.»

با انتشار اعلامیه­‌ی علمای تهران و روحانیت مبارز مردم خود را برای شرکت در جلسه­‌ی پنج شنبه اول رجب آماده می­‌کردند. خبر سرکوبی جلسه نیز بر هیجان نیروهای مذهبی افزوده بود.

اعلام آمادگی روحانیون برای جانفشانی

هیئت­‌های مذهبی با تماس با روحانیون آمادگی خود را برای جانفشانی اعلام می­‌کردند. تعدادی وصیت خود را نوشته بودند و برای شهادت آماده شده بودند. همه­‌ی روحانیون تهران قرار بود در این جلسه همراه با مؤمنان شرکت کنند. دولت عَلَم به شدت به وحشت افتاد و قائم‌مقام‌الملک رفیع را یک روز قبل از مجلس نزد آقای فلسفی فرستاد تا از هدف برپایی این جلسه و امکان تعطیلی آن با وی صحبت کند. آقای فلسفی به وی گفت:

«شرکت زن­‌ها آن قدر مهم نیست که تمام روحانیون به این کیفیت علیه آن قیام کنند. این تصویب­‌نامه توطئه­‌ای است بر ضد نبی اکرم (ص) و زمینه­‌ای است برای در هم شکستن قدرت قرآن کریم و مسلط شدن عناصر کثیف بهایی بر مسلمین… تا پای مرگ برای در هم شکستن این تصویب­‌نامه که هدفش الغای اسلام و قرآن است می­‌کوشیم.»

سخنان قاطع آقای فلسفی دولت را ناامید ساخت؛ لذا تصمیم گرفت برای رفع بحران موقتا عقب­‌نشینی کند.

شب پنج­شنبه که عده‌­ای از روحانیون در منزل حاج آقا باقر قمی برای نحوه­‌ی اداره­‌ی جلسه­‌ی فردا تشکیل جلسه داده بودند، نماینده­‌ی دولت به آنان تلفنی خبر داد که هیئت دولت تشکیل جلسه داده و همین امشب نظر علما را تأمین خواهد کرد.

مأموران دولت در اواخر شب از علمای صاحب مجلس دعا امضاء گرفتند که:

«نظر به این که از طرف جناب آقای نخست‌­وزیر اعلام گردیده است که موضوع تصویب­‌نامه‌­ی انتخابات انجمن‌­های ایالتی و ولایتی طبق تصویب هیئت دولت اجرا نخواهد شد، بنابراین با تشکر از مساعی جمیله­‌ی عموم مسلمانان اجتماع روز پنج­شنبه اول ماه رجب که بنا بود در مسجد سید عزیزالله تشکیل شود، مورد ندارد.»

شبانه این اعلامیه­‌ی دست‌­نویس را به در و دیوار بازار و مسجد عزیزالله چسباندند. فردای صبح مردم طبق قرار قبلی دسته دسته به مسجد آمدند. تمام مسجد و بازار اطراف آن از جمعیت پر شد. هر چه اعلام کردند که مجلس به خاطر اقدام دولت تعطیل است مردم باورشان نمی­‌شد. از مسجد تلفن کردند و از آقای فلسفی خواستند برای تفرق مردم به مسجد بیاید. آقای فلسفی در بین شعارهای طنین‌انداز وارد مسجد شد و به منبر رفت و ضمن تأیید خبر از مردم تشکر کرد و از مردم خواست تا مسجد را ترک کنند.

موضع‌­گیری امام(ره) در برابر تلگراف عَلَم

عَلَم بلافاصله به مراجع تلگرافی را مخابره کرد. در این تلگراف صراحتا تصریح شد که لایحه­‌ی انجمن­‌های ایالتی و ولایتی «در جلسه­‌ی هیئت دولت مطرح و تصویب شد که تصویب‌­نامه­‌ی مورخ ۱۴/۷/۴۱  قابل اجرا نخواهد بود.»

دو روز بعد (نهم آذر) عده­‌ای از بازاریان تهران برای کسب تکلیف به قم آمدند و در مسجد اعظم اجتماع کردند. آنان همراه طلاب در حالی­که پرچم­‌هایی در دست داشتند به صورت راهپیمایی به منزل حضرت امام رفتند. حضرت امام در جمع آنان حاضر شد و ضمن اولتیماتومی شدید به دولت فرمودند: «هرچند مضمون تلگرافی که برای علمای قم فرستاده، قانع کننده می­‌باشد ولی تا در جراید رسمی کشور لغو تصویب­نامه به طور صریح اعلام نگردد ما نمی­‌توانیم به این تلگراف ترتیب اثر دهیم و هیئت حاکمه بداند که اگر خبر لغو تصویب­‌نامه را در جراید اعلام نکند ما این تلگراف را كأن لم يكن فرض کرده، به مبارزه ادامه خواهیم داد.»

فریب افکار عمومی و مراجع توسط عَلَم

سایر علما نیز نظر امام را پذیرفتند، خبر موضع‌­گیری امام به تهران رسید و آقای فلسفی در همان روز (نهم آذر) در مسجد ارک در حضور جمعیت انبوه گفت:

«درباره­‌ی نامه­‌ی دولت به علما در روز پنج­شنبه، نه از رادیو اعلام شد و نه در روزنامه­‌های رسمی انتشار یافت. برای ما مسلم شده که ایشان چنین اقدامی را نکرده‌اند. فقط برای از بین بردن مجلس روز پنج­شنبه بوده که به این حقه­‌بازی متوسل شده­‌اند. تا فردا عصر به دولت مهلت می­‌دهیم که از رادیو اعلام و خبر آن را در روزنامه­‌ها منعکس کنند، در غیر این صورت دعوت کردن از مردم برای ما کار آسانی است.»

در پایان آقای فلسفی نامه­‌ی امام خمینی و مراجع قم: آیت الله گلپایگانی، نجفی و شریعتمداری مبنی بر لزوم اعلام لغو لایحه در رادیو و روزنامه­‌ها را قرائت کرد. سرانجام عَلَم مجبور شد فردای آن روز ( ۱۰ آذر) طی مصاحبه­‌ای مطبوعاتی لغو تصویب لایحه در هیئت دولت را اعلام کند. اطلاعات عصر آن روز با تیتر درشت از قول نخست­وزیر نوشت: «تصویب­‌نامه­‌ی انجمن­‌های ایالتی و ولایتی اجرا نمی‌­شود.»

قیام عمومی مردم عبرتی برای اجانب

امام خمینی نه دستور جشنی داد و نه ابراز خوشحالی کرد و نه احساس غرور؛ زیرا امام خمینی معتقد بود: اگر پیروز شده­‌ایم «به لطف خدا ما پیروز شده­‌ایم « و اگر اقدامی کرده­‌ایم » وظیفه داشتیم و جلوی منکری را گرفتیم.»

مردم از این پیروزی سرشار از غرور شدند و این پیروزی را به یکدیگر تبریک می­‌گفتند. سر در مغازه‌­ها و بازار قم آذین­‌بندی شده بود. چراغ‌­های رنگارنگ در خیابان­‌های قم خبر از پیروزی نهایی می­‌داد. بعضی از مراجع نیز بر این خوشحالی دامن می­‌زدند و خود اعلام جشن می­‌کردند؛ اما امام خمینی نه دستور جشنی داد و نه ابراز خوشحالی کرد و نه احساس غرور؛ زیرا امام خمینی معتقد بود: اگر پیروز شده­‌ایم «به لطف خدا ما پیروز شده­‌ایم «و اگر اقدامی کرده­‌ایم» وظیفه داشتیم و جلوی منکری را گرفتیم.» و تازه این مبارزه پایان کار نیست، بلکه « ما وسط راهیم و به هدف نرسیده‌­ایم و به این دلیل اجازه­‌ی چراغانی و جشن نداد و عقیده داشت که عمل نهی از منکر جشن لازم ندارد.»

حضرت امام به­ خوبی می­‌دانست که در رویارویی که شروع شده نه دشمن کوتاه خواهد آمد و نه رهبری باید در مقابل دشمن کوتاه بیاید. به­ همین­ جهت در پایان غائله‌ی انجمن­‌ها فرمودند: «هنوز پیروز نشده­‌ایم، وقتی پیروز شده­‌ایم که ببینیم اسلام حاکم شده است.» و چه خوب پیش­‌بینی می­‌کرد که این تازه اول راه است.

به هر حال مراجع هر کدام طی اعلامیه‌­ای از مردم تشکر کردند. امام خمینی نیز ۱۱ آذر در پیامی خطاب به عموم برادران ایمانی ضمن تشکر «از احساسات پاک» و دعا برای «توفیق و سلامتی» برای مردم، اعلام کردند که «قیام عمومی شما موجب عبرت برای اجانب گردید.» و در پایان با این تذکر مهم پیام ختم می‌­شد:

« لازم می­‌دانم متذکر شوم که مسلمین باید بیش از پیش بیدار و هوشیار بوده، مراقب اوضاع خود و مصالح اسلام باشند و صفوف خود را فشرده­‌تر کنند که اگر خدای نخواسته دست‌­های ناپاکی به سوی مقدسات آن­ها دراز شود، قطع کنند.»

امام خمینی این چنین تفهیم کردند که هر چند این مسئله ختم شده، ولی دشمنی هم­چنان وجود دارد و اگر دشمنی وجود دارد، هشیاری و وحدت می­‌طلبد و شمشیر برای قطع دست دشمن.

نقش روحانیت در استقلال کشورهای اسلامی

حضرت امام خمینی در همان روز در آغاز دروس حوزه پس از ختم غائله در مسجداعظم، مطالبی بیان داشتند که نشان از اعتقاد وی بر مبارزه بود که به دلیل اهمیت، به بعضی از نکات آن اشاره می­‌کنیم. امام با گفتاری کنایه­‌آمیز در پاسخ کسانی که می­‌گفتند مرجعیت باید قدرت خود را به دست بیاورد بعد با حکومت درگیر شود؛ فرمودند:

«ناصحینی که حضرت را از روی غفلت نصیحت می­‌کردند و می­‌گفتند بگذارید معاویه بماند تا پایه­‌ی سلطنت و خلافت در دستور شما محکم شود، بعدا او را از مقامی که دارد پایین بیاورید، نمی‌دانستند که اگر حضرت صبر می­‌کرد، بعدا مورد اعتراض مسلمین واقع می­‌شد… قیام، وظیفه­‌ی الهی بود و عمل فرمودند. همینطور ائمه معصومین قیام کردند ولو با عده‌­ی کم تا کشته شدند.»

حضرت امام با اشاره به تأثير قيام تنباکو در حفظ استقلال فرمودند: «همیشه علما و زعمای اسلام، ملت را نصیحت به حفظ آرامش می­‌کردند. خیلی از زمان میرزای بزرگ مرحوم حاج میرزا محمد‌حسن شیرازی نگذشته است… وقتی ملاحظه کردند برای کیان اسلام خطر پیش آمده و شاه جائر آن روز می‌­خواهد به وسیله­‌ی کمپانی خارجی اسلام را از بین ببرد… آن عالم بزرگ مجبور شد تا یک کلمه بگوید که استقلال برگردد.»

تمام ممالک اسلامی مرهون این طایفه(روحانیت) هستند. اینهایند که تا به حال استقلال ممالک اسلامی را حفظ کرده‌­اند

در این سخنرانی امام سعی کردند روشن کنند که فلسفه­‌ی نهضت، استقلال مملکت از بیگانگان است، لذا با اشاره به نهضت استقلال­‌طلبانه­‌ی عالمان شیعه­‌ی عراق فرمودند: «مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی بعد از این­که دیدند عراق در معرض خطر است، یک کلمه فرمودند، عرب پشتیبانی کرد، مطلب را برگردانید.»

حضرت امام در این سخنرانی با یادآوری نقش روحانیت در استقلال کشورهای اسلامی فرمودند:

«تمام ممالک اسلامی مرهون این طایفه هستند. اینهایند که تا به حال استقلال ممالک اسلامی را حفظ کرده‌­اند… اینها کسانی هستند که در عین حال که علاقه به اتحاد و وحدت تمام طوایف مسلمین دارند، لكن تا آن حدی می‌­توانند تامل کنند که استقلال مملکت را در خطر نبینند.»

امام با اشاره به این نهضت مسالمت­‌آمیز که بدون خونریزی به پایان رسید، آن نهضت را «یک قیام بیست میلیونی» توصیف کردند که «خون از دماغ کسی» نریخت و این مسالمت را مرهون تلاش علما دانستند.

ایشان برای اثبات خطرات خونین احتمالی فرمودند:

«بیایند ببینند کاغذهایی که آمده، اشخاصی که آمدند با ما صحبت کردند، چه نوشتند و چه گفتند؟ اشخاصی با چشم‌­های گریان آمدند گفتند: شما دستور بدهید، همان حیات روحی را تأمین بدهید تا ببینید چه می­‌شود…. اگر یک کلمه صادر شده بود، انفجار ظاهر می­‌شد.» ایشان در قسمتی دیگر از سخنان خود مجددا فرمودند: «از ری نوشتند ما پنج هزار نفر با کفن آماده­‌ایم. از جابلق نوشتند ما صدهزار نفریم؛ مهیای دستور شماییم. از لرستان نوشتند طایفه‌­هایی با کفن حاضریم.»

امام در پاسخ حرف­‌های ترقی‌­خواهانه‌­ی! مطبوعات و دولت گفتند:

«ترقيات مملکت به هفده دی (روز به اصطلاح آزادی زن) نیست. ترقی مملکت به دانشگاه است که آن را به این­صورت درآورده‌اید. صدسال است به یک معنا دانشگاه داریم، اما هنوز یک لوزَتِین سلطان را می­‌خواهند عمل کنند باید از خارج طبیب بیاید. سد کرج را باید خارجی­‌ها درست کنند. یک خط و جاده را باید خارجی‌ها بیایند بکشند! اینها را الزامات بین‌­المللی اقتضا می­‌کند؟… علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید، جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید، نگذاشتند؟»

فتح قلوب مهم است

شکست ظاهری مهم نیست، آنچه مهم است شکست روحی است. اگر انسان شکست خورد، تا آخر باید به گورستان برگردد… کسی که رابطه با خدا دارد شکست ندارد

از آنجا که امام روحانیون را برای مبارزه آماده می­‌کرد، آنان را به ادامه­‌ی راه مجهز می­‌کرد. یکی از ابزار مبارزه آمادگی روحی برای سختی‌­ها و ناملایمات است. گویی حضرت امام از هم ­اکنون نیروهای خود را برای مبارزه­‌ای دیگر که در آن تلخ کامی­‌هاست، آماده می­‌ساخت. حضرت امام در این باره فرمودند:

«هرچه پیش بیاید به نفع شماست یا به ضرر شما. اگر به ضررتان تمام شد، باید شکست روحی نخورید. شکست ظاهری مهم نیست، آنچه مهم است شکست روحی است. اگر انسان شکست خورد، تا آخر باید به گورستان برگردد… کسی که رابطه با خدا دارد شکست ندارد… اگر یک­‌جایی به ضرر شما تمام شد قلبتان محکم باشد تا آخرین فردتان بایستید. گمان نکنید این آدم شکست خورد، تمام شد. تو هم یک موحدی؛ تو هم یک مسلمی؛ تو متصل به خداوندی. خدا شکست نمی­‌خورد. و لاتهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین.»

امام در مورد مغرور نشدن به پیروزی فرمودند:

«اگر به نفع تمام شد، دست و پای خود را گم نکنید. محکم باشید. نه در آن طرف فزع داشته باشید و نه در این طرف انواع زیاده‌­روی داشته باشید.»

زیباترین کلمات در این سخنرانی که نشانه­‌ی درک عمیق حضرت امام از مسائل پشت­ پرده و تحمیل­‌های استعمار بود، این جمله است که فرمودند: از این پس طلبه­‌ها مشغول تحصیل شوند. «باز اگر دیدیم شیطانی از خارج متوجه مملکت ما شد، ما همین هستیم و دولت همان و ملت همان.»

و سخنان خود را با نصیحت به دولت­‌ها این­چنین به پایان بردند:

«ما می­‌گوییم دولت‌­ها باید مردم را خوب اداره کنند که مردم بفهمند دولت خیرخواه ملت است؛ ولی اگر دیدند این­طور نیست می­‌گویند: کی باشد از بین برود؟ ای دولت­‌ها! ای بیچاره‌­ها! فتح مملکت که چیزی نیست. آن را هم الحمدلله ندارید. فتح قلوب مهم است. اگر می­‌خواهید بکنید و اگر نخواستند نکنید. والامراليكم والسلام علیکم و رحمة الله و بركاته .»

 

منبع: «سه سال ستیز مرجعیت شیعه» نویسنده روح الله حسینیان

 

در شماره قبل خواندیم:

تیزبینی حضرت امام(ره) مانع فریب خوردن برخی علما از سوی عَلَم شد

تشدید سخنرانی شخصیت‌های معروف علیه لوایح دولتی با توصیه حضرت امام

بعد از رحلت آیت الله بروجردی شاه تلاش کرد مرجعیت شیعه را به نجف منتقل کند

حضرت امام به شاه هشدار داد که عَلَم یا باید تابع قانون باشد و یا توبه کند

هماهنگی علما در مقابل لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی حاصل ابتکار و مدیریت حضرت امام(ره) بود