باید سیاسی باشید




 



ماهیت حوزه سکولار، مولفه‌ها، چالش‌ها و راه برون رفت از آن

حوزه انقلابی؛ راه برون رفت از چالش سکولاریسم

علی اکبر عالمیان

اکنون که مؤلفه‌های حوزه سکولار و آسیب‌های آن بیان گردید، لازم است تا راه برون رفت از این چالش نیز بیان گردد. بی گمان راه برون رفت از این چالش، دخالت روحانیت در امور سیاسی است. رهبر معظم انقلاب، لزوم این مسأله را در قالب«حوزه انقلابی» مطرح می‌کنند. در واقع از نگاه ایشان، حوزه انقلابی، راه برون رفت از چالش سکولاریسم به شمار می‌آید. با نگاهی به اندیشه رهبر معظم انقلاب، ایشان جهت تبیین حوزه انقلابی مقدمات و مؤلفه‌هایی را بیان می‌کنند. مقدمه اول، نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها است. مقدمه دوم نیز دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت است. ایشان با ذکر این دو مقدمه، به مؤلفه‌های حوزه انقلابی می‌پردازند.

نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها

رهبرانقلاب در بیان لزوم انقلابی‌گری حوزه‌ها، به شواهد فراوان تاریخی تمسک می‌کنند و با بررسی سیره و رفتار سیاسی علمای بزرگ، نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها را مورد تأکید قرار می‌دهند. از نقش«مرحوم سیّدمحمّد کاظم طباطبایی» -صاحب عروه- و بعضی دیگر از مراجع قم، در فتوا به نفع مردم مسلمان لیبی و علیه ایتالیایی‌ها، تا اعلام جهاد مرحوم آیةالله‌العظمی سیّد عبدالحسین لاری وقتی انگلیسی‌ها در بوشهر نیرو پیاده کردند.[۱] همچنین فتوای مرحوم شیخ‌الشریعه‌ی اصفهانی ـ مرجع تقلید بزرگ ساکن نجف ـ مبنی بر این که استعمال اجناس مصنوعه‌ در داخل کشور لازم است و مردم باید از استفاده از مصنوعات خارجی اجتناب کنند، تا به این ترتیب دیگران در داخل کشور نفوذ نکنند، و همین طور فتوای میرزای شیرازی دوم ـ مرحوم میرزا محمّدتقی شیرازی ـ در مقابله با انگلیسی‌ها، و فتوای تحریم انتخابات قلّابی انگلیسی‌ها در عراق، نمونه‌ای دیگر از حضور علما در صحنه‌ سیاست است.[۲]

ایشان به موارد دیگری نیز اشاره می‌کنند. یک جا از فعالیت‌های انقلابی مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی سخن گفته و مبارزات ایشان را در دو بخش تقسیم می‌کنند: «بخشِ مقابله‌ با خارجی؛ و بخشِ مبارزه با استبداد. این دو بخش، کاملاً در زندگی ایشان و در مبارزات ایشان محسوس و قابل تفکیک است؛ لیکن با رضاخان هم که ایشان مبارزه می‌کند، گویی برایش کاملاً روشن است که رضاخان پیش‌کرده‌ همان خارجی است، که آمده.»[۳] رهبر معظم انقلاب نقش علما در مشروطیت را نیز بی نظیر می‌دانند. به اعتقاد ایشان: «در مشروطیت، نقش علما نقشی نیست که قابل مقایسه با نقش دیگران باشد. در سال‌های پیش از مشروطیت انجمن‌های پنهانی تشکیل می‌شد و نشست‌های گوناگونی بود که هم علما، هم غیرعلما بودند و آثار آن‌ها در مشروطیت منعکس بود؛ منتها آن چیزی که مشروطیت را به ثمر رساند، این انجمن‌ها نبود؛ آن حضورِ مردمی‌ای بود که جز با فعالیت و تأثیر علما امکان‌پذیر نبود؛ یعنی اگر فتوای آخوند نبود، فتوای آشیخ عبدالله مازندرانی و امثال اینها نبود، اصلاً امکان نداشت این حرکت در خارج تحقق پیدا کند.»[۴] نقش بزرگ آیت‌الله مدرس نیز قابل کتمان نیست؛ آنجایی که با فریادهای خود در صحن مجلس ملّی آن روز در مقابله‌ با رضاخان، و تحویل کشور به انگلیسی‌ها از این اقدام وطن فروشانه ممانعت کرد.[۵]

نقش آیةالله کاشانی نیز قابل کتمان نیست: «مرحوم کاشانی کسی است که به کمک او دکتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حرکت جلب کنند؛ والّا حمایت مردم جلب نمی‌شد. کسی مصدّق را نمی‌شناخت؛ کسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانست؛ توده‌های عظیم مردم که رأی و حضور و اقدام آنها در تحوّلات اجتماعی تعیین‌کننده است، در جریان وارد نبودند و برای آنها توضیح داده نشده بود… مرحوم آیةالله کاشانی به عنوان نماینده‌ مردم تهران و رئیس مجلس آن روز، پشتیبان طرح ملی شدن صنعت نفت شد. نمایندگان مرحوم آیةالله کاشانی به سرتاسر کشور مسافرت می‌کردند…. به این ترتیب در سال ۱۳۲۹ شمسی مردم طرفدار ملی‌شدن صنعت نفت ایران شدند و علی‌رغم این‌که محمدرضا موافق نخست‌وزیری مصدّق نبود، به پشتیبانی حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر شد.»[۶]

وبالاخره باید به نقش بی بدیل روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران پرداخت که نشانه ای آشکار از حضور علما در رأس حرکات انقلابی می‌باشد: «اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحوّل در این کشور نبود، هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه جهنّمىِ تحقیر آمیز آمریکا و حکومت دیکتاتورىِ قسىّ‌القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود…. هیچ کانون و مرکزی در ایران وجود نداشت که بتواند ملّت را بسیج کند؛ مگر روحانیت و پرچمداران دین، با شعار دین. در کشور ما این یک تجربه طولانی است؛ اینها را باید با چشم دقّت نگاه کرد.»[۷]

مجموع این حرکات انقلابی منتج به انقلاب اسلامی ایران شد و این نشان از حضور روحانیون در عرصه سیاست است: «روحانیت، عنصر اصلی در مبارزات پانزده‌ساله‌ منتهی به پیروزی انقلاب و سپس در تشکیل نظام مقدس اسلامی و برافراشتن پرچم اسلام در جهان و در مقاومت پُرشور ملت ایران در برابر تهاجم‌های گوناگون دشمنان و پیش از این‌ها و در طول قرن‌های متمادی، عامل اصلی حفظ معارف اسلامی و ایمان عمیق و صادقانه‌ ملت ایران به مکتب حیات‌بخش اسلام و رشد تفکرات دینی در همه جا بوده است. حضور روحانیون متعهد و مبارز در مرکز مبارزه با رژیم دست‌نشانده‌ امریکا بود که قشرهای گوناگون مردم را به صحنه‌ مبارزه کشانید و مبارزه را شکل عمومی و مردمی بخشید. در همه‌ حوادث بزرگی که ملت ایران یکپارچه در آن شرکت جسته‌اند مانند نهضت مشروطیت و قیام تنباکو نیز حضور علمای دین در پیشاپیش صفوف، تنها عامل این حضور عمومی بوده است.»[۸]

البته این حرکت های انقلابی منحصر در ایران نبوده و در سایر کشورهای اسلامی نیز وجود داشته است. به عنوان مثال باید به کشور عراق اشاره کرد و نقش و تأثیر رهبری «آیةالله سید عبدالاعلی سبزواری» در قیام مردم عراق علیه رژیم بعث[۹] و نقش آیت‌الله خویی به عنوان قطب اصلی نهضت و مرکز صدور حکم قیام اسلامی در نهضت خونین مردم عراق در رمضان سال ۱۴۱۱ هجری قمری اشاره کرد.[۱۰]

دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت

دقیقاً برهمین اساس است که رهبر معظم انقلاب بر سیاسی بودن روحانیت تاکید می نمایند. ایشان به سیره بزرگان دین و علمای مجاهد اشاره می کنند و نتیجه می گیرند که حوزه باید صبغه سیاسی خود را حفظ کند. لزوم سیاسی بودن طلاب و آگاهی های سیاسی حوزویان بارها از سوی ایشان مورد تأکید قرار گرفته است: « حوزه‌های علمیه بایستی از سیاست هرگز دور نمانند. طلاب باید آگاهی سیاسی پیدا کنند. مبادا جریان‌های سیاسی روز، بر ذهن طلاب در حوزه علمیه سبقت بگیرند. طلاب باید در فضای سیاسی حضور داشته باشند؛ بلکه جلوتر از زمان و فکر سیاسی روشن داشته باشند؛ کمااین‌که علمایی که فکر سیاسی روشن داشتند، مفید بودند.»[۱۱] از نگاه ایشان:«طلبه نمی‌تواند و نباید فقط به مطالعه در حجره بسنده کند بلکه بسیار مهم و ضروری است که از مسائل داخلی و جهانی، جریان‌های سیاسی، منفذهای احتمالی نفوذ دشمن و دیگر مسائل مهم،‌ به‌خوبی آگاه باشد.»[۱۲]

در این میان بایدمعنای دخالت روحانیت در سیاست و سیاسی بودن طلاب و روحانیان نیز به درستی تبیین شود. آیا سیاسی بودن طلاب به معنای سیاسی کاری و سیاست بازی است؟ آیا به معنای محدود شدن آنان در حصار باندبازی‌ها و جناح بندی‌های معمول جامعه است؟ معظم‌له به این پرسش اینگونه پاسخ می‌دهند: «یکى از چیزهایى که براى ما خیلى مهم است، مسأله‌ «ارتباط با سیاست» است…. باید سیاسى باشید؛ منتها نه به معناى ورود در باندها و جناح‌هاى سیاسى؛ نه به معناى ملعبه و آلت دست شدن این یا آن حزب یا گروه سیاسى، یا سیاست‌بازان حرفه‌اى؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه به معناى آگاهى سیاسى، قدرت تحلیل سیاسى، داشتن قطب‌نماى سالم سیاسى که جهت را درست نشان بدهد.»[۱۳] اما دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت چیست و چه ضرورتی بر این امر مترتب است. طبق آنچه می توان از دیدگاه مقام معظم رهبری در این مورد بیان کرد، ۶ علت مهم است که ذیلا به آن می پردازیم:

۱- وابستگی این نظام به روحانیت

یکی از مهمترین دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه‌های علمیه، وابستگی نظام جمهوری اسلامی به روحانیت و علمای دین است. بر همین اساس لازم است تا روحانیان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی کامل داشته باشند:«نظام جمهوری اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته به علمای دین است؛ و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره نظام به آن‌ها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسؤولند… باید از وضعیت و موجودیت نظام، آن چنان که هست، مطلع باشند؛ نقایص را بشناسند و پیشرفت‌ها را بدانند؛ آن جا که کمک لازم است، آن را تشخیص بدهند؛ آن جا که دشمن به آن توجه پیدا کرده و هدف گرفته است، آن را شناسایی کنند تا بتوانند نقش صحیح خود را در تداوم این نظام ایفا کنند. حوزه علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی نمی‌توانند از وضع نظام بی‌خبر باشند و بی خبر بمانند و این بی‌خبری را تحمل کنند.»[۱۴]

۲- نیاز نظام به روحانیت

همان گونه که این نظام وابسته به روحانیت است، به این نهاد نیز نیاز دارد. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب: «علت فعّالیت حوزه‌های علمیّه……. نیاز حکومت اسلامی است که در طول تاریخ بعد از حکومت امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهماالصّلاة والسلام، دیگر حکومتی با این خصوصیّات، متکّی بر احکام و مقرّرات دینی تا امروز تشکیل نشده است. این اوّلین بار است که حکومتی بر اساس قرآن تشکیل می‌شود و جامعه‌ای اسلامی ـ با همه مشکلات و زحماتی که این کار داشته و دارد ـ به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهی، برای عمل، اوّلاً به معارف و مقرّرات اسلامی احتیاج دارد. ثانیاً در برخی از جاهابه اشخاصی برای اداره بعضی از امور این نظام نیاز است که بایستی این دو نیاز را حوزه‌ها تأمین کنند.»[۱۵]

۳- مصلحت مردم

از منظر رهبر معظم انقلاب، بی‌رغبتی روحانیت نسبت به مسائل سیاسی موجب می‌شود تا مردم نگران شوند. به همین دلیل لازم است تا به خاطر مصلحت مردم، به مسائل سیاسی و انقلابی توجه نمایند: «بدانید که مردم از هر حرکت به سمت رشدِ صحیح جامعه‌ روحانیت، خشنود و خوشحال می‌شوند؛ همچنان که اگر خدای نکرده، روحانیان را سرگرم مسائل شخصی و دنیایی و یا بی‌رغبتی و عدم توجه به مسایل انقلابی و یا غرق شدن در دسته‌بندی‌های سیاسی و غیره ببینند، نگران می‌شوند. وظیفه‌ علمای دین و روحانیون عزیز این است که رضای الهی و مصلحت مردم را بر هر چیز دیگری مقدم بدارند.»[۱۶]

ادامه دارد…

 

نگارنده: حجت‌الاسلام والمسلمین علی اکبر عالمیان


 

[۱] – بیانات در دیدار جمعی از روحانیون ۱۴/ ۱۲/ ۱۳۷۰

[۲] – همان

[۳] – بیانات در دیدار اعضای همایش مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی ۱۵/ ۵/ ۱۳۸۴

[۴] – ‌‌‌بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیته‌‌های علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت ۹/۲/ ۱۳۸۵

[۵] – بیانات در دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان‌ ۱۹/ ۲/ ۱۳۸۶

[۶] – بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ ۲۰/ ۸/ ۱۳۸۰

[۷] – بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۴/ ۳/ ۱۳۸۱

[۸] – پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۰/ ۳/ ۱۳۶۹

[۹] – پیام تسلیت به مناسبت ارتحال آیت‌الله العظمی سید عبدالاعلی سبزواری ۲۷/ ۵/ ۱۳۷۲

[۱۰] – پیام تسلیت در پی ارتحال آیت‌الله‌العظمی خویی ۱۸/ ۵/ ۱۳۷۱

[۱۱] – بیانات در آغاز درس خارج فقه ۲۰/ ۶/ ۱۳۷۳

[۱۲] – دیدار علما و فضلا و روحانیون و طلاب استان یزد با رهبر انقلاب۱۲/ ۱۰/ ۱۳۸۶

[۱۳] – بیانات در جمع روحانیون استان سمنان ۱۷/ ۸/ ۱۳۸۵

[۱۴] – بیانات در جمع علما و مدرّسان و فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم ۳۰/ ۱۱/ ۱۳۷۰

[۱۵] – بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/۶ ۱۳۷۴

[۱۶] – بیانات در دیدار جمعی از علما و طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم و مدارس علمیه‌ی تهران ۲/ ۱۲/ ۱۳۶۸‌