مسؤولیت‌ها و وظایف روحانیت انقلابی


یکی دیگر از مهمترین وظایف حوزه انقلابی از منظر رهبر معظم انقلاب، تئوری پردازی این نهاد برای نظام اسلامی و تبیین مفاهیم اسلامی است.  این وظیفه از وظایف بنیادین حوزه های علمیه به شمار می‌آید.




 


  • ماهیت حوزه سکولار از منظر مقام معظم رهبری(مولفه ها، چالش ها و راه برون رفت از آن)

اشاره: در قسمت پیشین، به تبیین مسئولیتها و وظایف روحانیت انقلابی پرداخته و یکی از این مسؤولیت‌ها که همان حمایت و پاسداری از نظام اسلامی است را بیان کردیم. اکنون ادامه این بحث را به خوانندگان فرهیخته اسباط تقدیم می‌گردد.

مسؤولیت‌ها و وظایف روحانیت انقلابی

۲-۳- تئوری پردازی و تبیین معرفت‌شناسى اسلام

یکی دیگر از مهمترین وظایف حوزه انقلابی از منظر رهبر معظم انقلاب، تئوری پردازی این نهاد برای نظام اسلامی و تبیین مفاهیم اسلامی است.  این وظیفه از وظایف بنیادین حوزه های علمیه به شمار می‌آید: «آن حقیقت اول که گفتیم نظام مستظهر به حوزه‌های علمیه است، به خاطر این است که نظریه‌پردازی سیاسی و نظریه‌پردازی در همه‌ی جریانهای اداره‌ی یک ملت و یک کشور در نظام اسلامی به عهده‌ی علمای دین است. آن کسانی می توانند در باب نظام اقتصادی، در باب مدیریت، در باب مسائل جنگ و صلح، در باب مسائل تربیتی و مسائل فراوان دیگر نظر اسلام را ارائه بدهند که متخصص دینی باشند و دین را بشناسند.» 

تشکیل حکومت در ایران که متصدی اصلی آن روحانیان می‌باشند، وظایف این جریان را نیز صد چندان کرده است: «تشکیل نظام اسلامی که داعیه‌دار تحقّق مقرّرات اسلامی در همه‌ی صحنه‌های زندگی است، وظیفه‌یی استثنایی و بی‌سابقه بر دوش حوزه‌ی علمیه نهاده است، و آن تحقیق و تنقیح همه‌ مباحث فقهی‌یی است که تدوین مقرّرات اسلامی برای اداره‌ی هر یک از بدنه‌های نظام اسلامی بدان نیازمند است.»

حکومت با مسائل مستحدثه و نوپیدایی مواجه است که نیاز به پاسخگویی و تئوری پردازی دارد:«مسائل جدیدی وجود دارد. در زمینه‌ اقتصاد، مسائل تازه‌ای وجود دارد. مثلاً ما بانکداری اسلامی را به وجود آورده‌ایم. امروز مسائل تازه‌ای در زمینه‌ پول و بانکداری وجود دارد؛ اینها را بایستی حل کرد؛ باید اینها را در بانکداری اسلامی ـ بانکداری بدون ربا ـ  دید. کی باید اینها را انجام بدهد؟ فقه متکفل این چیزهاست. البته من همین‌جا عرض بکنم که نیاز ما به کرسی‌های بحث آزاد فقهی در حوزه‌ی قم – که مهمترین حوزه‌هاست – برآورده نشده است.»

رهبر معظم انقلاب از حوزه علمیه با عنوان «قلب معرفتى دنیاى اسلام» یاد می‌کنند که دائما باید در فکر پمپاژ تئوری باشد.  به اعتقاد ایشان:«حوزه‌هاى علمیه و علماى دین پشتوانه‌هایى هستند که موظفند نظریات اسلامى را در این زمینه از متون الهى بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند، براى برنامه‌ریزى، براى زمینه‌سازى‌هاى گوناگون.»

یکی از مهمترین مراحل این نظریه پردازی، بحث بر سر «فقه حکومتی» و استخراج احکام الهی در همه‌ شئون یک حکومت است.  به همین خاطر تأکید می‌کنند که: «در قم باید درسهای خارجِ استدلالیِ قوی‌ای مخصوص فقه حکومتی وجود داشته باشد تا مسائل جدید حکومتی و چالشهائی را که بر سر راه حکومت قرار میگیرد و مسائل نو به نو را که هی برای ما دارد پیش می‌آید، از لحاظ فقهی مشخص کنند، روشن کنند، بحث کنند، بحثهای متین فقهی انجام بگیرد؛ بعد این بحثها می‌آید دست روشنفکران و نخبگان گوناگون دانشگاهی و غیر دانشگاهی، اینها را به فرآورده‌هائی تبدیل میکنند که برای افکار عموم، برای افکار دانشجویان، برای افکار ملتهای دیگر قابل استفاده است. این کار بایستی انجام بگیرد، ما این را لازم داریم. محصول این کاوشهای عالمانه میتواند در معرض استفاده‌ی ملتها و نخبگان دیگر کشورها هم قرار بگیرد. 

اکنون پرسش اینجاست که اگر حوزه به تئوری پردازی نپردازد، چه آسیب هایی متوجه خود و اسلام و انقلاب خواهد شد؟ از منظر رهبر معظم انقلاب، در این صورت، دو آسیب مهم متوجه دین و انقلاب اسلامی خواهد شد. آسیب اول عبارت است از انزوای دین و روحانیت: «در زمینه‌هاى گوناگون، امروز نیاز وجود دارد؛ هم براى نظام اسلامى، هم در سطح کشور، هم در سطح جهان. ، تفکر اقتصادى و سیاسى اسلام، مفاهیم فقهى و حقوقى‌اى که پایه‌هاى آن تفکر اقتصادى و سیاسى را تشکیل می­دهد، نظام تعلیم و تربیت، مفاهیم اخلاقى و معنوى، غیره، غیره، همه‌ى این­ها باید دقیق، علمى، قانع کننده و ناظر به اندیشه‌هاى رایج جهان آماده و فراهم شود؛ این کار حوزه‌هاست. با اجتهاد، این کار عملى است. اگر ما این کار را نکنیم، به دست خودمان کمک کرده‌ایم به حذف دین از صحنه‌ى زندگى بشر؛ به دست خودمان کمک کرده‌ایم به انزواى روحانیت …»  آسیب دوم نیز جایگزینی تئوری های غربی در خلاء به وجود آمده از تئوری های دینی است: «اگر جای این نظریه‌پردازی پر نشد، اگر علمای دین این کار را نکردند، نظریه‌های غربی، نظریه‌های غیردینی، نظریه‌های مادی جای آنها را پر خواهد کرد. هیچ نظامی، هیچ مجموعه‌ای در خلأ نمیتواند مدیریت کند؛ یک نظام مدیریتی دیگری، یک نظام اقتصادی دیگری، یک نظام سیاسی دیگری که ساخته و پرداخته‌ اذهان مادی است، می‌آید جایگزین می شود؛ همچنان که در آن مواردی که این خلأها محسوس شد و وجود داشت، این اتفاق افتاد.» 

۳-۳-  تربیت نیرو(کادرسازی)

مقام معظم رهبری یکی از مهمترین و کاربردی ترین وظایف و مسئولیتهای حوزه انقلابی را تربیت نیرو یا همان کادرسازی می دانند. حوزه موظف است تا نیروهای مدیریتی برای اداره نظام تربیت کند  و نباید از نقش سیاسی حوزه و شخصیتهای حوزوی در اداره‌ جامعه غافل شد.  حوزه باید رهبران آینده انقلاب و کشور را بسازد و بپروراند و فراهم کند؛ شخصیتهایی که بتوانند رئیس جمهور و وزیر و نماینده و نظریه‌پرداز سیاسی باشند.  این نظام احتیاج به رهبر دارد و حوزه باید آن را تربیت کند: «حوزه علمیه باید کارخانه ….. سازندگی سیاستمدار و سازندگی رهبر باشد. حوزه ی علمیه باید به جایی برسد که همیشه ده، بیست نفر شخصیت آماده برای رهبری داشته باشد؛ که اگر هرکدام از این ها را در مقابل زبدگان این امت بگذارند، بر او متفق بشوند که برای رهبری صلاحیت دارد.»  همان گونه که نیاز به قاضی هم دارد: « این جامعه احتیاج به قاضی دارد. باید دستگاهی در قم طلاب را به سمت تربیت قاضی سوق بدهد. این‌طور نباشد که تربیت قاضی را هم حوزه به عهده‌ی دیگری واگذار بکند.»  حوزه برای رفع نیاز سایر دستگاههای نظام نیز وظایف مشخصی دارد: «جایی در حوزه باشد که طلاب را برای حضور در دستگاههای گوناگون اداری کشور – مثل سازمانهای عقیدتی، سیاسی و ادارات مختلفی که احتیاج دارند – سوق دهد. جایی باشد که اشخاص و جمعی را به سمت پیدا کردن مسائل مهم – که نظام به آنها نیاز دارد – سوق دهد.» 

۴-۳- پاسخگویی به شبهات و ابهامات

از جمله وظایف محوری حوزه و روحانیت، پاسخگویی به شبهات و ابهامات به ویژه شبهات مربوط به نظام اسلامی است: « امروز شبهه‌هائی مطرح میشود که آماج آن شبهه‌ها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود – بخصوص در میان جوانان – هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانه‌های انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه‌ها، مواجهه‌ی با این شبهه‌ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه – که به وسیله‌ی علمای دین انجام می گیرد – این هم یک پشتیبانی دیگر، یک پشتوانه‌ی دیگر برای نظام اسلامی است. پس نظام اسلامی از جهات مختلف متکی به علمای دین و نظریه‌پردازان و محققان و دانشمندان حوزه‌های علمیه است.»  علماى دین به عنوان مرزداران عقیده، موظفند در مقابل تیرهاى مسموم و زهرآگین شبهات بایستند  واین یکی از مهم ترین نیازهای نظام به روحانیت و یکی از مهم ترین وظایف این نهاد به شمار می آید:«ما امروز درباب اداره کشور به مسائلی برخورد می‌کنیم که مشکلات و معضلات دینی و فقهی ماست؛ ما پاسخ اینها را می‌خواهیم، اما کسی جوابگو نیست. باید خودمان بنشینیم، یا آقایی را ببینیم و از او بخواهیم، یا فرضاً بگوییم در کتابها بگردند و جواب این مسأله را پیدا کنند. باید دستگاهی آماده باشد و تمام مشکلات و معضلات نظام را پیش‌بینی کند؛ نسبت به آنها فکر کند، راه‌حل ارائه کند و جواب و پاسخ آماده را برای آن آماده نماید. این، جزو وظایف حوزه‌های علمیه است؛ لذا متعلق به اسلام است، و اسلام آن چیزی است که حوزه‌ علمیه برای آن به وجود آمده است.« 

۵-۳- بصیرت سیاسی ولزوم تجهیز به قدرت تحلیل

یکی دیگر از بایسته های حوزه و روحانیت انقلابی، داشتن بصیرت سیاسی ولزوم تجهیز به فهم و تحلیل سیاسی است.فهم سیاسی، غیر از سرگرمیهای سیاسی است. منظور از آن، درک سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی است.  دشمن از ناتوانی درک سیاسی و تحلیل سیاسی یک طلبه حداکثر سوء استفاده را خواهد کرد. بنابراین باید به طلاّب، آگاهیهای سیاسی و قدرت فهم و تحلیل سیاسی داده شود. طلبه باید بداند که تحرّکات دشمن در قبال شوکتی که امروز اسلام پیدا کرده است، چیست و چگونه است؛ بداند تحرکات دشمن در مقابل خودِ حوزه‌ علمیه چیست و چگونه است.  بر همین اساس یک روحانی انقلابی باید قدرت تحلیل سیاسی داشته باشد:«در زمینه‌های سیاسی باید قدرت تحلیل سیاسی به طلاّب داده شود. این مجموعه‌ی عظیم جوان در این حوزه‌ی علمیه، مجموعه‌ای است که میتواند و باید بتواند حوادث سیاسی را جزء به جزء تحلیل کند؛ معنای هر حرکتی را که صفوف مختلف و جناحهای مختلف در داخل و خارج میکنند، بفهمد تا بتواند آن خط مستقیم و صراط الهی را در این بین همواره در مقابل چشم داشته باشد و فریب نخورد.» لازمه داشتن قدرت تحلیل سیاسی نیز بصیرت سیاسی است: «روحانیِ مفید، یعنی روحانی بصیر چرا که اگر بصیرت نباشد، شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن، اشتباه می کند و همانگونه که متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد.»  اهمیت بصیرت سیاسی ولزوم تجهیز به قدرت تحلیل به اندازه ای است که رهبر معظم انقلاب در این مورد بزرگان حوزه را خطاب قرار داده و می گویند:«یکی دیگر از کارهایی که در حوزه لازم است و حوزه با خلأ آن روبه‌روست، این است که مسؤولان و اکابر و شخصیتها و رهبران حوزه – مثل مراجع تقلید و مدرّسان بزرگ و شورای مدیریت و امثال اینها – باید کاری کنند که در داخل حوزه‌ علمیه، درک از مسایل جاری عالم و قدرت تحلیل و فهم این مسایل، در عالیترین سطح خودش در کشور وجود داشته باشد. یعنی ما باید کاری بکنیم که حوزه‌ علمیه قادر باشد به وسیله‌ی یکایک اغلب افرادش – نمی گوییم همه‌ی افراد – در فضای عمومی کشور، بینش درست سیاسی و فهم مسایل جاری را در اختیار دیگران بگذارد و مردم را هدایت کند و پیش ببرد. »   آفت عدم بصیرت سیاسی و عدم تجهیز به قدرت تحلیل گریبانگیر حوزه و نظام شده و نفوذ مغرضان را به دنبال خواهد داشت: «کج فهمیدن، ساده و سطحی فهمیدن، کُند و ناهوشمندانه فهمیدن، غافل ماندن از مسایل جاری عالم و کشور، از جمله‌ی زیانبخش‌ترین چیزهایی است که ممکن است حوزه‌ علمیه با آن روبه‌رو بشود. اینهاست که زمینه را فراهم می کند، تا یک عده آدمِ بددلِ سوءنیت‌دارِ احیاناً تحریک شده به وسیله‌ اجانب، در حوزه‌ی علمیه راه بیفتند و حرفهایی را مطرح کنند؛ کمااین‌که در این چند سال، برخی از نمونه‌هایش را دیدید که بحمداللَّه سینه‌ ستبر انقلاب زد و بسیاری از این نمونه‌ها را از سر راه برداشت؛ لیکن نمی شود گفت که این چیزها تمام شده است.»

 

ادامه دارد….

 

نگارنده:

نگارنده: علی‌اکبر عالمیان