معیارهای جریان به شمار آمدن یک تفکر و انواع نفش آفرینی جریان‌ها


اساساً برنامه‌ریزی برای تحول در حوزه بدون شناخت دقیق جریان‌های موجود و مؤثر در آن، امری بیهوده و بی‌ثمر خواهد بود. جریان‌شناسی این امکان را به ما می‌دهد که شناختی عینی و نه انتزاعی از شرایط واقعی محیط مورد مطالعه خود داشته باشیم. شناخت واقعی، برنامه‌ریزی اجرایی و عملیاتی در پی خواهد داشت؛




 


درآمدی بر جریان‌های علمی، سیاسی و فکری حوزه‌های علمیه 

«بخش دوم»

اشاره: جریان‌شناسی حوزوی یکی از حوزه‌های مطالعاتی است که سابقه زیادی از عمر آن نمی‌گذرد. جریان‌های حوزوی را می‌توان از جهات مختلف دسته‌بندی کرد. جریان‌های عرفانی، جریان‌های کلامی، جریان‌های فقهی و اصولی، جریان‌های تفسیری، جریان‌های حدیثی و نیز جریان‌های سیاسی برخی از این وجوه و جهات هستند. در این مقاله می‌کوشیم به ضرورت جریان‌شناسی حوزوی، پیشینه و انواع آن اشاره‌ای داشته باشیم. در بخش اول از این مقاله ساختار کلی بحث، تعریف و پیشینه جریان‌شناسی مورد بررسی قرار گرفت.

در بخش دوم که متن آن در ذیل آمده  به ادامه بحث می پردازیم.

معیار‌های جریان به‌شمارآمدن یک نوع تفکر

آیا می‌توان هر دو جمع و جماعتی حوزوی را که دارای تفاوت سلیقه و نگاه در موضوعی از موضوعات هستند، جریان‌های متفاوت نامید و نام جریان بر آن‌ها اطلاق نمود؟ آیا معیاری برای جریان به‌شمارآوردن جمع‌های برخوردار از سلیقه‌ها و ایده‌های گوناگون وجود ندارد؟ بدون وجود معیاری هرچند ابتدایی و مختصر نمی‌توان به سهولت به شناسایی و بررسی جریان‌های حوزوی پرداخت. یک نوع تفکر که عده‌ای پیرامون آن حلقه زده‌اند، زمانی جریان به‌شمار می‌آید که برخوردار از مؤلفه‌هایی باشد. در ادامه برخی از این مؤلفه‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

برخورداری از اندیشه‌ای منسجم و مبتنی بر مبانی خاص

یک جریان باید برخوردار از اندیشه‌ای منسجم باشد. به‌صورتی که توان توجیه و پاسخ‌گویی به نیاز‌های مختلف خود و نیز وجاهت‌بخشی به ایده‌های اختصاصی جریان را داشته باشد. آشفتگی در مبانی و چنددستگی در باورداشت‌ها نمی‌گذارد یک جریان خط مشی ثابتی در پیش گیرد و در مسیر مشخصی حرکت کند. از سویی تذبذب در مبانی موجب می‌شود یک مجموعه به‌عنوان یک جریان متشخص و متشکل با باور‌های معین شناخته نشود.

دارای اثرگذاری و نقش‌آفرینی اجتماعی

همان‌گونه که از نام جریان برمی‌آید، اساسی‌ترین زاویه مد نظر از یک جریان بروز و ظهور اجتماعی آن در سطح جامعه خاص خود است. اگر عده‌ای دور خود نشسته‌اند و اندیشه‌ای منسجم و خاص پدید آورده‌اند ولی هنوز به سر حد بروز خارجی نرسیده‌اند و امتداد اجتماعی نیافته‌اند، هنوز جریان نیستند. امتداد اجتماعی یافتن و در متن تحولات جامعه مورد نظر اثرگذار و نقش‌آفرین بودن است که وصف (جریان) بودن را در پی می‌آورد؛ اما حضور اجتماعی نیز دارای سطوحی است. گاه حضور اجتماعی تنها محدود به بودن نامی از مجموعه‌ای بر سر زبان‌ها است و گاهی یک جریان به سطحی از اثرگذاری دست می‌یابد که در محیط پیرامونی خود به‌عنوان یکی از متغیرها و عوامل تصمیم‌ساز و جهت‌آفرین آن محیط و اجتماع قلمداد می‌شود. همین امور به‌عنوان معیارهای ارزیابی برتری و موفقیت جریان‌های فکری نیز شناخته می‌شوند.

برخورداری از بدنه اجتماعی و همراهان فکری

جریان حوزوی اگر تنها تکیه به یک نام کرده باشد ولی پیرامون خود از مقبولیتی نسبی برخوردار نبوده و توان جذب مخاطب نداشته باشد، به‌سختی می‌تواند جریان نامیده شود. زیرا یکی از عناصر امتداد اجتماعی یافتن جریانات پیروان و دلدادگان آن جریان هستند. البته گاه دیده می‌شود پیرامون شخصیت حقیقی و یا حقوقی فردی آثاری چون نقش‌آفرینی و اثرگذاری اجتماعی پدید می‌آید ولی این به تنهایی برای جریان نامیدن کافی نیست. برخورداری از بدنه اجتماعی، امکان ادامه حیات یک اندیشه حتی پس از رحلت تئوریسین آن را می‌دهد. از سویی نیروی انسانی همفکر این امکان را پدید می‌آورد که تئوریسن و صاحبان جریان و اندیشه تحقق عینی آمال و آرمان‌های خود را پی‌گیری نمایند. گاه اندیشه‌ای هرچند بسیار وزین و مستحکم تنها به‌دلیل فقدان پیرو و همراه، امکان حضور اجتماعی و حتی طرح شدن را پیدا نمی‌کند.

ضرورت جریان‌شناسی حوزوی

یکی از مبادی برنامه‌ریزی برای هر مجموعه و سازمانی، داشتن اطلاعات و شناخت دقیق و صحیح از بدنه انسانی آن مجموعه است. اساساً برنامه‌ریزی برای تحول در حوزه بدون شناخت دقیق جریان‌های موجود و مؤثر در حوزه، امری بیهوده و بی‌ثمر خواهد بود. جریان‌شناسی این امکان را به ما می‌دهد که شناختی عینی و نه انتزاعی از شرایط واقعی محیط مورد مطالعه خود داشته باشیم. شناخت واقعی، برنامه‌ریزی اجرایی و عملیاتی در پی خواهد داشت؛ به خلاف شناخت‌های انتزاعی که برنامه‌های مبتنی بر آن‌ها نیز غیراجرایی است. جریان شناسی یکی از فایل‌های پشتیبان تحول در حوزه‌های علمیه است. این جریان‌های گوناگون حوزوی هستند که مخاطب برنامه‌های تحولی قرار خواهند گرفت. حال اگر بدون شناخت دقیق ویژگی‌های این جریان‌ها، انواع واکنش‌های احتمالی نسبت به تحول مورد ارزیابی قرار نگیرد، امکان دارد برنامه‌ای هرچند دقیق طراحی شود ولی به هیچ روی زمینه تحقق در پیش روی خود نبیند.

انواع نقش‌آفرینی جریان‌های فکری در نسبت با مخاطبان خود

نسبت جریان‌های حوزوی با مخاطبان خود نسبتی ویژه و برخوردار از وصف (اثرگذاری) است. جریان‌های حاکم بر حوزه‌ها نقش‌های گوناگونی را در نسبت با مخاطبان خود ایفا می‌کنند که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم. مجموع این نقش‌ها موجب شده است نظام‌های آموزشی – تربیتی غیرمحسوس و مجازی در عرض نظام رسمی حوزه‌های علمیه سامان یابد که اساساً اجازه تحقق واقعی برنامه‌های نظام مدیریت رسمی حوزه را نمی‌دهد.

انواع و حوزه های اثرگذاری جریان های فکری خود بحثی مستقل می طلبد. جریان های فکری دارای آثار و پیامدهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، بین المللی و تربیتی هستند. ما در این نوشتار بیشتر ناظر به آثار تربیتی و در نسبت با مخاطبین حوزوی این جریان ها سخن خواهیم گفت.

هدف‌گذاری کلان و آرمان‌سازی برای مخاطبان

طلبه بدون داشتن آرمان و قله نهایی نمی‌تواند گام‌هایی استوار در مسیر حیات حوزوی بردارد. از سویی هر آرمان و قله‌ای روش رسیدنِ خاصی را می‌طلبد؛ اما اساساً تعیین آرمان، کار دشواری است و عموماً طلبه نوپا به تنهایی نمی‌تواند برای خود آرمانی طراحی و تعریف نماید. از این روی دست به دامان بزرگان و قله‌ها و شخصیت‌های برتر و موفق حوزه می‌شوند؛ اما اینکه چه کسی موفق است و معیار موفق نامیدن حوزویان چیست، بسته به سطح دغدغه‌ها و نگاه‌ها، دست‌خوش تغییر می‌گردد. در این میان هر جریانی که بتواند از طلبه‌ای دلربایی کند و آرمان خود را برای او برترین و بهترین آرمان‌ها معرفی نماید، در حقیقت آن طلبه را به‌عنوان عضوی جدید از حوزه علمیه نامحسوس و نامرئی خود پذیرفته است. در دامنه هر قله‌ای از آرمان‌ها انبوهی از ارزش‌ها و خرده‌آرمان‌ها پدید آمده است که دیگر به طلبه اجازه سرک کشیدن به دیگر قله‌ها و دیگر آرمان‌ها را نمی‌دهد. آرمان، مرکز ثقلی است که مانند عدد صد، نودها را در دل خود جای داده است.

ایجاد نظام ارزشی و سبک زندگی حوزوی و اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های جریان

در دل هر جریان فکری، نظامی از ارزش‌های نانوشته وجود دارد که معیار خوب و بد بودن برخی رفتار صنفی و علمی و اجتماعی است و باید و نبایدهای متناسب با خود را تولید می‌کند. التزام به این دست باید و نبایدها، کم کم روش رفتاری و سبک زندگی خاصی را می‌آفریند. نکته اساسی اینکه نظام ارزشی پدید آمده و سبک زندگی مبتنی بر آن، کاملاً برگرفته از نظام فکری حاکم بر آن جریان بوده و از همان تغذیه می‌شود. تناسب و تناظر بین مبانی فکری و نظام ارزشی و رفتاری یا همان سبک زندگی، حیاتی‌ترین عامل حفظ هویت یک جریان است. اساساً یک جریان زمانی پویایی و پایایی می‌یابد که توان تولید ارزش‌های متناسب با اندیشه‌های بنیادین خود را داشته باشد. اگر جریانی تنها دارای برخی مبانی فکری باشد ولی نتواند در عمل نظام رفتاری و کنش خارجی متناسب با ارزش‌های فکری خود را تولید نماید، به‌مرور زمان دچار دگرگونی و تناقض درونی می‌گردد.

طراحی نظام آموزشی و علمی ویژه برای رسیدن به آرمان مد نظر

هر آرمانی راه رسیدن خاص خود را دارد. در نظام‌های علمی، متناسب با اینکه چه علم یا علومی دارای اولویت تشخیص داده می‌شوند، و یا کدام اقدام کلان علمی ـ پژوهشی أهم شمرده می‌شود، قله‌های علم‌آموزی نیز تغییر می‌کنند. از سویی کسب تخصص در هر رشته و فعالیتی راه خاص خود را دارد و البته گاه در یک موضوع واحد راه‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود. به هر روی هر آرمانی برنامه‌ای اجرایی برای دستیابی به آن می‌خواهد و هر جریانی برنامه علمی و عملی متناسب با قله خود را پیشنهاد می‌دهد. این دو در کنار یکدیگر تمام زمان و توجه و تمرکز طلبه در حال تحصیل را می‌گیرد. عملاً این فرد خود را در اختیار توصیه‌ها و راه‌نمایی‌هایی جریان مورد نظر قرار می‌دهد. حال امکان دارد روش‌های آموزشی و نیز اولویت‌های تحصیلی و پس از آن اولویت‌های پژوهشی به هیچ روی در راستای نیازمندی‌های کلان نظام اسلامی نبوده باشد و حتی می‌تواند در سمت و سوی مخالف دغدغه‌ها و ضرورت‌های نظام اسلامی نیز حرکت نماید. در این صورت انبوهی از سرمایه انسانی حوزه‌ها در مسیری غیر از ضرورت‌ها و نیازمندی‌های حکومت دینی گام برمی‌دارند و این امر آسیبی جدی برای شکوفایی نظام دینی به‌شمار می‌آید.

ایجاد نظام مشاوره، متناسب با رویکرد‌های کلان جریان

انسان در مسیر زندگی همواره با دوراهی‌های متعددی روبه‌رو است. انتخاب راه درست بین دوراهی به عوامل متعددی بستگی دارد. مشورت یکی از عوامل اصلی در تعیین راه صحیح است؛ اما اینکه با چه کسی مشورت کنیم و چه مشاوری را سلیم‌الطریق بدانیم، از اهمیت بیشتری برخوردار است. یک جریان فکری به‌طور ناخودآگاه با ارزش‌های خود، در ذهن مخاطبان خود، تنها افراد خاصی را دارای صلاحیت برای مشورت دادن معرفی می‌نماید. افرادی که تماماً در دل همان جریان تعریف می‌شوند و تأمین‌کننده دغدغه‌های بومی آن هستند. نظام مشاوره، حلقه‌ای از چرخه مدیریت افراد و اعضای یک جریان است که آخرین راه مواجه با افکار دیگر را نیز سد می‌کند. چرا که شاید برخی پرسش‌ها و ابهامات در نظام آموزشی یک جریان مطرح نبوده و پاسخ روشنی نیز ندارند، نظام مشاوره با دریافت این پرسش‌های جدید و هضم آن‌ها در دل مبانی جریان، نتیجه و پاسخی متناسب با مبانی و ارزش‌های کلان جریان ارائه می‌دهد.

حمایت فکری همه‌جانبه از اعضای جریان یکی دیگر از دستاوردها و فواید مترتب بر وجود نظام مشاوره است. وجود نظام مشاوره وجه قوت و مزیت یک جریان به‌شمار می‌آید که اجازه نمی‌دهد لحظه‌ای مخاطبش در تردید و یا ابهام سر کند و یا انگیزه‌های او دچار خلل و گام‌هایش متزلزل گردد.

 

“ادامه دارد”….

 

نگارنده: حسین ایزدی