نقد و بررسی آسیب های مشترک خرده جریان های حوزوی


درآمدی بر جریان‌های علمی، سیاسی و فکری حوزه‌های علمیه، بخش هشتم اشاره: جریان شناسی حوزوی یکی از حوزه های مطالعاتی است که سابقه زیادی از عمر آن نمی گذرد. جریان های حوزوی را می توان از جهات مختلف دسته بندی کرد. جریان های عرفانی، جریان های کلامی، جریان های فقهی و اصولی، جریان های تفسیری، […]



 



درآمدی بر جریان‌های علمی، سیاسی و فکری حوزه‌های علمیه، بخش هشتم

اشاره:

جریان شناسی حوزوی یکی از حوزه های مطالعاتی است که سابقه زیادی از عمر آن نمی گذرد. جریان های حوزوی را می توان از جهات مختلف دسته بندی کرد. جریان های عرفانی، جریان های کلامی، جریان های فقهی و اصولی، جریان های تفسیری، جریان های حدیثی و نیز جریان های سیاسی برخی از این وجوه و جهات هستند. در این مقاله می کوشیم به ضرورت جریان شناسی حوزوی، پیشینه و انواع آن اشاره ای داشته باشیم.

در بخش اول از این مقاله ساختار کلی بحث، تعریف و پیشینه جریان شناسی مورد بررسی قرار گرفت. بخش دوم مقاله به بررسی ملاک ها و معیارهای جریان به شمار آمدن جریان ها و نیز ضرورت جریان شناسی پرداختیم. بخش سوم مقاله به بررسی انواع طبقه بندی جریان های حوزوی و نیز بررسی کلان جریان ها و خرده جریان ها پرداخت.

در این بخش به نقد و بررسی عام خرده جریان های حوزوی می پردازیم.

نقد و بررسی خرده جریان‌های حوزوی (نقدهای عام و فراگیر)
تجربی بودن طرح‌ها و مدل‌ها و فاقد طراحی‌های برخوردار از اندیشه‌ورزی طراحانه

ـ مدل‌هایی که عموماً در این برنامه‌ها دیده می‌شود، مبتنی بر یک طرح تجربی با برخی رسیدگی‌های فوری و غیرسخت‌گیرانه بوده است. اثری از دقت‌ها و تأملات ژرف‌نگرانه و موشکافانه و ناظر به بررسی‌های علمی برای سامان دادن به حیات پویای یک طلبه در آن به چشم نمی‌خورد.

ناظر به نیاز‌های علمی صرف برای طلاب و فاقد جامع‌نگری در تأمین نیاز‌های دیگر ابعاد ایشان

ـ این برنامه عموماً دارای نگرشی یک بعدی است؛ یعنی تنها بعد علمی طلبه را مد نظر قرار داده است. گویی طلبه را مساوی موجودی با کارکرد علم‌آموزی صرف فرض کرده‌اند. حتی با این فرض که تنها رسیدگی به رشد علمی طلبه دارای اولویت است، باز هم این برنامه‌ها دارای کاستی هستند؛ چرا که عوامل گوناگون محیطی و پیرامونی متعددی در زندگی طلبه نقش ایفا می‌کنند که در صورت عدم رسیدگی به آن‌ها روند علمی نیز به‌خوبی طی نخواهد شد.

ناظر به نیازمندی‌های علمی یک جامعه سنتی و نه ناظر به نیاز‌های واقعی ایران ۱۴۰۰

ـ برنامه‌های تحصیلی می‌کوشند طلبه را برای یک حضور اجتماعی آماده کنند؛ اما سؤال اینجاست، برای ورود به کدام جامعه؟ آیا اساساً برنامه‌ریزان تلقی صحیحی از جامعه امروز و نیازمندی‌های داخلی و خارجی دارند؟ آیا می‌توانند تصویر صحیحی از اسلام در شرایط حاکمیت بر یک کشور داشته باشند و تفاوت این نوع اسلام با اسلام ناظر به نیاز‌های فردی و عبادی را تشخیص دهند؟ نگاه حاکمیتی و کلان به احکام و کارکرد دین آیا تفاوتی در رسالت متولیان امر دین و فقیهان و دین شناسان ایجاد نمی‌کند؟ این تفاوت ناظر به کدام حوزه از کنش دین شناسان است؟ دوران رشد طلبه برای گام نهادن به این جامعه جدید باید دارای چه ویژگی‌ها و ممیزاتی باشد؟ این‌ها همه پرسش‌های بی‌پاسخی است که برنامه‌های موجود نسبت فعالی با آن‌ها برقرار نکرده‌اند.

فاقد برنامه‌ریزی‌های آینده‌نگر و فاقد جامعه‌گرایی و انقلاب‌محوری

ـ یعنی برنامه‌ها ناظر به نیاز‌های انقلاب و جامعه نیست. همان‌گونه که در عنوان قبل گذشت، به‌دلیل فقدان تلقی صحیح از رسالت حوزه و روحانیت در دنیای جدید، طلبه برای خدمت به تک تک افراد جامعه اسلامی آماده می‌شود نه برای خدمت به یک نظام کلان و منسجم. از سویی نسبت حوزه و روحانیت با انقلاب یکی از محور‌های اساسی برنامه‌ریزی تحصیلی قلمداد می‌شود. باید حاکمیت دینی مورد حمایت همه‌جانبه تئوریک و عملیاتی حوزه‌ها قرار داشته باشد. در این میان حتی اکتفا به نیازهای امروز نیز کافی نیست، بلکه آینده‌پژوهی و شناسایی نیازهایی که در بیست، سی سال آینده برای جهان و جامعه دینی به‌وجود خواهد آمد نیز نباید از نظر دور داشته شود؛ ولی خلأ رویکرد‌های آینده‌نگر به‌خوبی در این دست برنامه‌ها قابل مشاهده است.

مبتنی بر تلاش یک‌سویه طلبه و فاقد پشتیبانی‌های همه‌جانبه از او

ـ جریان‌های موجود خدمات تک بعدی و یک خطی به طلبه ارائه می‌دهند. در این مدل‌ها تنها محوریت با تلاش طلبه است، و کسی متولی رصد و پی‌گیری برنامه وی نیست. مشاوره، ارزیابی کارآمد و نظارت بر روند عمومی و نیز فردی طلبه جزء خلأ‌های جدی این نوع برنامه‌هاست.

عدم ارتباط‌گیری مؤثر با طلاب

ـ سامانه ارتباطی بین این جریان‌ها و طلاب وجود ندارد تنها راه آشنایی طلبه با آن‌ها فضای عمومی است؛ یعنی سامانه ارتباطی ویژه‌ای برای آشنایی طلبه با ظرفیت‌های تحصیلی موجود در حوزه فراهم نیامده است. فقدان سامانه اطلاع‌رسانی موجب می‌شود طلبه تنها بر اساس نوع اطرافیانی که دارد یا غلبه فضای حاکم پیرامونی مسیر آینده خود را تعیین کند. چرا که همه افق‌ها را یکجا پیش روی خود نمی‌بیند. این جریان‌ها نیز احساس نیاز و ضرورتی برای شناسایی و ارتباط‌گیری با طلاب ندارند.

عدم پشتیبانی از خروجی‌ها

ـ چه بسا نیروی خوبی هم طی این برنامه‌ها تربیت شود ولی برای زمینه خدمت او طرحی در دست نیست؛ یعنی در مجموع برنامه دارای نارسایی است. نارسایی در ناحیه امتداد برنامه. اساساً تربیت برای چه منظوری صورت پذیرفته است؟ برای حضوری مؤثر در حوزه یا جامعه؛ ولی این حضور و سطح و نحوه آن برنامه‌ریزی نشده است. خروجی‌ها در بسیاری از موارد در زمینه‌های غیرتخصصی خود مشغول فعالیت می‌شوند. چرا که زمینه مناسبی پیش روی آن‌ها گشوده نشده است. عدم تعیین محیط خدمت و فقدان برنامه در این ناحیه مساوی هدر رفت انرژی سال‌ها تلاش طلبه و مشاوران و اساتید ایشان است.

عدم آرمان‌سازی برای طلاب و یا خلق آرمان‌های ناهمگون با شرایط زمانه

ـ جریان‌های موجود توان خلق آرمان‌های بلند برای طلاب را ندارند. طلبه برای خدمت‌های جزیی و کوچک آماده می‌شود. افق‌های دور دست او در همین حوالی قابل دسترس است. اساساً افقی برای او نشان داده نمی‌شود. زندگی‌های مملو از روزمرگی و خستگی و تکرار و بی‌نشاطی محصول فقدان آرمان‌های بلند است. برخی نیز که تلاش در آرمان‌سازی برای طلاب دارند، آن چنان در شناسایی آرمان‌ها ناتوان هستند که او را با مسائل دسته چندم جامعه اسلامی و اسلام درگیر می‌کنند. وقتی پاسخ‌گویی به شبهات وهابیت و دامن زدن به منازعات شیعه وسنی در صدر فهرست دغدغه‌ها نشانده می‌شود، ولی کلیت حرکت کلان جامعه اسلامی و فتوحات آن از نظر دور نگاه داشته می‌شود، دیگر نمی‌توان امیدی به نتایج والا و آرمانی بست.

تخصص‌گرایی نامطلوب

ـ این برنامه‌ها عموماً تخصص‌گرا هستند ولی این تخصص‌گرایی نامطلوب است چرا که نیازمندی‌های مختلف وی را مدنظر قرار نمی‌دهد. توجه تام به نیازمندی‌های علمی و بی‌توجهی به دیگر نیاز‌های مهارتی و فردی طلبه برنامه‌هایی نامتوازن پدید آورده است.

عدم توانایی در تربیت متخصص

ـ این مجموعه‌ها حتی در تربیت متخصص در رشته‌های تعیین شده و مورد نظر خود نیز توفیق چندانی ندارند. معمولاً تفاوت چندانی بین خروجی‌های این مجموعه‌ها و کسانی که به‌صورت آزاد فعالیت علمی می‌کنند وجود ندارد بلکه در بسیاری از مواقع افراد غیرموسسه‌ای از قوت علمی بیشتری برخوردارند. این عارضه گویای عدم وجود منطق و سیستم برنامه‌نویسی و برنامه‌ریزی و نیز مدیریت و اجرای دقیق برنامه‌های تحصیلی است. هنوز مکانیسم کارآمدی برای طراحی و اجرای برنامه سامان نیافته است.

عدم توجه به استعداد و علاقه طلبه:

ـ این برنامه‌ها اساساً برای یک تیپ شخصیتی با استعداد و علاقه ویژه نگاشته شده است ولی ارزیابی خاصی از طلبه به عمل نمی‌آید تا تشخیص داده شود بین او و این برنامه‌ها تناسبی وجود دارد یا خیر. نفس مراجعه او به متولیان این جریان را گواه بر علاقه و استعداد نسبی می‌گیرند. در چنین مشاوره‌هایی فرد مشاور به علایق و تشخیص خود نظر می‌کند نه شرایط و استعداد طرف مقابل. مثلاً در برابر این پرسش که چه میزان فلسفه بخوانیم، پاسخ یک فقیه، کلامی، مفسر و فیلسوف کاملاً متفاوت و بر اساس رشته تخصصی آن‌ها خواهد بود. معمولاً کسی به نیاز‌های فرد پرسش‌گر التفات نمی‌کند.

باید توجه داشت همه این نقد‌ها ناظر به همه جریان‌های مذکور نیست.

نگارنده: حسین ایزدی