نهضت آزادی ایران و کارگزاران در یک نگاه




 

لیبرال


نهضت آزادی ایران

نهضت آزادي ايران
نهضت آزادي ایران در ارديبهشت ۱۳۴۰ شمسي، تأسيس شد. مؤسسان نهضت آقايان: مهدي بازرگان، يدالله سحابي، ‌آيت‌الله سيدمحمود طالقاني، مهندس منصور عطايي، رحيم عطايي، عباس سميعي و حسن نزيه بودند.
اولين دبير کل آن مهندس مهدي بازرگان بود که تا هنگام مرگش در سال ۱۳۷۳ رهبري آن را بر عهده داشت و پس از او ابراهيم يزدي عهده‌دار اين منصب شد.

مواضع نهضت آزادي
مواضع فکري نهضت آزادي، در امور زير خلاصه مي‌شود:
اول: تبعيت از قانون اساسيِ قبل از انقلاب
نهضت آزادي معتقد به قانون اساسي سابق بود. آقاي بازرگان در سخنراني روز تأسيس نهضت آزادي ايران، گفت:
تابع قانون اساسي ايران هستيم ولي منافي «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نبوده از قانون اساسي به‌صورت واحد جامع، طرفداري مي‌کنيم و اجازه نمي‌دهيم اصول و اساس آن که آزادي عقايد و مطبوعات و اجتماعات، استقلال قضات، تفکيک قوا و بالاخره انتخابات صحيح است، فراموش و فدا شود و اما فروع و تشريفات قانون با سوء تعبير آن مقام اصلي را احراز نمايد و بالنتيجه حکومت ملي و حاکميت قانون پايمال شود.
دوم: پيروي از مصدق
نهضت آزادي به پيروي از مصدق اعتقاد داشت. در مرامنامه نهضت آمده است:
مصدقي هستيم و مصدق را از خادمين بزرگ افتخارات ايران و شرق مي‌دانيم ولي نه به آن معني و مقصدي که از روي جهل و غرض تهمت زده؛ مکتب او را مترادف با هرج و مرج و تقويت کمونيسم و تعصب ضد خارجي و جدائي ايران از جهان معرفي کرده‌اند. مصدق را به‌عنوان يگانه رئيس دولتي که در طول تاريخ ايران محبوب و منتخب واقعي اکثريت مردم بود و قدم در راه خواسته‌هاي ملت برداشته، توانست پيوند بين دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم واقعي دولت را بفهماند و به بزرگ‌ترين موفقيت تاريخ اخير ايران يعني شکست استعمار نائل گردد، تجليل مي‌کنيم و به اين سبب از تز و راه مصدق پيروي مي‌کنيم. از خدا مي‌خواهيم پيمان با او و با شما پيوسته برقرار بوده، در راه حق و خدمت به ايران، همگام و مقضي‌المرام باشيم.

سوم: قائل به رفورم و اصلاح ظاهري
نهضت آزادي قائل به انقلاب و براندازي رژيم پهلوي نبود، بلکه به رفرم و انجام اصلاحاتي در چارچوب قانون اساسي، اعتقاد داشت.

چهارم: طرفدار اسلام فردي
نهضت آزادي به اسلام اعتقاد داشت اما اسلامي که به گفته مهندس بازرگان، هدفش‌ اين است:
يکي انقلاب عظيم و فراگير عليه خودمحوري انسان‌ها براي سوق دادن آن‌ها به سوي آفريدگار جهان‌ها و ديگري، اعلام دنياي ‌آينده‌ي جاودان بي‌نهايت بزرگ‌تر از دنياي فعلي، [اما] ابلاغ پيام‌ها و انجام کار‌هاي اصلاحي و تکميلي دنيا در سطح مردم، دور از شأن خداي خالق انسان و جهان‌هاست و تنزل دادن مقام پيامبران به حدود مارکس‌ها، پاستورها و گاندي‌ها يا جمشيد و بزرگمهر و همورابي [حمورابي].
سير تحول فکري و مواضع نهضت آزادي
همان‌طور که گفته شد، نهضت آزادي به خصوص در مقطع زماني اوج‌گيري و پيروزي انقلاب اسلامي به بعد، موضع سياسي متغيري داشته و رفتارش در برابر انقلاب در حال تغيير بوده است. تغيير مواضع نهضت را مي‌توان به طور اجمالي طي چند مرحله بيان کرد:

پيوستن به موج انقلاب
با ‌آن‌که نهضت آزادي اهل انقلاب نبود ولي تحت تأثير مردم به موج انقلاب پيوست.

تشکيل دولت موقت
بعد از رفتن شاه از ايران و ورود حضرت امام به کشور، تشکيل دولت موقت به آنان واگذار شد.

ناسازگاري با امام و انقلاب
بازرگان از ابتداي دوران نخست وزيري، بناي مخالفت با سياست‌هاي انقلابي امام را گذاشت و به همين جهت، نتوانست به عنوان نخست‌وزير انقلاب انجام وظيفه نمايد و ناچار به استعفاء شد.

کوشش در تضعيف روحيه رزمندگان در زمان دفاع مقدس
در دوران دفاع مقدس، به مخالفت با ادامه جنگ پرداخت و با انتشار برخي اعلاميه‌ها به تضعيف روحيه رزمندگان پرداخت.

اعتراض نسبت به قانون قصاص
نهضت آزادي به صورت عمومي و صريح، با لايحه قصاص مخالفت نکرد اما حسن نزيه، از اعضاي مؤسس نهضت آزادي، رئيس کانون وکلا و از اعضاي دولت موقت، در کنگره وکلاي دادگستري در سال ۱۳۵۸ در مورد لايحه قصاص گفت:
اگر فکر کنيم تمام مسائل سياسي، اقتصادي و قضايي را مي‌توانيم در قالب اسلامي بسازيم،‌ آيات عظام هم مي‌دانند، اين امر در شرايط حاضر نه مقدور است و نه ممکن و نه مفيد.

فعاليت ضد ولايت فقيه
نهضت آزادي از ابتدا به ولايت فقيه اعتقاد نداشت اما ابتدا مخالفت خويش را اظهار نمي‌کرد ولي بعداً به مخالفت صريح با ولايت فقيه پرداخت و کتاب «تفصيل و تحليل ولايت مطلقه فقيه» را در مخالفت با‌ اين اصل قانوني اساسي، منتشر کرد.

اپوزسيون فعال نظام
نهضت آزادي در ادامه موضع‌گيري‌هايش، به اپوزسيون نظام تبديل شد و عليه نظام جمهوري اسلامي فعال شد.

حزب کارگزاران سازندگي 
حزب کارگزاران سازندگي، اسفند ۱۳۷۴ شمسي، توسط ۱۶ نفر از اعضاي هيئت دولت (کابينه) اکبر‌ هاشمي ‌رفسنجاني تأسيس شد.
حسين مرعشي، فائزه‌ هاشمي، محمد ‌هاشمي، علي ‌هاشمي ‌(برادرزاده‌ هاشمي)، محسن ‌هاشمي، اسحاق جهانگيري، رضا امراللهي، فاطمه رمضان‌زاده، غلامحسين کرباسچي و محمد عطريانفر اعضاء سرشناس حزب هستند.
اين افراد طبقه‌ي متوسط سکولاري بودند که در دولت سازندگي شکل گرفتند و درصدد حفظ خود در مسند قدرت افتادند. هسته اصلي حزب کارگزاران سازندگي را نيروهاي سياسي پرنفوذ استان کرمان تشکيل مي‌دهند. دبير کل حزب غلامحسين کرباسچي شهردار اسبق تهران است.
پدر معنوي حزب، آقاي هاشمي‌ فسنجاني است و به علت عضويت چند نفر از خانواده‌ هاشمي‌ در آن، به حزب خانوادگي‌ هاشمي ‌شهرت دارد.

مواضع فکري حزب کارگزاران
مهم‌ترين مواضع فکري حزب کارگزاران را مي‌توان در امور زير خلاصه کرد:

اسلام به عنوان ديني فردي
حزب کارگزاران قائل به اسلام فردي است و به تصريح آقاي حسين مرعشي در دوراني که سمت سخنگويي اين حزب را داشت، يک حزب «ليبرال دموکرات مسلمان» است. آنان معتقدند: «در باب دولت هيچ نظريه‌اي، ضروري دين و مذهب يا ضروري فقه محسوب نمي‌شود». حسين مرعشي که زماني سخنگوي حزب بود در مصاحبه با مجله «ذکر»، رسماً ‌اعلام کرد:
ما اصلا معتقد نيستيم اسلام نظام اقتصادي، سياسي و اجتماعي دارد، همان‌طور که نظام پزشکي ندارد…ما قائل به ‌اين‌که اسلام نظام اقتصادي دارد، نيستيم. اسلام دين هدايت است، همان‌طور که نظام مهندسي ندارد، نظام اقتصادي هم ندارد.» و «در اسلام، به هيچ عنوان اقتصاد اسلامي وجود ندارد». او گفت: «به هيچ عنوان، اسلام نمي‌تواند نظام اقتصادي داشته باشد. مگر امام جعفرصادق متخصص روابط پول و بانک بود که بيايد در اين حوزه وارد شود و نظام اقتصادي معرفي کند… زندگي در اين دنيا، زندگي‌اي است که نظام اقتصادي، نظام بانکي همگي دستاورد و تجارب بشري است.
آن‌چه موجب استعفاي محمد ‌هاشمي ‌از عضويت در حزب شد همين اظهارات مرعشي و اظهارات محمد قوچاني عضو جديد حزب بود که در ارديبهشت ۹۳ در مصاحبه با امير محبيان به صراحت گفت: «ما در حزب کارگزاران، ليبراليسم سياسي را به عنوان يک برنامه پذيرفته‌ايم».

اعتقاد به تکنوکراسي
کارگزاران حزبي تکنوکرات است. مرعشي معتقد است:
کارگزاران، مديران فن‌سالار و تکنوکرات را نمايندگي مي‌کند، تکنوکرات‌گري و فن‌سالاري، با سياست به هيچ عنوان سازگار نيست. تکنوکرات‌ها با هر حاکم و حاکميتي مي‌توانند بسازنند.

عدم اعتقاد به ولايت فقيه
در مرامنامه حزب، نامي ‌از ولايت فقيه به ميان نيامده است. سرّ‌ اين نکته در آن است که آنان اعتقادي به ولايت فقيه ندارند. مرعشي در گفتگو با مجله ذکر، تصريح مي‌کند که:
مشروعيت ولايت فقيه از قانون اساسي است و نه قانون اساسي مشروعيتش از ولايت فقيه… کساني‌که قانون اساسي را پذيرفتند، نه ولايت فقيه را حق فعاليت دارند… شما نمي‌توانيد بگوييد که احزاب بر اساس اصول مسلمي، ‌نظيرخبرگان که رهبري را مشخص مي‌کنند و آن رهبر، سياست‌گذاري کلان را انجام مي‌دهد بايد بروند و حتما در چارچوب همان سياست‎ها حرکت کنند… بر اساس چه قانوني اگر رهبري خط‌مشي‌اي را ابلاغ کرد، حتما بايد به آن اعتقاد داشته باشيد؟ اين اعتقاد زوري است.
همين صحبت‌ها، پايه عدم التزام آنان را به ولايت فقيه و وجه ليبرال بودن‌ اين حزب از مواضع فکري ذکر شده به خوبي روشن مي‌شود.

مهم‌ترين اقدامات حزب کارگزاران
حزب کارگزاران تأثيراتي فوق‌العاده در‌ اين کشور داشت که بررسي آن‌ها از حوصله‌ اين مختصر خارج است؛ اما مهم‌ترين اقدامات اين حزب را مي‌توان ‌اين‌گونه برشمرد:

به بلوغ رساندن طرح «اسلام حداقلي»
به خاطر همان مواضعي که حزب کارگزاران داشت، اعتقادي به نظام اقتصادي اسلام نداشت و در دوره حاکميت هشت ساله، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا اسلام حداقلي را در جامعه مطرح کند؛ اسلامي موافق با اين گزينه‌ها که
هدايت مردم بر عهده حکومت نيست…، [دولت و] حاکميت مسئول هدايت مردم نيست… هر چه مردم بخواهند حق است و اين حق را دين براي ايشان قائل شده است.همين مواضع فکري بود که زمينه‌ساز سکولاريسم در جامعه انقلابي ايران شد.

جهت‌دهي کشور به سوي تجمل‌گرايي و اشرافيت

دولت کارگزاران با برخي اقدامات خود، تجمل‌گرايي را در کشور رواج داد و سبک جديدي از زندگي را بنيان نهاد.‌ اين حرکت به خصوص بعد از خطبه مشهور به «مانور تجمل» شدت گرفت. حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني، در خطبه نماز جمعه ۱۸ آبان ماه ۱۳۶۹ به بهانه مخالفت با زهد رياکارانه، مسئولين کشور را به مانور تجمل دعوت کرد و امثال همين اظهارنظرها بود که زمينه‌ساز تجمل‌گرايي و نهادينه شدن اشرافيت در کشور شد.

نهادينه کردن ليبراليسم در قالب برنامه‌هاي توسعه
نوشتن برنامه توسعه اقتصادي بعد از انقلاب، از دوران حکومت کارگزاران شروع شد؛ چون قبل از آن و در زمان جنگ چنين امکاني فراهم نبود. بايد توجه داشت که نوشتن برنامه توسعه اقتصادي يکي از ضرورت‌هاي کشور بود که کسي منکر آن نيست اما مشکل آنجا است که عمدتاً هر دو برنامه برنامه اول و دوم توسعه که در زمان حکومت کارگزاران نوشته شد، مطابق با برنامه‌هاي صندوق بين‌المللي پول و بانک جهاني، تدوين يافت و با مباني شرعي هم‌خواني نداشت و لذا ليبراليسم را در زندگي مردم نهادينه کرد.

نيروسازي و کادرسازي در قالب اعزام دانشجو به خارج از کشور
در دوره دولت کارگزاران، ۲۵۰۰ دانشجو براي گذراندن تحصيلات تکميلي به خارج از کشور اعزام شدند ولي در آنجا براي آنان برنامه‌هايي در نظر گرفته شد که طي آن، افرادي مانند عبدالکريم سروش و محمد مجتهد شبستري، سکولاريسم را به اين افراد آموختند. اين افراد بعد از برگشت به کشور، در قالب اعضاي هيأت علمي در دانشگاه‌ها حضور جدي يافتند و در قالب تدريس، افکار خود را به دانشجويان منتقل مي‌کردند و در تبليغ انفجارگونه افکار «حلقه کيان» در سال‌هاي ۷۶ تا ۷۹ و شکل‌گيري روزنامه‌هاي زنجيره‌اي و تشکيل حزب مشارکت، کمک‌هاي فراواني کردند. همين دانشجويان بودند که به يکي از حلقه‎هاي اصلي جريان دوم خرداد تبديل شدند. حميدرضا جلايي‌پور، در‌ اين مورد مي‎گويد:
حلقه سوم اين جنبش (دوم خرداد) را بايد در آن ۲۵۰۰ دانشجويي که در دوران ‌هاشمي ‌رفسنجاني براي دوره‌ي دکتري به خارج از کشورـ انگلستان، کانادا، استراليا و فرانسه ـ اعزام شده بودند جستجو کرد. برخي از‌ اين دانشجويان در پاره‌اي از انجمن‌هاي اسلامي به صورت «کانون فکري ـ سياسي» فعال بودند. به ياد دارم در سال ۱۳۷۵ که گروه‌هاي فشار در دانشگاه تهران و اميرکبير به جلسات سخنراني دکتر سروش حمله مي‌کردند و عرصه بر او تنگ شده بود، به عنوان دانشجوي دکتري در دانشگاه لندن و دبير انجمن‌هاي اسلامي انگلستان، با همکاري ديگر اعضاي انجمن، دکتر سروش را به انگلستان دعوت کرديم. او به مدت ۶ ماه براي دانشجويان بورسيه‌اي که هم اکنون تعدادي از آن‌ها از فعالان جنبش دوم خرداد هستند، جلسات مختلف بحث و گفت‌وگو داشت. مانند محسن ميردامادي و محمدرضا خاتمي ‌که در اين دوره نقش کليدي در حزب و روزنامه مشارکت دارند و در رأس فهرست نمايندگان منتخب تهران قرار گرفتند.

تشکيل مرکز مطالعات استراتژيک رياست جمهوري
تشکيل مرکز مطالعات استراتژيک رياست جمهوري نيز امري است که کسي نمي‌تواند ضرورت آن را انکار کند اما سپردن مسئوليت آن به موسوي خوئيني‌ها و استفاده وي از کساني مانند: سعيد حجاريان، عليرضا علوي‌تبار، عباس عبدي، مجيد محمدي، حسين بشيريه و محسن کديور، زمينه‌ساز انحراف در اين مرکز و شکل‌گيري مباحث «جامعه مدني» شد و نيز مقدمات مخالفت با ولايت فقيه، البته با استفاده از امکانات نظام، فراهم نمود.
تبديل وزارت ارشاد، به يک نهاد حکومتي سکولار
سيدمحمد خاتمي ‌که حدود ده سال (۱۳۶۱ تا ۱۳۷۱) سکان‌‌دار اين وزارتخانه بود، با افکار خاصي، اين وزارتخانه را به يک نهاد حکومتي سکولار تبديل کرد و امکانات نظام را در جهت تضعيف نظام به کار گرفت.

تضعيف ارزش‌هاي اسلامي

گرچه کارگزاران، در دوره حکومت دولت خود، سعي مي‌کردند به شکل ظاهري خود را وفادار به اهداف و آرمان‌هاي امام و انقلاب نشان دهند اما با اتخاذ رويکرد اقتصاد آزافد در داخل و تعامل با بازارهاي جهاني، عملاً به زدودن ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي از جامعه، گسترش فرهنگ مصرف و ترويج تجمل‌گرايي و برساختن طبقه جديد سرمايه‌داري روي آوردند.

مقابله با نظام
حزب در اعتراض به نتيجه انتخابات سال ۱۳۸۸، مردم را به ناآرامي تحريک ‌کرد و لذا چند نفر از اعضاي حزب کارگزاران سازندگي، نظير هدايت آقايي، محمد عطريانفر، فائزه ‌هاشمي، روشنک سياسي،‌ آيدا مصباحي، جهانبخش خانجاني، مرتضي الويري و حسين مرعشي در اعتراضات غيرقانوني به نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم بازداشت شدند.
اعضاي اين حزب از سرمايه‌داران مشهور کشور هستند و در تمامي دستگاه‌هاي اجرايي و در بين قشر سرمايه‌دار نفوذي فوق‌العاده دارند. روزنامه «کارگزاران» ارگان رسمي‌ حزب است، گرچه تعداد زيادي روزنامه و مجله‌ي وابسته و همسو را نيز در اختيار دارند.

 

«برگرفته از کتاب جریان‌شناسی احزاب و گروه‌های زاویه دار در ایران، به قلم مصطفی اسکندری»