به بهانه خداحافظی آیت‌الله اراکی از مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

پستی برای شخصی یا شخصی برای پستی


آنچه در این میان قدری نگران کننده به نظر می‌رسد، این است که ظاهرا قرار نیست به هیچ عنوان گردش نخبگانی صورت بگیرد و کسانی که سالیان متمادی بر مسندهای مدیریتی تکیه زده‌اند، بازنشسته شده و جای خود را به افراد تازه نفس و با انگیزه‌تر دهند.



 

«مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» در ۱۳۶۹ شمسی، به دستور رهبر معظم انقلاب تأسیس شد. این مجمع عهده‌دار تلاش‌های تقریبی در جهان اسلام است و همه ساله با شرکت اندیشمندان اسلامی، در ایران یا دیگر کشورهای اسلامی همایش‌های وحدت برگزار می‌کند. از نظر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، تقریب، عبارت است از نزدیک‌ شدن پیروان مذاهب اسلامی برای شناخت یکدیگر به منظور دست‌یابی به اخوت دینی براساس اصول مسلم و مشترکات اسلامی. ارکان مجمع تقریب عبارت است از: 1.مجمع عمومی 2.شورای عالی 3.دبیر کل. این مجمع تا کنون سه دبیر کل به خود دیده است: محمد واعظ‌ ‌‌زاده خراسانی، محمد علی تسخیری، محسن اراکی. اخیرا به درخواست جناب آقای اراکی برای کناره‌گیری از این مسوولیت و پرداختن به درس و بحث‌های حوزوی،از حمید حوالی شهریاری برای این مسوولیت نام برده می‌شود. یادداشت پیش رو به آسیب‌شناسی این انتصاب پرداخته است.


پستی برای شخصی یا شخصی برای پستی

اینکه مدیر زحمتکش یک مجموعه بعد از عمری تلاش و کسب تجربه باید تکریم شود و بابت زحماتی که کشیده اجر و پاداش لازم و در خور شأنش را از نظام اسلامی دریافت کند، امری بدیهی و غیرقابل انکار است. و حتی اینکه معدود افرادی در بین روحانیت با دور شدن از فضای علمی مورد علاقه خود، وارد عرصه‌های اجرایی و مدیریتی شده و آرامش آن فضا را با شلوغی‌ها و زحمات کار اجرایی عوض کرده‌اند، امری قابل تقدیر و مأجور است. لکن آنچه در این میان قدری نگران کننده به نظر می‌رسد، این است که ظاهرا قرار نیست به هیچ عنوان گردش نخبگانی صورت بگیرد و کسانی که سالیان متمادی بر مسندهای مدیریتی تکیه زده‌اند، بازنشسته شده و جای خود را به افراد تازه نفس و با انگیزه‌تر دهند.

به طور مثال با مروری گذرا در رزومه و سوابق علمی و اجرایی «حمید حوالی شهریاری» که این روزها شایعه آماده شدنش برای تصدی ریاست مجمع تقریب مذاهب بر سر زبان‌ها افتاده، قبل از هر چیزی حکایت از این دارد که سابقه و تجربه ایشان که سررشته در رایانه و احیانا فضای مجازی داشته و قدری هم به مناسبت در غرب به سر برده است ارتباط خاصی با فضای مذاهب ندارد. اما اینکه چنین شخصی به چنین جایگاهی معرفی شود، تنها این گزینه را در ذهن مجسم می‌کند که به احتمال زیاد تصمیم بر این شده که به هر قیمتی این بزرگوار پست قبلی خود را ترک کند و با توجه به سوابق سیاسی مشکوک خود مانند امضای نامه کذایی در فتنه ۸۸ برای آنکه به خاطر عزل از سمت مدیریتی ۲۵ ساله! و عدم توان حضور در تیم آقای رییسی در قوه قضاییه، تبدیل به اپوزیسیونی برای نظام نشود، لاجرم پستی را برایش خالی کرده‌اند که اصطلاحا دفع افسد به فاسد شود!

نگران کننده‌تر آنکه اخبار جسته و گریخته میدانی نیز موید چنین تحلیل‌های ابتدایی باشند. حال باید دید چرا و با چه منطقی شاهد وضعیت‌های مشابه در سطح مدیریتی کشور و احیانا در میان حوزویان هستیم.

اگر فکر کنیم در عالم واقع مراکزی مانند مجمع تقریب بیشتر حالت فرمالیته و تشریفاتی داشته و هیچ وقت قرار نیست خروجی چشمگیری را از چنین ارگان‌هایی شاهد باشیم، کما اینکه در عالم واقع هم چیز بیشتری در دست نیست، امری علی حده بوده و باید بگوییم اصل تاسیس این نوع مراکز صرفا برای اشتغال‌زایی بوده و فقط برای آن است که نشان دهیم ما هم برای تقریب مذاهب برنامه داریم و در عمل به کارهای خود برسیم و برنامه‌ای برای چنین مرکز با اهمیتی نداشته باشیم. صد البته چنین برداشتی با همه ذهنیات ما نسبت به نظام اسلامی منافات داشته و هدر رفت میلیون‌ها بلکه میلیاردها بودجه بیت المال هیچ توجیهی نخواهد داشت.

صورت دوم آن است که بگوییم خیر، این مراکز با اهداف مقدس و متعالی تأسیس شده ولی چون در ادامه به خروجی نرسیده و به اصطلاح آبی از آنها گرم نشده مسئولین محترم دفتر رهبری به خاطر خالی نبودن عریضه، تصمیم گرفته‌اند از همین آدم‌های کم رمق، فردی انتخاب کرده و در آن جایگاه نصب کنند تا هم این افراد مشکل‌ساز نشده و دلخوش به مسئولیت باشند و هم آن پست‌ها خالی نمانند تا بعدها سر فرصت فکری به حالشان بشود! البته این هم عاقلانه به نظر نمی‌رسد، چون نظام مقدس جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید بوده و با جبهه مقاومتش امروز در عالی‌ترین موقعیت خود در طول بیش از هزار سال گذشته قرار گرفته است، هیچ وقت به خود اجازه نمی‌دهد یک نهاد انقلابی را به بازی گرفته و صرفا برای صرف وقت عده‌ای، آنجا را مشغول نشان دهد؛ هر چند مانند دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه که مقام معظم رهبری در موردش فرمود خروجی معتنابهی از آن مشاهده نمی‌شود(نقل به مضمون) در واقع کار خاصی هم نکند.

شاید عزیزان تصمیم‌گیر، گردش نخبگان را نیز اینچنین معنا کرده‌اند که یعنی کلا امور در بین پنج نفر معین در گردش بوده و حتی در مواردی یک مدیر بعد از کنار رفتن از یک جایگاه، بعد از استراحت چند ساله یا حضور در پست دیگر، دوباره به همان سمت قبلی برگردد

احتمال بعدی آن است که بگوییم عده‌ای به این نتیجه رسیده‌اند که به خاطر اهمیت کارهای علمی در حوزه، چند نفر از میان فضلا به عنوان مدیر انتخاب شوند که اینها ذاتا مدیر تعریف شده‌اند و هر کجا، در هر زمان، برای هر کاری و در هر شرایطی مدیر لازم شد، از اینها استفاده شود تا بقیه بتوانند در فضایی امن و آرام به فعالیت‌های علمی خود بپردازند. به همین دلیل است که بعضا شاهدیم یک نفر همزمان در چندین جای حساس نظام دارای مسولیت است که هر کدام غیر از نیاز به حضور یک نفر تمام قد و تمام وقت، نیازمند تیم مشاوران به همراهش نیز هست! لذا شاید عزیزان تصمیم‌گیر، گردش نخبگان را نیز اینچنین معنا کرده‌اند که یعنی کلا امور در بین پنج نفر معین در گردش بوده و حتی در مواردی یک مدیر بعد از کنار رفتن از یک جایگاه، بعد از استراحت چند ساله یا حضور در پست دیگر، دوباره به همان سمت قبلی برگردد. یعنی فرض کنید مثل بعضی از تجربیات گذشته، پرسنل مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی باید احتمال بدهند که آقای حوالی شهریاری بعد از چند سال ساماندهی به امور مجمع تقریب، دوباره با کوله‌باری پرتر از تجربه به مرکز بازگردد!

شاید هم کسی احتمال دهد دست‌های پنهانی به کارند که اولا نگذارند نظام در این عرصه‌ها خودی نشان دهد و ثانیا از حوزه، تصویری به بیرون ارائه کنند که در طول دهه‌های متمادی، تنها خروجی قابل عرضه نیروی انسانی‌اش همین پنج نفر هستند و لاغیر؛ لذا نه به بازنشستگی اینها باید فکر کرد و نه جرأت فکر کردن به حضور نیروهای کاربلد تازه نفسی غیر از اینها را داشت.

احتمالات دیگری هم در همان نگاه اولیه به ذهن خطور می‌کند که به همین چند مورد بسنده می‌کنیم و احتمالات و توجیهات دیگر را به ذهن مخاطب فرهیخته می‌سپاریم که شاید یکی از آنها همان جوابی باشد که منطبق بر عالم واقع است. هر چه باشد حتما کسانی هستند که در کنار هم نشسته فکر می‌کنند و با تشخیص درست و به جای مصالح، بهترین تصمیمیات ممکن را می‌گیرند و به پست‌های حساس نظام و حوزه مقدس، به چشم گوشت قربانی نگاه نمی‌کنند که هر بخشی سهم یک قسمت دفتر بوده و فقط باید بین عده‌ای معلوم تقسیم شود تا خدای ناکرده مشکلی بر مشکلات نظام اضافه نگردد.