گفتگو با علامه سيد جعفر مرتضی عاملی(بخش اول)

گفتگو|لزوم رصد اقدامات خصمانه اهل باطل در زمینه اعتقادات و مقابله با آنها


مرحوم علامه سید جعفر مرتضی با اشاره به اهمیت مباحث اعتقادی و لزوم رصد اقدامات خصمانه اهل باطل در این زمینه، تاکید دارد باید با تمام تلاش‌هایی که در زمینه خرابکاری، تحریف، هتک حرمت، کوچک کردن و بی‌تأثیر نمودن مقدسات بر وجدان مردم صورت می‌گیرد، مقابله نمود؛ چون فرصت دادن به دشمن در این زمینه به معنای اجازه دادن به او برای نابود کردن آثار خیر و صلاحی است که مایه حفظ مرزهای دین و تشیع از تجاوز دشمن است.




 


مقدمه:

آيت الله سید جعفر مرتضی عاملی در ۲۵ صفر سال ۱۳۶۴ ق در روستای عيتا الجبل، در ۱۱۰ کیلومتری شهر بیروت واقع در جنوب لبنان به دنيا آمد. نسب خاندان پدری‌اش به «الحسین ذوالدمعة»، فرزند زید، فرزند امام سجاد علیه السلام می‌رسد. وی تحصیلات خود را به صورت غیررسمی نزد پدرش – که معلم بود – آغاز کرد و در ۱۳۸۲ ق برای تحصیل علوم دینی به نجف اشرف سفر کرد. در آنجا مدرسة آيت الله بروجردی و «جامعة النجف الدينية» را برای اقامت برگزید و به تحصیل علوم دینی مشغول شد. در سال ۱۳۸۸ ق به شهر مقدس قم مهاجرت نمود. در حوزه علميه قم، ابتدا باقیمانده دروس سطح را نزد آيت اله میرمحمدی آموخت و سپس در درس حضرات آیات زنجانی، فانی، حائری و آملی حاضر شد و همزمان به پژوهش درباره مسائل تاریخی و عقیدتی شیعه همت گماشت. از فعالیت‌های مهم علامه جعفر مرتضی عاملی – در سال‌های اقامت در قم – می‌توان به پژوهش در زمینه‌های مختلف تاریخ و عقاید شیعه، راه اندازی «منتدا» یا «مدرسه علمیه جبل عاملی-ها» و تدریس برای دانشجویان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس اشاره کرد. وی در همین سال‌ها از تدریس، ارائه مشاوره‌های تحقیقاتی و تأمین شرایط مناسب برای تحصیل طلاب لبنانی نیز غافل نبود.

 

فصلنامه امامت پژوهی: آثار حضرتعالی طوری با مباحث امامتی آمیخته است که جدا کردن آثار امامتی از غیر آن کار ساده‌­ای نیست به­ همین خاطر از شما درخواست می‌کنیم که مهمترین آثار خود در موضوع امامت را اجمالا معرفی بفرمایید.

 امام و پیامبر با مردم زندگی می­‌کنند

علامه سید جعفر مرتضى: لازم است به عنوان مقدمه نکته­‌ای را متذکر شوم؛ در دین اسلام امام و پیامبر شخصیت­‌هایی منزوی از مردم و زندگی آنان نیستند؛ طوری که از مردم خواسته شده باشد که فقط تقدیس­شان کنند و به آنان تبرک جویند. امام و پیامبر این گونه نیستند که در جایگاه مقدسی قرار داشته باشند و مردم فقط امر و نهی‌هایشان را دریافت کنند؛ جایگاهی که نزدیک ­شدن به آن برای مردم ممنوع باشد؛ مگر اینکه بخواهند اظهار کوچکی و خشوع نمایند یا از اشراقات فرشته­‌گونه ایشان – که فرصت کوتاهی برای نگاه کردن ارادتمندانه ایجاد می­کند – بهره ببرند و خیلی زود دوباره به پشت پرده­‌های خفا باز گردند و در پوششی رازگونه مخفی شوند.

امام و پیامبر با مردم زندگی می­‌کنند؛ برای مردم زندگی می­‌کنند؛ بین آنها به سر می­‌برند و حتی می­‌توان گفت به نزدیک­ترین شکل ممکن میان مردم هستند. مردم آنها را می­‌بینند و مستقیم و بدون هیچ واسطه‌­ای با ایشان تعامل می­‌کنند

این­گونه نیست که پرده‌­هایی از ابهام و معما در اطراف امام و پیامبر وجود داشته باشند. آن­ها خود را در جنگل‌های تودرتوی توهم و خیال پنهان نکرده­‌اند؛ بلکه امام و پیامبر ، مردان تلاش و کوشش هستند؛ با مردم زندگی می­‌کنند؛ برای مردم زندگی می­‌کنند؛ بین آنها به سر می­‌برند و حتی می­‌توان گفت به نزدیک­ترین شکل ممکن میان مردم هستند. مردم آنها را می­‌بینند و مستقیم و بدون هیچ واسطه‌­ای با ایشان تعامل می­‌کنند و هر ریز و درشتی را از آنها فرا می­‌گیرند و تمام حرکات و سکناتشان را به دقت از نظر می­‌گذرانند، می­‌توان گفت به­ همین دلیل است که خداوند آنان را اسوه و پیشوا قرار داده است و چون از هر عیب و نقصی که موجب خجالتشان شود مبرا هستند، چیزی را از مردم مخفی نمی­‌کنند؛ مگر آنچه را خداوند مخفی کردن آن را بر او و بر سایر مردم واجب فرموده باشد که البته این پنهان کردن هم از سر تعبد و دیانت است و با هدف حفظ مصونیت و سلامت عمومی جامعه صورت می­‌گیرد این حضور دائمی و شفاف امام با پیامبر، لازمه مأموریت ایشان در جامعه است. مأموریتی که می­‌توان از آن با این تعابیر یاد کرد هدایت امت؛

 

هدایت امت و اصلاح امور جامعه

اصلاح و رتق و فتق امور جامعه؛ راهنمایی مردم به خیر، صلاح، موفقیت و رستگاری؛ زمینه­‌سازی برای جلوگیری از تجاوز اشرار و اوباش؛ تربیت شخصیت مردم به گونه­‌ای که بتوانند رفتار خود را کنترل کنند و به نفس خود مسلط شوند و از طغیان هوس‌­ها، شهوات و غرایزشان جلوگیری کنند و آنها را در مسیر خیر و صلاح به کار گیرند؛ ایجاد امکانات و مقدماتی که مردم در سایه آن بتوانند آینده­‌ای درخشان و پربار را پایه‌­ریزی کنند؛ آینده­‌ای که خیرات و برکات در آن جوشان و فراوان است و برترین و ارزشمندترین اهداف در آن محقق می­‌شوند؛ آینده‌ای که شیرین­‌ترین و روشن­‌ترین آرزوها در آن به وقوع می­‌پیوندند.

اگر انبیا و اوصیای ایشان از عالمی دیگر آمده بودند یا اینکه خود را از زندگی مردم دور می­‌کردند، امر به الگوپذیری و تبعیت بیهوده بود و معنای واقعی تاسّی و موجودیت و تأثیر آن نیز از بین می­‌رفت، زیرا این احتمال پیش می‌­آمد که شاید آنها هم با فراز و نشیب زندگی کرده­‌اند و در بخش­‌هایی از زندگی آنان هم معایبی پیش آمده باشد یا اینکه در مسائلی دچار لغزش شده باشند و امکان اطلاع از آن برای مردم فراهم نبوده است. اما حضور همیشگی و همراهی آنان با مردم -حتی در ریزترین جزئیات زندگیشان- مانعی است در برابر تهمت­‌هایی که هیچ توجیهی ندارند و در نهایت تهمت زنندگان را رسوا می­‌کند.

همچنین از آنجا که بنا بوده است انبیا و اوصيا با تكبر مستکبرین و طغیان هوس­‌های مردم و نیز شکستن حصار شرع مقابله کننده [طبیعی است که] دشمنان­شان زیاد می‌شوند و با شیاطینی روبه رو می‌­گردند که از درون، هر انسانی را به تمرّد، مقاومت و دشمنی با انبیا فرا می­‌خوانند. از سوی دیگر تهمت­ زنندگان و کارشکنان هم فراوان می‌­شوند و به­ همین خاطر نسبت به هرچه از جانب انبيا رسیده باشد ایراد فراوان گرفته خواهد شد و اهل باطل هرچه را در توان داشته باشند برای مقابله با انبيا به کار می‌­گیرند؛ از هیچ دروغی که بشود منتشر کرد یا حادثه‌ای که بشود وارونه جلوه داد یا آیه و روایتی که بشود معنا یا اساس آن را تحریف کرد، فروگذار نکرده‌­اند.

امام و پیامبر انسان را در مسیر صحیح زندگی قرار می‌دهد

[می­‌توان گفت] هرجا که انسان و هوس­‌هایش، سرکشی‌­های سیاسی و مالی­اش و زورگویی‌­ها و ظلم و ستم‌­هایش حضور دارند، پیامبر یا امام هم حضور دارد تا مقابل آنها بایستد و انسان را در مسیر صحیح زندگی قرار دهد. این حضور مؤثر و قاطع باعث شده است که مباحث امامت، شئون امامتی و حتی شخصیت و زندگی امام و پیامبر همیشه هدف حیله­‌ها و حمله­‌های دشمنان باشد. به همین دلیل لازم است هر محقق مسئولی، با اَشکال مختلف تحریف، تقلب و تهمت مقابله کند. علت اینکه می­‌بینید تألیفات علمای شیعه پر است از بحث­‌هایی که به­ نوعی پاسخ به این حملات و تجاوزات است و میراث شیعه را از آن پاک می­‌کند نیز همین است. در جای­جای نوشته‌­های من هم مباحث زیادی در پاسخ به این حملات به چشم می­‌خورند.

اما در پاسخ به این سؤال که پرسیدید: مشخصأ در موضوع امامت چه کتاب­‌هایی نوشته‌­ام، می­‌شود از کتاب­‌های أهل‌ ­البيت في آية­ التطهير ، الغدير و المعارضون، لست بفوق أن أخطئ، الولاية التشريعية و … نام برد.

امامت پژوهی: بخشی از آثار حضرتعالی مانند : الحياة السياسية للإمام الرضا علیه ­السلام، ماساة الزهرا سلام ­الله ­علیها، المواسم و المراسم، ابن عباس و آموال البصرة، أبوذر لا إشتراكية ولا مزدكية، الولاية التشريعية، کربلا فوق الشبهات و … با انگیزه پاسخ به یک شبهه، یک توهین و یا یک هجمه به کیان تشيع تألیف شده‌­اند: لطفا در مورد این انگیزه برای امامت­‌پژوهان و مخاطبان خاص این مجله توضیح بفرمایید.

علامه سید جعفر مرتضی: شاید جوابی که به سؤال قبل دادم برای پاسخ به این سؤال نیز کافی باشد، اما می‌­شود این نکته را هم اضافه کرد که شبهه، در حقیقت همان باطلی است که به ظاهر و زیور حق آراسته و علامات و ظواهر حق به آن داده شده است؛ به طوری که برای بسیاری از مردم تشخیص آن دشوار است و این امر، مهارت متقلبان را نشان می­‌دهد. شبهه مانند درهم و دینار تقلبی است که جنس واقعی آن پست و بی­ارزش است؛ اما به گونه­‌ای رنگ شده که آن را شبیه فلزات گران قیمتی چون طلا و نقره کرده است.

 باید با تمام تلاش­‌هایی که در زمینه خرابکاری، تحریف، هتک­ حرمت، کوچک­ کردن و بی­‌تأثیر نمودن مقدسات بر وجدان مردم صورت می­‌گیرد، مقابله نمود؛ چون فرصت دادن به دشمن در این زمینه به معنای اجازه ­دادن به او برای نابود کردن آثار خیر و صلاحی است که مایه حفظ مرزهای دین و تشیع از تجاوز دشمن است.

چنین تقلب­‌هایی معمولا نسبت به اشیا و مسائلی صورت می‌­گیرند که مورد توجه و رقابت هستند و در رشد، تکامل و پیشرفت نقش حیاتی دارند. زمینه­‌های اعتقادی و ایمانی هم که در موضع­گیری‌های اخلاقیات، زندگی و اهداف بشر تأثیر به ­سزایی دارند، از جمله مواضعی است که طمع­‌کاران و هواپرستان تلاش دارند تا در آن دست به تقلب و فریبکاری بزنند؛ چون زمینه­‌های اعتقادی بسیار مهم و از جمله مسائلی هستند که به ناچار هرکسی به شکلی با آن سر و کار دارد. همین اهمیت فوق­ العاده، دست اندرکاران و آگاهان را وا می­‌دارد که همیشه اقدامات خصمانه اهل باطل را عليه حق و اهل حق زیرنظر بگیرند؛ اقداماتی که عقیده، فکر و ایمان آنها را مورد هدف قرار می­‌دهد.

باید با تمام تلاش­‌هایی که در زمینه خرابکاری، تحریف، هتک­ حرمت، کوچک­ کردن و بی­‌تأثیر نمودن مقدسات بر وجدان مردم صورت می­‌گیرد، مقابله نمود؛ چون فرصت دادن به دشمن در این زمینه به معنای اجازه ­دادن به او برای نابود کردن آثار خیر و صلاحی است که مایه حفظ مرزهای دین و تشیع از تجاوز دشمن است. همین موضوع اهل فکر و قلم را وادار می­‌کند تا با هوشیاری در مقابل این خطر بایستند و برای دفع آن تلاش کنند. اهل فکر و قلم مدافعان، رهبران، حامیان و مرزبانان فکری و ایمانی این امت‌­اند و هوشیار نبودن آنها به معنای کوتاهی در حق کیان اسلام است و این یعنی نابودی دین و تشیع.

 

امامت پژوهی: بیشتر آثار شما ناظر به ضرورت و نیاز جامعه هستند؛ اگر امروز بخواهید با همین نگاه تألیف کتابی را شروع کنید، کدام موضوع و زمینه را ضرورت و نیاز جامعه می­‌دانید؟

 علامه سید جعفر مرتضى: مشکلی که از آن رنج می­‌بریم این است که وقتی می­‌خواهیم برای مردم کار فرهنگی انجام دهیم یا در زمینه تربیتی و اخلاقی تلاشی صورت دهیم، نهایتا کاری ساخته و پرداخته فكر خودمان ارائه می­‌کنیم و به ناحق -صراحتا یا تلویحا- آن را به دین نسبت می­‌دهیم. در صورتیکه آنچه باید منتشر شود، تعالیم اسلام و عقاید و دستورات آن است؛ یعنی همان مضامین آیات قرآن و فرمایشات معصومین علیهم­ السلام که توسط متخصصان دین استخراج می­‌شوند. در واقع این تعالیم که با معنای قداست آمیخته‌­اند، روح عبودیت، تسلیم و آرامش را در مردم تثبیت می­‌کنند.

در مقابل، آنچه ساخته و پرداخته ذهن ماست ارزشی ندارد چون هیچ عبودیت و قداستی را در بر ندارد و به همین دلیل آرامش بخش نیست و ما را به مقام تسلیم نمی‌رساند؛ هرچند ممکن است این نظرات شخصی برای مردم ساده­ لوح اعجاب­‌آور باشند یا موجب پسند و رضایت افراد غیرمطلع نسبت به امور دینی هم بشوند.

مردم را باید با راه ارائه روش زندگی اهل بیت، با اسلام آشنا کنیم

خلاصه اینکه ما باید از طریق آیات محکم قرآن و روایات تفسیری معصومین علیهم­ السلام و نیز از راه ارائه روش زندگی آن حضرات و زیبایی­‌های کلام ایشان، مردم را با اسلام آشنا کنیم چون این روش برگرفته از خود آن حضرات است؛ فرموده‌اند:  اگر مردم زیبایی­‌های کلامشان را بشناسند از آنان پیروی می­‌کنند.

این نکته هم قابل توجه است که همان­طور که لازم است بین مردم و الگوهای عملی­شان -که معصومین هستند- رابطه قلبی ایجاد کنیم لازم است بین مردم و قرآن (مضامین، معانی، لطایف و اهداف آن) نیز رابطه­‌ای قلبی ایجاد کنیم.

از آنجا که اسلام به تمام شئون زندگی انسان نظر دارد و حتی در جزئیات امور هم همراه مردم است، این به معنای ضرورت تحقیقات فراوان در اسلام و دقت نظر در آن است در اینجا اصلی است که باید تمام فروع به آن منتهی شود و دریایی است که تمام نهرها باید به آن بریزند. اصل «امامت».

امام مردم را از زشتی­‌ها باز می‌دارد

امام همان کسی است که آنها را از زشتی­‌ها باز می‌دارد و بلا را از آنها دور می­‌کند، ائمه علیهم السلام پناهگاهی برای حل مشکلات و عبور از معضلات هستند

اصلِ امامت – یا همان پیشوایی و چشمه معرفت و الهام – در انبیا و اوصای ایشان تحقق می­‌یابد؛ همان کسانی که راهنمای حق و دین هستند و تنها ایشان راه مستقیم، درست و اصلی‌­اند. این همان چیزی است که باید همت گذاشت و مردم را به آن راهنمایی کرد و بین آنها با این اصل ارتباط برقرار کرد؛ چون امام چشمه زلالی است که سیرابشان می­‌کند و به روحشان جانی دوباره می­‌بخشد. امام همان کسی است که آنها را از زشتی­‌ها باز می‌دارد و بلا را از آنها دور می­‌کند، ائمه علیهم السلام پناهگاهی برای حل مشکلات و عبور از معضلات هستند. البته در معرفی امام به مردم باید توجه داشت که امامت، صرف تصورات مجرد و مفاهیم ذهنیه نیست؛ بلکه مسئله­‌ای واقعی و خارجی است که در تمام جزئیات زندگی همراه انسان است و در او تأثیر می­‌گذارد. امامت راه زندگی و روش زیستن است. امامت همه جا با انسان حضور دارد؛ حتی زمان خوردن و آشامیدن خرید و فروش حضور در کنار همسر یا فرزندان بیداری و خواب شب و روز؛ سیاست، اقتصاد و تربیت جنگ و صلح و خلاصه در تمام شئون چه شئون مهم و حیاتی و چه شئون کوچک و کم­ تاثیر. پس موضوع امامت باید در تمام بحث‌ها، سخنرانی­‌ها و کتاب­‌ها وجود داشته باشد؛ چون مردم همان­طور که به آب، غذا و هوا نیازمندند، به معنا و مفهوم امامت هم نیازمندند.

امامت پژوهی: از جمله مبانی شما در تحلیل تاریخ اسلام که در بخش مدخل لدراسة السيرة و التاريخ به آن اشاره فرموده‌­اید، این است که پژوهشگر تاریخ باید به برخی علوم دیگر نیز اشراف کافی داشته باشد؛ در رابطه با این مبنا توضیح بفرمایید.

علامه سید جعفر مرتضى: وقتی پژوهشگر تاریخ اسلام با گزارشاتی سر و کار دارد که دلالت­‌های مشخص دارند و او می­‌بایست صحت و سقم آن را معین کند، نیاز به ابزاری دارد که به او چنین امکانی را بدهد. مثلا فرض کنید او با گزارشی سر و کار دارد که با سند متصل نقل شده و متضمن ادعای شأن نزول خاصی برای آیه­‌ایست و از طرفی نسبت دروغ، کفر، دزدی یا فراموشی در نماز به پیامبر یا وصی پیامبری هم می­‌دهد و نیز می­‌گوید فلان شخص از مردم عادی به او اعتراض کرد و تمام این ماجرا هم در فلان سرزمین اتفاق افتاده است که زیر مجموعه هند یا مثلا فارس است. این محقق تاریخ باید در مورد تک تک این موضوعات تحقیق کند؛ او باید در مورد سند تحقیق کند؛ شاید در سلسله سند، شخص مجهولی باشد یا کسی باشد که به دروغ‌گویی شهرت دارد. در مرحله بعد باید در آیه‌­ای که شان نزول خاصی برای آن ادعا شده، دقیق شود؛ شاید در سوره‌­ای باشد که مثلا پنج سال قبل یا بعد از آن تاریخ نازل شده است. پس از آن باید در روایتی که به پیامبر یا وصی ایشان نسبت داده شده توجه کند و چون با دلیل قطعی، عصمت پیامبران برایش ثابت شده -و می­‌داند که شیطان بر پیامبر مسلط نمی­‌شود و هیچ سهو و اشتباهی از او صادر نمی­‌شود- در نتیجه ضعف و سستی این روایت بیشتر می­‌شود. همچنین وقتی برایش مسلم شد که شخصی که ادعای اعتراض او در این روایت آمده است، قبل از آن تاریخ فوت کرده یا اینکه در آن تاریخ هنوز متولد نشده بوده یا اصلا پیامبر را در طول زندگی­‌اش ندیده است، باز ضعف روایت بیشتر برایش روشن می­‌شود؛ یا مثلا اگر برایش ثابت شد جایی که روایت از آن سخن می­‌گوید مکه است، نه هند و یا فارس -یعنی حجاز محل وقوع حادثه بوده است- پس از اثبات همه این امور باید این روایت را رد کند یا آن را به کذب و جعلی ­بودن محکوم کند.

با این توضیحات معلوم شد که پژوهشگر در مثل چنین روایتی نیازمند علم رجال، علوم قرآنی، علم کلام و جغرافيا و سایر علوم است؛ در حالی که این تنها یک روایت است و چه بسا روایتی شامل مسائل دیگری هم باشد. مثلا به علم پزشکی مرتبط باشد و ادعا کند که نوشیدن آب موجب درمان جذام است یا به علم انساب مرتبط باشد و بگوید معاویه پسر عبدالملک مروان است. همچنین است ارتباط روایت به سایر علوم مانند عروض، فقه و… . در نتیجه پژوهشگر باید سعه علمی داشته باشد به طوری که علمش شامل علومی که احیانا در روایات هست هم بشود تا در صورت نیاز با اشراف بر آن علوم بتواند حقایق را کشف کند.

امامت پژوهی: از آنجا که بدون تردید حضرتعالی از صاحب­ نظران تاریخ اسلام و اعتقادات اسلامی در عصر حاضر هستید، ارتباط بین امامت­ پژوهی و تاریخ­ پژوهی را چگونه و کدامیک را پیش نیاز دیگری می‌­دانید؟

علامه سید جعفر مرتضى: ضمن پاسخ به سؤال اول به این سؤال هم پاسخ دادم.

امامت پژوهی: در یکی از مصاحبه­‌ها فرموده‌­اید: «در تاریخ اسلام نیاز به کاری در حد اجتهاد هست…» در مورد این جمله کمی توضیح بفرمایید.

علامه سید جعفر مرتضى: روش تعامل با روایات تاریخی فرقی با روش تعامل با سایر روایات (مانند: روایات فقهی، اعتقادی، تفسیری و …) ندارد. محقق در روایت فقهی نیاز به بحث سندی و دلالی دارد؛ نیازمند ترجيح بين روایات یا جمع روایات به ظاهر معارض است و باید روایت را بر قرآن یا بر مسلمات فقهی، اعتقادی، پزشکی و سایر علوم عرضه کند. در مورد روایات تاریخی هم که واقعه­‌ای را نقل می­‌کند یا مساله­‌ای را به پیامبر یا امام یا عالمی نسبت می‌­دهد نیز مساله به همین شکل است؛ وقتی قرآن به واقعه‌­ای اشاره می­‌کند، محقق تاریخ باید زمان و مکان نزول سوره یا آیه را مشخص کند. او نیازمند جستجو در احادیث تفسیری است و باید با دقت آن احادیث را بر آیه منطبق کند. گاهی نیاز به جستجوهای فراوان و عمیق دارد تا به اهداف آیات و اشارات و خصوصیات زیادی که در آنها نهفته است دست یابد، چه بسا احادیث نقل شده در کتاب­‌های حدیثی حاکی از رویدادی باشند که مرتبط به تاریخ یک شخص یا گروه باشند یا اینکه در آنها اشاره به مساله­‌ای اصولی، فقهی، اعتقادی و یا غیر آن باشد. بسیاری از اتفاقات متضمن حکمی شرعی است که شاید معارض با ادله فقهی باشد یا اصلا در تناقض با آن باشد یا موافق یا مخالف قاعده­‌ای باشد. بسیاری از رویدادهای تاریخی به نکته ای از نکات اعتقادی اشاره دارند یا مرتبط با یک رفتار اخلاقی، سیاسی اقتصادی یا تربیتی هستند. چه بسا تصدیق یک واقعه تاریخی نیازمند شناخت حق و باطل در پرتو یک مسأله اصولی یا فقهي نقل شده در روایات باشد و یا اینکه نیاز به مراجعه به ادله آن مسأله و اجتهاد باشد تا بتوان نظر درست را از نادرست و نقل سالم و محکم را از ساختگی و تحریف شده تشخیص داد. خلاصه اینکه ممارست محققانه در روایات مشخص می­‌کند که در بسیاری از موارد پژوهشگر باید در تحقیقاتش از ابزار اجتهاد برای یافتن حق و حقیقت استفاده کند.

 

ادامه دارد…

منبع: فصلنامه امامت پژوهى/سال دوم، شماره ۶