مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین اسکندری(بخش دوم):

گفتگو | مشکلاتی که دفتر تبلیغات ایجاد کرد بیش از مشکلات دارالتبلیغ بود


اسباط– آمریکایی‌ها در تأسیس دارالتبلیغ نقش داشتند؟ – من این مطلب را شنیده‌ام که این ساختمان را آمریکایی‌ها ساختند، اما نمی‌دانم چه کاری در آن انجام می‌دادند.   اسباط– در خاطرات رهبر معظم انقلاب می‌خوانیم «این ساختمان را آقای شریعتمداری به مبلغ دو میلیون تومان خریداری کرد، من حساب کردم یک مرجع تقلید در یک […]




 


اسباط– آمریکایی‌ها در تأسیس دارالتبلیغ نقش داشتند؟

– من این مطلب را شنیده‌ام که این ساختمان را آمریکایی‌ها ساختند، اما نمی‌دانم چه کاری در آن انجام می‌دادند.

 

اسباط– در خاطرات رهبر معظم انقلاب می‌خوانیم «این ساختمان را آقای شریعتمداری به مبلغ دو میلیون تومان خریداری کرد، من حساب کردم یک مرجع تقلید در یک سال برای شهریه طلبه‌ها هشتاد هزار تومان پول می‌دهد» مقایسه مقام معظم رهبری نگاه اول را که فرمودید تقویت نمی‌کند؟

– بله، اما به دلیل اینکه در این زمینه تحقیق متقنی صورت نگرفته است نمی‌توانیم با قاطعیت صحبت کنیم؛ برای مثال می‌توانیم به اسناد ساواک مراجعه کنیم؛ قطعاً ساواک درباره این مطلب اسناد دقیقی داشته است که ما آن‌ها را جمع آوری نکرده‌ایم؛ باید بدانیم که چرا آمریکایی‌ها در قم ساختمان می‌سازند؛ آمریکایی‌ها از ساختن این ساختمان هدفی دارند، حال چرا آن را به آقای شریعتمداری می‌فروشند؟ چرا از هدف خود در ساختن این ساختمان دست می‌کشند؟ آیا از اول آن را برای دارالتبلیغ ساخته‌اند؟ متأسفانه درباره این موضوع کار نشده است؛ اطلاعات بنده هم در این زمینه ناقص است.

 

اسباط– حضرتعالی به صورت داوطلب به دارالتبلیغ رفته بودید؟

– بله من چند بار در سمینارهای دارالتبلیغ شرکت کردم.

 

اسباط– برایتان ملموس بود که این‌ها از مسیر انقلاب منحرف شده‌اند؟

– در سمینارهایی که ما می‌رفتیم مباحث علمی مطرح می‌شد؛ برای مثال آقای محمدجواد مغنیه و آقای بازرگان در سمینارها صحبت می‌کردند؛ به یاد دارم که مرحوم علامه طباطبایی یک بار در آنجا صحبت کرد؛ البته در آن زمان ما بچه طلبه بودیم و تازه به قم آمده بودیم؛ بعضی از صحبت‌هایی که می‌شنیدیم بسیار از سطح ما بالاتر بود؛ مباحثی علمی در آن‌ها مطرح می‌شد که لازم بود، اما انقلابی نبود.

اسباط– گفته‌اند که شخص آقای شریعتمداری برای آقای مغنیه نامه می‌نویسد و او را که یکی از نواندیشان لبنان است به دارالتبلیغ برای تدریس دعوت می‌کند؛ اساس دارالتبلیغ نو اندیشی بوده است؟

– بله همینطور است.

 

اسباط– آقای دوانی، از مؤسسان «مکتب اسلام» است و از گردانندگان اصلی دارالتبلیغ، در خاطرات خود وقایعی را مطرح می‌کنند که از آن برداشت می‌شود آیات عظام مکارم و سبحانی از آقای شریعتمداری می‌خواهند که دارالتبلیغ را تأسیس کند؛ حتی آمده است که «آقای شریعتمداری اول مخالفت می‌کند، بعد او را قانع می‌کنند»؛ این مطلب را چقدر با واقعیت مطابق می‌دانید؟

– از این مسأله اطلاعی ندارم؛ اما فرض کنیم آقایان مکارم و سبحانی از نویسندگان مکتب اسلام و از طلبه‌هایی بودند که مقداری گرایش مدرن داشتند؛ این‌ها در آن زمان نیاز به پشتوانه داشتند و بهترین وسیله این بود که مرجعی را با خود همراه کنند تا این کار را انجام دهد؛ همانطور که آقایان انقلابی دیگر مانند مرحوم آقایان خزعلی، قدوسی و بهشتی وقتی مدرسه حقانی را تأسیس کردند پولی نداشتند تا بتوانند آنجا را اداره کنند، از این رو با مراجع، حتی آقای شریعتمداری صحبت کردند، آقای شریعتمداری به آن‌ها پولی نداد و در نهایت مرحوم میلانی هزینه آن را تقبل کرد.

برای انجام دادن هر کاری نیازمند پول بودند و نه تنها در دست این بندگان خدا بلکه در حوزه‌های علمیه پولی نبود؛ مبلغی هم که وجود داشت در اختیار مراجع بود؛ علاوه بر پشتوانه مالی تا با یک مرجع تقلید هماهنگ نمی‌شدید کار شما در حوزه مشروعیت نداشت؛ هر فعالیتی را زیر منگنه قرار می‌دادند؛ از این رو این آقایان به مراجع رجوع و به آنان اصرار می‌کردند؛ این مسأله را اینطور باید توجیه کرد؛ توجیه دیگری به ذهنم نمی‌رسد.

 

اسباط– مدرسه حقانی با دارالتبلیغ همزمان بوده است؟

– مدرسه حقانی کمی متاخر از دارالتبلیغ بود اما با هم فاصله زیادی ندارد.

 

اسباط– اینکه علما با مدرسه حقانی مخالفت نکردند اما با دارالتبلیغ مخالف بودند تنها به جهت مخالفت با آقای شریعتمداری بود یا انگیزه دیگری داشتند؟

– با مدرسه حقانی هم مخالفت شد اما نوع این مخالفت متفاوت بود. مخالفان دارالتبلیغ عقیده داشتند که این تشکیلات به رژیم پهلوی متصل است یا اینکه به دنبال انحراف در انقلاب است، اما درباره مدرسه حقانی به این دلیل که قصد داشت نظام درسی حوزه را تغییر دهد مخالفت‌هایی انجام می‌شد؛ برای مثال می‌گفتند این کتاب‌های درسی به درد این دوره نمی‌خورد و این مطلب باعث می‌شد که سنتی‌های حوزه در مقابل آن‌ها ایستادگی کنند، وگرنه اتهام دیگری به آن‌ها وارد نبود؛ مدرسه حقانی قبل از انقلاب کتاب‌های صرف‌ میر و صرف ساده و مانند آن‌ها را نوشت، کتابی برای جایگزینی سیوطی و مغنی نوشتند؛ علامه طباطبایی برای فلسفه بدایه الحکمه و نهایه الحکمه را به جای منظومه نوشت؛ مرحوم مشکینی معالم را دستکاری کرد و تحریر المعالم را نوشت؛ همچنین مرحوم مشکینی رسائل را خلاصه کرد و رسائل الجدیده را نوشت؛ کارهایی از این دست برای سنتی‌های حوزه به مثابه خراب کردن حوزه بود؛ لذا مخالفت از این باب بود؛ همه می‌دانستند افرادی که این مدرسه را تشکیل داده‌اند انقلابی و ضد رژیم هستند اما کارشان را باعث از بین رفتن کتاب‌های درسی حوزه می‌دانستند و با آن‌ها مخالفت می‌کردند.

اسباط– سرانجام دارالتبلیغ چه شد و چه ارتباطی با حزب خلق داشت؟

– دارالتبلیغ با اینها ارتباط نداشت، چون قبل از انقلاب شکل گرفته بود، بعد از پیروزی انقلاب آقای شریعتمداری با اینکه انقلابی نبود به فکر افتاد سهمی از انقلاب داشته باشد؛ به یاد دارم مرحوم امام خمینی (ره) بعد از ورود به ایران و اسکان در تهران، به قم عزیمت کردند و در خیابان ساحلی، منزل مرحوم آیت‌الله یزدی ساکن شدند؛ امام خمینی (ره) برای مردمی که کنار رودخانه در خیابان برای دیدن ایشان جمع می‌شدند دست تکان می‌دادند؛ آقای شریعتمداری هم چند بار این کار را کرد، یعنی به بالای پشت بام می‌رفت و برای مردم دست تکان می‌داد؛ به این خاطر امام خمینی (ره) چند روز این کار را انجام نداد تا بعد از آن به تهران تشریف بردند.

طرفداران آقای شریعتمداری حزب خلق مسلمان را درست کردند و اعلام کردند که آقای شریعتمداری رهبر معنوی ماست و مقداری مسائل ناسیونالیستی را چاشنی کارشان کردند؛

این خاطره نشان می‌دهد که آقای شریعتمداری با اینکه سابقه انقلابی نداشت به دنبال درست کردن کلاهی از این نمد برای خود بود؛ در این زمان حزب جمهوری که در رأس آن روحانیون طرفدار امام بودند، تشکیل شد، طرفداران آقای شریعتمداری هم در مقابل حزب خلق مسلمان را درست کردند و اعلام کردند که آقای شریعتمداری رهبر معنوی ماست و مقداری مسائل ناسیونالیستی را چاشنی کارشان کردند؛ این حزب تا مخالفت با انقلاب پیش رفت؛ حتی یک بار در سال ۵۸ اعضای حزب خلق مسلمان احساس کردند که به آقای شریعتمداری ظلم می‌شود، به این خاطر تعداد زیادی نیرو را از آذربایجان به قم آوردند و یک روز قم را به هم ریختند؛ با تجهیزاتی که آورده بودند شیشه مغازه‌ها را شکستند و برخی از مردم را زدند؛ از اینجا جدایی بین آقای شریعتمداری و انقلاب شکل گرفت. در عین حال کسی به آقای شریعتمداری کاری نداشت و او کارش را می‌کرد.

بازماندگان رژیم در این شرایط سعی می‌کردند هر کس را می‌توانند تحریک کنند؛ تا اینکه بالاخره قطب‌زاده زمینه کودتا را فراهم کرد؛ در آن کودتا با آقای شریعتمداری صحبت شده بود که وقتی هواپیما، بیت امام خمینی(ره) را بمباران می‌کند، ایشان کشته می‌شوند و انقلاب شکست می‌خورد، آقای شریعتمداری در تلویزیون با خواندن پیامی مردم را به آرامش دعوت کند؛ اینکه یک مرجع تقلید حاضر به کشته شدن مردم در یک کودتا باشد و اگر هیچ کس هم کشته نشود، حاضر باشد که امام خمینی(ره) یعنی بالاترین فرد در جهان اسلام کشته شوند، نشان از خیانتی بزرگ داشت. هر چند عمل واقع نشده بود اما این خیانت بزرگی است که کسی حاضر باشد با کودتاچیان همراهی کند.

بعد از فاش شدن این مسائل، باند کودتاچیان را به زندان بردند و آقای شریعتمداری را به محلی در تهران محصور کردند؛ او در مصاحبه‌ای به اشتباه خود اعتراف کرد؛ به دنبال این قضایا آقای شریعتمداری را دارای صلاحیت برای اداره مؤسساتی که زیر نظرش بود ندانستند و آن‌ها را از او گرفتند؛ حتی جامعه مدرسین اطلاعیه‌ای مبنی بر عدم صلاحیت آقای شریعتمداری در مرجعیت صادر کرد؛ قسمتی از منزل آقای شریعتمداری که دفتر وی بود و از بیت‌المال ساخته شده بود و مؤسساتی مانند دارالتبلیغ مصادره شد.

اسباط– مطلبی که اینجا جای بحث دارد این است که آقای سیدحسین موسوی‌تبریزی دادستان وقت عضو هیأت مدیره دفتر تبلیغات بود؛ او در واگذاری این اموال به دفتر تبلیغات نقش داشت؛ در این مصادره دارالتبلیغ دو مسأله مطرح است، بعضی از آقایان اعتقاد دارند که دارالتبلیغ دارای هیأت امنایی بود که آقای شریعتمداری عضوی از آن بود؛ اگر یک عضو هیأت امنا منحرف شد نمی‌توان ساختمان را مصادره کرد؛ مسأله دوم اینکه چرا پس از مصادره به دفتر تبلیغات دادند؟ آیا جایی صالح‌تر از دفتر تبلیغات وجود نداشت؟

 

اسباط – در تاریخ ۸/۲/۶۱ سید حسین موسوی تبریزی حکمی به سرپرست دفتر تبلیغات (آقای عبایی) می‌دهد که این اموال به دستور امام به نفع دفتر تبلیغات مصادره شود، بعد همین نامه را امام ۲۲ ماه بعد یعنی در تاریخ ۲۸/۱۲/۶۳ پاراف می‌کنند که «آقای صانعی (دادستان) به این مرقومه عمل نمایید» حال چرا در این ۲۲ ماه اقدامی انجام نشد؟

– دو نکته وجود دارد؛ امام خمینی (ره) بالمره این حکم را صادر نکرده‌اند؛ زمینه این دستور را آقای سید حسین موسوی فراهم کرده است؛ آیا واقعاً در آن زمان جایی نبود که صالح‌تر از دفتر تبلیغات باشد؟ البته مستحضر هستید که تنها ساختمان دارالتبلیغ شامل این حکم نبوده است بلکه صندوق دفتر تبلیغات فعلی، ساختمان جنب آن، همچنین یک ساختمان در خیابان انقلاب (چهارمردان)، یک ساختمان در یک فرعی روبروی کوچه بیت امام خمینی (ره) و هر چه از اموال آقای شریعتمداری بود را گرفتند و در اختیار دفتر تبلیغات گذاشتند.

یکی بحث درست بودن یا نبودن مصادره دفتر دارالتبلیغ است که حقوقدانان باید بررسی کنند و بحث دوم اینکه آیا جایی بهتر از دفتر تبلیغات نبود که این اموال را در اختیار آن قرار دهند؟ اگر همین ساختان را در اختیار حوزه علمیه قرار می‌دادند از آن به عنوان یکی از مؤسسات زیر نظر خود استفاده می‌کرد؛ درست است که دفتر تبلیغات با عنوان دفتر تبلیغات حوزه علمیه شناخته شده است اما به حوزه وابسته نیست، زیر نظر حوزه نیست، خودش مستقل است و بعد هم مشکلات دفتر تبلیغات بدتر از مشکلاتی بود که دارالتبلیغ داشت؛ این‌ها قشری سکولار را به وجود آوردند که هنوز آثارش در جامعه باقی است.

 

اسباط– دارالتبلیغ به امر تبلیغ مشغول بوده است، شاید منظور امام خمینی (ره) این بوده است که این دفتر کار تبلیغ خود را ادامه دهد؛ دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم با نام «دایره تبلیغات امام» آغاز به کار کرده است و اهداف و برنامه‌هایی در این راستا داشته است.

– به هرحال این کار انجام شده است؛ بنده از روند انجام شده در این مصادره‌ها توضیح دادم.

 

اسباط– آیا می‌توانیم خط فکری دارالتبلیغ را منتج به حزب خلق مسلمان بدانیم؟

– اگر دارالتبلیغ را تنها آقای شریعتمداری بدانیم، می‌شود گفت که امتدادش خلق مسلمان می‌شود؛ اما اگر بزرگان دیگری که بودند را در دارالتبلیغ دخیل بدانیم به حزب خلق مسلمان نمی‌رسد؛ چون هیچ یک از آقایان حس ناسیونالیستی نداشتند، اگر انقلابی نبودند، ضد انقلاب هم نبودند؛ ضد انقلاب بودن حزب خلق مسلمان از تفکر آقای شریعتمداری نشأت می‌گرفت اما از تفکر کسانی که در دارالتبلیغ بودند منتج نمی‌شد.

اسباط– آقای ربانی شیرازی نقل می‌کند در دیداری که با آقای مکارم دارد اعتراض می‌کند که چرا در مجله مکتب اسلام چیزی درباره آزادی امام از حصر و مجلس باشکوه برگزار شده مطلبی درج نمی‌کنید؛ شما از این مطلب اطلاعی دارید؟

– این آقایان ضد امام نبودند اما حوصله درگیری هم نداشتند؛ در آن زمان اگر کسی اسمی از امام می‌برد دچار مشکلات زیادی می‌شد؛ انقلابی‌تر از مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی (ره) وجود نداشته است؛ منتها کسی او را نمی‌شناخت؛ او یلی بود که از هیچ چیزی ترس و وحشتی نداشت؛ آقایان دیگر آنطور نبودند، نمی‌خواستند خودشان را گرفتار کنند؛ این حالت محافظه‌کاری آدم را به اینجاها می‌کشاند وگرنه ضد امام نبودند، شاید به این فکر می‌کردند که چرا برای خودمان دردسر ایجاد کنیم؟

 

اسباط– برنامه‌های دارالتبلیغ فقط صرفاً بحث تبلیغ و مبلغ و مانند این‌ها بود؟

– قبل از انقلاب مجله یا کتابی را به مناسبت یک سمینار انتشار داده بودند؛ اگر یکی از آن‌ها را پیدا کنید فعالیت‌های دارالتبلیغ در آن قید شده است؛ از آن می‌توانید به خیلی از سئوالات خود، پاسخ دهید؛ مطالبی در آن نوشته شده بود که می‌توانید متوجه شوید که با رژیم هماهنگ بوده است یا خیر؛ قبل از انقلاب آن را دیدم که به مناسبتی، ویژه‌نامه‌ای منتشر کرده بودند که اگر پیدا شود مطالب جالبی در آن وجود دارد.

 

اسباط– بورسیه را شما نشنیده بودید؟

– نه چیزی نشنیدم.

 

اسباط– دارالتبلیغ، دفتر تبلیغات شد، برنامه‌های دفتر تبلیغات اجرا شد؟ تمام هیأت مدیره آن عوض شدند؟

– بله، همانطور که اشاره کردید آقای عبایی خراسانی دفتر تبلیغات را راه اندازی کرد؛ در ابتدا هیأت امنا هم نداشت و در یکی از ساختمان‌هایی که خانه‌های سازمانی ساواک بود استقرار داشت؛ این ساختمان خیلی بسیط و ابتدایی بود؛ بعد از آن این‌جا را گرفتند؛ نخست به دنبال آن بودند که اعزام روحانیان مبلغ را ساماندهی کنند اما بعدها به مسائل دیگری کشیده شد که نیاز به بحث جداگانه دارد.

 

اسباط– از چه کسانی می‌توانیم در بحث دارالتبلیغ استفاده کنیم؟

– آقای خسروشاهی اگر حرف بزند خوب است؛ نمی‌دانم آقای عقیقی بخشایشی زنده است یا نه؛ داود الهامی که معمم بود از دنیا رفته است؛ آقای گرامی در آن زمان بود و اطلاعات خوبی دارد؛ آقای مسعودی خمینی.

 

اسباط– قبل از اینکه این ساختمان را خریداری کنند آقای تولیت، تولیت حرم حضرت معصومه (س) زمین وقفی از حرم را به مدت ۹۹ سال به دارالتبلیغ اجاره می‌دهد که کلنگ آن را روز عید غدیر می‌زنند؛ آقای دوانی هم صحبت می‌کند و بعد می‌فهمند که این ساختمان هست و آن را خریداری می‌کنند؛ هزینه‌های دارالتبلیغ را تنها آقای شریعتمداری تأمین می‌کرده است یا کسانی دیگر؟

– آقای شریعتمداری تأمین مالی کرده است اما اینکه پشتوانه او چه کسانی بودند را نمی‌دانم.